Translate

۱۱ مرداد، ۱۴۰۵

«بحران امضا» در بغداد؛ آیا ایران با پروژه راهبردی ترکیه مخالف است؟

«بحران امضا» در بغداد؛ آیا ایران با پروژه راهبردی ترکیه مخالف است؟

## جاده توسعه: کاتالیزور رقابت‌های ژئواکونومیک و چالش ایران در عراق **مقدمه** در دنیای دیپلماسی، حرکات کوچک و نمادین گاهی بازتاب‌دهنده شکاف‌های عمیق و رقابت‌های استراتژیک هستند. ماجرای عدم امضای سند همکاری در نشست خبری مشترک محمد شیاع السودانی، نخست‌وزیر عراق، و رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، در بغداد، یکی از همین رویدادها بود که با عنوان «بحران امضا» به سرعت در رسانه‌ها و محافل تحلیلگری ترکیه و منطقه بازتاب یافت. این واقعه نه تنها پروتکل‌های دیپلماتیک را زیر سوال برد، بلکه به سرعت به پروژه عظیم «جاده توسعه» گره خورد و گمانه‌زنی‌ها درباره مخالفت احتمالی ایران با این طرح راهبردی را تقویت کرد. پروژه «جاده توسعه» یک کریدور ریلی و جاده‌ای بلندپروازانه است که بندر بزرگ فاو در جنوب عراق را از طریق ۱۲۰۰ کیلومتر خطوط ریلی و جاده‌ای به مرز ترکیه و سپس به اروپا متصل می‌کند. این طرح که با هدف تبدیل عراق به یک هاب ترانزیتی جهانی و کاهش وابستگی ترکیه و اروپا به کانال سوئز طراحی شده، پتانسیل تغییر معادلات ژئواکونومیک منطقه را دارد. اما در منطقه‌ای که هر پروژه زیرساختی بزرگ با رقابت‌های پنهان و آشکار قدرت‌های منطقه‌ای همراه است، مطرح شدن نام ایران به عنوان مخالف این طرح، موضوعی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. آیا ایران واقعاً با این پروژه مخالفت دارد؟ اگر چنین است، دلایل این مخالفت چیست و پیامدهای آن برای آینده منطقه و عراق چه خواهد بود؟ این مقاله به بررسی ابعاد مختلف این سوالات می‌پردازد. **بحران امضا: یک سیگنال دیپلماتیک و سیاسی** نشست خبری مشترک رهبران عراق و ترکیه که در آن اردوغان سند همکاری‌های استراتژیک را امضا کرد اما السودانی از امضای آن خودداری ورزید، بیش از یک خطای پروتکلی بود. این اتفاق در زمانی رخ داد که روابط عراق و ترکیه در اوج حساسیت قرار داشت؛ بغداد به شدت از عملیات‌های نظامی ترکیه در شمال عراق علیه مواضع پ.ک.ک و همچنین موضوع سهم‌آب عراق از رودخانه‌های دجله و فرات گلایه‌مند بود. اما در کنار این اختلافات سنتی، پروژه «جاده توسعه» به عنوان محور اصلی گفتگوها مطرح بود. عدم امضای السودانی، که می‌توان آن را به عوامل متعددی از جمله فشار داخلی از سوی گروه‌های عراقی مخالف حضور ترکیه، نگرانی‌های امنیتی، یا حتی درخواست‌هایی برای امتیازات بیشتر در مذاکرات مربوط به آب و مسائل دیگر تعبیر کرد، از سوی بسیاری در ترکیه به عنوان یک "وتوی نرم" یا حداقل تعویق در پیشبرد پروژه تفسیر شد. تحلیلگران ترک بلافاصله انگشت اتهام را به سوی ایران نشانه رفتند و این "بحران امضا" را نتیجه نفوذ ایران در ساختار سیاسی عراق برای ممانعت از پیشرفت پروژه‌ای دانستند که منافع