Translate

۳۰ تیر، ۱۴۰۵

دارخوین کجاست؛ پروژه‌ ناتمام ۵۰ ساله که «هدف قرار گرفت»

دارخوین کجاست؛ پروژه‌ ناتمام ۵۰ ساله که «هدف قرار گرفت»

## دارخوین: نمادی از جاه‌طلبی‌های ناکام و معمای پیچیده برنامه هسته‌ای ایران خبر اخیر مبنی بر اینکه نیروگاه هسته‌ای در حال ساخت دارخوین «هدف قرار گرفته است»، بار دیگر توجهات را به یکی از کهن‌ترین، پرماجراترین و در عین حال ناتمام‌ترین پروژه‌های هسته‌ای ایران معطوف ساخت. این ادعا، که توسط ایران مطرح شده و بلافاصله با موجی از تحلیل‌ها و تردیدها مواجه گشت، نه تنها ابهامات پیرامون امنیت سایت‌های هسته‌ای ایران را افزایش می‌دهد، بلکه پنجره‌ای به تاریخ پرفراز و نشیب برنامه هسته‌ای این کشور می‌گشاید؛ برنامه‌ای که دارخوین خود نمادی گویا از جاه‌طلبی‌های طولانی، موانع بی‌شمار و معمای حل‌نشده آن است. پروژه‌ای که پنجاه سال از آغاز آن می‌گذرد، اما هنوز در مراحل اولیه ساخت قرار دارد، خود به تنهایی گویای داستانی پیچیده از سیاست، فناوری، اقتصاد و ژئوپلیتیک است. **۱. دارخوین: از رؤیای شاهنشاهی تا بلاتکلیفی جمهوری اسلامی** داستان دارخوین به سال‌های پیش از انقلاب اسلامی، و دقیقاً به دوران اوج برنامه‌های توسعه‌ای و صنعتی محمدرضا شاه پهلوی بازمی‌گردد. در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی، ایران با توجه به رشد اقتصادی سریع و نیاز فزاینده به انرژی، چشم‌انداز بلندپروازانه‌ای برای تبدیل شدن به یک قدرت هسته‌ای صلح‌آمیز در منطقه ترسیم کرده بود. هدف، تولید ۲۰ هزار مگاوات برق هسته‌ای تا پایان قرن بود که معادل حدود نیمی از نیاز برق کشور در آن زمان می‌شد. در این راستا، قراردادهای متعددی با شرکت‌های اروپایی و آمریکایی منعقد شد و پایه‌گذاری نیروگاه‌های بوشهر و دارخوین در دستور کار قرار گرفت. پروژه دارخوین، واقع در جنوب غرب ایران و در نزدیکی شادگان خوزستان، در سال ۱۹۷۴ (۱۳۵۳ شمسی) با مشارکت شرکت فرانسوی فراماتوم (Framatome) آغاز شد. قرار بود این نیروگاه، دو واحد راکتور آب سبک (PWR) از نوع فرانسوی ۹۰۰ مگاواتی را در خود جای دهد. با این حال، دیری نپایید که طوفان انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ (۱۹۷۹ میلادی) همه معادلات را بر هم زد. با سقوط رژیم پهلوی و قطع روابط با غرب، شرکت‌های خارجی پروژه را نیمه‌کاره رها کرده و از ایران خارج شدند. جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در دهه ۸۰ میلادی نیز ضربه مهلکی به هرگونه تلاش برای احیای پروژه وارد آورد، چرا که سایت‌های هسته‌ای مانند بوشهر و حتی دارخوین هدف حملات هوایی عراق قرار گرفتند. پس از پایان جنگ، با وجود اینکه تمرکز اصلی ایران بر بازسازی ویرانی‌ها بود، ایده توسعه برنامه هسته‌ای بار دیگر زنده شد. اما این بار، تحت لوای شعارهایی چون «خودکفایی» و «استقلال فناوری». با این حال، پروژه دارخوین همچنان