Translate

۲۵ تیر، ۱۴۰۵

آغاز دور جدید حملات آمریکا؛ شنیده شدن صدای انفجار در اهواز، بندرعباس، بوشهر و قشم

آغاز دور جدید حملات آمریکا؛ شنیده شدن صدای انفجار در اهواز، بندرعباس، بوشهر و قشم

## دور جدید حملات آمریکا علیه ایران: برزخی از تقابل، دیپلماسی و ابهام در منطقه خبر آغاز دور جدید و پیاپی حملات ارتش آمریکا علیه اهدافی در ایران، آن هم برای پنجمین شب متوالی، نقطه‌عطفی نگران‌کننده در اوج‌گیری تنش‌ها میان دو کشور و در منطقه خاورمیانه است. شنیده‌شدن صدای انفجار در شهرهای استراتژیکی چون اهواز، بندرعباس، بوشهر و قشم، فراتر از یک خبر نظامی صرف، بازتابی از ابعاد گسترده‌تر و پیامدهای بالقوه وخیم این رویارویی است. این سلسله حملات، در کنار ادعای آمادگی برای دیپلماسی از سوی واشنگتن و هشدار تهران به کشورهای منطقه، تصویری پیچیده و پرابهام از آینده‌ای نزدیک ترسیم می‌کند که تحلیل دقیق و همه‌جانبه آن ضروری است. **۱. بستر تاریخی و علل تشدید تنش‌ها:** روابط ایران و آمریکا، دهه‌هاست که در سایه بی‌اعتمادی عمیق و تقابل منافع منطقه‌ای قرار دارد. خروج آمریکا از توافق هسته‌ای (برجام) در دوران دونالد ترامپ و اعمال مجدد و تشدید تحریم‌ها، نقطه آغاز دور جدیدی از خصومت‌ها بود که با ترور سردار قاسم سلیمانی به اوج خود رسید. از آن زمان، آنچه در ابتدا "جنگ سایه" نامیده می‌شد – شامل حملات متقابل غیرمستقیم، حملات سایبری، عملیات خرابکارانه و حمایت از نیروهای نیابتی – به‌تدریج چهره‌ای آشکارتر به خود گرفته است. حملات اخیر را نمی‌توان تنها در خلاء بررسی کرد. این رویدادها در چارچوب بحران غزه، حملات حوثی‌ها در دریای سرخ و واکنش آمریکا و بریتانیا به آن‌ها، و نیز حملات گروه‌های شبه‌نظامی وابسته به ایران به پایگاه‌های آمریکا در عراق و سوریه قرار می‌گیرد. به نظر می‌رسد واشنگتن به دنبال ایجاد بازدارندگی فعال‌تری در برابر اقدامات آنچه "محور مقاومت" می‌نامد، است و از طریق این حملات مستقیم، قصد ارسال پیام قاطع به تهران را دارد که حمایت از این گروه‌ها هزینه‌های مستقیم و جدی برای ایران در پی خواهد داشت. **۲. ابعاد و اهداف حملات اخیر:** انتخاب شهرهایی نظیر اهواز (مرکز استان خوزستان و قلب صنعت نفت ایران، همچنین پایگاه‌های نظامی مهم)، بندرعباس (بزرگترین بندر تجاری ایران و پایگاه اصلی نیروی دریایی سپاه و ارتش)، بوشهر (محل تنها نیروگاه اتمی ایران و پایگاه‌های دریایی) و قشم (جزیره‌ای استراتژیک در تنگه هرمز)، نشان می‌دهد که حملات هدفمند بوده و احتمالاً مراکز نظامی، بنادر، تأسیسات مرتبط با سپاه پاسداران یا زیرساخت‌های کلیدی را هدف قرار داده‌اند. این انتخاب‌ها می‌تواند چندین هدف را دنبال کند: * **ایجاد بازدارندگی:** هدف اصلی آمریکا ممکن است مهار ایران از ادامه حمایت از گروه‌هایی باشد که منافع آمریکا و متحدانش را هدف قرار می‌دهند. * **تضعیف