ژئواکونومیک ایران را به چالش می‌کشد. این رویداد، فارغ از صحت و سقم اتهامات، نشان داد که رقابت‌های منطقه‌ای تا چه حد می‌تواند حتی بر جزئیات پروتکل‌های دیپلماتیک نیز سایه افکند و در پشت پرده، مبارزه‌ای برای نفوذ و آینده اقتصادی منطقه در جریان است. **پروژه «جاده توسعه»: رویایی برای ترکیه و عراق** «جاده توسعه» تنها یک مسیر ترانزیتی نیست؛ این یک پروژه بلندپروازانه و چندوجهی است که اهداف اقتصادی و استراتژیک بزرگی را دنبال می‌کند. این کریدور با مجموعه‌ای از بزرگراه‌ها و خطوط ریلی، بندر فاو در جنوب عراق را به مرزهای شمالی این کشور با ترکیه متصل خواهد کرد و سپس از طریق ترکیه به اروپا راه خواهد یافت. ابعاد این پروژه فراتر از صرفاً حمل و نقل کالا است؛ توسعه مناطق صنعتی، لجستیکی و خدماتی در طول مسیر، ایجاد فرصت‌های شغلی بی‌شمار، جذب سرمایه‌گذاری خارجی و در نهایت، تبدیل عراق به یک بازیگر کلیدی در شبکه تجارت جهانی، از جمله اهداف اعلام شده آن است. برای ترکیه، این پروژه فرصتی بی‌نظیر برای تبدیل شدن به یک هاب ترانزیتی حیاتی و افزایش نفوذ ژئواکونومیک خود فراهم می‌آورد. با دور زدن کانال سوئز و ارائه مسیری کوتاه‌تر و امن‌تر از خلیج فارس به اروپا، ترکیه می‌تواند جایگاه خود را در تجارت بین‌الملل ارتقا بخشد. برای عراق، که سال‌ها از جنگ و بی‌ثباتی رنج برده، این پروژه نویدبخش بازسازی زیرساخت‌ها، تنوع بخشیدن به اقتصاد متکی بر نفت، و احیای نقش تاریخی خود به عنوان پل ارتباطی شرق و غرب است. سرمایه‌گذاری‌های عظیم پیش‌بینی شده در این پروژه، که گفته می‌شود در حدود ۱۷ میلیارد دلار برآورد شده، می‌تواند موتور محرکه توسعه اقتصادی این کشور باشد و آن را از وضعیت فعلی به سوی آینده‌ای روشن‌تر سوق دهد. امارات و قطر نیز به عنوان سرمایه‌گذاران بالقوه در این پروژه مطرح شده‌اند که نشان‌دهنده ابعاد منطقه‌ای و بین‌المللی آن است. **نگرانی‌های ایران: ابعاد ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک** ادعای مخالفت ایران با «جاده توسعه» ریشه در منافع حیاتی ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک این کشور دارد. ایران سال‌هاست که بر روی توسعه «کریدور شمال-جنوب» (INSTC) و بندر چابهار به عنوان دروازه ورود کالاهای هند و سایر کشورهای جنوب شرق آسیا به آسیای میانه، قفقاز، روسیه و در نهایت اروپا سرمایه‌گذاری کرده است. این کریدور برای ایران تنها یک مسیر تجاری نیست، بلکه نمادی از نقش‌آفرینی منطقه‌ای و ابزاری برای کاهش اثرات تحریم‌ها و افزایش درآمدهای ترانزیتی است. 1. **رقابت مستقیم با کریدور شمال-جنوب:** «جاده توسعه» مستقیماً با «کریدور شمال-جنوب» و نقش بندر چابهار در رقابت قرار می‌گیرد. در حالی که کریدور شمال-جنوب به دنبال اتصال هند به اروپا از طریق ایران، دریای خزر و روسیه است، «جاده توسعه» مسیر مشابهی را از خلیج فارس، از طریق عراق و ترکیه به اروپا ارائه می‌دهد. هر دو کریدور ادعا