Translate

۱۳ تیر، ۱۴۰۵

دادگاه بریتانیا دو عامل حمله به خبرنگار ایران‌ اینترنشنال را به زندان محکوم کرد

دادگاه بریتانیا دو عامل حمله به خبرنگار ایران‌ اینترنشنال را به زندان محکوم کرد

## دستان بلند سرکوب: محکومیت عاملان حمله به خبرنگار ایران‌اینترنشنال و پیامدهای آن خبر محکومیت دو تبعه رومانیایی در دادگاه بریتانیا به اتهام حمله با چاقو به یک خبرنگار ایرانی شاغل در شبکه ایران‌اینترنشنال و تلاش برای "ساکت کردن" او به نمایندگی از جمهوری اسلامی ایران، نه تنها یک رویداد قضایی مهم است، بلکه پرده از ابعاد گسترده‌تر و نگران‌کننده‌تر سیاست سرکوب فراسرزمینی جمهوری اسلامی ایران برمی‌دارد. این حکم، فراتر از یک پرونده کیفری، زنگ خطری جدی برای آزادی بیان، حاکمیت ملی کشورها و امنیت روزنامه‌نگاران و فعالان سیاسی در تبعید است. این مقاله به بررسی ابعاد مختلف این حمله، ریشه‌های تاریخی و انگیزه جمهوری اسلامی، پیامدهای آن برای آزادی رسانه و حاکمیت کشورها، و مسئولیت‌های بین‌المللی در قبال این پدیده می‌پردازد. **یک حمله، هزاران پیام پنهان** حمله فیزیکی به یک روزنامه‌نگار در قلب لندن، پایتخت یکی از دموکراتیک‌ترین کشورهای جهان، خود به تنهایی شوک‌آور و تکان‌دهنده است. اما آنچه این واقعه را از یک جرم عادی متمایز می‌کند، تصریح دادگاه بریتانیا بر انگیزه اصلی مهاجمان: "تلاش برای ساکت کردن او به نمایندگی از جمهوری اسلامی ایران" است. این جمله، گویاترین بخش از حکم است که نشان می‌دهد این حادثه نه یک تصادف شخصی، بلکه بخشی از یک الگوی سازمان‌یافته و هدفمند برای ارعاب و خاموش کردن صداهای منتقد در خارج از مرزهای ایران است. قربانی این حمله، خبرنگار شبکه ایران‌اینترنشنال، نماد طیف گسترده‌ای از ایرانیان فعال در رسانه‌ها و عرصه‌های سیاسی است که در سال‌های اخیر به دلیل فشارهای فزاینده در داخل ایران، راهی دیار غربت شده‌اند. ایران‌اینترنشنال، به دلیل پوشش مستقل و بعضاً انتقادی خود از وقایع ایران، به ویژه در دوران خیزش "زن، زندگی، آزادی"، به شدت مورد غضب مقامات جمهوری اسلامی قرار گرفته است. تهدیدات مکرر علیه کارکنان این شبکه، حتی تا مرز تعطیلی موقت دفاتر آن در لندن و انتقال به واشنگتن، پیش‌تر نیز سابقه داشته است. این حمله، در واقع، یک گام فراتر از تهدیدات کلامی و سایبری است و نشان‌دهنده جسارت رژیم در اجرای عملیات فیزیکی علیه منتقدانش در خاک کشورهای خارجی است. **رد پای سرکوب فراسرزمینی: تاریخی طولانی از حذف فیزیکی و ارعاب** واقعیت این است که این حمله نخستین بار نیست که جمهوری اسلامی ایران به نقض حاکمیت کشورهای دیگر برای حذف یا ارعاب مخالفان خود متهم می‌شود. تاریخ چهار دهه‌ای جمهوری اسلامی مملو از موارد قتل‌های زنجیره‌ای، ترورهای هدفمند، آدم‌ربایی‌ها و عملیات‌های مخفیانه علیه چهره‌های سیاسی، فرهنگی و رسانه‌ای در خارج از ایران است. از ترور شاپور