Translate

۱۷ تیر، ۱۴۰۵

ترامپ: آتش‌بس با ایران تمام شده است

ترامپ: آتش‌بس با ایران تمام شده است

## پایان آتش‌بس: تحلیل پیامدهای بیانیه ترامپ و دور جدید تنش‌ها میان آمریکا و ایران **مقدمه: اعلام پایان یک "آتش‌بس" نامرئی** دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده آمریکا، در حاشیه نشست ناتو در آنکارا با جمله‌ای کوتاه اما پرمعنا، پرده از فاز جدیدی از رویارویی با ایران برداشت: "آتش‌بس با ایران تمام شده است." این بیانیه که با افزودن "سر و کله زدن با آنها فقط اتلاف وقت است" همراه بود، نه تنها یک تغییر لحن، بلکه سیگنالی آشکار از تغییر استراتژی و ورود به مرحله‌ای خطرناک‌تر در روابط دو کشور است. آنچه این اعلامیه را به مراتب نگران‌کننده‌تر می‌کند، نه صرفاً محتوای آن، بلکه بستر حوادثی است که در ساعات قبل از آن رخ داده بود: بمباران ۸۰ هدف در جنوب ایران توسط سنتکام در پاسخ به حملات به نفتکش‌ها در تنگه هرمز، و متعاقباً حملات تلافی‌جویانه سپاه پاسداران و ارتش ایران به "تاسیسات مهم نظامی آمریکا و محل تجمع نیروهای آمریکا در کویت و بحرین". این سلسله از اقدامات و واکنش‌های متقابل، تصویری از یک نردبان تشدید تنش را به نمایش می‌گذارد که به سرعت در حال صعود است و اکنون، با بیانیه ترامپ، نقطه عطف جدیدی را تجربه می‌کند. این مقاله تحلیلی تلاش خواهد کرد تا مفهوم "آتش‌بس" مورد اشاره ترامپ را، در سایه تحولات اخیر، مورد بررسی قرار داده و پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی این تغییر استراتژی و خطرات ناشی از سوءتفاهم‌ها و محاسبات غلط را واکاوی کند. **۱. آتش‌بس نادیدنی: آنچه ترامپ به پایان آن اشاره کرد** اولین پرسش اساسی این است که ترامپ به کدام "آتش‌بس" اشاره می‌کند؟ در طول دهه‌های اخیر، روابط ایران و آمریکا همواره مملو از تنش، تقابل و خصومت بوده و هرگز یک "آتش‌بس" رسمی یا حتی غیررسمی به معنای واقعی کلمه بین دو کشور برقرار نبوده است. با این حال، می‌توان برداشت کرد که ترامپ به یک وضعیت "تنش کنترل‌شده" یا "جنگ نیابتی بدون درگیری مستقیم و تمام‌عیار نظامی" اشاره دارد. پس از خروج آمریکا از برجام و آغاز کارزار "فشار حداکثری"، ایران نیز استراتژی "صبر استراتژیک" خود را کنار گذاشته و به سمت "مقاومت فعال" حرکت کرده بود. این فاز جدید شامل حملات به کشتی‌ها در خلیج فارس، سرنگونی پهپاد آمریکایی و حمله به تاسیسات نفتی آرامکو در عربستان سعودی می‌شد. با این حال، در هر یک از این موارد، دو طرف تا حدودی از خطوط قرمز نهایی عبور نکرده و یک نوع موازنه وحشت نانوشته برقرار بود که از یک درگیری تمام‌عیار جلوگیری می‌کرد. حتی پس از سرنگونی پهپاد آمریکایی و حمله به آرامکو، ترامپ از اقدام نظامی مستقیم گسترده خودداری کرد و ایران نیز حملات خود را در سطحی نگه داشت که به واکنش همه‌جانبه آمریکا منجر نشود. ترامپ احتمالاً به این وضعیت توازن شکننده، که در آن حملات محدود و تلافی‌جویانه در چارچوب مشخصی (هرچند مبهم) انجام می‌شد، به عنوان یک "آتش‌بس" ضمنی اشاره می‌کند. بیانیه اخیر