می‌کنند که مسیری کوتاه‌تر و ارزان‌تر از کانال سوئز ارائه می‌دهند. موفقیت «جاده توسعه» می‌تواند بخش قابل توجهی از حجم ترانزیت منطقه را به خود جلب کرده و از جذابیت اقتصادی کریدور ایرانی بکاهد. این امر به معنای از دست دادن درآمدهای ترانزیتی، کاهش سرمایه‌گذاری‌ها در زیرساخت‌های ایرانی و تضعیف جایگاه استراتژیک ایران به عنوان یک مسیر کلیدی برای تجارت جهانی است. 2. **تضعیف نقش بندر چابهار:** بندر چابهار، تنها بندر اقیانوسی ایران، به عنوان قلب کریدور شمال-جنوب برای ایران و هند اهمیت حیاتی دارد. این بندر قرار است دروازه اصلی دسترسی هند به افغانستان و آسیای میانه باشد و همچنین به عنوان یک هاب منطقه‌ای برای ترانزیت کالا عمل کند. با ظهور «جاده توسعه»، رقابت بین بنادر منطقه به خصوص میان چابهار و بندر فاو عراق تشدید خواهد شد. اگر فاو به موفقیت چشمگیری دست یابد، می‌تواند بخشی از سرمایه‌گذاری‌ها و جریان‌های تجاری را که می‌توانستند به سمت چابهار سرازیر شوند، جذب کند. 3. **کاهش نفوذ منطقه‌ای در عراق:** عراق برای ایران تنها یک همسایه نیست، بلکه حیاط خلوت استراتژیک و عمق ژئوپلیتیکی این کشور محسوب می‌شود. ایران از طریق روابط گسترده فرهنگی، مذهبی، اقتصادی و سیاسی، نفوذ قابل توجهی در عراق دارد. توسعه یک کریدور عظیم اقتصادی با محوریت ترکیه، می‌تواند موازنه قدرت در عراق را به نفع ترکیه و سایر بازیگران منطقه‌ای (نظیر امارات و قطر که ممکن است در این پروژه سرمایه‌گذاری کنند) تغییر دهد. این امر به معنای کاهش نفوذ ایران و افزایش وابستگی اقتصادی عراق به ترکیه و رقبای منطقه‌ای ایران خواهد بود. 4. **نگرانی‌های امنیتی و ژئوپلیتیکی:** هر پروژه زیرساختی بزرگی که به تقویت قدرت‌های رقیب در مرزهای ایران منجر شود، می‌تواند از منظر امنیتی مورد ارزیابی قرار گیرد. افزایش حضور اقتصادی و سیاسی ترکیه در عراق، به ویژه در مناطق مرزی با ایران، می‌تواند منجر به نگرانی‌هایی در تهران شود. ترکیه و ایران هر دو قدرت‌های منطقه‌ای با جاه‌طلبی‌های خاص خود هستند و رقابت دیرینه‌ای برای نفوذ در منطقه دارند. «جاده توسعه» می‌تواند ابزار جدیدی برای ترکیه برای گسترش نفوذ خود در مناطقی باشد که ایران نیز در آنجا منافع استراتژیک دارد. **منافع استراتژیک ایران در عراق: یک نگاه عمیق‌تر** برای درک کامل دلیل احتمالی مخالفت ایران با «جاده توسعه»، لازم است که به منافع کلیدی ایران در عراق عمیق‌تر نگاه کنیم: * **عمق استراتژیک و امنیتی:** عراق به عنوان یک منطقه حائل امنیتی برای ایران عمل می‌کند. حفظ ثبات و وجود یک دولت دوست در بغداد برای امنیت مرزهای غربی ایران حیاتی است. ایران تلاش می‌کند تا از تبدیل شدن عراق به پایگاهی برای نیروهای متخاصم با خود جلوگیری کند. * **اهرم منطقه‌ای:** عراق بخشی جدایی‌ناپذیر از "محور مقاومت" ایران محسوب می‌شود و برای دسترسی زمینی به سوریه و لبنان اهمیت دارد. هر پروژه‌ای که این پیوستگی استراتژیک