بختیار، آخرین نخست‌وزیر شاه در پاریس، تا قتل عبدالرحمن قاسملو، رهبر حزب دموکرات کردستان ایران در وین، و سپس ترورهای میکونوس در برلین که منجر به قتل رهبران احزاب کرد ایرانی شد، همه و همه نشانه‌هایی از یک استراتژی بلندمدت برای حذف فیزیکی مخالفان در خارج از کشور بوده‌اند. اما با گذر زمان و تغییر ابزارها، روش‌های سرکوب نیز تغییر کرده‌اند. در سال‌های اخیر، علاوه بر تهدیدات مستقیم، شاهد پدیده "آدم‌ربایی" و انتقال اجباری فعالان از کشورهای همسایه به ایران (مانند روح‌الله زم) یا سازماندهی حملات سایبری و اطلاعاتی برای ایجاد رعب و وحشت در میان جامعه دیاسپورا بوده‌ایم. استفاده از "پروکسی" یا عوامل نیابتی و اتباع کشورهای دیگر برای انجام این عملیات، نیز راهکاری است که جمهوری اسلامی برای ایجاد "انکارپذیری معقول" و فرار از مسئولیت مستقیم در پیش گرفته است. محکومیت دو تبعه رومانیایی در این پرونده، نمونه بارزی از این استراتژی جدید-قدیم است. این کار به رژیم اجازه می‌دهد تا در ظاهر، خود را از این اقدامات مبرا بداند، در حالی که شواهد دادگاه خلاف آن را نشان می‌دهد. **نقض حاکمیت ملی و تهدید امنیت بین‌الملل** این گونه اقدامات جمهوری اسلامی، تجاوزی آشکار به حاکمیت ملی کشورهای میزبان است. هر کشوری موظف به حفظ امنیت شهروندان و ساکنان خود در داخل مرزهایش است. هنگامی که یک دولت خارجی تلاش می‌کند تا در خاک کشور دیگر، عملیات امنیتی یا کیفری علیه افراد انجام دهد، این نه تنها نقض قوانین داخلی آن کشور است، بلکه تخلفی جدی از اصول حقوق بین‌الملل و روابط دیپلماتیک محسوب می‌شود. حمله در لندن، پیامی هشداردهنده به دولت بریتانیا و سایر کشورهای غربی است که میزبان تعداد زیادی از پناهندگان و فعالان سیاسی ایرانی هستند. این کشورها باید امنیت این افراد را تضمین کنند و اجازه ندهند که تبدیل به صحنه عملیات‌های غیرقانونی سرویس‌های امنیتی خارجی شوند. کوتاهی در این زمینه، می‌تواند به افزایش احساس ناامنی در میان جامعه دیاسپورا منجر شود و در درازمدت، آزادی‌های مدنی و سیاسی را در این جوامع تضعیف کند. پیامد این اقدامات می‌تواند به سردی روابط دیپلماتیک و اعمال تحریم‌های جدید علیه جمهوری اسلامی ایران از سوی کشور میزبان نیز منجر شود، که این خود فشار بیشتری بر رژیم وارد خواهد آورد. **آزادی رسانه و حق دسترسی به اطلاعات** این حمله، فراتر از یک اقدام تروریستی علیه یک فرد، حمله به اصل آزادی رسانه و حق دسترسی آزاد به اطلاعات است. روزنامه‌نگاران، چه در داخل و چه در خارج از مرزها، نقش حیاتی در آگاهی‌بخشی به افکار عمومی و به چالش کشیدن روایت‌های رسمی دارند. در کشوری مانند ایران که رسانه‌های مستقل داخلی به شدت تحت کنترل و سانسور هستند، شبکه‌هایی مانند ایران‌اینترنشنال به منبعی حیاتی برای میلیون‌ها نفر تبدیل شده‌اند تا از وقایع داخلی کشورشان مطلع شوند. هدف از "ساکت کردن" خبرنگار