Translate

۱۱ اردیبهشت، ۱۴۰۵

جمهوری‌ اسلامی؛ موزه‌ای از تمام بحران‌های جهان

جمهوری‌اسلامی؛ موزه‌ای از تمام بحران‌های جهان

بعضی کشورها با یک بحران شناخته می‌شن. یکی با سانسور، یکی با تورم، یکی با فساد، یکی با افراط‌گرایی. ولی انگار جمهوری‌عسلامی تصمیم گرفته همه‌ی این‌ها رو یک‌جا جمع کنه؛ یه پکیج کامل از هر چیزی که می‌تونه زندگی مردم رو سخت‌تر کنه.

ادامه مطلب

اینترنتش آدم رو یاد بسته‌ترین سیستم‌های دنیا میندازه؛ جایی که دسترسی آزاد به اطلاعات تبدیل میشه به امتیاز، نه حق. هر روز فیلتر جدید، محدودیت جدید، سرعت کمتر، هزینه بیشتر. انگار اینترنت نه برای ارتباط، بلکه برای کنترل طراحی شده.

اقتصادش داستان جداگانه‌ایه. قیمت‌ها اون‌قدر سریع تغییر می‌کنن که حقوق آدم قبل از رسیدن به حسابش، عملاً ارزشش رو از دست داده. مردم مدام در حال دویدن دنبال هزینه‌های زندگی‌ان، بدون اینکه واقعاً بهش برسن.

از اون طرف، فضای فکری و اجتماعی هم پر شده از نگاه‌های خشک و محدودکننده. دخالت در سبک زندگی، در پوشش، در انتخاب، در ساده‌ترین تصمیم‌های شخصی؛ انگار هنوز بخشی از سیستم درگیر جنگ با دنیای امروزه.

و وسط همه این‌ها، فساد مثل یه سایه دائمی روی همه‌چیز افتاده. از خبرهای اختلاس و رانت گرفته تا فاصله عجیب بین زندگی مردم عادی و کسانی که به منابع قدرت نزدیکن. مردم هر روز فقیرتر میشن، ولی بعضی‌ها هر روز ثروتمندتر.

ترکیب همه این بحران‌ها کنار هم، باعث شده مردم فقط با یک مشکل نجنگن؛ با چندین بحران هم‌زمان درگیر باشن. فشار اقتصادی، محدودیت اجتماعی، بی‌اعتمادی، ناامیدی و خستگی روانی، همه با هم تبدیل شدن به بخشی از زندگی روزمره.

شاید برای همین خیلی‌ها میگن اینجا فقط یک بحران وجود نداره؛ اینجا مجموعه‌ای از بحران‌های جهانه که هم‌زمان روی سر مردم خراب شده.

و تلخ‌ترین بخش ماجرا اینه که آدم‌ها کم‌کم دارن به این وضعیت عادت می‌کنن؛ انگار زندگی زیر فشار دائمی، تبدیل شده به نسخه طبیعی زندگی.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...