در یکی از بزرگترین حملات به اقلیم کردستان عراق، ۹ عضو حزب کومله در حمله سپاه کشته شدند
## فراتر از مرزهای حاکمیت: تحلیل ابعاد حمله سپاه به کومله در اقلیم کردستان عراق خبر حمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران به مواضع حزب کومله در اقلیم کردستان عراق که منجر به کشته شدن ۹ عضو این حزب و زخمی شدن شماری دیگر شد، رویدادی نیست که بتوان آن را صرفاً یک حادثه مرزی تلقی کرد. این رخداد، لایههای پیچیدهای از تنشهای ژئوپلیتیکی، ملاحظات امنیت ملی، چالشهای حاکمیتی و دینامیکهای داخلی در هر دو کشور را به نمایش میگذارد. تحلیل این واقعه، مستلزم موشکافی انگیزههای بازیگران مختلف، پیامدهای آن بر ثبات منطقه و بررسی حقوق بینالملل و واکنشهای احتمالی در آینده است. **۱. واقعه و روایتها: تکرار الگویی آشنا** جزئیات حمله حاکی از آن است که سپاه پاسداران با استفاده از موشک و پهپاد، اردوگاهها و مواضع متعلق به حزب کومله کردستان ایران را هدف قرار داده است. حزب کومله با تایید کشته شدن ۹ نفر از اعضایش، این حمله را محکوم کرده و آن را نقض آشکار حاکمیت عراق و قوانین بینالمللی خوانده است. در مقابل، سپاه پاسداران این حملات را در راستای "دفاع از امنیت ملی" و مقابله با "گروههای تروریستی" مستقر در اقلیم کردستان عراق که ادعا میشود اقدام به نفوذ و ایجاد ناآرامی در مناطق مرزی ایران میکنند، توجیه میکند. این الگوی حملات فرامرزی توسط ایران به گروههای کردی مستقر در عراق، به ویژه از زمان اوجگیری اعتراضات "زن، زندگی، آزادی" در سالهای اخیر، تشدید شده است. ایران بارها این گروهها را به تحریک و حمایت از ناآرامیها در مناطق کردنشین و سایر نقاط ایران متهم کرده است. این اتهامات در حالی مطرح میشود که گروههای کردی نظیر کومله، همواره بر فعالیتهای سیاسی و مسلحانه محدود خود در داخل ایران تاکید کرده و هرگونه مسئولیت در قبال ناآرامیهای اخیر را رد میکنند. **۲. انگیزههای ایران: امنیت، پیام و بازدارندگی** حمله سپاه به مواضع کومله را میتوان از چندین منظر مورد بررسی قرار داد: * **ملاحظات امنیت داخلی:** یکی از مهمترین دلایل حملات ایران، نگرانیهای امنیت داخلی است. حکومت ایران همواره گروههای کردی مستقر در اقلیم را به تلاش برای سازماندهی و حمایت از ناراضیان در مناطق کردنشین ایران متهم میکند. در شرایطی که ایران با چالشهای اقتصادی و اجتماعی داخلی متعددی روبرو است، ثبات مناطق مرزی برای آن از اهمیت بالایی برخوردار است. این حملات میتوانند به عنوان تلاشی برای جلوگیری از نفوذ و سازماندهی گروههای اپوزیسیون در داخل مرزهای ایران تلقی شوند. * **پیامرسانی و بازدارندگی:** این حملات همچنین حاوی یک پیام آشکار برای گروههای مخالف کرد و همچنین دولت اقلیم کردستان و دولت مرکزی عراق است. پیام به گروههای مخالف این است که ایران تحمل حضور و فعالیتهای آنان را در نزدیکی مرزهای خود ندارد و برای مقابله با آنها از هیچ ابزاری فروگذار نخواهد کرد. پیام به اقلیم کردستان و بغداد نیز این است که ایران انتظار دارد آنها برای کنترل این گروهها و جلوگیری از اقدامات ضدایرانی از خاک عراق، مسئولیتپذیری بیشتری از خود نشان دهند. این حملات میتواند به عنوان تلاشی برای ایجاد یک "منطقه حائل امنیتی" در داخل خاک عراق نیز دیده شود. * **افزایش فشار دیپلماتیک:** حملات نظامی میتواند