فقر امروز نتیجه یک بحران طبیعی نیست بلکه محصول مستقیم سیاستهایی است که برای غارت منابع طراحی شدهاند
اقتصاد رانتی و نابودی تولید
وقتی اقتصاد در اختیار نهادهای غیرپاسخگو قرار میگیرد رقابت از بین میرود تولید نابود میشود و سرمایه انسانی مهاجرت را انتخاب میکند این چرخه کشور را به سمت فروپاشی میبرد
تورم بهعنوان ابزار کنترل
تورم فقط یک شاخص اقتصادی نیست بلکه ابزاری برای فقیر نگه داشتن جامعه و وابسته کردن مردم به ساختار قدرت است مردمی که برای بقا میجنگند فرصتی برای مطالبه آزادی ندارند
شکاف طبقاتی خطرناک
انباشت ثروت در دست گروهی کوچک و سقوط طبقه متوسط به معنای شکلگیری یک جامعه انفجاری است جامعهای که ثبات در آن فقط یک توهم است
راه نجات اقتصاد
اقتصاد بدون شفافیت بدون رسانه آزاد و بدون حاکمیت قانون اصلاح نمیشود توسعه اقتصادی پیش از هر چیز نیازمند اصلاح سیاسی است
آیندهای که هنوز ممکن است
با وجود این ویرانیها ظرفیت انسانی و منابع طبیعی میتواند کشور را دوباره بسازد به شرطی که ساختارهای فاسد کنار زده شوند