Translate

۰۲ اسفند، ۱۴۰۴

چهلم جان‌باختگان دی‌ماه ۱۴۰۴؛ حافظه‌ای که خاموش نمی‌شود

چهل روز از ریخته شدن خون فرزندان این سرزمین گذشته است اما نه زخم خانواده‌ها بسته شده و نه فریاد عدالت خاموش شده است

چهلم فقط یک مراسم نیست یک اعلام حضور دوباره است

در فرهنگ این سرزمین چهلم پایان سوگواری نیست بلکه آغاز زنده نگه داشتن نام کسانی است که با خشونت از میان ما گرفته شدند چهلم یعنی تبدیل اندوه به حافظه جمعی و حافظه جمعی همان چیزی است که حکومت‌های سرکوبگر از آن هراس دارند

خانواده‌هایی که دادخواهی را انتخاب کردند

مادران و پدرانی که بر مزار فرزندانشان ایستادند تنها عزادار نبودند آنان به نماد مقاومت تبدیل شدند صدایی که می‌گوید خون بی‌گناه هرگز فراموش نخواهد شد و عدالت مطالبه‌ای است که با تهدید و بازداشت خاموش نمی‌شود

سرکوب مراسم چهلم و ترس از تکرار خیابان

حضور نیروهای امنیتی احضار خانواده‌ها و ایجاد فضای نظامی در اطراف مزارها نشان داد که قدرت حاکم بیش از هر چیز از زنده شدن دوباره اعتراضات می‌ترسد چهلم‌ها در تاریخ معاصر ایران همیشه نقطه اتصال خیابان و حافظه بوده‌اند

حافظه تاریخی علیه فراموشی تحمیلی

تمام تلاش ساختار سرکوب بر پاک کردن صورت مسئله است حذف نام‌ها تحریف روایت‌ها و تهدید شاهدان اما جامعه‌ای که تصاویر چهره‌های جان‌باختگان را در ذهن خود ثبت کرده باشد هرگز به عقب بازنمی‌گردد

دادخواهی یک مسیر طولانی اما متوقف‌نشدنی

دادخواهی فقط یک پرونده قضایی نیست یک جنبش اجتماعی است که از خانه‌های داغدار آغاز می‌شود و به وجدان عمومی جهان می‌رسد امروز نام جان‌باختگان دی‌ماه به سندی علیه ناقضان حقوق بشر تبدیل شده است

مسئولیت جامعه جهانی

سکوت در برابر کشتار معترضان بی‌دفاع به معنای پذیرش چرخه خشونت است نهادهای بین‌المللی اگر به وظیفه خود عمل نکنند مفهوم حقوق بشر به یک شعار بی‌اثر تبدیل خواهد شد

چهلم پایان نیست آغاز راه است

چهلم یعنی اینکه این خون‌ها به آگاهی تبدیل شده‌اند یعنی نسلی که ترس را کنار گذاشته است یعنی خیابانی که هر بار با نامی جدید بیدار می‌شود و مطالبه آزادی را فریاد می‌زند

آینده‌ای که با نام آنان نوشته می‌شود

جان‌باختگان دی‌ماه تنها قربانیان یک سرکوب نبودند آنان به نشانه‌های یک بیداری تاریخی تبدیل شدند نامشان در حافظه این سرزمین خواهد ماند و مسیر آزادی با یاد آنان ادامه پیدا خواهد کرد

#مهساامینی #vvmiran #MahsaAmini

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...