Translate

۱۵ تیر، ۱۴۰۵

حماس کنترل سیاسی نوار غزه را واگذار کرد

حماس کنترل سیاسی نوار غزه را واگذار کرد

**غزه در برزخ تغییر: تحلیل ابعاد، فرصت‌ها و چالش‌های انحلال بازوی اداری حماس** خبر انحلال بازوی اداری حماس در نوار غزه و اعلام آمادگی برای واگذاری کنترل سیاسی به «کمیته ملی اداره غزه»، یک تحول بنیادین و نقطه عطفی تاریخی در معادلات پیچیده این باریکه محسوب می‌شود. این اقدام که پس از دهه‌ها حکمرانی حماس، آن هم در پی ویرانی‌های بی‌سابقه ناشی از جنگ اخیر و فشارهای منطقه‌ای و بین‌المللی صورت می‌گیرد، نه تنها مسیر آینده غزه را دستخوش تغییر خواهد کرد، بلکه پیامدهای گسترده‌ای برای کل قضیه فلسطین، امنیت منطقه و بازیگران بین‌المللی خواهد داشت. تحلیل ابعاد این تصمیم، مستلزم کاوش در انگیزه‌های حماس، پتانسیل‌های کمیته جدید، و چالش‌های بی‌شمار پیش روی هرگونه انتقال قدرت پایدار است. **۱. انگیزه‌های حماس: عقب‌نشینی تاکتیکی یا تغییر استراتژیک؟** تصمیم حماس برای انحلال نهادهای اداری خود، به احتمال زیاد محصول ترکیبی از فشارهای داخلی و خارجی است. * **فشارهای ناشی از جنگ اخیر:** پیامدهای انسانی و زیرساختی جنگ اخیر (که پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد)، نوار غزه را به ویرانه‌ای غیرقابل سکونت تبدیل کرده است. این وضعیت، فشار بی‌سابقه‌ای را بر حماس به عنوان نهاد حاکم وارد آورده بود. این گروه به خوبی می‌دانست که مسئولیت بازسازی و تامین نیازهای اولیه مردم در چنین شرایطی، بدون کمک‌های بین‌المللی و به رسمیت شناخته شدن یک نهاد مدنی بی‌طرف، ناممکن خواهد بود. با واگذاری مسئولیت اداری، حماس می‌تواند بخشی از بار این مسئولیت عظیم را از دوش خود برداشته و حتی در صورت لزوم، ناکارآمدی نهاد جدید را در شرایط پیچیده کنونی، به رخ بکشد. * **فشارهای منطقه‌ای و بین‌المللی:** ایالات متحده، مصر، قطر و دیگر بازیگران منطقه‌ای، از زمان آغاز جنگ، بر لزوم ایجاد یک ساختار حکمرانی جدید در غزه بدون حضور مستقیم حماس تاکید کرده بودند. این فشارها، که اغلب با پیش‌شرط‌هایی برای بازسازی و کمک‌های بشردوستانه همراه بوده، نقش تعیین‌کننده‌ای در تصمیم حماس ایفا کرده است. به نظر می‌رسد حماس با این اقدام، در تلاش است تا تصویر خود را در مجامع بین‌المللی بهبود بخشیده و راه را برای نقش‌آفرینی سیاسی آینده خود (هرچند غیرمستقیم) هموار کند. * **جداسازی بُعد اداری از بُعد نظامی/سیاسی:** این اقدام می‌تواند تلاشی از سوی حماس برای جداسازی بخش اداری و خدماتی خود از شاخه نظامی و سیاسی‌اش باشد. حماس ممکن است امیدوار باشد که با واگذاری کنترل مدنی، بتواند مشروعیت خود را به عنوان یک نیروی مقاومت سیاسی حفظ کرده و در عین حال، از تحریم‌ها و فشارهایی که مستقیماً به دلیل کنترل اداری غزه بر آن وارد می‌شد، رهایی یابد. این یک عقب‌نشینی تاکتیکی است که به حماس امکان می‌دهد تا انرژی و منابع خود را بر اهداف دیگر متمرکز کند. * **بقا و انعطاف‌پذیری:** حماس در طول تاریخ خود، نشان داده است