Translate

۱۶ تیر، ۱۴۰۵

ترامپ در ترکیه: از ناتو بسیار ناامید شدم

ترامپ در ترکیه: از ناتو بسیار ناامید شدم

## گسست ائتلاف‌ها و بن‌بست دیپلماسی: تحلیل تنش‌های آمریکا و ایران در پرتو نشست ناتو و تحولات داخلی ورود دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، به ترکیه برای شرکت در نشست سران ناتو، در شرایطی که او صراحتاً از واکنش متحدان اروپایی ائتلاف به جنگ (یا تقابل) ایالات متحده با ایران «بسیار ناامید» شده است، نه تنها از عمق شکاف‌های موجود در ائتلاف‌های سنتی غرب پرده برمی‌دارد، بلکه نشان‌دهنده یک دور باطل و خطرناک در روابط متشنج واشنگتن و تهران است. این رویدادها، در کنار تهدیدهای مکرر ترامپ علیه ایران و موضع قاطع تهران مبنی بر عدم مذاکره تحت فشار، و همچنین رخدادهای داخلی ایران از جمله مراسم تشییع رهبر سابق جمهوری اسلامی، مجموعه‌ای پیچیده از دینامیک‌های منطقه‌ای و بین‌المللی را به نمایش می‌گذارند که نیازمند تحلیلی چندوجهی است. **۱. ناامیدی ترامپ و فرسایش ائتلاف فراآتلانتیک:** اظهارات ترامپ در ترکیه مبنی بر ناامیدی از متحدان اروپایی، نقطه اوج رویکرد «اول آمریکا» و سیاست‌های یک‌جانبه‌گرایانه اوست که طی سالیان اخیر به تدریج پایه‌های ائتلاف‌های سنتی آمریکا را متزلزل کرده است. ناتو، که بیش از هفت دهه به عنوان ستون فقرات امنیت جمعی غرب عمل کرده، اکنون با چالش بی‌سابقه‌ای از درون مواجه است. ناامیدی ترامپ در اینجا، ریشه در عدم همراهی اروپا با کارزار «فشار حداکثری» و سیاست‌های تهاجمی آمریکا علیه ایران دارد. کشورهای اروپایی، به ویژه بریتانیا، فرانسه و آلمان، همچنان تلاش می‌کنند تا توافق هسته‌ای برجام را حفظ کنند و راهی برای دیپلماسی و کاهش تنش بیابند. این تفاوت رویکرد، نه تنها بر سر ایران، بلکه بر سر مسائلی چون تغییرات اقلیمی، تجارت، و سهم اعضا در هزینه‌های دفاعی ناتو نیز وجود دارد و نشان می‌دهد که ائتلاف فراآتلانتیک در حال تجربه یک بحران هویتی و راهبردی است. اروپا دلایل موجهی برای عدم همراهی کامل با ترامپ دارد. منافع اقتصادی اروپا در ایران، نیاز به حفظ یک کانال دیپلماتیک باز، نگرانی از بی‌ثباتی بیشتر در خاورمیانه و موج‌های جدید مهاجرت، و تمایل به ایفای نقشی مستقل‌تر در سیاست خارجی، همگی در تضاد با سیاست‌های ترامپ قرار می‌گیرند. اروپایی‌ها معتقدند خروج آمریکا از برجام و اعمال تحریم‌های گسترده، خود عامل اصلی تشدید تنش‌ها بوده و تنها به انزوای بیشتر ایران و افزایش احتمال درگیری نظامی منجر می‌شود. از دیدگاه آنان، ناتو یک ائتلاف دفاعی است و نه ابزاری برای تحمیل سیاست خارجی یک عضو بر سایرین در مناقشاتی که مستقیماً به امنیت جمعی ناتو مربوط نمی‌شود. این شکاف، در نهایت به تضعیف نفوذ جمعی غرب و افزایش توانایی بازیگران منطقه‌ای و جهانی برای مانور دادن در فضای ایجاد شده، منجر خواهد شد. **۲. تهدیدهای ترامپ و خط قرمز ایران: بن‌بست مذاکرات** تهدیدهای مکرر ترامپ علیه ایران، از جمله جمله مبهم و هشداردهنده «کار را تمام خواهد کرد» در صورت عدم دستیابی به