Translate

۱۲ مرداد، ۱۴۰۵

ائتلاف دریایی به رهبری عربستان سعودی چیست و کدام کشورها به آن پیوسته‌اند؟

ائتلاف دریایی به رهبری عربستان سعودی چیست و کدام کشورها به آن پیوسته‌اند؟

## ائتلاف دریایی به رهبری عربستان: ژئوپلیتیک، امنیت انرژی و رقابت‌های منطقه‌ای در آب‌های استراتژیک اعلام تشکیل یک ائتلاف دفاعی دریایی چندملیتی به رهبری عربستان سعودی، با مشارکت ۱۳ کشور دیگر، خبری است که در نگاه اول شاید تنها به مسئله امنیت دریایی در آب‌های استراتژیک منطقه مربوط به نظر برسد. اما با نگاهی عمیق‌تر، این اقدام ریاض نه تنها یک پاسخ عملی به تهدیدهای فزاینده در دریای سرخ، تنگه باب‌المندب و خلیج عدن است، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از یک استراتژی گسترده‌تر ژئوپلیتیکی و امنیتی عربستان سعودی برای تثبیت نقش منطقه‌ای خود، مقابله با نفوذ رقبای خود و تضمین منافع حیاتی اقتصادی‌اش محسوب می‌شود. این ائتلاف، با اهداف اعلام‌شده حفاظت از کشتیرانی بین‌المللی، مسیرهای تجاری و انتقال انرژی، در بستر رقابت‌های فزاینده منطقه‌ای و با چالش‌های پیچیده‌ای روبروست که تحلیل دقیق آن ضروری می‌نماید. **اهمیت استراتژیک آبراه‌های منطقه و انگیزه‌های اعلام‌شده** دریای سرخ، تنگه باب‌المندب و خلیج عدن، شریان‌های حیاتی برای تجارت جهانی و انتقال انرژی هستند. تخمین زده می‌شود که سالانه میلیاردها دلار کالا و میلیون‌ها بشکه نفت خام از این مسیرها عبور می‌کند. تنگه باب‌المندب به ویژه، یکی از "نقاط خفگی" (choke points) اصلی جهان است که شرق و غرب را به هم متصل می‌کند و هرگونه اختلال در آن می‌تواند پیامدهای اقتصادی و امنیتی عظیمی در سطح جهانی داشته باشد. تهدیدهای اعلام شده، از جمله حملات حوثی‌ها به کشتی‌ها در دریای سرخ و مین‌گذاری در آب‌ها، تنها به چند نمونه اخیر محدود نمی‌شود. این منطقه در گذشته نیز با چالش‌هایی مانند دزدی دریایی مواجه بوده، اگرچه ماهیت تهدیدات کنونی بیشتر جنبه سیاسی و نظامی پیدا کرده است. عربستان سعودی به عنوان بزرگترین صادرکننده نفت جهان و کشوری که خطوط ساحلی طولانی در دریای سرخ دارد، منافع حیاتی در حفظ امنیت این آبراه‌ها دارد. هرگونه اختلال در کشتیرانی نه تنها بر صادرات انرژی آن تأثیر می‌گذارد، بلکه بر واردات کالا و مواد اولیه و همچنین پروژه‌های عظیم توسعه‌ای مانند شهر نئوم، که در سواحل دریای سرخ واقع شده، سایه افکنده و سرمایه‌گذاری خارجی را با تردید مواجه می‌سازد. بنابراین، از دیدگاه ریاض، این ائتلاف پاسخی مستقیم و منطقی به یک تهدید ملموس برای امنیت ملی و اقتصادی آن است. **انگیزه‌های پنهان و بستر ژئوپلیتیکی** ورای اهداف اعلام‌شده، تشکیل این ائتلاف را باید در چارچوب بلندپروازی‌های ژئوپلیتیکی عربستان سعودی تحت رهبری محمد بن سلمان و نیز رقابت‌های منطقه‌ای این کشور با جمهوری اسلامی ایران و متحدانش تحلیل کرد. ۱. **تثبیت نقش رهبری منطقه‌ای:** عربستان سعودی در سال‌های اخیر تلاش کرده تا خود را به عنوان قدرت مسلط در منطقه خلیج فارس و دریای سرخ مطرح کند. این ائتلاف چندملیتی فرصتی برای ریاض فراهم می‌آورد تا توانایی خود را در سازماندهی و رهبری یک نیروی نظامی بین‌المللی به نمایش بگذارد و نفوذ خود را فراتر از مرزهای خود گسترش دهد. این اقدام می‌تواند به تقویت وجهه عربستان به عنوان یک بازیگر مسئول و قدرتمند در عرصه امنیت دریایی جهانی کمک کند. ۲. **مقابله با نفوذ ایران و حوثی‌ها:** حملات حوثی‌ها، که عربستان سعودی و متحدانش آن‌ها را تحت حمایت ایران می‌دانند، مهمترین