که یک بازیگر سیاسی با توانایی سازگاری بالا است. این تصمیم ممکن است بخشی از یک استراتژی بلندمدت برای بقا در یک محیط به شدت خصمانه باشد. با کنار کشیدن از اداره مستقیم، حماس می‌تواند از صحنه رویارویی مستقیم با چالش‌های روزمره حکمرانی در غزه فاصله بگیرد و خود را در موقعیتی قرار دهد که بتواند در آینده (شاید از طریق نمایندگان غیرمستقیم یا نفوذ در کمیته جدید) دوباره قدرت خود را تثبیت کند. **۲. «کمیته ملی اداره غزه»: پتانسیل‌ها و چالش‌های یک نهاد تکنوکراتیک** «کمیته ملی اداره غزه» که توسط هیئت صلح دونالد ترامپ در دوره ریاست جمهوری وی تشکیل شد و هم‌اکنون در قاهره مستقر است، قرار است یک نظام مدنی تکنوکراتیک را در این باریکه برقرار کند. * **پتانسیل‌ها:** * **پذیرش بین‌المللی:** ماهیت تکنوکراتیک و غیرسیاسی این کمیته، آن را برای جامعه بین‌المللی، از جمله اسرائیل و کشورهای غربی، قابل قبول‌تر می‌سازد. این امر می‌تواند راه را برای سرازیر شدن کمک‌های مالی و فنی لازم برای بازسازی گسترده غزه هموار کند. * **تخصص‌گرایی:** اعضای این کمیته، به عنوان تکنوکرات، احتمالا دارای تخصص‌های لازم در زمینه مدیریت شهری، بهداشت، آموزش و بازسازی هستند که برای اداره بحرانی غزه حیاتی است. * **کاهش تنش‌ها:** یک نهاد غیرنظامی و غیرسیاسی می‌تواند به کاهش تنش‌ها با اسرائیل و تسهیل ورود کالاها و خدمات به غزه کمک کند. * **چالش‌ها:** * **فقدان مشروعیت مردمی:** مهم‌ترین چالش این کمیته، فقدان پشتوانه مردمی و عدم انتخاب از طریق رأی‌گیری است. مردم غزه که سال‌ها درگیر منازعات سیاسی بوده‌اند، ممکن است با سوءظن به یک نهاد تحمیلی از خارج نگاه کنند. این امر می‌تواند به بی‌ثباتی اجتماعی و نارضایتی منجر شود. * **توانایی عملیاتی در غزه:** کمیته چگونه قرار است در یک منطقه ویران شده و با حضور احتمالی بقایای گروه‌های مسلح، قدرت خود را اعمال کند؟ آیا از نیروهای امنیتی فلسطینی (مثلا از تشکیلات خودگردان) استفاده خواهد شد یا نیروهای بین‌المللی؟ این موضوع خود می‌تواند به تنش‌ها و درگیری‌های جدیدی منجر شود. * **رابطه با تشکیلات خودگردان فلسطین:** آیا این کمیته به عنوان یک پل برای بازگشت تشکیلات خودگردان به غزه عمل خواهد کرد یا قرار است به طور مستقل فعالیت کند؟ عدم هماهنگی و رقابت بین این دو نهاد می‌تواند وضعیت را پیچیده‌تر کند. تشکیلات خودگردان به رهبری محمود عباس، خواهان کنترل کامل بر غزه است و ممکن است کمیته را به عنوان رقیبی برای خود تلقی کند. * **نفوذ حماس:** حتی با انحلال رسمی بازوی اداری، حماس همچنان نفوذ اجتماعی و امنیتی قابل توجهی در غزه خواهد داشت. کمیته جدید باید راهی برای همکاری یا حداقل همزیستی با این واقعیت پیدا کند. هرگونه تلاش برای نادیده گرفتن کامل حماس می‌تواند به کارشکنی و بی‌ثباتی منجر شود. * **منابع مالی و بازسازی:** بازسازی غزه نیازمند ده‌ها میلیارد دلار است. آیا کمیته قادر خواهد بود این منابع را جذب کرده و با شفافیت و کارایی به مصرف برساند؟ تجربه‌های گذشته نشان داده که کمک‌های بین‌المللی اغلب با چالش‌های بوروکراتیک، فساد و عدم اطمینان سیاسی مواجه بوده‌اند. **۳. پیامدها برای آشتی ملی فلسطین و آینده منطقه** این تحول می‌تواند فرصتی بی‌سابقه برای آشتی ملی میان فتح و حماس فراهم آورد. با خروج حماس از اداره مستقیم غزه، یکی از موانع اصلی وحدت (یعنی وجود دو ساختار حکومتی موازی در کرانه باختری و غزه) برداشته می‌شود. اما این تنها در صورتی محقق خواهد شد که تشکیلات خودگردان با انعطاف‌پذیری و تمایل واقعی به پذیرش و ادغام، به این وضعیت جدید نگاه کند. در غیر این صورت، می‌تواند به فرصتی از دست رفته و حتی تعمیق شکاف‌ها تبدیل شود. از دیدگاه منطقه‌ای، این تغییر می‌تواند فشار بر اسرائیل را برای ارائه یک "روز بعد" قابل قبول برای غزه کاهش دهد، اما همزمان نگرانی‌های امنیتی جدیدی را نیز برای تل‌آویو ایجاد می‌کند. اسرائیل خواهان عدم بازگشت حماس به قدرت است، اما همچنین تمایلی به اشغال مجدد غزه ندارد. نقش مصر به عنوان واسطه و میزبان کمیته، حیاتی خواهد بود. ثبات غزه مستقیماً بر امنیت مرزهای مصر و کل منطقه تأثیر می‌گذارد. **۴. چالش‌های پیش روی پایداری و ثبات** با وجود پتانسیل‌ها، مسیر پیش رو مملو از چالش‌های عظیم است: * **خلاء امنیتی:** ایجاد یک خلاء امنیتی در غزه، می‌تواند منجر به ظهور و فعالیت گروه‌های رادیکال‌تر یا هرج و مرج شود. کمیته جدید باید راهکاری فوری برای تامین امنیت و نظم ارائه دهد. * **بازسازی:** حجم ویرانی‌ها چنان گسترده است که نیازمند یک برنامه بازسازی جامع، هماهنگ و با پشتیبانی قوی بین‌المللی است. این فرآیند سال‌ها به طول خواهد انجامید. * **اراده سیاسی:** موفقیت هرگونه انتقال قدرت، به اراده سیاسی بازیگران اصلی – از جمله حماس، تشکیلات خودگردان، اسرائیل، مصر، و جامعه بین‌المللی – بستگی دارد. فقدان اراده واقعی برای سازش و همکاری می‌تواند تمامی تلاش‌ها را بی‌نتیجه سازد. * **چشم‌انداز سیاسی بلندمدت:** تغییرات اداری تنها یک جنبه از مسئله فلسطین است. تا زمانی که یک چشم‌انداز سیاسی روشن برای حل و فصل نهایی منازعه، از جمله تشکیل کشور فلسطین، وجود نداشته باشد، هرگونه راه حل موقتی در غزه، شکننده و ناپایدار خواهد بود. **نتیجه‌گیری** تصمیم حماس برای واگذاری کنترل سیاسی نوار غزه، یک لحظه حیاتی و تعیین‌کننده در تاریخ فلسطین است. این اقدام، در حالی که نویدبخش امکان بازسازی و ایجاد یک نظام مدنی در غزه است، به همان اندازه با چالش‌های بزرگ و پیچیده‌ای مواجه است. موفقیت «کمیته ملی اداره غزه» در گرو کسب مشروعیت مردمی، توانایی عملیاتی در محیطی پرچالش، و همکاری سازنده با تمامی طرف‌های فلسطینی و بین‌المللی است. آینده غزه نه تنها به عملکرد این کمیته، بلکه به درجه اراده سیاسی تمامی بازیگران برای حرکت به سمت یک راه‌حل پایدار و جامع برای قضیه فلسطین بستگی دارد. این منطقه همچنان یک برزخ تاریخی است که سرنوشت آن، آینه تمام‌نمای سرنوشت کل منطقه و صلح جهانی خواهد بود.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...