Translate

۱۹ تیر، ۱۴۰۵

انحلال دولت غزه توسط حماس؛ «تغییر» یا «فریب سیاسی»؟

انحلال دولت غزه توسط حماس؛ «تغییر» یا «فریب سیاسی»؟

## انحلال دولت غزه توسط حماس؛ «تغییر» یا «فریب سیاسی»؟ **مقدمه** در میان بحران‌های پیاپی خاورمیانه و پیچیدگی‌های بی‌شمار منازعه فلسطینی-اسرائیلی، خبری که از نوار غزه به گوش رسید، بار دیگر توجه تحلیلگران و رسانه‌ها را به خود جلب کرد: تصمیم جنبش حماس برای انحلال «کمیته اضطراری دولتی» که عملاً نقش دولت را در این باریکه ایفا می‌کرد. این اقدام، بلافاصله دو پرسش محوری را مطرح ساخت: آیا این یک "تغییر" واقعی و راهبردی در رویکرد حماس برای حل بحران غزه و پیشبرد آشتی ملی است؟ یا صرفاً یک "فریب سیاسی" و مانوری تاکتیکی برای رهایی از مسئولیت‌ها و فشارها، بدون واگذاری حقیقی قدرت؟ این مقاله تحلیلی بلند قصد دارد با واکاوی ابعاد مختلف این تصمیم، انگیزه‌های احتمالی حماس، واکنش بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی، و پیامدهای محتمل آن، به این پرسش‌ها پاسخ دهد و تصویری جامع از چشم‌انداز آینده غزه و فرایند آشتی ملی فلسطینیان ارائه دهد. **پیش‌زمینه: وضعیت اسفبار غزه و ضرورت تغییر** نوار غزه بیش از یک دهه است که تحت محاصره شدید زمینی، هوایی و دریایی اسرائیل قرار دارد. کنترل حماس بر این منطقه از سال ۲۰۰۷، پس از درگیری‌های خونین با فتح، به تشدید این محاصره و قطع ارتباط بین دو بخش اصلی سرزمین‌های فلسطینی – کرانه باختری و غزه – انجامیده است. نتیجه این وضعیت، یک فاجعه انسانی تمام‌عیار است: * **اقتصاد فروپاشیده:** نرخ بیکاری سرسام‌آور (بالای ۵۰ درصد)، فقر گسترده، وابستگی شدید به کمک‌های خارجی. * **بحران زیرساختی:** کمبود شدید آب آشامیدنی، قطعی مکرر برق، سیستم بهداشتی در آستانه فروپاشی. * **محرومیت از آزادی:** محدودیت‌های شدید بر تردد کالا و افراد. * **تنش‌های نظامی:** درگیری‌های مکرر با اسرائیل که هر بار به تخریب گسترده و تلفات سنگین انسانی منجر شده است. در چنین فضایی، کمیته اضطراری دولتی حماس که از سال ۲۰۱۷ پس از شکست تلاش‌های پیشین برای آشتی با فتح تشکیل شده بود، در عمل مسئولیت اداره این منطقه را بر عهده داشت. اما با توجه به محاصره و فقدان منابع، توانایی آن برای پاسخگویی به نیازهای اساسی مردم غزه به شدت محدود بود. فشارها بر حماس، چه از جانب مردم غزه، چه از سوی مصر و بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی، برای یافتن راه حلی پایدار رو به افزایش بود. **انگیزه‌های احتمالی حماس: تغییر یا تاکتیک؟** تصمیم حماس برای انحلال کمیته اضطراری دولتی، در هاله‌ای از ابهام و تفاسیر گوناگون قرار دارد. برای درک بهتر این اقدام، باید به انگیزه‌های محتمل از هر دو منظر "تغییر واقعی" و "فریب سیاسی" نگریست: **الف) استدلال‌های حامی «تغییر واقعی و راهبردی»:** 1. **رهایی از بن‌بست حکمرانی و بحران انسانی:** حماس به خوبی می‌داند که با تداوم محاصره و عدم شناسایی بین‌المللی، قادر به اداره مؤثر غزه نیست و این وضعیت، مشروعیت آن را نزد مردم غزه به چالش می‌کشد. انحلال این کمیته می‌تواند نشانه‌ای از اذعان حماس به ناتوانی خود در حل بحران و آمادگی برای واگذاری بخشی از مسئولیت‌ها به دولت وفاق ملی فلسطینی باشد. 2. **جذب کمک‌های بین‌المللی و بازسازی غزه:** جامعه جهانی و نهادهای بین‌المللی غالباً تمایلی به همکاری مستقیم با حماس به دلیل قرار گرفتن در فهرست گروه‌های تروریستی برخی کشورها ندارند. با حضور دولت وفاق ملی، احتمال جذب کمک‌های مالی و فنی برای بازسازی غزه و بهبود وضعیت معیشتی مردم به شدت افزایش می‌یابد. 3. **فشار از سوی بازیگران منطقه‌ای:** مصر، به عنوان تنها همسایه غزه که دارای مرز مشترک با این منطقه نیست و نقش کلیدی در کنترل گذرگاه رفح دارد، مدت‌هاست که حماس را برای پذیرش آشتی ملی تحت فشار قرار داده است. سایر کشورهای عربی، مانند قطر، نیز خواهان ثبات در منطقه هستند. این فشارها می‌توانسته‌اند عاملی برای اتخاذ این تصمیم باشند. 