Translate

۱۸ مرداد، ۱۴۰۵

نتانیاهو طرح ترامپ برای غزه را رد کرد

نتانیاهو طرح ترامپ برای غزه را رد کرد

## بن‌بست "روز بعد": چرا نتانیاهو طرح ترامپ برای غزه را رد کرد؟ خبر رد طرح ۱۵ ماده‌ای دونالد ترامپ برای آینده غزه توسط بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، و تاکید او بر عدم عقب‌نشینی تا "خلع سلاح کامل حماس"، نه تنها یک رد دیپلماتیک ساده نیست، بلکه آینه‌ای تمام‌نما از بن‌بست عمیق‌تر، تضادهای بنیادین در اهداف جنگی اسرائیل، ملاحظات داخلی پیچیده و عدم وجود افق سیاسی روشن برای منطقه است. این موضع‌گیری، نه تنها آینده غزه را در هاله‌ای از ابهام فرو می‌برد، بلکه چالش‌های پیش روی جامعه جهانی، به‌ویژه ایالات متحده، در طراحی هرگونه راه حل پایدار را بیش از پیش آشکار می‌سازد. برای تحلیل این تصمیم نتانیاهو، باید به لایه‌های مختلفی از جمله ماهیت احتمالی طرح ترامپ، اهداف اعلام شده و پنهان اسرائیل، ملاحظات سیاسی داخلی نتانیاهو، و واقعیت‌های میدانی و ژئوپلیتیکی منطقه پرداخت. **ماهیت طرح ۱۵ ماده‌ای ترامپ: بازگشت به میدان با رویکردی خاص** اگرچه جزئیات دقیق طرح ترامپ منتشر نشده است، اما با توجه به سابقه مواضع و رویکردهای دولت او در قبال منازعه اسرائیل و فلسطین، می‌توان حدس‌هایی درباره محتوای آن زد. در دوره ریاست جمهوری ترامپ، شاهد طرح "معامله قرن" بودیم که به شدت به نفع اسرائیل و با نادیده گرفتن بسیاری از خواسته‌های فلسطینیان تنظیم شده بود. از این رو، بعید نیست که طرح ۱۵ ماده‌ای اخیر نیز: ۱. **بر امنیت اسرائیل متمرکز باشد:** با تاکید بر نابودی زیرساخت‌های حماس و جلوگیری از بازگشت توانمندی‌های نظامی آن. ۲. **نقش محدودی برای دولت خودگردان فلسطین قائل باشد:** یا حداقل به شکلی باشد که نتانیاهو و راست‌گرایان اسرائیل آن را تهدیدی برای امنیت خود نبینند. ۳. **اقتصاد را بر سیاست اولویت دهد:** شاید با پیشنهاد بسته‌های بازسازی و کمک‌های اقتصادی در ازای چشم‌پوشی از برخی مطالبات سیاسی. ۴. **از مفهوم "کشور مستقل فلسطینی" فاصله بگیرد:** یا آن را به شرایطی ناممکن برای فلسطینیان منوط کند. ۵. **رویکردی منطقه‌ای با مشارکت کشورهای عربی را دنبال کند:** همانند آنچه در توافقات ابراهیم شاهد بودیم، با امید به اینکه کشورهای عربی، بار اداره غزه را به دوش بکشند. هدف ترامپ از ارائه چنین طرحی نیز می‌تواند چند وجهی باشد؛ از جمله نشان دادن پویایی و ابتکار عمل خود در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، و یا تلاش برای ایفای نقش "صلح‌ساز" منطقه‌ای که در گذشته نیز ادعایش را داشت. اما مهمتر از نیت ترامپ، واکنش نتانیاهو به این طرح است. **استدلال نتانیاهو: "خلع سلاح کامل حماس" و "عدم عقب‌نشینی" – یک هدف غیرواقعی و یک رویکرد بن‌بست‌ساز** نتانیاهو صراحتاً اعلام کرده است که تا "خلع سلاح کامل حماس" هیچ عقب‌نشینی از نوار غزه صورت نخواهد گرفت. این جمله در ظاهر، منطقی به نظر می‌رسد و با هدف اعلام شده اسرائیل از آغاز جنگ، یعنی "نابودی حماس"، همخوانی دارد. اما در واقعیت، این یک هدف بسیار مبهم، زمان‌بر، و شاید غیرقابل دستیابی است که می‌تواند به اشغال نظامی طولانی‌مدت غزه توسط اسرائیل بینجامد. ۱. **تعریف "خلع سلاح کامل":** آیا این به معنای از بین بردن تمام توانمندی‌های نظامی حماس است؟ یا ریشه‌کن کردن ایدئولوژی آن؟ حماس نه فقط یک سازمان نظامی، بلکه یک جنبش سیاسی-اجتماعی ریشه‌دار در جامعه غزه است. نابودی فیزیکی تمام اعضای آن اگرچه ممکن نیست، اما حتی اگر بخش عمده‌ای از توان نظامی آن از بین برود، آیا این به معنای از بین رفتن کامل ایده مقاومت است؟ ۲. **پیامد "عدم عقب‌نشینی":** این رویکرد به معنای تداوم اشغالگری است. اشغال غزه نه تنها بار سنگینی بر دوش اقتصاد و نیروی انسانی اسرائیل خواهد گذاشت، بلکه اسرائیل را در معرض واکنش‌های بین‌المللی، فشار حقوق بشری و چرخه‌های بی‌پایان خشونت قرار خواهد داد. این رویکرد همچنین هرگونه چشم‌انداز سیاسی برای فلسطینیان را مسدود می‌کند و می‌تواند به رادیکالیزه شدن بیشتر گروه‌ها و افراد منجر شود. ۳. **سناریوی "فقدان جایگزین":** نتانیاهو و کابینه‌اش هیچ طرح منسجم و قابل قبولی برای "روز بعد" ارائه نکرده‌اند. رد طرح ترامپ در خلأ رخ نمی‌دهد؛ بلکه در حالی اتفاق می‌افتد که هیچ طرف داخلی یا خارجی نتوانسته است نخست‌وزیر اسرائیل را به سمت یک نقشه راه عملی برای مدیریت غزه پس از جنگ سوق دهد. این فقدان استراتژی، خود یکی از مهم‌ترین دلایل بن‌بست کنونی است. **ملاحظات داخلی: بازی بقای سیاسی نتانیاهو** تصمیم نتانیاهو را نمی‌توان جدای از ملاحظات داخلی و بقای سیاسی او ارزیابی کرد. نخست‌وزیر اسرائیل که همواره با اتهامات فساد و چالش‌های سیاسی داخلی دست و پنجه نرم کرده است، پس از حمله ۷ اکتبر تحت فشار بی‌سابقه‌ای قرار گرفته است. او برای حفظ ائتلاف شکننده خود که عمدتاً متشکل از احزاب راست افراطی و مذهبی است، نیاز مبرمی به نشان دادن قاطعیت و عدم عقب‌نشینی دارد. ۱. **فشار راست افراطی:** وزرای راست‌گرای کابینه نتانیاهو، مانند بن‌گویر و اسموتریچ، هرگونه نرمش در قبال فلسطینیان یا عقب‌نشینی از غزه را برنمی‌تابند. آنها حتی خواستار بازگشت شهرک‌سازی‌ها به غزه هستند. نتانیاهو می‌داند که پذیرش هر طرحی که به خروج کامل اسرائیل از غزه یا اعطای امتیازات سیاسی به فلسطینیان منجر شود، می‌تواند به فروپاشی کابینه‌اش و پایان دوران سیاسی او منجر شود. ۲. **افکار عمومی در اسرائیل:** هرچند انتقاداتی از عملکرد نتانیاهو در قبال ۷ اکتبر وجود دارد، اما بخش قابل توجهی از جامعه اسرائیل، به‌ویژه پس از آن حمله، بر لزوم نابودی کامل حماس و تامین امنیت مطلق تاکید دارند. نتانیاهو نمی‌خواهد در آستانه انتخابات احتمالی، به عنوان فردی ضعیف یا سازشکار در قبال دشمن تلقی شود. ۳. **محاکمات فساد:** هرگونه از دست دادن قدرت، نتانیاهو را در معرض خطرات حقوقی جدی قرار می‌دهد. حفظ قدرت و پست نخست‌وزیری، برای او به معنای حفظ حاشیه امن در برابر این اتهامات است. از این رو، هر تصمیمی که منجر به تضعیف موقعیت سیاسی او شود، به شدت مورد اجتناب قرار می‌گیرد. **چالش‌ها و پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی** رد طرح ترامپ توسط نتانیاهو، پیامدهای عمیقی در سطوح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز خواهد داشت: ۱. **تضعیف نقش آمریکا:** دولت بایدن در تلاش است تا با فشار بر اسرائیل و همکاری با کشورهای عربی، راه حلی برای "روز بعد" غزه پیدا کند و حتی به چشم‌انداز دو دولتی بازگردد. رد طرح ترامپ توسط نتانیاهو، که حتی می‌تواند طرح‌های مشابهی از سوی دولت بایدن را نیز با چالش مواجه کند، نشان‌دهنده استقلال عمل نتانیاهو از هرگونه فشار خارجی، حتی از سوی مهمترین متحدش، آمریکاست. این موضع‌گیری، توانایی واشنگتن برای تاثیرگذاری بر مسیر جنگ و صلح را کاهش می‌دهد. ۲. **افزایش تنش منطقه‌ای:** عدم وجود یک افق سیاسی برای غزه، به معنای ادامه بی‌ثباتی و تنش در منطقه است. این وضعیت می‌تواند به گسترش دامنه درگیری‌ها، افزایش نفوذ گروه‌های تندرو و ناامیدی بیشتر در میان جمعیت فلسطینی منجر شود. ۳. **بحران انسانی عمیق‌تر:** مادامی که وضعیت سیاسی غزه نامشخص باشد و اشغالگری ادامه یابد، بحران انسانی در این باریکه به طور فزاینده‌ای عمیق‌تر خواهد شد. بازسازی غزه بدون یک توافق سیاسی پایدار، تقریباً ناممکن است و جمعیت غزه در یک وضعیت بی‌خانمانی و آوارگی دائمی قرار خواهند گرفت. ۴. **انزوای بیشتر اسرائیل:** با وجود حمایت قاطع آمریکا، عدم انعطاف اسرائیل در قبال طرح‌های صلح و تداوم اشغالگری، می‌تواند به انزوای بین‌المللی بیشتر این رژیم منجر شود و اعتبار آن را در مجامع جهانی بیش از پیش خدشه‌دار کند. **نتیجه‌گیری: بن‌بست استراتژیک و لزوم یک تغییر پارادایم** رد طرح ترامپ توسط نتانیاهو، نشان‌دهنده یک بن‌بست استراتژیک است که ریشه در تضاد اهداف، ملاحظات داخلی و عدم اراده سیاسی برای یافتن راه حلی جامع دارد. نتانیاهو با تاکید بر خلع سلاح کامل حماس و عدم عقب‌نشینی، در واقع یک هدف غیرواقعی و یک رویکرد بن‌بست‌ساز را دنبال می‌کند که نه تنها به امنیت بلندمدت اسرائیل کمکی نمی‌کند، بلکه منطقه را در چرخه‌ای بی‌پایان از خشونت و بی‌ثباتی گرفتار می‌سازد. برای خروج از این وضعیت، نیازمند یک تغییر پارادایم هستیم؛ تغییری که از سوی تمام بازیگران اصلی، از جمله اسرائیل، فلسطینیان، ایالات متحده و کشورهای منطقه‌ای صورت گیرد. این تغییر مستلزم: * **واقع‌بینی اسرائیل:** در پذیرش اینکه نابودی کامل ایدئولوژیک حماس ممکن نیست و امنیت پایدار نیازمند یک افق سیاسی برای فلسطینیان است. * **وحدت و حاکمیت مؤثر فلسطینی:** برای ارائه یک جایگزین مشروع و کارآمد برای غزه. * **فشار دیپلماتیک مؤثر و هماهنگ بین‌المللی:** برای سوق دادن طرفین به سمت یک راه حل سیاسی که هم امنیت اسرائیل را تضمین کند و هم حقوق و مطالبات فلسطینیان را به رسمیت بشناسد. بدون چنین تغییری، نوار غزه و کل منطقه خاورمیانه درگیر آینده‌ای نامعلوم و مملو از درگیری و رنج باقی خواهد ماند، و هر طرح صلحی، چه از سوی ترامپ باشد چه از سوی دیگران، به سرنوشتی مشابه دچار خواهد شد.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...