Translate

۲۶ تیر، ۱۴۰۵

حملات آمریکا به ایران برای هفتمین شب پیاپی؛ تهران از هدف قرار دادن یک شناور آمریکایی خبر داد

حملات آمریکا به ایران برای هفتمین شب پیاپی؛ تهران از هدف قرار دادن یک شناور آمریکایی خبر داد

**مارپیچ خطرناک تنش: خاورمیانه بر لبه پرتگاه رویارویی مستقیم ایران و آمریکا** خبر آغاز دور تازه‌ای از حملات آمریکا به ایران برای هفتمین شب پیاپی و همزمان ادعای ارتش ایران مبنی بر هدف قرار دادن یک شناور آمریکایی در شمال اقیانوس هند، نشان‌دهنده ورود منطقه به فاز جدید و بی‌سابقه‌ای از تنش است. این تحولات که در بستر بحران جاری غزه و حملات مکرر گروه‌های همسو با ایران به اهداف آمریکایی و کشتی‌رانی بین‌المللی در دریای سرخ رخ می‌دهد، نه تنها افق‌های تاریک‌تری را برای صلح و ثبات در خاورمیانه رقم می‌زند، بلکه می‌تواند تبعات اقتصادی و ژئوپلیتیکی گسترده‌ای برای جهان به همراه داشته باشد. گزارش اکسیوس مبنی بر ارسال ده‌ها هواپیمای سوخت‌رسان آمریکایی به اسرائیل، خود سیگنالی نگران‌کننده از آمادگی برای تشدید احتمالی عملیات و گسترش دامنه درگیری‌ها است. در کنار همه این‌ها، نرخ دلار در بازار آزاد ایران که همچنان بالای ۱۹۰ هزار تومان معامله می‌شود، آینه‌ای تمام‌نما از بی‌اعتمادی، نااطمینانی و فشار اقتصادی فزاینده بر مردم عادی است. **ریشه‌های یک مارپیچ خطرناک: از غزه تا دریای سرخ** تشدید تنش‌های کنونی را باید در چارچوب یک پازل پیچیده و چندوجهی مشاهده کرد که قطعات آن شامل جنگ غزه، سیاست منطقه‌ای ایران موسوم به "محور مقاومت"، تمایل آمریکا به بازدارندگی در برابر حملات نیابتی، و البته محاسبات و سوءتفاهمات متقابل است. حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر و متعاقب آن عملیات نظامی گسترده اسرائیل در غزه، کاتالیزور اصلی فعال‌سازی این مارپیچ خطرناک بود. گروه‌های همسو با ایران در عراق، سوریه، لبنان و یمن، در واکنش به این جنگ و در راستای حمایت از فلسطینی‌ها، حملات خود را علیه منافع آمریکا و متحدانش آغاز کردند. حملات موشکی و پهپادی حوثی‌های یمن به کشتی‌های تجاری در دریای سرخ و باب‌المندب، نقطه عطفی در این تنش‌ها بود. این حملات، علاوه بر به خطر انداختن امنیت دریانوردی بین‌المللی و اخلال در زنجیره‌های تامین جهانی، آمریکا و بریتانیا را وادار به واکنش نظامی مستقیم علیه اهداف حوثی‌ها در یمن کرد. با این حال، دامنه واکنش‌های نیابتی به یمن محدود نماند. شبه‌نظامیان عراقی مورد حمایت ایران نیز به پایگاه‌های آمریکایی در عراق و سوریه حمله کرده‌اند که به کشته شدن سه نظامی آمریکایی در اردن منجر شد. این اتفاق، خط قرمزی را برای دولت بایدن ترسیم کرد و واکنش قاطع آمریکا را در پی داشت. حملات تلافی‌جویانه آمریکا در عراق، سوریه و یمن، و اکنون دور هفتم حملات مستقیم به اهدافی در ایران، نشان می‌دهد که واشنگتن دیگر حاضر به تحمل حملات بدون پاسخ نیست و به دنبال بازیابی "بازدارندگی" خود در منطقه است. **پاسخ‌های متقابل و ریسک محاسبات اشتباه** ادعای ایران مبنی بر هدف قرار دادن یک شناور آمریکایی در شمال اقیانوس هند با موشک کروز، در صورت صحت، سطح تنش را به مرزهای بی‌سابقه‌ای می‌رساند. این برای اولین بار است که ایران، به طور مستقیم و علنی، هدف