را تضعیف کند یا نفوذ بازیگران رقیب را در این مسیر افزایش دهد، از سوی ایران با نگرانی مواجه خواهد شد. * **بازار اقتصادی و منابع انرژی:** عراق یک بازار مهم برای کالاهای صادراتی ایران و همچنین منبعی برای واردات نفت و گاز (در قالب تهاتر) است. ایران در طول سالیان متمادی روابط اقتصادی گسترده‌ای با عراق برقرار کرده است. کاهش وابستگی اقتصادی عراق به ایران و افزایش وابستگی آن به ترکیه، می‌تواند به منافع اقتصادی ایران آسیب برساند. * **روابط مذهبی و فرهنگی:** روابط عمیق مذهبی و فرهنگی میان دو کشور، به ویژه با توجه به وجود عتبات عالیات در عراق، از ابعاد مهم نفوذ ایران است. این روابط ابزاری برای حفظ نفوذ نرم ایران در عراق است. **جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای ترکیه و محرک‌های این پروژه** از سوی دیگر، ترکیه نیز دلایل قوی برای پیگیری این پروژه دارد. جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای ترکیه، که گاهی از آن به عنوان «نئوعثمانی‌گری» یاد می‌شود، بر پایه گسترش نفوذ اقتصادی و سیاسی این کشور در خاورمیانه، شمال آفریقا و قفقاز استوار است. * **هاب انرژی و ترانزیت:** ترکیه می‌خواهد به یک هاب انرژی و ترانزیت برای اروپا تبدیل شود. «جاده توسعه» این هدف را با ایجاد مسیری جایگزین برای تجارت از خلیج فارس به اروپا تقویت می‌کند. * **افزایش نفوذ در عراق:** با توجه به مرز طولانی و سابقه تاریخی، ترکیه همواره به عراق به عنوان منطقه‌ای مهم برای نفوذ خود نگاه کرده است. این پروژه می‌تواند نفوذ اقتصادی ترکیه را در عراق افزایش دهد و اهرم فشاری در موضوعاتی مانند مبارزه با پ.ک.ک و مدیریت منابع آب فراهم کند. * **تنوع بخشیدن به روابط تجاری:** ترکیه به دنبال تنوع بخشیدن به شرکای تجاری خود و کاهش وابستگی به مسیرهای سنتی است. این پروژه به آنکارا امکان می‌دهد تا روابط تجاری خود را با کشورهای حوزه خلیج فارس و هند گسترش دهد. **عراق: میدان رقابت و توازن منافع** عراق در میانه این رقابت‌های منطقه‌ای قرار گرفته است. دولت محمد شیاع السودانی با چالش‌های داخلی متعددی از جمله بازسازی، تامین خدمات عمومی، مبارزه با فساد و ایجاد فرصت‌های شغلی مواجه است. «جاده توسعه» فرصتی بی‌نظیر برای پاسخگویی به این نیازها فراهم می‌کند، اما در عین حال، عراق را در موقعیتی دشوار برای مدیریت روابط با همسایگان خود، به ویژه ایران و ترکیه، قرار می‌دهد. بغداد تلاش می‌کند تا با حفظ استقلال و حاکمیت خود، از این رقابت‌ها به نفع خود استفاده کند و منافع ملی‌اش را تامین کند. این یک رقص دیپلماتیک پیچیده است که نیاز به توازن دقیق میان جذب سرمایه و حفظ روابط دوستانه با همه بازیگران دارد. دولت عراق نمی‌تواند به سادگی از منافع اقتصادی عظیم «جاده توسعه» چشم‌پوشی کند، اما در عین حال، نمی‌تواند نفوذ عمیق ایران را در ساختار سیاسی، اقتصادی و امنیتی خود نادیده بگیرد. بنابراین، تعلل السودانی در امضای