در کما ماند. بر خلاف بوشهر که ایران موفق شد با کمک روسیه واحدهای آن را تکمیل کرده و به بهره‌برداری برساند، دارخوین هرگز از مرحله فونداسیون و ساختارهای اولیه فراتر نرفت. در طول دهه‌ها، مقامات ایرانی بارها از عزم خود برای تکمیل این پروژه سخن گفته‌اند، اما این وعده‌ها در عمل به دلیل تحریم‌های بین‌المللی، کمبود منابع مالی، فقدان فناوری و تخصص لازم و شاید اولویت‌های دیگر، هرگز به ثمر ننشسته‌اند. در نتیجه، دارخوین پس از پنجاه سال، همچنان مترادف با یک پروژه ناتمام، نیمه‌کاره و یادآور رؤیاهای بر باد رفته است. **۲. ادعای «هدف قرار گرفتن»؛ واقعیت یا ابزار جنگ روانی؟** ادعای اخیر ایران مبنی بر اینکه نیروگاه هسته‌ای دارخوین «هدف قرار گرفته است»، موجی از پرسش‌ها و گمانه‌زنی‌ها را برانگیخته است. برای تحلیل این ادعا، باید به چند نکته اساسی توجه کرد: * **وضعیت فیزیکی سایت:** همانطور که ذکر شد، دارخوین یک نیروگاه فعال یا حتی در مراحل پیشرفته ساخت نیست. این سایت در مراحل اولیه فونداسیون و زیرساخت باقی مانده است. هدف قرار دادن یک چنین مکانی، به لحاظ استراتژیک، منطق نظامی چندانی ندارد. معمولاً هدف‌گیری در منازعات، معطوف به مراکز فعال، عملیاتی یا تأسیساتی است که برای توان نظامی یا صنعتی دشمن اهمیت حیاتی دارند. * **منبع و ماهیت ادعا:** این ادعا از سوی مقامات ایرانی مطرح شده است، اما تاکنون هیچ شواهد مستقلی از سوی نهادهای بین‌المللی یا منابع بی‌طرف تأیید نشده است. تصاویر ماهواره‌ای نیز هیچ اثری از تخریب یا حمله را نشان نمی‌دهند. * **اهداف احتمالی ایران از طرح ادعا:** اگر فرض کنیم که این ادعا صحت ندارد، طرح آن می‌تواند دارای چندین انگیزه باشد: * **مصرف داخلی:** ایجاد حس تهدید خارجی و مظلوم‌نمایی برای بسیج افکار عمومی و توجیه هزینه‌های برنامه هسته‌ای و دفاعی. * **جنگ روانی و دیپلماسی:** ارسال پیام هشدار به آمریکا و متحدانش، ایجاد اهرم فشار در مذاکرات احتمالی، و نمایش آسیب‌پذیری احتمالی ایران برای جلب حمایت بین‌المللی یا محکومیت اقدامات تجاوزکارانه. * **پوششی برای مسائل داخلی یا امنیتی دیگر:** در برخی موارد، ادعاهای خارجی می‌تواند برای منحرف کردن توجه از مشکلات داخلی یا نقص‌های امنیتی خودی به کار رود. * **توجیه افزایش تدابیر امنیتی:** فراهم کردن توجیهی برای اعمال تدابیر امنیتی شدیدتر در اطراف سایت‌های هسته‌ای. از سوی دیگر، اگر فرض کنیم که ادعای ایران حتی اندکی صحت داشته باشد، هدف از این اقدام می‌تواند پیام‌رسانی غیرمستقیم یا آزمودن واکنش ایران باشد. اما با توجه به سابقه حملات سایبری و خرابکاری‌های متعدد در سایت‌های هسته‌ای دیگر ایران مانند نطنز و فردو، حمله فیزیکی به یک سایت غیرعملیاتی مانند دارخوین کمی بعید به نظر می‌رسد، مگر اینکه هدف، پیامی کاملاً نمادین باشد که در این صورت نیز معمولاً مسئولیت آن به صورت ضمنی پذیرفته