سکوت جهان؛ بزرگترین شریک نقض در ایران
سکوت جامعه جهانی در برابر نقض حقوق بشر در ایران، بزرگترین شریک خاموش سرکوب و خشونت علیه مردم این کشور است. این سکوت نه تنها مردم را تنها گذاشته بلکه زمینه ادامه بیرحمی و فساد را فراهم میکند.
در بسیاری از جوامع آنچه بهعنوان قدرت به نمایش گذاشته میشود لزوماً بازتابی از واقعیت زندگی مردم نیست در ایران نیز سالهاست تصویری از اقتدار ثبات و توانمندی ارائه میشود در حالی که در لایههای زیرین جامعه فقر بهطور گسترده در حال گسترش است این تضاد میان تصویر رسمی و واقعیت اجتماعی یکی از مهمترین نشانههای شکاف عمیق میان حاکمیت و مردم است
در زمانهای که جنگ و بحرانهای سیاسی بر سرنوشت کشورها سایه میاندازند نخستین قربانی همیشه حقیقت است در ایران نیز همزمان با تشدید تنشها و ناامنیها پدیدهای شکل گرفته که کمتر از خود جنگ دیده میشود اما تأثیری عمیقتر بر جامعه دارد و آن سانسور سیستماتیک اطلاعات است سانسوری که نهتنها واقعیت را پنهان میکند بلکه ادراک جامعه از آنچه در حال وقوع است را نیز تغییر میدهد
در روزگاری که نگاهها به سمت تحولات سیاسی تنشهای منطقهای و معادلات قدرت دوخته شده است واقعیتی عمیق و دردناک در سکوت در حال جریان است واقعیتی که نه در تیتر خبرها جای میگیرد و نه در تحلیلهای کلان سیاسی دیده میشود این واقعیت زندگی میلیونها بیمار مزمن در ایران است انسانهایی که هر روز با بیماریهای طولانیمدت خود میجنگند و اکنون در میان فشارهای اقتصادی کمبود دارو و اضطراب ناشی از بیثباتی به قربانیان خاموش این وضعیت تبدیل شدهاند
آنچه امروز در ایران در حال رخ دادن است دیگر صرفاً مجموعهای از بحرانهای پراکنده اقتصادی سیاسی یا اجتماعی نیست بلکه نشانههای یک فرسایش عمیق و ساختاری در بنیان قدرت است ساختاری که سالها با ابزارهایی مانند سرکوب سانسور و ایجاد ترس توانسته بود بقای خود را حفظ کند اما اکنون در برابر جامعهای قرار گرفته که دیگر قواعد گذشته را نمیپذیرد جامعهای که نه به روایت رسمی اعتماد دارد نه به وعدههای تکراری و نه به سازوکارهایی که سالها برای کنترل آن طراحی شده بود
آنچه در اعتراضات سراسری اخیر در ایران رخ داده تنها یک بحران سیاسی نیست بلکه تصویری عریان از سازوکار یک دیکتاتوری است که برای بقا از هر ابزار ممکن استفاده میکند از سرکوب خونین تا قطع اینترنت و پنهانکاری سیستماتیک این روند نشان میدهد که دیکتاتوری نه یک اتفاق بلکه یک ساختار است ساختاری که بر ترس سانسور و خشونت بنا شده و برای ادامه حیات خود به بازتولید همین ابزارها وابسته است
!doctype>ترک تحصیل فقط یک عدد در آمار نیست بلکه یک بحران عمیق اجتماعی است که آینده یک نسل را تهدید میکند هر دانشآموزی که از مدرسه جدا میشود در واقع بخشی از سرمایه انسانی کشور از دست میرود و این زنجیرهای از مشکلات اقتصادی اجتماعی و روانی را به دنبال دارد
!doctype>
کنترل رسانهها در حکومتهای اقتدارگرا؛ جنگ برای تسلط بر افکار عمومیدر بسیاری از حکومتهای اقتدارگرا رسانهها نه به عنوان ابزار اطلاعرسانی بلکه به عنوان ابزاری برای کنترل افکار عمومی استفاده میشوند محدود کردن رسانههای مستقل و گسترش تبلیغات حکومتی بخشی از راهبردی است که برای حفظ قدرت به کار گرفته میشود |
از انقلاب تا سلطنت؛ جمهوری اسلامی چگونه موروثی شدوقتی قدرت در یک حکومت از پدر به پسر منتقل میشود دیگر سخن گفتن از جمهوریت معنایی ندارد آنچه باقی میماند ساختاری است که به نام دین و انقلاب شکل گرفت اما در عمل به نوعی حکومت خانوادگی تبدیل شده است حکومتی که برای بقای خود نه به رأی مردم بلکه به سرکوب و مهندسی قدرت تکیه کرده است |
جمهوری اسلامی؛ تهدیدی برای خاورمیانهاقدامات جمهوری اسلامی برای حفظ قدرت و بقا، نه تنها امنیت مردم ایران را به خطر انداخته بلکه کل خاورمیانه را دچار هرج و مرج و بیثباتی کرده است، دخالت در کشورهای همسایه، حمایت از گروههای شبهنظامی و تحریک تنشها نشان میدهد که این رژیم برای بقا حاضر است جان میلیونها نفر را فدای جاهطلبیهای خود کند. |
هرچند رژیم تلاش میکند با تمسخر کشتهشدگان و بازی با خون آنان واقعیت را پنهان کند اما جامعه ایران فراموشکار نیست و خشم جمعی هرگز خاموش نمیشود. همانطور که کارما کاری کرده بود که جنازهی خمینی سالها در یخچال باقی ماند، حالا برای جنازهی تیکهتیکه خامنهای هم یخچال آماده میکنند، یادآوریای که نشان میدهد هیچ جنایتی بیجواب نخواهد ماند.
دلنوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطرههای سوخته و امیدهای لهشده. در جنگی بزرگتر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایدهٔ سرکوب...