تهدید فوری در دریای سرخ محسوب می‌شود. تشکیل این ائتلاف به ریاض امکان می‌دهد تا با همکاری سایر کشورها، پاسخ نظامی و امنیتی قوی‌تری به این حملات بدهد و فشار بیشتری بر حوثی‌ها وارد آورد. این ائتلاف را می‌توان بخشی از استراتژی بلندمدت عربستان برای محدود کردن نفوذ ایران و متحدانش در منطقه، به ویژه در یمن و تنگه باب‌المندب، دانست. گرچه مذاکرات ایران و عربستان در حال انجام است، اما رقابت‌های راهبردی و امنیتی کماکان پابرجاست. ۳. **کاهش وابستگی به قدرت‌های خارجی:** در حالی که ایالات متحده همواره نقش مهمی در تأمین امنیت خلیج فارس و آبراه‌های اطراف ایفا کرده است، عربستان سعودی و سایر کشورهای منطقه در تلاشند تا به تدریج توانایی‌های دفاعی و امنیتی خود را افزایش داده و در برخی زمینه‌ها وابستگی خود را به قدرت‌های بزرگ کاهش دهند. تشکیل یک ائتلاف منطقه‌ای به رهبری خودشان، گامی در جهت خودکفایی بیشتر در زمینه امنیت دریایی تلقی می‌شود، حتی اگر حمایت غیرمستقیم آمریکا و دیگر قدرت‌ها را در پشت خود داشته باشد. ۴. **تحقق "چشم‌انداز ۲۰۳۰":** بخش مهمی از برنامه "چشم‌انداز ۲۰۳۰" عربستان سعودی بر جذب سرمایه‌گذاری خارجی و توسعه اقتصادی غیرنفتی متمرکز است. برای موفقیت این طرح‌ها، به ویژه پروژه‌های عظیم در سواحل دریای سرخ مانند نئوم، ثبات و امنیت منطقه ضروری است. هرگونه ناامنی دریایی می‌تواند به شدت به این برنامه‌ها آسیب برساند. از این رو، ائتلاف دریایی ابزاری برای تأمین پیش‌شرط‌های امنیتی لازم برای تحقق این چشم‌انداز اقتصادی است. **کشورهای شرکت‌کننده و منافع آن‌ها** هرچند نام ۱۳ کشور مشارکت‌کننده به صورت رسمی اعلام نشده است، اما می‌توان حدس زد که اکثریت آن‌ها کشورهای عربی و اسلامی، به ویژه اعضای شورای همکاری خلیج فارس (مانند امارات، بحرین، کویت و قطر)، مصر، اردن و شاید برخی کشورهای ساحلی آفریقایی مانند سودان، اریتره و جیبوتی باشند. منافع این کشورها از مشارکت در ائتلاف متنوع است: * **کشورهای GCC:** این کشورها نیز مانند عربستان، منافع مشترک اقتصادی و امنیتی در حفظ امنیت دریایی دارند و مشارکت آن‌ها به تقویت همبستگی منطقه‌ای و افزایش قدرت بازدارندگی ائتلاف کمک می‌کند. * **مصر و اردن:** این دو کشور نیز دارای سواحل دریای سرخ هستند و به شدت به امنیت کانال سوئز و تنگه باب‌المندب وابسته هستند. مصر از اختلال در کشتیرانی به شدت آسیب می‌بیند زیرا درآمد کانال سوئز بخش مهمی از اقتصاد این کشور را تشکیل می‌دهد. * **کشورهای آفریقایی:** کشورهایی مانند سودان، اریتره و جیبوتی، که در شاخ آفریقا و سواحل دریای سرخ قرار دارند، می‌توانند از همکاری‌های امنیتی با عربستان و کشورهای ثروتمند خلیج فارس بهره‌مند شوند. این مشارکت همچنین می‌تواند به مقابله با قاچاق انسان، مواد مخدر و تروریسم در سواحل آن‌ها کمک کند. با این حال، باید در نظر داشت که میزان تعهد و مشارکت هر کشور ممکن است متفاوت باشد. برخی ممکن است تنها مشارکت نمادین داشته باشند، در حالی که برخی دیگر با منابع نظامی و عملیاتی بیشتری وارد شوند. این تنوع در منافع و ظرفیت‌ها می‌تواند چالش‌هایی را برای هماهنگی و اثربخشی ائتلاف ایجاد کند. **چالش‌ها و موانع پیش‌رو** تشکیل و حفظ یک ائتلاف دریایی چندملیتی در منطقه‌ای پر از تنش و رقابت، با چالش‌های متعددی روبرو خواهد بود: ۱. **چالش هماهنگی و عملیاتی:** همکاری بین نیروی دریایی کشورهای مختلف با دکترین‌های متفاوت، تجهیزات متنوع، و رویه‌های عملیاتی ناهمگون، به هماهنگی بسیار بالایی نیاز