ابزاری برای افزایش فشار دیپلماتیک بر بغداد و اربیل باشد تا آنها اقدامات جدیتری برای خلع سلاح یا دور کردن گروههای مخالف از مرزهای ایران انجام دهند. ایران در گذشته توافقاتی را با عراق در این زمینه اعلام کرده است، اما حملات نشان میدهد که تهران یا از اجرای این توافقات رضایت ندارد یا معتقد است که گروهها همچنان تهدید محسوب میشوند. * **انحراف افکار عمومی و نمایش قدرت:** در شرایطی که ایران خود با فشارهای بینالمللی و نارضایتیهای داخلی روبروست، نمایش قدرت نظامی و مقابله با "دشمنان خارجی" میتواند به منظور تقویت انسجام داخلی و منحرف کردن افکار عمومی از مشکلات داخلی نیز مورد استفاده قرار گیرد. **۳. موقعیت حزب کومله و سایر گروههای کردی** حزب کومله کردستان ایران، یکی از قدیمیترین احزاب کردی مخالف جمهوری اسلامی است که از دههها پیش در اقلیم کردستان عراق پایگاه دارد. این حزب که ریشههایی سوسیالیستی دارد، عمدتاً برای حقوق کردها در ایران و تغییر نظام سیاسی جمهوری اسلامی فعالیت میکند. آنها همواره تاکید کردهاند که فعالیتهای مسلحانه آنها محدود به دفاع از خود و در واکنش به حملات جمهوری اسلامی است و هرگز از خاک عراق برای عملیات تهاجمی استفاده نکردهاند. با این حال، ایران این تمایزات را نپذیرفته و آنها را تهدیدی برای امنیت خود میداند. حضور این گروهها در اقلیم کردستان، ریشه در تاریخ طولانی مبارزات کردها در ایران و عراق دارد. اقلیم کردستان به دلیل همزبانی و همنژادی، پناهگاهی برای کردهای ایران بوده است، اما این پناهندگی همواره با چالشها و هزینههای امنیتی برای اقلیم همراه بوده است. **۴. معضل دولت اقلیم کردستان: میان چکش و سندان** دولت اقلیم کردستان عراق، در مواجهه با این حملات، خود را میان چکش و سندان میبیند. از یک سو، اقلیم خود قربانی نقض حاکمیت و حملات مکرر از سوی ایران (و در موارد دیگر از سوی ترکیه) است. این حملات نه تنها تلفات انسانی به بار میآورند، بلکه زیرساختها را تخریب کرده و فضای ناامنی را در منطقهای که به سختی برای جذب سرمایه و توسعه تلاش میکند، ایجاد میکنند. از سوی دیگر، اقلیم کردستان به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی و وابستگیهای اقتصادی، نمیتواند به طور کامل در برابر نفوذ ایران مقاومت کند. بسیاری از احزاب و گروههای سیاسی در اقلیم، روابط نزدیک یا پیچیدهای با ایران دارند. در نتیجه، اقلیم کردستان همواره به این حملات اعتراض کرده و از دولت مرکزی عراق و نهادهای بینالمللی خواسته است که برای توقف این تجاوزات اقدام کنند. اما این درخواستها اغلب بدون نتیجه عملی باقی میمانند، زیرا نه بغداد و نه جامعه جهانی قدرت یا اراده کافی برای اعمال فشار مؤثر بر ایران را ندارند. موضع اقلیم، بیانگر ضعفی ساختاری در برابر بازیگران منطقهای قدرتمند و عدم توانایی در حفاظت از مرزهای خود است. **۵. چالش حاکمیت در بغداد: دولتی ضعیف در برابر همسایهای قدرتمند** دولت مرکزی عراق نیز در موقعیت بسیار دشواری قرار دارد. از یک سو، حمله به خاک عراق و کشته شدن افراد در آن، نقض آشکار حاکمیت ملی است که بغداد موظف به واکنش در قبال آن است. این گونه حملات، مشروعیت و توانایی دولت عراق در حفاظت از شهروندان و مرزهای خود را زیر سوال میبرد. از سوی دیگر، بغداد نیز به شدت تحت نفوذ و تاثیر ایران قرار دارد. حضور گروههای شبهنظامی