می‌شود. در مجموع، احتمال اینکه این ادعا بیشتر در راستای جنگ روانی و بازی‌های دیپلماتیک باشد تا یک واقعه نظامی واقعی، بسیار بالاتر است. **۳. دارخوین در پازل پیچیده برنامه هسته‌ای ایران** نیروگاه دارخوین، هرچند ناتمام و غیرفعال، اما بخشی از تصویر بزرگتر و پیچیده‌تر برنامه هسته‌ای ایران است. این برنامه از ابتدای شکل‌گیری، دو وجه مهم داشته است: * **جنبه صلح‌آمیز و توسعه‌ای:** ایران همواره بر حق خود برای استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای تحت پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) تأکید کرده است. تولید برق، مصارف پزشکی (رادیو ایزوتوپ‌ها)، کشاورزی و صنعتی از جمله اهداف اعلام شده هستند. نیروگاه بوشهر که اکنون فعال است، نمادی از این جنبه است و دارخوین نیز در صورت تکمیل، به همین منظور به کار گرفته می‌شد. * **جنبه راهبردی و امنیتی:** در کنار اهداف صلح‌آمیز، برنامه هسته‌ای ایران از دیرباز دارای ابعاد راهبردی و امنیتی نیز بوده است. از دیدگاه ایران، توسعه قابلیت‌های هسته‌ای، حتی در چارچوب صلح‌آمیز، به عنوان یک عامل بازدارنده در برابر تهدیدات خارجی و اهرمی برای افزایش قدرت منطقه‌ای و بین‌المللی عمل می‌کند. دستیابی به چرخه کامل سوخت هسته‌ای (شامل استخراج اورانیوم، غنی‌سازی و تولید سوخت) از اهداف کلیدی ایران در این راستا بوده است. سایت‌هایی مانند نطنز و فردو که به غنی‌سازی اورانیوم می‌پردازند، در کانون نگرانی‌های بین‌المللی قرار دارند، زیرا می‌توانند سوخت لازم برای ساخت بمب هسته‌ای را نیز تولید کنند. دارخوین با راکتورهای آب سبک پیشنهادی خود، به لحاظ تئوری، خطر کمتری برای تولید پلوتونیوم تسلیحاتی (در مقایسه با راکتورهای آب سنگین مانند اراک) دارد، اما صرف وجود آن به عنوان یک سایت هسته‌ای بزرگ و استراتژیک، آن را در کانون توجهات قرار می‌دهد. عدم تکمیل آن در طول این همه سال نیز خود سوالاتی را در مورد توانایی ایران در مدیریت پروژه‌های بزرگ و پیچیده هسته‌ای، بدون کمک خارجی مطرح می‌کند. **۴. چالش‌ها و موانع پیش روی برنامه هسته‌ای ایران** مسیر توسعه برنامه هسته‌ای ایران، مملو از چالش‌ها و موانع بی‌شماری بوده است که دارخوین خود گواه زنده‌ای بر آن است: * **تحریم‌های بین‌المللی:** مهمترین و پایدارترین مانع، تحریم‌های گسترده و چندجانبه‌ای است که از سوی آمریکا و متحدانش اعمال شده است. این تحریم‌ها دسترسی ایران به فناوری‌های حیاتی، قطعات یدکی، دانش فنی، همکاری‌های بین‌المللی و منابع مالی لازم را به شدت محدود کرده‌اند. * **فقدان تخصص و فناوری:** پس از خروج شرکت‌های خارجی در زمان انقلاب، ایران مجبور شد تا با تکیه بر توان داخلی خود، توسعه برنامه هسته‌ای را ادامه دهد. این امر هرچند باعث پیشرفت‌هایی در برخی حوزه‌ها شد، اما در پروژه‌های پیچیده مانند ساخت راکتورهای قدرت، کندی و چالش‌های زیادی ایجاد