Translate

۳۰ دی، ۱۴۰۴

چرا جهان به‌طور مستقیم به کمک مردم ایران نیامده است

در جریان اعتراضات و خیزش‌های مردمی ایران یکی از پرسش‌های تکرارشونده این است که چرا با وجود گستردگی سرکوب و هزینه‌های سنگین انسانی هیچ کشور یا نیروی خارجی به‌طور مستقیم به یاری مردم نشتافته است پاسخ به این پرسش برخلاف تصور رایج ساده یا تک‌علتی نیست و ریشه در مجموعه‌ای از ملاحظات حقوقی سیاسی و منافع بین‌المللی دارد

در نظام حقوق بین‌الملل اصلی بنیادین به نام عدم مداخله در امور داخلی کشورها وجود دارد بر اساس این اصل هیچ دولتی بدون مجوز رسمی بین‌المللی یا شرایط استثنایی مانند دفاع مشروع یا قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل حق دخالت مستقیم در امور داخلی کشور دیگر را ندارد جمهوری اسلامی فارغ از میزان مشروعیت مردمی همچنان از نظر حقوقی یک دولت مستقر و به‌رسمیت‌شناخته‌شده محسوب می‌شود و همین واقعیت حقوقی دست بسیاری از دولت‌ها را برای اقدام مستقیم می‌بندد

ایران تنها کشوری با اعتراضات داخلی نیست بلکه بازیگری مهم در معادلات منطقه‌ای و امنیتی خاورمیانه به‌شمار می‌آید توان نظامی نفوذ منطقه‌ای و شبکه نیروهای نیابتی وابسته به جمهوری اسلامی باعث شده بسیاری از دولت‌ها نگران باشند که هرگونه دخالت مستقیم به گسترش یک جنگ منطقه‌ای یا حتی جهانی منجر شود این ترس واقعی و محاسبه‌محور عامل مهمی در ترجیح احتیاط و نظاره‌گری به جای اقدام عملی بوده است

یکی دیگر از عوامل بازدارنده در نگاه دولت‌های خارجی نبود یک رهبری واحد و آلترناتیو رسمی و مورد اجماع در میان مخالفان جمهوری اسلامی است دولت‌ها معمولاً زمانی حاضر به حمایت عملی از یک جنبش می‌شوند که بدانند با چه نیرویی جایگزین حکومت فعلی خواهد شد از نگاه آن‌ها اپوزیسیون ایران پراکنده فاقد انسجام و بدون تصویر روشن از ساختار قدرت پس از تغییر نظام است این ابهام ریسک تصمیم‌گیری برای حمایت مستقیم را به‌شدت افزایش می‌دهد

واقعیت تلخ سیاست جهانی این است که حقوق بشر در بسیاری از موارد اولویت نخست دولت‌ها نیست منافع اقتصادی امنیت انرژی رقابت‌های ژئوپولیتیک و موازنه قدرت میان کشورها اغلب بر حمایت عملی از مردم تحت سرکوب ترجیح داده می‌شود در چنین معادله‌ای هزینه کمک مستقیم به مردم ایران برای بسیاری از دولت‌ها بیش از حد بالا و پرخطر ارزیابی می‌شود

آنچه تاکنون به‌عنوان حمایت از مردم ایران انجام شده عمدتاً به اقدامات غیرمستقیم محدود بوده است از جمله محکومیت‌های سیاسی تحریم‌های اقتصادی فشارهای دیپلماتیک و حمایت رسانه‌ای این اقدامات اگرچه از نظر نمادین اهمیت دارند اما در عمل نه از شدت سرکوب می‌کاهند و نه جان معترضان را در خیابان‌ها حفظ می‌کنند به همین دلیل احساس تنهایی و رهاشدگی در میان مردم ایران کاملاً واقعی و قابل درک است

نگاهی به تاریخ معاصر نشان می‌دهد که تقریباً هیچ تحول بنیادینی صرفاً با نجات مستقیم خارجی به پیروزی نرسیده است تغییرات پایدار معمولاً زمانی رخ داده‌اند که شکاف جدی درون ساختار قدرت ایجاد شده یا بخشی از بدنه حاکمیت از حکومت فاصله گرفته و به مردم نزدیک شده است نه صرفاً با مداخله بیرونی

در نهایت باید گفت مردم ایران تنها گذاشته نشده‌اند چون دیده نمی‌شوند بلکه تنها گذاشته شده‌اند چون در معادلات قدرت جهانی منافع دولت‌ها مهم‌تر از جان انسان‌هاست این واقعیت تلخ اما تعیین‌کننده سیاست بین‌الملل است

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران
#مهساامینی
#vvmiran
@baschariyat
#MahsaAmini

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...