Translate

۱۴ اردیبهشت، ۱۴۰۵

وقتی اقتصاد از جنگ کمتر از حکومت می‌ترسد

وقتی اقتصاد از جنگ کمتر از حکومت می‌ترسد

تو همه جای دنیا، خبر جنگ یعنی سقوط اقتصاد، فرار سرمایه، انفجار قیمت دلار و ترس عمومی. ولی اینجا بعضی وقت‌ها بازار انگار یه چیز دیگه میگه؛ انگار خودِ مردم و اقتصاد، از ادامه همین وضعیت بیشتر می‌ترسن تا از جنگ.

ادامه مطلب

وقتی جنگ قبلی شروع شد، دلار از ۱۶۵ رسید به ۱۵۰ هزار تومن. آتش‌بس که شد، دوباره جهش کرد و تا ۱۹۳ هزار تومن بالا رفت. حالا هم با خبر حمله دوباره سپاه به امارات و کشتی‌ها، بازار به‌جای انفجار، ریزش نشون میده.

این فقط یه واکنش مالی ساده نیست؛ این یعنی بخش بزرگی از جامعه، ریشه اصلی بحران اقتصادی رو نه بیرون مرزها، بلکه داخل ساختاری می‌بینه که سال‌هاست اقتصاد رو به نقطه فرسودگی رسونده.

مردمی که هر روز با تورم، بی‌ارزش شدن پول، گرونی، سقوط قدرت خرید و نااطمینانی زندگی می‌کنن، کم‌کم به جایی رسیدن که حتی جنگ هم براشون «غیرعادی‌تر» از وضعیت روزمره نیست.

این یعنی اقتصاد وارد مرحله‌ای شده که دیگر فقط به موشک و درگیری واکنش نشون نمیده؛ بیشتر به امید یا ناامیدی از آینده سیاسی واکنش داره.

وقتی اعتماد عمومی نابود بشه، بازار هم رفتارش عوض میشه. دیگه هیچ‌چیز طبق منطق طبیعی جلو نمیره. صلح لزوماً آرامش نمیاره، جنگ هم فقط ترس تولید نمی‌کنه. همه‌چیز تبدیل میشه به واکنش به یک سیستم فرسوده که مردم سال‌هاست زیر فشارش له شدن.

تلخ‌ترین بخش ماجرا اینه که خیلی‌ها به این نتیجه رسیدن که حتی شرایط بحرانی و جنگی هم شاید از ادامه همین وضعیت قابل‌پیش‌بینی‌تر باشه. و این، فقط یک بحران اقتصادی نیست؛ نشانه‌ی فروپاشی اعتماد مردمیه که دیگه به آینده عادی باور ندارن.

وقتی جامعه به جایی برسه که از «ادامه وضع موجود» بیشتر از جنگ بترسه، یعنی مسئله خیلی عمیق‌تر از قیمت دلار شده. یعنی مردم فقط فقیر نشدن؛ خسته، فرسوده و بی‌اعتماد شدن.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...