شیعه مورد حمایت ایران در عراق، نفوذ اقتصادی و سیاسی تهران در ساختار قدرت عراق، و همچنین روابط تاریخی و مذهبی، مانع از آن میشود که دولت مرکزی عراق بتواند موضع قاطع و موثری در برابر ایران اتخاذ کند. در نتیجه، واکنش بغداد به این حملات معمولاً محدود به صدور بیانیههای محکومیت دیپلماتیک و درخواست از ایران برای احترام به حاکمیت عراق میشود. این واکنشهای نیمبند، عملاً توانایی بازدارندگی ندارند و ایران را از ادامه این حملات منصرف نمیکنند. این وضعیت، نشاندهنده یک بحران حاکمیت عمیق در عراق است که در آن دولت مرکزی قادر به اعمال کنترل کامل بر قلمرو و مرزهای خود نیست. **۶. حقوق بینالملل و سکوت جامعه جهانی** حملات فرامرزی ایران به خاک عراق، نقض آشکار اصول بنیادین حقوق بینالملل، به ویژه اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورها و احترام به حاکمیت ملی است که در منشور ملل متحد نیز تصریح شده است. حتی اگر ایران این گروهها را "تروریست" بنامد، انجام عملیات نظامی بدون مجوز دولت میزبان، تجاوز محسوب میشود. با این حال، جامعه بینالمللی، به دلایل مختلف، واکنش مؤثر و قاطعی به این حملات نشان نمیدهد. منافع قدرتهای بزرگ عمدتاً در جای دیگری متمرکز است و ایران نیز به دلیل موقعیت استراتژیک و برنامه هستهای خود، از اهرمهای فشار خاصی برخوردار است. این سکوت، عملاً به ایران چراغ سبز نشان میدهد که میتواند بدون پرداخت هزینه گزاف بینالمللی، به عملیاتهای فرامرزی خود ادامه دهد. این وضعیت، نه تنها ثبات منطقهای را به خطر میاندازد، بلکه به تضعیف نظم مبتنی بر قوانین بینالمللی نیز کمک میکند. **۷. پیامدهای منطقهای و چشمانداز آینده** این حملات پیامدهای گستردهای برای منطقه و روابط میان ایران و عراق دارد: * **تشدید بیثباتی:** ادامه حملات، به چرخه خشونت و بیثباتی در منطقه دامن میزند و میتواند منجر به تشدید درگیریها شود. * **افزایش تنش در روابط ایران و عراق:** اگرچه عراق به دلیل نفوذ ایران نمیتواند واکنش قاطعی نشان دهد، اما تکرار این حملات به اعتبار و حاکمیت دولت مرکزی آسیب میرساند و میتواند در بلندمدت به افزایش احساسات ضدایرانی در میان برخی از طیفهای جامعه عراق منجر شود. * **افزایش فشار بر گروههای کردی:** این حملات فشار بر گروههای کردی را افزایش میدهد تا یا فعالیتهای خود را کاهش دهند یا مواضع خود را از مرزهای ایران دورتر کنند. * **بحران انسانی:** حملات نظامی همواره با خطر تلفات غیرنظامی و آوارگی همراه است که به بحران انسانی در منطقه دامن میزند. در مجموع، حمله سپاه به کومله در اقلیم کردستان عراق، نشانگر تداوم یک بحران عمیقتر در منطقه است که ریشه در عدم احترام به حاکمیت ملی، نفوذ قدرتهای منطقهای و ضعف نهادهای بینالمللی دارد. مادامی که دولت عراق نتواند حاکمیت کامل خود را بر قلمرویش اعمال کند و جامعه بینالملل ارادهای برای اجرای قوانین بینالمللی در قبال بازیگران منطقهای قدرتمند نشان ندهد، این الگوی حملات فرامرزی احتمالاً ادامه خواهد یافت و اقلیم کردستان عراق، همچنان بهای گزافی را برای این تنشهای ژئوپلیتیکی پرداخت خواهد کرد. راهحل این معضل، نه در تشدید خشونت، بلکه در تقویت حاکمیت عراق، مذاکرات جدی و احترام متقابل به امنیت ملی و تمامیت ارضی کشورها نهفته است؛ راه حلی که در شرایط فعلی، بسیار دور از دسترس به نظر میرسد.