قرار دادن یک دارایی نظامی آمریکا را اعلام می‌کند. پیش از این، درگیری‌ها عمدتاً از طریق گروه‌های نیابتی یا در قالب حملات به کشتی‌رانی تجاری انجام می‌شد. چنین اقدامی، می‌تواند پاسخی مستقیم به حملات آمریکا به اهدافی در خاک ایران باشد، اما به همان میزان، خطر گسترش دامنه درگیری‌ها را به شکل قابل‌توجهی افزایش می‌دهد. نوع و میزان واکنش آمریکا به این ادعا (در صورت تایید) می‌تواند سرنوشت‌ساز باشد. سوال اصلی این است که آیا این دور از حملات و ضدحملات، صرفاً نمایشی از قدرت و "سیاست لبه پرتگاه" برای اعمال فشار بر طرف مقابل است یا منطقه واقعاً به سمت یک رویارویی مستقیم و تمام‌عیار در حال حرکت است؟ هر دو طرف (ایران و آمریکا) تاکنون تلاش کرده‌اند تا از جنگ تمام‌عیار اجتناب کنند، اما سلسله وقایع کنونی، به شدت خطر "محاسبات اشتباه" (miscalculation) را افزایش می‌دهد. یک حمله ناخواسته، یک خطا در شناسایی هدف، یا یک واکنش بیش از حد می‌تواند به سرعت وضعیت را از کنترل خارج کرده و منطقه‌ای را که همین الان نیز زیر بار بحران‌های متعدد کمر خم کرده است، به کام جنگی ویرانگر بکشاند. **ابعاد ژئوپلیتیکی و منطقه‌ای: بازیگران و منافع** سیاست منطقه‌ای ایران، مبتنی بر ایجاد یک "محور مقاومت" شامل حزب‌الله در لبنان، حماس و جهاد اسلامی در فلسطین، حوثی‌ها در یمن و گروه‌های شبه‌نظامی در عراق و سوریه، در سال‌های اخیر به ابزاری برای نفوذ منطقه‌ای و مقابله با نفوذ آمریکا و اسرائیل تبدیل شده است. اکنون، با شعله‌ور شدن جنگ غزه، این محور با تمام توان خود فعال شده است. اما این فعال‌سازی، هزینه‌هایی نیز دارد که یکی از مهمترین آن‌ها، افزایش خطر رویارویی مستقیم با آمریکا و متحدانش است. از سوی دیگر، اسرائیل به عنوان یکی از مهمترین ذی‌نفعان در مهار نفوذ ایران در منطقه، از تشدید فشارهای آمریکا بر ایران استقبال می‌کند. ارسال ده‌ها هواپیمای سوخت‌رسان آمریکایی به اسرائیل، می‌تواند نشانه‌ای از حمایت لجستیکی آمریکا از عملیات‌های احتمالی اسرائیل باشد، چه در غزه و چه در تقابل با نیروهای نیابتی ایران یا حتی خود ایران. این گمانه‌زنی‌ها درباره همکاری‌های پنهان یا آشکار آمریکا و اسرائیل در برابر ایران، لایه دیگری از پیچیدگی و بی‌اعتمادی را به روابط منطقه‌ای اضافه می‌کند. عربستان سعودی و امارات متحده عربی، دیگر بازیگران منطقه‌ای مهمی هستند که به دقت تحولات را رصد می‌کنند. آن‌ها که سال‌ها از نفوذ ایران و بی‌ثباتی منطقه نگرانی داشته‌اند، اکنون در دوراهی قرار گرفته‌اند: یا با آمریکا در برابر ایران همسو شوند و خطر درگیری را بپذیرند، یا به دنبال مسیری برای کاهش تنش و حفظ منافع اقتصادی خود باشند. مذاکرات اخیر میان ایران و عربستان برای بهبود روابط، تحت تاثیر این تحولات قرار گرفته و آینده آن در هاله‌ای از ابهام است. **فشار اقتصادی بر ایران: دلار و نارضایتی عمومی** در بحبوحه این تنش‌های نظامی و ژئوپلیتیکی، اقتصاد ایران به شدت آسیب‌پذیر است. نرخ دلار که به بالای ۱۹۰ هزار تومان رسیده است، نه تنها بازتاب‌دهنده بی‌اطمینانی فزاینده در بازار است، بلکه نشانه‌ای از فشار شدید تحریم‌ها و سوءمدیریت داخلی است. افزایش نرخ ارز، مستقیماً به کاهش قدرت خرید مردم، افزایش تورم، و کاهش استانداردهای