کرده است. * **کارشکنی و خرابکاری:** برنامه هسته‌ای ایران بارها هدف حملات سایبری (مانند استاکس‌نت)، ترور دانشمندان هسته‌ای و انفجارها یا خرابکاری‌های داخلی قرار گرفته است. این حوادث، نه تنها آسیب‌های فیزیکی و انسانی به بار آورده‌اند، بلکه هزینه‌های امنیتی و روانی برنامه‌ را نیز افزایش داده‌اند. * **فشارهای سیاسی و دیپلماتیک:** جامعه جهانی، به ویژه آمریکا و اسرائیل، همواره نسبت به ابعاد نظامی احتمالی برنامه هسته‌ای ایران نگران بوده و از طریق سازمان ملل، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) و مذاکرات دوجانبه، فشار گسترده‌ای بر ایران وارد کرده‌اند. توافق هسته‌ای برجام (JCPOA) نمونه‌ای از این فشارهای دیپلماتیک بود که هدف آن محدود کردن برنامه هسته‌ای ایران در ازای لغو تحریم‌ها بود. * **هزینه‌های اقتصادی:** توسعه و نگهداری برنامه هسته‌ای، به ویژه در شرایط تحریم و عدم دسترسی به بازارهای جهانی، هزینه‌های سرسام‌آوری را به اقتصاد ایران تحمیل کرده است. این هزینه‌ها، به ویژه در کشوری که با مشکلات اقتصادی عدیده‌ای دست و پنجه نرم می‌کند، بحث‌برانگیز بوده و منتقدانی دارد که معتقدند این منابع می‌توانستند در حوزه‌های با بازدهی بیشتر سرمایه‌گذاری شوند. **۵. آینده دارخوین و معمای هسته‌ای ایران** آینده دارخوین، مانند بسیاری از جنبه‌های دیگر برنامه هسته‌ای ایران، در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. آیا ایران سرانجام موفق به تکمیل این پروژه نیمه‌کاره خواهد شد؟ با توجه به تحریم‌های موجود و عدم تمایل شرکت‌های بین‌المللی به همکاری، این امر بسیار دشوار به نظر می‌رسد. شاید ایران در نهایت تصمیم بگیرد که پروژه را با کمک داخلی یا همکاری با کشورهایی مانند چین و روسیه (که خود تحت تحریم هستند) به پیش ببرد، اما این مسیر نیز مملو از چالش‌ها خواهد بود. معمای برنامه هسته‌ای ایران، فراتر از سرنوشت یک پروژه خاص مانند دارخوین، همچنان یکی از پیچیده‌ترین مسائل ژئوپلیتیک منطقه و جهان است. این برنامه، نمادی از تلاش ایران برای استقلال و خودکفایی، در عین حال کانون نگرانی‌های جهانی درباره اشاعه هسته‌ای و تشدید تنش‌های منطقه‌ای است. داستان دارخوین، با نیم قرن تلاش ناتمام و ادعای هدف قرار گرفتن اخیر، نه تنها گوشه‌ای از این داستان را بازگو می‌کند، بلکه یادآوری می‌کند که برای حل این معما، نیازمند رویکردی جامع، دیپلماتیک و واقع‌بینانه از سوی همه طرف‌های درگیر هستیم؛ رویکردی که تا به امروز در افق پیدا نیست و دارخوین همچنان نمادی خاموش از جاه‌طلبی‌های طولانی و موانع پایداری است که برنامه هسته‌ای ایران با آن مواجه بوده است. این پروژه ناتمام، در دل خود نه تنها تاریخ بلند یک رؤیا، بلکه تمام تضادها، تناقضات و چشم‌اندازهای مبهم آینده هسته‌ای ایران را جای داده است.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...