4. **تجدید نظر در استراتژی مقاومت:** برخی تحلیلگران معتقدند که حماس به این نتیجه رسیده است که رویکرد صرفاً نظامی و حکمرانی مستقل در غزه، به تضعیف آرمان فلسطین و انزوای بیشتر غزه منجر شده است. این تغییر می‌تواند تلاشی برای تغییر چهره و پذیرش یک رویکرد سیاسی-مقاومتی ترکیبی باشد. 5. **کاهش اختلافات داخلی فلسطین:** انحلال کمیته اضطراری می‌تواند سیگنالی مثبت برای فتح و رئیس تشکیلات خودگردان، محمود عباس، باشد که حماس به دنبال کاهش اختلافات و همکاری برای تشکیل یک دولت واحد فلسطینی است. این امر می‌تواند گامی مهم در جهت احیای وحدت ملی باشد که سال‌هاست آرزوی مردم فلسطین است. **ب) استدلال‌های حامی «فریب سیاسی و تاکتیک موقت»:** 1. **واگذاری مسئولیت بدون واگذاری قدرت:** منتقدان بر این باورند که حماس ممکن است صرفاً به دنبال واگذاری «بار مسئولیت» اداره غزه به دولت وفاق ملی باشد، در حالی که «قدرت واقعی» – شامل کنترل امنیتی، نفوذ اجتماعی و شبکه‌های زیرزمینی – را کماکان در دست خود نگه دارد. در این سناریو، دولت وفاق ملی صرفاً به عنوان یک "پوشش" برای جذب کمک‌های خارجی عمل خواهد کرد. 2. **فرار از پیامدهای محاصره:** حماس می‌تواند با این اقدام، فشارهای مربوط به محاصره و شرایط وخیم غزه را به گردن دولت وفاق ملی بیندازد. اگر دولت جدید نتواند مشکلات را حل کند، حماس می‌تواند ادعا کند که مشکل از جانب فتح و تشکیلات خودگردان است. 3. **مانور برای زمان خریدن و تثبیت موقعیت:** ممکن است این اقدام یک مانور تاکتیکی برای کسب زمان و کاهش فشارها باشد تا حماس بتواند در پشت پرده، وضعیت داخلی خود را سازماندهی کرده و با کارت‌های قوی‌تری در مذاکرات آینده حاضر شود. 4. **تغییر چهره برای جامعه جهانی:** حماس می‌کوشد با این اقدام، تصویری منعطف‌تر و عمل‌گراتر از خود به جامعه جهانی نشان دهد، به امید اینکه از فهرست سازمان‌های تروریستی خارج شده یا حداقل زمینه برای تعاملات بیشتر فراهم شود. این می‌تواند به عنوان یک تلاش برای "عادی‌سازی" وضعیت خود تلقی شود. 5. **شرط‌گذاری برای دولت وفاق ملی:** حماس ممکن است شرایطی را برای واگذاری کامل قدرت تعیین کند که می‌داند دولت وفاق ملی هرگز نخواهد پذیرفت، نظیر ادغام شاخه نظامی حماس در نیروهای امنیتی فلسطینی. این امر به حماس امکان می‌دهد که در صورت شکست مذاکرات، فتح را مقصر جلوه دهد. **نقش بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی** 1. **تشکیلات خودگردان فلسطین و فتح:** واکنش فتح و محمود عباس به این تصمیم حماس، حیاتی است. آنها مدت‌هاست خواستار واگذاری کامل کنترل غزه از سوی حماس و برگزاری انتخابات هستند. اما آیا آنها به پیشنهاد حماس اعتماد خواهند کرد؟ سابقه طولانی بی‌اعتمادی و شکست‌های پیشین در آشتی ملی، کار را دشوار می‌کند. عباس بر این باور است که حماس باید کنترل امنیتی و گذرگاه‌ها را به طور کامل واگذار کند و در غیر این صورت، اقدام حماس را صرفاً یک مانور می‌داند. 2. **مصر:** قاهره نقش میانجی اصلی بین حماس و فتح را ایفا می‌کند و امنیت مرزی آن با غزه، برای این کشور بسیار مهم است. مصر خواهان پایان دادن به انشقاق فلسطینی و ثبات در غزه است تا از گسترش بی‌ثباتی به صحرای سینا جلوگیری کند. 3. **اسرائیل:** اسرائیل این تحولات را با نگرانی رصد می‌کند. از یک سو، یک دولت واحد فلسطینی می‌تواند امنیت مرزهای اسرائیل را به چالش بکشد و از سوی دیگر، می‌تواند زمینه را برای