او نشان می‌دهد که از دید واشنگتن، این چارچوب ضمنی و آن خطوط قرمز فرضی، توسط اقدامات اخیر ایران – به ویژه حملات به پایگاه‌های آمریکایی در کویت و بحرین – نقض شده است. این یعنی دوره "صبر استراتژیک" و "مقاومت فعال" که با یک خویشتن‌داری نسبی (یا حداقل عدم تمایل به درگیری تمام‌عیار) از سوی هر دو طرف همراه بود، اکنون از بین رفته و وارد فاز جدیدی شده‌ایم که در آن، هرگونه اقدام از سوی یکی از طرفین، می‌تواند با واکنش مستقیم و نامحدودتر طرف مقابل مواجه شود. **۲. نردبان تشدید تنش: از نفتکش‌ها تا پایگاه‌های نظامی** سلسله وقایعی که به بیانیه ترامپ منجر شد، خود نمایانگر یک الگوی خطرناک از تشدید تنش است که می‌تواند به سرعت از کنترل خارج شود: * **حملات به نفتکش‌ها در تنگه هرمز:** هرچند مسئولیت مستقیم این حملات به طور قاطع اثبات نشده است، اما آمریکا و متحدانش ایران را مسئول اصلی معرفی کردند. این حملات نشانگر توانایی ایران برای ایجاد اختلال در مسیرهای کشتیرانی حیاتی و ایجاد ناامنی در منطقه بود. * **بمباران سنتکام در جنوب ایران:** در واکنش به حملات نفتکش‌ها، سنتکام (فرماندهی مرکزی آمریکا) اعلام کرد که ۸۰ هدف را در جنوب ایران بمباران کرده است. این اقدام، به معنای حمله مستقیم نظامی آمریکا به خاک ایران، حتی اگر به صورت محدود و علیه اهداف مشخص باشد، یک نقطه عطف بسیار مهم است. پیش از این، آمریکا از حمله مستقیم به ایران خودداری کرده بود و عمدتاً بر تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی متمرکز بود. * **حملات تلافی‌جویانه ایران به پایگاه‌های آمریکا:** ساعاتی پس از حملات سنتکام، سپاه پاسداران و ارتش ایران در بیانیه‌های جداگانه از حملات به "تاسیسات مهم نظامی آمریکا و محل تجمع نیروهای آمریکا در کویت و بحرین" خبر دادند. این اقدام نیز یک تصاعد بی‌سابقه در سطح درگیری محسوب می‌شود. ایران برای اولین بار به طور مستقیم و علنی به پایگاه‌های نظامی آمریکا که محل استقرار نیروهای آمریکایی است، حمله کرده است. این نه تنها نشانه‌ای از توانایی نظامی ایران، بلکه پیامی واضح به آمریکا است که اقدامات تلافی‌جویانه ایران محدود به حملات نیابتی یا اهداف غیرنظامی نخواهد بود. این زنجیره از اقدامات و واکنش‌ها، خطری جدی را برجسته می‌کند: خطر محاسبات غلط. هر دو طرف ممکن است تصور کنند که می‌توانند طرف مقابل را تا آستانه‌ای خاص تحت فشار قرار دهند بدون اینکه به یک جنگ تمام‌عیار کشیده شوند. اما هرچه این آستانه بالاتر رود و حملات مستقیم‌تر شوند، احتمال خطا و خروج وضعیت از کنترل افزایش می‌یابد. **۳. استراتژی ترامپ: فشار حداکثری و غیرقابل پیش‌بینی بودن** اعلام "پایان آتش‌بس" را باید در چارچوب استراتژی کلی دونالد ترامپ در قبال ایران ارزیابی کرد. از زمان روی کار آمدن، ترامپ رویکردی مبتنی بر "فشار حداکثری" را در پیش گرفته است که شامل خروج از برجام، اعمال تحریم‌های فلج‌کننده اقتصادی و تلاش برای منزوی کردن ایران در صحنه بین‌المللی می‌شود. هدف اعلامی این سیاست، وادار کردن ایران به مذاکره بر سر یک توافق