زندگی منجر می‌شود. هرگونه تشدید تنش نظامی، به معنای فشار بیشتر بر اقتصاد، محدودیت در تجارت بین‌المللی و کاهش درآمدهای نفتی است. این وضعیت اقتصادی، می‌تواند به نارضایتی‌های اجتماعی دامن زده و چالش‌های داخلی را برای دولت ایران افزایش دهد. در چنین شرایطی، ممکن است برخی تصمیم‌گیرندگان در ایران، تشدید تنش‌های خارجی را ابزاری برای انحراف افکار عمومی از مشکلات داخلی ببینند، در حالی که این استراتژی در درازمدت خود می‌تواند به بی‌ثباتی بیشتر منجر شود. **سناریوهای پیش‌رو: از مهار تا رویارویی تمام‌عیار** با توجه به وضعیت کنونی، چندین سناریو محتمل برای آینده پیش‌بینی می‌شود: 1. **مهار کنترل شده:** هر دو طرف تلاش می‌کنند تا درگیری‌ها را در سطحی کنترل شده نگه دارند و از رویارویی مستقیم تمام‌عیار اجتناب کنند. این سناریو بر اساس این فرض است که هیچ یک از طرفین تمایلی به جنگ گسترده ندارند، اما هر دو به دنبال بازدارندگی و اعمال فشار بر دیگری هستند. در این صورت، حملات و ضدحملات به صورت محدود و هدفمند ادامه خواهد یافت. 2. **تشدید تدریجی و گسترش دامنه:** حملات و ضدحملات ادامه می‌یابد و به تدریج دامنه آن گسترش می‌یابد. ممکن است به جای حملات نیابتی، شاهد درگیری‌های مستقیم‌تر و در مناطق جغرافیایی وسیع‌تر (مانند خلیج فارس، تنگه هرمز) باشیم. این سناریو خطر از کنترل خارج شدن وضعیت را به شدت افزایش می‌دهد. 3. **جنگ تمام‌عیار منطقه‌ای:** در صورت یک اشتباه محاسباتی بزرگ یا یک حمله ویرانگر به منافع حیاتی یکی از طرفین، احتمال وقوع جنگی تمام‌عیار در منطقه وجود دارد. چنین جنگی می‌تواند به سرعت به دیگر کشورهای منطقه گسترش یابد، قیمت نفت را به شدت افزایش دهد، اقتصاد جهانی را دچار بحران کند و فاجعه‌ای انسانی به بار آورد. 4. **کاهش تنش از طریق دیپلماسی (کم‌احتمال در کوتاه‌مدت):** اگرچه در شرایط کنونی بسیار دور از ذهن به نظر می‌رسد، اما فشار بین‌المللی و منطقه‌ای و درک متقابل از هزینه‌های بالای درگیری می‌تواند منجر به تلاش‌هایی برای کاهش تنش و آغاز مذاکرات شود. این امر مستلزم تغییر رویکرد قابل توجهی از سوی هر دو طرف و احتمالاً میانجیگری قدرت‌های بزرگ خواهد بود. **نتیجه‌گیری: افقی مبهم و خطرناک** منطقه خاورمیانه در حال حاضر در یکی از خطرناک‌ترین مقاطع تاریخ معاصر خود قرار دارد. مارپیچ تنش میان آمریکا و ایران، که با بحران غزه آغاز شده و اکنون به حملات مستقیم و ادعای هدف قرار دادن شناور نظامی آمریکا رسیده است، می‌تواند منطقه را به سمت پرتگاهی از رویارویی مستقیم سوق دهد. عواقب چنین رویارویی نه تنها برای میلیون‌ها نفر از ساکنان منطقه ویرانگر خواهد بود، بلکه می‌تواند تبعات اقتصادی و ژئوپلیتیکی گسترده‌ای برای کل جهان داشته باشد. عدم شفافیت در مورد نیت واقعی طرفین و افزایش خطر محاسبات اشتباه، این وضعیت را به مراتب پیچیده‌تر و نگران‌کننده‌تر می‌کند. در این میان، مردم ایران و منطقه، بیشترین هزینه را از این وضعیت متشنج می‌پردازند، در حالی که افق روشنی برای ثبات و آرامش در کوتاه‌مدت به چشم نمی‌خورد. جامعه جهانی مسئولیت سنگینی برای تلاش در جهت کاهش تنش و جلوگیری از یک فاجعه تمام‌عیار بر عهده دارد.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...