Translate

۰۸ فروردین، ۱۴۰۵

وقتی یک نظام به نقطه پایان نزدیک می‌شود

وقتی یک نظام به نقطه پایان نزدیک می‌شود

آنچه امروز در ایران در حال رخ دادن است دیگر صرفاً مجموعه‌ای از بحران‌های پراکنده اقتصادی سیاسی یا اجتماعی نیست بلکه نشانه‌های یک فرسایش عمیق و ساختاری در بنیان قدرت است ساختاری که سال‌ها با ابزارهایی مانند سرکوب سانسور و ایجاد ترس توانسته بود بقای خود را حفظ کند اما اکنون در برابر جامعه‌ای قرار گرفته که دیگر قواعد گذشته را نمی‌پذیرد جامعه‌ای که نه به روایت رسمی اعتماد دارد نه به وعده‌های تکراری و نه به سازوکارهایی که سال‌ها برای کنترل آن طراحی شده بود

اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ را می‌توان نقطه عطفی در این روند دانست لحظه‌ای که نارضایتی‌های انباشته شده از سطح گلایه‌های پراکنده عبور کرد و به یک بیان جمعی و آشکار تبدیل شد مردمی که به خیابان آمدند فقط درباره معیشت یا یک مطالبه خاص سخن نمی‌گفتند بلکه درباره کیفیت زندگی کرامت انسانی و آینده‌ای که از آن‌ها گرفته شده بود فریاد می‌زدند این تغییر در ماهیت اعتراضات نشان‌دهنده عبور جامعه از مرحله اصلاح‌خواهی به مرحله‌ای عمیق‌تر از مطالبه‌گری است

واکنش حکومت به این وضعیت بیش از هر چیز ماهیت واقعی آن را آشکار کرد به‌جای گفت‌وگو به‌جای پذیرش حداقلی از مسئولیت و به‌جای تلاش برای کاهش تنش تنها ابزار مورد استفاده خشونت بود از حضور گسترده نیروهای امنیتی در خیابان‌ها تا بازداشت‌های گسترده و فشارهای روانی و اجتماعی بر خانواده‌ها همه نشان داد که ساختار قدرت نه توان شنیدن دارد و نه اراده‌ای برای تغییر این وابستگی کامل به سرکوب در واقع نشانه‌ای از ضعف عمیق است زیرا هرچه یک نظام بیشتر به زور متکی شود کمتر از مشروعیت واقعی برخوردار است

یکی از مهم‌ترین ابزارهای کنترل در این میان قطع و محدودسازی اینترنت بود اقدامی که در ظاهر با هدف مدیریت بحران انجام می‌شود اما در واقع تلاشی برای پنهان‌کردن واقعیت است در دنیای امروز اینترنت فقط یک ابزار ارتباطی نیست بلکه بستر اصلی روایت‌گری و ثبت حقیقت است زمانی که این بستر قطع می‌شود نه تنها ارتباط مردم با جهان خارج محدود می‌شود بلکه امکان مستندسازی و انتقال تجربه‌های زیسته نیز از بین می‌رود با این حال تجربه نشان داده که حتی شدیدترین محدودیت‌ها نیز نمی‌توانند جریان اطلاعات را به‌طور کامل متوقف کنند و حقیقت در نهایت راه خود را پیدا می‌کند

در سطح اجتماعی نیز تغییرات مهمی در حال شکل‌گیری است نسلی که امروز در مرکز این تحولات قرار دارد نسلی است که تجربه مستقیم از محدودیت‌ها تبعیض‌ها و ناکامی‌های ساختاری دارد این نسل نه خاطره‌ای از دوران متفاوت دارد و نه امیدی به اصلاح تدریجی بنابراین نگاه آن به آینده متفاوت است این نسل کمتر تحت تأثیر ترس‌های سنتی قرار می‌گیرد و بیشتر بر حق انتخاب و حق تعیین سرنوشت تأکید دارد همین تغییر نسلی یکی از عوامل مهم در تداوم و گسترش مطالبات اجتماعی است

در کنار این تحولات داخلی نقش ایرانیان خارج از کشور نیز قابل توجه است آن‌ها با استفاده از فضای بازتر رسانه‌ای و سیاسی توانسته‌اند صدای اعتراضات را به سطح بین‌المللی منتقل کنند و توجه افکار عمومی جهانی را جلب نمایند این پیوند میان داخل و خارج باعث شده که مسئله ایران از یک موضوع صرفاً داخلی خارج شود و به بخشی از گفت‌وگوهای جهانی درباره حقوق بشر و آزادی‌های مدنی تبدیل گردد

با این حال واکنش جامعه جهانی همچنان محدود و محتاطانه بوده است مجموعه‌ای از بیانیه‌ها فشارهای دیپلماتیک و اقدامات نمادین که اگرچه از نظر سیاسی اهمیت دارند اما در عمل تأثیر مستقیمی بر کاهش فشارهای داخلی نداشته‌اند این شکاف میان ادعاهای حقوق بشری و اقدامات واقعی یکی از چالش‌های مهم در سطح بین‌المللی است و باعث شده احساس تنهایی در میان بخش‌هایی از جامعه تقویت شود

از منظر تاریخی وضعیت کنونی ایران را می‌توان در چارچوب الگوهای شناخته‌شده فرسایش قدرت تحلیل کرد زمانی که یک نظام به‌تدریج مشروعیت خود را از دست می‌دهد فاصله میان حکومت و جامعه افزایش پیدا می‌کند این فاصله ابتدا در سطح گفتمانی ظاهر می‌شود سپس به سطح رفتارهای اجتماعی و در نهایت به سطح کنش‌های جمعی می‌رسد در چنین شرایطی حتی اگر ساختار قدرت در ظاهر پابرجا بماند در واقع از درون دچار ضعف شده است

نکته مهم این است که تغییرات بزرگ معمولاً ناگهانی به نظر می‌رسند اما در واقع نتیجه یک روند طولانی هستند روندی که در آن آگاهی جمعی شکل می‌گیرد شبکه‌های ارتباطی تقویت می‌شوند و اعتماد میان افراد جامعه افزایش پیدا می‌کند آنچه امروز دیده می‌شود بخشی از همین روند است روندی که ممکن است فراز و نشیب‌های زیادی داشته باشد اما جهت کلی آن قابل مشاهده است

در نهایت آنچه تعیین‌کننده آینده خواهد بود نه صرفاً تحولات سیاسی در سطح بالا بلکه میزان همبستگی اجتماعی و توان جامعه برای سازماندهی مطالبات خود است تاریخ نشان داده که هیچ ساختاری نمی‌تواند در برابر اراده جمعی مردمی که به آگاهی رسیده‌اند برای مدت طولانی دوام بیاورد این واقعیت نه یک پیش‌بینی بلکه نتیجه تجربه‌های متعدد در جوامع مختلف است

ایران امروز در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخی خود قرار دارد مقطعی که در آن گذشته دیگر پاسخگو نیست و آینده هنوز به‌طور کامل شکل نگرفته است در چنین شرایطی هر کنش هر صدا و هر تلاش برای بیان حقیقت بخشی از فرآیند شکل‌گیری آینده است آینده‌ای که بیش از هر چیز به آگاهی مسئولیت‌پذیری و مشارکت فعال جامعه وابسته است

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...