سند همکاری می‌تواند نشانه‌ای از همین دست‌ و پنجه نرم کردن با فشارهای داخلی و خارجی باشد. **پیامدهای منطقه‌ای و چشم‌انداز آینده** «جاده توسعه» پتانسیل تبدیل شدن به یکی از مهم‌ترین پروژه‌های زیرساختی خاورمیانه در دهه‌های آینده را دارد. اما موفقیت آن به عوامل متعددی بستگی دارد: * **امنیت:** امنیت مسیر در عراق، به ویژه در مناطق ناآرام، یک چالش بزرگ است که نیاز به همکاری‌های امنیتی بین‌المللی و منطقه‌ای دارد. * **سرمایه‌گذاری:** تامین مالی ۱۷ میلیارد دلاری پروژه نیازمند جذب سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی است. * **مدیریت رقابت‌های منطقه‌ای:** مهم‌تر از همه، این پروژه باید در بستر رقابت‌های ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک منطقه مدیریت شود. ایران، ترکیه، کشورهای حوزه خلیج فارس، و حتی قدرت‌های فرامنطقه‌ای مانند چین (با پروژه «یک کمربند-یک جاده» که خود کریدورهای مختلفی را شامل می‌شود) و آمریکا، هر کدام منافع خود را در این منطقه دنبال می‌کنند. اگر ادعای مخالفت ایران با «جاده توسعه» صحیح باشد، این موضوع می‌تواند به تنش‌های جدیدی در روابط ایران و عراق و ایران و ترکیه منجر شود. ایران ممکن است از اهرم‌های نفوذ خود در عراق برای کند کردن یا حتی به چالش کشیدن این پروژه استفاده کند. این امر می‌تواند به پیچیده‌تر شدن صحنه سیاسی عراق و تشدید اختلافات داخلی در این کشور بیانجامد. از سوی دیگر، این رقابت ممکن است به سمت همکاری‌های جدیدی سوق پیدا کند، جایی که ایران نیز راهی برای مشارکت در این پروژه یا ایجاد هم‌افزایی با کریدورهای خود بیابد، هرچند این سناریو در شرایط فعلی کمتر محتمل به نظر می‌رسد. **نتیجه‌گیری** «بحران امضا» در بغداد، بیش از یک رخداد دیپلماتیک ساده، نمادی از رقابت‌های عمیق‌تر بر سر آینده اقتصادی و ژئوپلیتیک منطقه است. پروژه «جاده توسعه» ترکیه و عراق، با وعده تحولات عظیم اقتصادی، به طور مستقیم منافع استراتژیک ایران، به ویژه کریدور شمال-جنوب و بندر چابهار را به چالش می‌کشد. با توجه به دلایل ژئواکونومیک، ژئوپلیتیک و امنیتی، بسیار محتمل است که ایران با این پروژه به شکل فعلی آن، دست‌کم با دید تردید و نگرانی نگریسته و تلاش‌هایی برای کاهش تأثیرات منفی آن بر منافع خود به عمل آورد. عراق در این میان، در موقعیتی دشوار میان جاه‌طلبی‌های همسایگان قدرتمند خود قرار گرفته است. موفقیت یا شکست «جاده توسعه»، نه تنها آینده اقتصادی عراق و ترکیه را تحت تأثیر قرار خواهد داد، بلکه به طور قطع معادلات قدرت و نفوذ در سراسر خاورمیانه را نیز دستخوش تغییر خواهد کرد. آنچه مسلم است، مسیر منتهی به تحقق این جاده، مسیری پرپیچ و خم و پر از چالش‌های دیپلماتیک و ژئوپلیتیک خواهد بود که در آن، هر امضا یا عدم امضایی می‌تواند حامل پیام‌هایی بسیار عمیق‌تر از آنچه در ظاهر به نظر می‌رسد، باشد.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...