جامع‌تر است که نه تنها برنامه هسته‌ای، بلکه برنامه موشکی و نفوذ منطقه‌ای ایران را نیز شامل شود. اما وجه دیگر استراتژی ترامپ، "غیرقابل پیش‌بینی بودن" است. ترامپ بارها نشان داده که از استفاده از لفاظی‌های تند و حتی تهدید به اقدام نظامی برای افزایش اهرم فشار خود ابایی ندارد. بیانیه اخیر او نیز می‌تواند به عنوان بخشی از همین تاکتیک دیده شود: افزایش سقف تهدید برای ترساندن ایران و وادار کردن آن به عقب‌نشینی یا مذاکره. با این حال، خطر اصلی این استراتژی در این است که غیرقابل پیش‌بینی بودن، اگرچه در تئوری می‌تواند طرف مقابل را مرعوب کند، در عمل می‌تواند به سوءتفاهم‌ها و تصمیمات عجولانه منجر شود، به خصوص زمانی که کانال‌های ارتباطی مستقیم و مؤثر بین دو طرف وجود ندارد. سوال این است که آیا ترامپ واقعاً به دنبال یک جنگ تمام‌عیار است یا این تنها یک بلوف برای فشار بیشتر است؟ سابقه او نشان می‌دهد که او از درگیری‌های بزرگ گریزان است، اما این بار، پاسخ‌های ایران به حملات آمریکا، او را در موقعیتی قرار داده است که باید نشان دهد حرفش را پس نمی‌گیرد. "سر و کله زدن با آنها فقط اتلاف وقت است" می‌تواند نشانه‌ای از ناامیدی ترامپ از عدم تسلیم ایران در برابر فشارها و تمایل به اتخاذ رویکردی قاطع‌تر باشد. **۴. محاسبات ایران: پایداری در برابر فشار و نمایش قدرت بازدارندگی** از سوی دیگر، ایران نیز در یک وضعیت پیچیده قرار دارد. فشارهای اقتصادی ناشی از تحریم‌ها بی‌سابقه است و نارضایتی‌های داخلی رو به افزایش است. در چنین شرایطی، حکومت ایران نیاز دارد تا به مردم خود و رقبای منطقه‌ای نشان دهد که در برابر زور تسلیم نخواهد شد. حمله مستقیم به پایگاه‌های آمریکا، فارغ از میزان خسارت واقعی، پیامی قاطع به واشنگتن است: هرگونه حمله به ایران، با پاسخی مستقیم و قاطعانه مواجه خواهد شد که امنیت نیروهای آمریکایی در منطقه را به خطر خواهد انداخت. این استراتژی "پاسخ متقابل" و "بازدارندگی" از سوی ایران، به دنبال ایجاد یک معادله جدید در منطقه است: هزینه هرگونه اقدام نظامی آمریکا علیه ایران، برای خود آمریکا نیز بسیار بالا خواهد بود. ایران به خوبی می‌داند که توانایی نظامی آمریکا برتر است، اما در جنگ‌های نامتقارن و با استفاده از قابلیت‌های موشکی، پهپادی و نیروهای نیابتی، می‌تواند هزینه‌های گزافی را به آمریکا و متحدانش تحمیل کند. ورود علنی به درگیری مستقیم با نیروهای آمریکایی در کویت و بحرین، نشانه‌ای از افزایش جسارت و عزم ایران برای نمایش این قابلیت‌هاست. **۵. پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی: آتش زیر خاکستر** اعلام "پایان آتش‌بس" توسط ترامپ و تشدید تنش‌های اخیر، پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی بسیار گسترده‌ای خواهد داشت: * **ناامنی در خلیج فارس:** منطقه خلیج فارس که شریان حیاتی اقتصاد جهانی است، به طور فزاینده‌ای ناامن خواهد شد. افزایش هزینه‌های بیمه کشتی‌ها، احتمال حملات بیشتر به نفتکش‌ها و تأسیسات نفتی، همگی می‌تواند قیمت نفت را افزایش داده و بازارهای جهانی