ایران‌اینترنشنال، نه فقط حذف یک صدای خاص، بلکه ایجاد رعب و وحشت در کل جامعه روزنامه‌نگاری خارج از کشور و ارسال این پیام است که هیچ کس در هیچ کجا در امان نخواهد بود. این امر می‌تواند منجر به خودسانسوری، کاهش انگیزه برای گزارش‌دهی انتقادی و در نهایت، تضعیف توانایی جامعه دیاسپورا در ارائه یک آلترناتیو رسانه‌ای به روایت‌های رسمی شود. در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران به طور سیستماتیک در تلاش است تا روایت خود را بر مخاطبان داخلی و خارجی تحمیل کند، وجود رسانه‌های مستقل بیش از پیش اهمیت می‌یابد. **مسئولیت جامعه بین‌الملل و راهکارهای مقابله** حکم دادگاه بریتانیا یک گام مهم در جهت اجرای عدالت و ارسال پیام قاطع به جمهوری اسلامی ایران است. اما این تنها گام اول است. جامعه بین‌الملل، به ویژه کشورهای دموکراتیک، باید رویکردی هماهنگ و قاطع برای مقابله با پدیده سرکوب فراسرزمینی اتخاذ کنند. این راهکارها می‌تواند شامل موارد زیر باشد: 1. **افزایش تدابیر امنیتی:** تقویت حفاظت از روزنامه‌نگاران، فعالان و مخالفان برجسته در تبعید. 2. **تحقیقات جامع و پیگیری قضایی:** تمامی موارد مشابه باید با جدیت کامل مورد تحقیق قرار گیرند و عوامل پشت پرده، چه مستقیم و چه نیابتی، به دست عدالت سپرده شوند. 3. **اقدامات دیپلماتیک قاطع:** اعمال فشار دیپلماتیک، احضار سفرای جمهوری اسلامی، و در صورت لزوم، کاهش سطح روابط دیپلماتیک یا اخراج دیپلمات‌های مشکوک به دست داشتن در اینگونه عملیات‌ها. 4. **تحریم‌های هدفمند:** اعمال تحریم علیه افراد و نهادهای مرتبط با سازماندهی عملیات‌های سرکوب فراسرزمینی. 5. **همکاری اطلاعاتی بین‌المللی:** تبادل اطلاعات میان سرویس‌های امنیتی کشورها برای شناسایی و خنثی کردن توطئه‌های مشابه. 6. **افزایش آگاهی عمومی:** اطلاع‌رسانی به جامعه مهاجران و پناهندگان در مورد خطرات موجود و راه‌های محافظت از خود. **نتیجه‌گیری** محکومیت عاملان حمله به خبرنگار ایران‌اینترنشنال، نقطه عطفی در مبارزه با سرکوب فراسرزمینی جمهوری اسلامی ایران است. این حکم نه تنها عدالت را برای قربانی به ارمغان می‌آورد، بلکه پیامی روشن به رژیم ارسال می‌کند که نمی‌تواند بدون عواقب، حاکمیت کشورها را نقض کند و به آزادی بیان حمله ور شود. این واقعه، یادآور این حقیقت تلخ است که مبارزه برای آزادی و حقوق بشر، تنها به داخل مرزهای ایران محدود نمی‌شود، بلکه به عرصه بین‌المللی نیز کشیده شده است. از این رو، حمایت از رسانه‌های مستقل و تضمین امنیت روزنامه‌نگاران و فعالان در تبعید، نه فقط یک مسئولیت اخلاقی، بلکه یک ضرورت راهبردی برای دفاع از ارزش‌های دموکراتیک و مقابله با نفوذ و سرکوبگری رژیم‌های اقتدارگرا در سراسر جهان است. جامعه بین‌الملل باید با هوشیاری و قاطعیت، دستان بلند سرکوب را کوتاه کند.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...