توافق، نشان‌دهنده استراتژی او برای اعمال فشار حداکثری و وادار کردن ایران به مذاکره تحت شرایط آمریکا است. این ادبیات تهدیدآمیز، که در تضاد با اصول دیپلماسی متعارف قرار می‌گیرد، در طول دوران ریاست جمهوری او بارها تکرار شده است. با این حال، واکنش ایران، آنگونه که عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، بیان کرده، یک خط قرمز مشخص است: «تا زمانی که تهدیدها علیه ایران ادامه داشته باشد، مذاکرات برای دستیابی به توافق نهایی آغاز نخواهد شد.» این موضع ایران ریشه در چندین عامل دارد. اولاً، تجربه توافق برجام و خروج یک‌جانبه آمریکا از آن، اعتماد ایران را به پایبندی واشنگتن به تعهداتش به شدت کاهش داده است. ایران معتقد است مذاکره تحت فشار، نه تنها نتیجه‌ای مطلوب نخواهد داشت، بلکه به معنای پذیرش زورگویی و دست کشیدن از استقلال تصمیم‌گیری خواهد بود. ثانیاً، رهبران ایران همواره بر حفظ «عزت ملی» و عدم تسلیم در برابر فشار خارجی تأکید کرده‌اند. مذاکره در شرایطی که تهدیدهای نظامی و تحریم‌های اقتصادی در اوج خود قرار دارند، می‌تواند در داخل کشور به عنوان ضعف و انفعال تلقی شود. ثالثاً، ایران به دنبال تضمین‌های پایداری برای هرگونه توافق آتی است، تضمین‌هایی که با توجه به عدم پایبندی آمریکا به توافقات پیشین، به دست آوردنشان بسیار دشوار به نظر می‌رسد. این چرخه تهدید و مقاومت، فضایی برای دیپلماسی سازنده باقی نمی‌گذارد و خطر سوءتفاهم و اشتباه محاسباتی را به شدت افزایش می‌دهد. هر دو طرف، با زبان تهدید و شرط‌گذاری‌های سختگیرانه، خود را در موقعیتی قرار داده‌اند که عقب‌نشینی از آن بدون از دست دادن اعتبار، دشوار است. **۳. مراسم تشییع رهبر سابق و دلالت‌های داخلی ایران:** خبر برگزاری مراسم تشییع رسمی رهبر سابق جمهوری اسلامی در تهران و انتقال تابوت ایشان و چند عضو خانواده‌اش به قم، و اقامه نماز میت توسط آیت‌الله جوادی آملی در مسجد جمکران قم، هرچند ظاهراً یک واقعه داخلی به نظر می‌رسد، اما در کنار تنش‌های خارجی، دارای دلالت‌های مهمی است. این مراسم، صرف نظر از هویت دقیق «رهبر سابق» (با توجه به اینکه تنها رهبر سابق جمهوری اسلامی، آیت‌الله خمینی، دهه‌ها پیش درگذشته‌اند، ذکر این خبر می‌تواند نشان‌دهنده یک رویداد نمادین یا تغییرات در سطوح عالی حکومتی باشد که به رهبری معنوی مربوط می‌شود)، می‌تواند به چندین شکل تحلیل شود: الف) **نمایش انسجام داخلی:** در شرایطی که کشور تحت فشار شدید خارجی قرار دارد، برگزاری چنین مراسمی، به ویژه با حضور چهره‌های برجسته مذهبی مانند آیت‌الله جوادی آملی و در مکان‌های مقدسی چون قم و جمکران، می‌تواند پیامی از انسجام، وحدت و ثبات داخلی را به داخل و خارج ارسال کند. این پیام در تبرعه از فضای تهدید و بی‌ثباتی خارجی حائز اهمیت است و نشان می‌دهد که نظام، علیرغم فشارها، از پشتوانه مردمی و مذهبی برخوردار است. ب) **تمرکز بر ارزش‌های بنیادین:** انتقال پیکر به قم و اقامه نماز در مسجد جمکران، که از مراکز مهم شیعی و مرتبط با امام زمان (عج) است، بر بُعد مذهبی