را دچار تلاطم کند. * **افزایش تنش برای متحدان آمریکا:** کشورهای منطقه مانند عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین که میزبان نیروهای آمریکایی هستند، بیش از پیش در معرض خطر قرار خواهند گرفت. این کشورها ممکن است خود را در میانه یک درگیری بزرگ‌تر بیابند که کنترل آن خارج از دست آنهاست. * **بحران انسانی و پناهندگی:** در صورت وقوع درگیری گسترده، شاهد بحران انسانی عظیمی در منطقه خواهیم بود که به موج جدیدی از پناهندگان منجر می‌شود و بار سنگینی بر دوش کشورهای همسایه و جامعه بین‌المللی خواهد گذاشت. * **انزوای آمریکا یا انزوای ایران؟:** بیانیه ترامپ ممکن است حمایت بین‌المللی از سیاست‌های آمریکا در قبال ایران را کاهش دهد. بسیاری از کشورهای اروپایی، روسیه و چین همواره بر حفظ برجام و راه‌حل دیپلماتیک تأکید داشته‌اند. تشدید نظامی‌گری آمریکا می‌تواند آنها را بیش از پیش از واشنگتن دور کند. از سوی دیگر، ایران نیز با حملات مستقیم خود، ممکن است اجماع بین‌المللی علیه خود را افزایش دهد. * **نقش قدرت‌های جهانی:** روسیه و چین، به عنوان قدرت‌های ذینفع در منطقه و رقبای آمریکا، وضعیت را از نزدیک رصد می‌کنند. هر دو کشور ممکن است تلاش کنند تا از یک سوءتفاهم بزرگ جلوگیری کنند، اما در عین حال، ممکن است از تضعیف نفوذ آمریکا در منطقه نیز استقبال کنند. * **فرصت برای گروه‌های افراطی:** هرگونه درگیری گسترده، می‌تواند بستری مناسب برای ظهور و قدرت‌گیری مجدد گروه‌های تروریستی و افراطی در منطقه فراهم کند و ثبات شکننده منطقه را بیش از پیش به هم بریزد. **نتیجه‌گیری: بر لبه پرتگاه جنگ** بیانیه دونالد ترامپ مبنی بر "پایان آتش‌بس با ایران" یک نقطه عطف بسیار مهم و نگران‌کننده در روابط دو کشور است. این جمله کوتاه، نه تنها یک تغییر استراتژی را نشان می‌دهد، بلکه از پایان دوران "تنش کنترل‌شده" و ورود به مرحله‌ای خبر می‌دهد که در آن، خطوط قرمز سابق دیگر معتبر نیستند و هرگونه اقدام می‌تواند به پاسخی مستقیم و نامحدود منجر شود. سلسله وقایع اخیر – از حملات سنتکام تا پاسخ‌های ایران به پایگاه‌های آمریکایی – نشان می‌دهد که هر دو طرف در حال بالا رفتن از نردبان تشدید تنش هستند و این روند، خطر سوءتفاهم‌ها و محاسبات غلط را به شدت افزایش می‌دهد. در شرایطی که کانال‌های دیپلماتیک بین ایران و آمریکا به حداقل رسیده‌اند، و لفاظی‌ها در اوج خصومت قرار دارند، خطر یک درگیری تمام‌عیار هرگز تا این حد ملموس نبوده است. پیامدهای چنین جنگی، از ناامنی منطقه‌ای و افزایش قیمت نفت گرفته تا بحران‌های انسانی و ظهور مجدد افراط‌گرایی، می‌تواند منطقه و جهان را به سوی بی‌ثباتی عمیقی سوق دهد. اکنون بیش از هر زمان دیگری، خویشتن‌داری، هوشیاری و تلاش برای یافتن راهکارهای دیپلماتیک، هرچند دشوار و دور از دسترس به نظر می‌رسد، حیاتی است. "آتش‌بس" به پایان رسیده است و جهان نفس خود را در سینه حبس کرده تا ببیند آیا این پایان، مقدمه‌ای بر یک جنگ تمام‌عیار خواهد بود یا نه.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...