توانایی‌ها:** هدف ثانویه می‌تواند تضعیف توانایی‌های نظامی و لوجستیکی ایران، به‌ویژه در ارتباط با نیروی دریایی سپاه و انتقال تسلیحات باشد. * **افزایش فشار داخلی:** اعمال فشار نظامی مستقیم می‌تواند به افزایش نارضایتی‌های داخلی در ایران منجر شود و دولت را وادار به تجدیدنظر در سیاست‌های منطقه‌ای خود کند. * **نمایش قدرت:** واشنگتن با این حملات، قصد دارد نشان دهد که در حفاظت از منافع خود و متحدانش در منطقه، جدی است و آماده اقدام مستقیم است. **۳. تناقض دیپلماسی و جنگ: یک بازی پیچیده:** سخنان کرولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، مبنی بر آمادگی دونالد ترامپ برای دیپلماسی با ایران، که به نظر می‌رسد سهوی باشد و اشاره به موضع دولت فعلی آمریکا (جو بایدن) دارد، در کنار حملات نظامی، تناقضی آشکار را به نمایش می‌گذارد. با این حال، این تناقض در تاریخ روابط بین‌الملل بی‌سابقه نیست. قدرت‌های بزرگ اغلب از استراتژی "چماق و هویج" استفاده می‌کنند؛ به این معنی که همزمان با اعمال فشار نظامی و اقتصادی، کانال‌های دیپلماتیک را نیز باز نگه می‌دارند تا راهی برای خروج از بحران و مذاکره (با شرایط مطلوب‌تر) فراهم باشد. این رویکرد می‌تواند چندین تفسیر داشته باشد: * **مدیریت افکار عمومی:** آمریکا می‌خواهد به جامعه جهانی نشان دهد که مسئولیت تشدید تنش‌ها را بر عهده نمی‌گیرد و همچنان به دنبال راه حل مسالمت‌آمیز است، حتی اگر اقدامات نظامی انجام دهد. * **فشاری برای مذاکره:** حملات نظامی می‌تواند به عنوان اهرمی برای کشاندن ایران به میز مذاکره تحت شرایطی خاص عمل کند. * **جلوگیری از تشدید بی‌رویه:** حتی در اوج درگیری‌ها، داشتن کانال‌های ارتباطی (چه مستقیم و چه از طریق واسطه‌ها) می‌تواند از سوءتفاهم‌ها و محاسبات غلطی که به یک جنگ تمام عیار منجر شود، جلوگیری کند. اما این دیپلماسی در سایه انفجارها، تا چه حد می‌تواند مؤثر باشد؟ وقتی که صداهای انفجار در شهرهای ایران به گوش می‌رسد، اعتماد برای یک گفتگوی سازنده به شدت کاهش می‌یابد و هرگونه تلاش دیپلماتیک با بی‌اعتمادی عمیق مواجه خواهد شد. **۴. هشدار ایران به کشورهای منطقه و پیامدهای منطقه‌ای:** در همین حال، درخواست تهران از کشورهای منطقه برای عدم اجازه استفاده از قلمرو زمینی، دریایی و هوایی آن‌ها برای حمله به ایران، نشان‌دهنده نگرانی جدی از گسترش دامنه درگیری‌ها و تبدیل شدن آن به یک جنگ منطقه‌ای است. این هشدار، پیامدهای مهمی دارد: * **فشار بر متحدان آمریکا:** ایران به طور غیرمستقیم به کشورهای حاشیه خلیج فارس که میزبان پایگاه‌های نظامی آمریکا هستند، هشدار می‌دهد که در صورت استفاده از این پایگاه‌ها برای حمله به ایران، آن‌ها نیز ممکن است مورد تلافی قرار گیرند. * **پیچیدگی ژئوپلیتیک:** این وضعیت، کشورهای منطقه را در موقعیتی دشوار قرار می‌دهد. آن‌ها باید میان روابط با آمریکا