دارد. آموزش مشترک، تبادل اطلاعات و ایجاد یک ساختار فرماندهی و کنترل یکپارچه از الزامات اساسی است که زمان‌بر و پیچیده خواهد بود. ۲. **تأمین مالی و پایداری:** عملیات دریایی پرهزینه است. تأمین بودجه لازم برای ناوگان، سوخت، نگهداری، و حقوق پرسنل، نیازمند یک مکانیزم پایدار تأمین مالی است که احتمالاً عربستان سعودی سهم عمده‌ای در آن خواهد داشت. تداوم تعهد مالی و سیاسی کشورها در بلندمدت نیز یک چالش مهم خواهد بود. ۳. **تعریف روشن از تهدید و دامنه عملیات:** در حالی که حملات حوثی‌ها به وضوح به عنوان تهدید شناخته شده است، این ائتلاف باید مرزهای عملیاتی خود را به وضوح تعریف کند. آیا این ائتلاف تنها به پاسخ به حملات محدود می‌شود یا شامل عملیات پیشگیرانه نیز خواهد شد؟ این موضوع می‌تواند حساسیت‌های سیاسی و حقوقی ایجاد کند. ۴. **پیامدهای منطقه‌ای و خطر تشدید تنش:** تشکیل این ائتلاف ممکن است از سوی برخی بازیگران منطقه‌ای، به ویژه حوثی‌ها و حامیان آن‌ها، به عنوان اقدامی خصمانه تلقی شود و به جای ایجاد ثبات، به تشدید تنش‌ها و نظامی‌سازی بیشتر منطقه منجر گردد. ریسک درگیری‌های ناخواسته و گسترش دامنه خصومت‌ها وجود دارد. ۵. ** مشروعیت بین‌المللی و حقوقی:** در حالی که ائتلاف می‌تواند بر اساس اصل دفاع از خود و حفظ آزادی کشتیرانی عمل کند، اما نحوه برخورد آن با مسائل حاکمیتی و قوانین بین‌المللی دریایی بسیار مهم است. کسب حمایت و مشروعیت بین‌المللی از سازمان‌های جهانی مانند سازمان ملل و سازمان جهانی دریانوردی می‌تواند به موفقیت آن کمک کند. ۶. **رقابت با ابتکارات موجود:** این ائتلاف در کنار ائتلاف‌های دیگری مانند "نیروهای دریایی مشترک" (CMF) به رهبری آمریکا و اخیراً "عملیات نگهبان سعادت" (Operation Prosperity Guardian) که نیز برای مقابله با حملات حوثی‌ها تشکیل شده، فعالیت خواهد کرد. نحوه تعامل و هم‌افزایی یا رقابت بین این ائتلاف‌ها می‌تواند پیچیدگی‌های بیشتری ایجاد کند. ائتلاف سعودی می‌تواند به عنوان یک بازوی منطقه‌ای برای تقویت تلاش‌های جهانی‌تر عمل کند، اما نیاز به هماهنگی تنگاتنگ برای جلوگیری از تداخل یا حتی تضاد در عملیات وجود دارد. **نتیجه‌گیری** ائتلاف دریایی به رهبری عربستان سعودی، یک ابتکار جسورانه و چندوجهی است که همزمان با هدف مقابله با تهدیدات ملموس امنیتی در آبراه‌های استراتژیک منطقه، به دنبال تحقق اهداف بلندمدت ژئوپلیتیکی عربستان است. این اقدام نشان‌دهنده اراده ریاض برای ایفای نقش فعال‌تر و رهبری‌کننده در تأمین امنیت منطقه‌ای و جهانی منافع حیاتی خود است. با این حال، موفقیت این ائتلاف به توانایی آن در غلبه بر چالش‌های عملیاتی، مالی، سیاسی و حقوقی بستگی خواهد داشت. این ائتلاف می‌تواند به عنوان یک آزمون واقعی برای توانایی عربستان سعودی در رهبری یک همکاری نظامی چندملیتی و مدیریت پیچیدگی‌های ژئوپلیتیکی منطقه تلقی شود. در صورتی که این ائتلاف بتواند به طور موثر و هماهنگ عمل کند و به اهداف خود دست یابد، می‌تواند نه تنها به تقویت امنیت دریایی در یکی از حیاتی‌ترین نقاط جهان کمک کند، بلکه جایگاه عربستان سعودی را به عنوان یک قدرت منطقه‌ای مسئول و توانمند تثبیت نماید. اما در مقابل، عدم موفقیت یا تشدید تنش‌ها می‌تواند پیامدهای منفی گسترده‌ای برای ثبات منطقه و اقتصاد جهانی داشته باشد. آینده نشان خواهد داد که این ائتلاف تا چه حد قادر خواهد بود بین نیازهای امنیتی فوری و ملاحظات پیچیده ژئوپلیتیکی تعادل برقرار سازد.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...