و اعتقادی نظام تأکید می‌کند. این تأکید در شرایطی که فشارها بر نظام از جنبه‌های مختلف اقتصادی و سیاسی شدت گرفته، می‌تواند به نوعی بسیج نیروهای وفادار و تقویت روحیه‌ انقلابی و دینی منجر شود. ج) **مدیریت گذار یا تثبیت قدرت:** در هر نظامی، مرگ یک شخصیت برجسته، به ویژه اگر در گذشته نقش رهبری داشته باشد، می‌تواند نشانه آغاز یک دوره گذار یا تثبیت مجدد قدرت باشد. این مراسم، با نمایش اقتدار نهادهای مذهبی و دولتی در سازماندهی آن، می‌تواند پیامی از تداوم و انتقال آرام قدرت یا تثبیت موقعیت رهبری فعلی را مخابره کند. این رویداد، در زمانه‌ای که ایران با چالش‌های اقتصادی و اجتماعی متعددی دست و پنجه نرم می‌کند، حائز اهمیت مضاعف است. **۴. چشم‌انداز آینده: پیچیدگی‌های ژئوپلیتیک و سناریوهای پیش‌رو** مجموع این تحولات، چشم‌انداز پیش‌رو را به شدت پیچیده و مبهم می‌سازد. ناامیدی ترامپ از اروپا، نه تنها روابط فراآتلانتیک را در معرض خطر قرار می‌دهد، بلکه می‌تواند آمریکا را در سیاست‌های تقابلی‌اش با ایران منزوی‌تر کند. این انزوا، هرچند ممکن است ترامپ را به سوی یک‌جانبه‌گرایی بیشتر سوق دهد، اما در عین حال می‌تواند از توان او برای بسیج حمایت بین‌المللی برای اقدامات احتمالی نظامی بکاهد. از سوی دیگر، موضع قاطع ایران در عدم مذاکره تحت تهدید، هرچند ممکن است به عنوان یک استراتژی برای حفظ عزت و جایگاه ملی تلقی شود، اما می‌تواند خطر تشدید تنش‌ها و افزایش احتمال درگیری نظامی را به همراه داشته باشد. در صورت ادامه این بن‌بست، سناریوهای مختلفی قابل تصور است: * **تشدید غیرقابل کنترل:** ادامه چرخه تهدید و مقاومت می‌تواند به یک حادثه ناخواسته یا سوءتفاهم منجر شود که به یک درگیری نظامی تمام عیار دامن زند. * **مذاکره پنهانی و غیررسمی:** با وجود مواضع رسمی، کانال‌های پشت پرده دیپلماتیک ممکن است فعال باشند تا راه‌حلی برای خروج از بحران بیابند، که البته با توجه به ماهیت دولت ترامپ، دشوار به نظر می‌رسد. * **تغییر مواضع:** یکی از طرفین، تحت فشار داخلی یا خارجی، مجبور به تعدیل مواضع خود شود. احتمال این امر در کوتاه مدت با توجه به مواضع فعلی، پایین است. * **بازی انتظار:** هر دو طرف منتظر تغییرات در صحنه داخلی یا بین‌المللی بمانند؛ برای مثال، نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در آینده یا تحولات در منطقه. در نهایت، تنش‌های کنونی میان آمریکا و ایران، نه تنها بازتابی از اختلافات عمیق در سیاست خارجی دو کشور است، بلکه به بحران‌های ساختاری در نظام بین‌الملل، به ویژه در ائتلاف‌های سنتی و رویکرد به دیپلماسی چندجانبه، نیز اشاره دارد. در این میان، رویدادهای داخلی ایران، به ویژه با بار مذهبی و نمادین خود، در تلاش برای تقویت انسجام و مشروعیت داخلی در برابر فشارهای خارجی، نقش مهمی ایفا می‌کنند. آینده منطقه و جهان تا حد زیادی به نحوه مدیریت این بحران و توانایی بازیگران اصلی در یافتن راهی برای خروج از این بن‌بست خطرناک، بستگی دارد.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...