و حفظ امنیت خود در برابر ایران، تعادل برقرار کنند. * **ریسک گسترش درگیری:** در صورت عدم توجه به این هشدارها و ادامه حملات از خاک یا حریم هوایی کشورهای منطقه، احتمال درگیری مستقیم ایران با آن کشورها افزایش می‌یابد که می‌تواند منطقه را به یک فاجعه تمام عیار بکشاند. این امر به نوبه خود، امنیت کشتیرانی در آبراه‌های حیاتی مانند تنگه هرمز را به خطر انداخته و پیامدهای وخیمی برای اقتصاد جهانی خواهد داشت. **۵. دورنمای پیش رو و سناریوهای احتمالی:** وضعیت کنونی خاورمیانه در یک برزخ خطرناک قرار دارد. چندین سناریو محتمل است: * **تشدید ادامه دار:** محتمل‌ترین سناریو در کوتاه‌مدت، ادامه حملات متقابل و تشدید تدریجی تنش‌هاست. آمریکا ممکن است حملات خود را در پاسخ به هر اقدام ایران یا گروه‌های وابسته به آن ادامه دهد، و ایران نیز ممکن است به روش‌های مختلف، از جمله از طریق نیروهای نیابتی خود، واکنش نشان دهد. * **جنگ تمام عیار:** بدترین و فاجعه‌بارترین سناریو، یک درگیری نظامی مستقیم و تمام عیار بین ایران و آمریکا یا متحدان منطقه‌ای آن است. این سناریو، به دلیل محاسبات غلط یا خروج کنترل‌شده از وضعیت فعلی، می‌تواند آغاز شود و منطقه را به سوی بی‌ثباتی بی‌سابقه سوق دهد. * **تنش‌زدایی کنترل‌شده:** در صورت فعال شدن کانال‌های دیپلماتیک و فشار بازیگران بین‌المللی، ممکن است طرفین به سوی یک تنش‌زدایی کنترل‌شده حرکت کنند. این امر مستلزم عقب‌نشینی تدریجی از مواضع فعلی و یافتن نقاط مشترک برای کاهش درگیری‌هاست. اما رسیدن به این نقطه، با توجه به عمق بی‌اعتمادی، بسیار دشوار خواهد بود. * **تغییر معادله بازدارندگی:** ممکن است هدف آمریکا تغییر معادله بازدارندگی باشد. بدین صورت که ایران را متقاعد کند که حمایت از گروه‌های نیابتی و اقدامات منطقه‌ای دارای هزینه مستقیم و غیرقابل تحمل برای امنیت داخلی آن کشور است، در نتیجه تهران مجبور به بازنگری اساسی در سیاست‌های منطقه‌ای خود شود. **نتیجه‌گیری:** حملات پیاپی آمریکا به اهدافی در ایران، زنگ خطر را برای تمامی بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی به صدا درآورده است. این تحولات، نشانگر آن است که "جنگ سایه" دیگر به این نام قابل توصیف نیست و به رویارویی‌های مستقیم و علنی تبدیل شده است. مدیریت این بحران نیازمند حکمت و خویشتنداری از سوی همه طرف‌هاست. جامعه جهانی، به ویژه سازمان ملل متحد و قدرت‌های بزرگ، باید نقش فعال‌تری در میانجی‌گری و کاهش تنش‌ها ایفا کنند تا منطقه از پرتگاه یک درگیری ویرانگر تمام‌عیار دور شود. در غیر این صورت، پیامدهای این دور جدید از تقابل، نه تنها دامن‌گیر خاورمیانه، بلکه کل جهان خواهد شد. آینده منطقه در هاله‌ای از ابهام قرار دارد، و هر تصمیم و اقدامی در این مرحله حساس، می‌تواند سرنوشت‌ساز باشد.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...