ثبات بلندمدت فراهم آورد. موضع اسرائیل در قبال هر دولت وحدت ملی که حماس بخشی از آن باشد، بسیار پیچیده است، زیرا اسرائیل حماس را یک سازمان تروریستی می‌داند و با آن مذاکره نمی‌کند. 4. **ایالات متحده و اتحادیه اروپا:** این کشورها و سازمان‌ها بارها بر لزوم آشتی ملی فلسطینیان و تشکیل یک دولت واحد تأکید کرده‌اند، اما همواره بر این شرط پافشاری کرده‌اند که هر دولتی که حماس در آن نقش داشته باشد، باید خشونت را رد کند، اسرائیل را به رسمیت بشناسد و توافقات قبلی را بپذیرد. این شروط، موانع بزرگی برای هرگونه همکاری بین‌المللی با دولت وحدت ملی خواهند بود. **پیامدهای محتمل** سناریوهای مختلفی برای آینده غزه و آشتی ملی پس از این تصمیم حماس متصور است: 1. **سناریوی خوش‌بینانه (تغییر واقعی):** حماس و فتح به یک توافق جامع دست پیدا می‌کنند که شامل واگذاری کامل مسئولیت‌های مدنی و امنیتی به دولت وفاق ملی، بازگشایی گذرگاه‌ها، و شروع برنامه‌های بازسازی غزه است. این امر به بهبود چشمگیر وضعیت انسانی و احیای امید به تشکیل یک دولت فلسطینی واحد منجر خواهد شد. اما با توجه به سوابق و پیچیدگی‌ها، این سناریو در کوتاه‌مدت بسیار بعید به نظر می‌رسد. 2. **سناریوی بدبینانه (فریب سیاسی و شکست مذاکرات):** حماس شروطی را مطرح می‌کند که فتح قادر به پذیرش آنها نیست. مذاکرات به شکست می‌انجامد و وضعیت غزه بدتر از قبل می‌شود. این امر به تشدید اختلافات داخلی، تداوم محاصره، و وخامت بیشتر اوضاع انسانی منجر خواهد شد. 3. **سناریوی محتمل (توافق جزئی و تدریجی):** حماس و فتح به توافقات جزئی و گام به گام دست می‌یابند. ممکن است کنترل برخی از نهادهای مدنی یا گذرگاه‌ها به دولت وفاق ملی واگذار شود، اما کنترل امنیتی و قدرت واقعی حماس در غزه دست‌نخورده باقی بماند. این امر می‌تواند به کاهش نسبی بحران انسانی و جذب کمک‌های محدودتر بین‌المللی منجر شود، اما به معنای پایان کامل انشقاق نخواهد بود. در این حالت، نوار غزه کماکان در یک وضعیت خاکستری و پرچالش باقی خواهد ماند. **نتیجه‌گیری** تصمیم حماس برای انحلال «کمیته اضطراری دولتی» در غزه، یک اقدام بسیار پیچیده و چندوجهی است که نمی‌توان آن را به سادگی در قالب «تغییر واقعی» یا «فریب سیاسی» طبقه‌بندی کرد. به احتمال زیاد، این حرکت ترکیبی از هر دو انگیزه است: تلاشی برای رهایی از بار سنگین حکمرانی در شرایط محاصره و بحران انسانی از یک سو، و در عین حال، مانوری تاکتیکی برای بهبود وجهه، کاهش فشارها، و حفظ نفوذ در غزه از سوی دیگر. آنچه مسلم است، این است که صرف انحلال یک کمیته، به معنای تغییر ماهوی در ساختار قدرت یا پایان یافتن مشکلات غزه نیست. آشتی ملی واقعی و پایدار، نیازمند اراده سیاسی جدی از هر دو طرف (حماس و فتح)، کنار گذاشتن اختلافات، و توافق بر سر یک چشم‌انداز مشترک برای آینده فلسطین است. این امر همچنین مستلزم حمایت فعال و سازنده از سوی بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی است که بدون تحمیل شروط غیرواقع‌بینانه، به دنبال تسهیل راه حل‌های پایدار باشند. تا زمانی که اعتماد عمیقی بین حماس و فتح برقرار نشود و قدرت به معنای واقعی کلمه – شامل کنترل امنیتی و مرزها – به یک دولت وفاق ملی واگذار نشود، می‌توان گفت که هرگونه «تغییر» صرفاً در سطح رویه و ظاهر باقی خواهد ماند و «فریب سیاسی» بر «تغییر راهبردی» غلبه خواهد کرد. آینده غزه، مانند همیشه، در گرو تصمیماتی است که رهبران فلسطینی در پشت درهای بسته اتخاذ می‌کنند و میزان صداقت آن‌ها در قدم گذاشتن در مسیر وحدت واقعی است. مردم غزه بیش از هر چیز، نیاز به پایان دادن به بن‌بست سیاسی و زندگی با عزت و امید دارند.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...