Translate

۱۱ مرداد، ۱۴۰۵

«فاکس‌ترات» و رئیس آن، روا مجید کیست؟ چگونه نوجوان نروژی برای «قتل سفارشی» اجیر شد؟

«فاکس‌ترات» و رئیس آن، روا مجید کیست؟ چگونه نوجوان نروژی برای «قتل سفارشی» اجیر شد؟

## "فاکس‌ترات"، روا مجید و شبکه تاریک همکاری‌های جنایی-اطلاعاتی: تحلیل یک تحریم بی‌سابقه روز چهارشنبه ۱۳ مارس ۲۰۲۵، خبری از وزارت خزانه‌داری آمریکا منتشر شد که لایه‌های جدیدی از پیچیدگی و تهدید را در روابط بین‌الملل و امنیت اروپا آشکار ساخت. این وزارتخانه، گروه تبهکار سوئدی موسوم به «فاکس‌ترات» و رئیس آن، روا مجید، را تحت تحریم قرار داد. نکته تکان‌دهنده‌تر در بیانیه آمریکا، ادعای «همکاری» این باند تبهکار با وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران بود؛ اتهامی که نه تنها ابعاد جنگ سایه و فشار حداکثری علیه ایران را گسترش می‌دهد، بلکه زنگ خطر را برای امنیت داخلی کشورهای اروپایی به صدا درمی‌آورد. این تحریم، در چارچوب سیاست «فشار حداکثری» که در دوران دولت دونالد ترامپ آغاز شده و به نظر می‌رسد دولت‌های بعدی آمریکا نیز در اشکال مختلف آن را پیگیری می‌کنند، علیه حکومت ایران اعمال شده است. اما فراتر از این چارچوب سیاسی، پرسش‌های بنیادینی مطرح می‌شود: «فاکس‌ترات» و روا مجید کیستند؟ چگونه یک نوجوان نروژی برای «قتل سفارشی» اجیر شد؟ و این ارتباط ادعایی بین یک باند مواد مخدر و یک سرویس اطلاعاتی دولتی، چه پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی دارد؟ **روا مجید و ظهور «فاکس‌ترات»: از خیابان‌های سوئد تا کانون توجه جهانی** روا مجید، که در محافل تبهکاری سوئد به «روباه کردی» یا «پدرخوانده روباه» شهرت یافته، نمادی از ظهور نسل جدیدی از باندهای سازمان‌یافته جنایی است که نه تنها در حیطه‌ی جرم و جنایت سنتی فعالیت می‌کنند، بلکه دارای شبکه‌های پیچیده و ارتباطات فراملی هستند. مجید، یک شهروند سوئدی با اصالت کردی، در سال‌های اخیر به یکی از قدرتمندترین و خشن‌ترین رهبران باندهای مواد مخدر در سوئد تبدیل شده است. گروه «فاکس‌ترات» تحت رهبری او، در ابتدا با قاچاق گسترده مواد مخدر، به ویژه کوکائین و حشیش، در شهرهای بزرگ سوئد و سپس در سراسر اروپا، ثروت و نفوذ عظیمی به هم زد. اما دامنه فعالیت‌های فاکس‌ترات به قاچاق مواد مخدر محدود نمانده است. این گروه به انجام خشونت‌های بی‌سابقه، از جمله تیراندازی‌های خیابانی، بمب‌گذاری، و قتل‌های بی‌رحمانه برای حذف رقبا و تثبیت موقعیت خود شهرت دارد. جنگ‌های داخلی خونین بین فاکس‌ترات و باندهای رقیب، از جمله «شبکه کُبرا»، سوئد را با بحران بی‌سابقه امنیت داخلی مواجه کرده است. روا مجید خود، سال‌هاست که از سوئد فرار کرده و گمان می‌رود که عمدتاً از ترکیه عملیات خود را هدایت می‌کند، کشوری که برای او حکم پناهگاهی امن را دارد. نفوذ او در سیستم قضایی و سیاسی برخی کشورها، فرار از دستگیری و محاکمه را برایش آسان‌تر کرده است. **نقطه عطف: همکاری با وزارت اطلاعات ایران و پرونده قتل سفارشی** ادعای وزارت خزانه‌داری آمریکا مبنی بر همکاری فاکس‌ترات و روا مجید با وزارت اطلاعات ایران، نقطه‌ی عطف و البته شوکه‌کننده‌ترین بخش این تحریم است. این ادعا، مرزهای بین جرم سازمان‌یافته و تروریسم دولتی را درهم می‌ریزد و سناریوی جدیدی از تهدید را مطرح می‌کند. اگر این ادعا صحت داشته باشد، این به معنای آن است که جمهوری اسلامی ایران، در راستای اهداف اطلاعاتی و امنیتی خود، حاضر به استفاده از باندهای تبهکار بین‌المللی، با سابقه‌ی خشونت و قاچاق مواد مخدر است. مهم‌ترین بخش این اتهام، اشاره به «قتل سفارشی» است که یک نوجوان نروژی برای انجام آن اجیر شده بود. جزئیات کامل این پرونده هنوز به طور عمومی منتشر نشده، اما این اطلاعات جزئی، گمانه‌زنی‌های زیادی را به دنبال دارد. معمولاً سازمان‌های اطلاعاتی، برای حذف مخالفان سیاسی یا افراد نامطلوب در خارج از کشور، از عوامل خود یا گروه‌های نیابتی استفاده می‌کنند. استخدام یک نوجوان برای چنین مأموریتی، می‌تواند از چند جهت قابل بررسی باشد: ۱. **قابلیت انکار (Plausible Deniability):** استفاده از یک فرد کم‌سن و سال که ممکن است به طور مستقیم با شبکه‌های اطلاعاتی ارتباطی نداشته باشد، امکان انکار دخالت مستقیم دولت را افزایش می‌دهد. در صورت دستگیری، می‌توان وانمود کرد که این اقدام یک جرم فردی یا ناشی از انگیزه‌های بزهکارانه بوده و ربطی به دولت ندارد. ۲. **سهولت نفوذ و استخدام:** نوجوانان ممکن است به دلایل مختلفی مانند مشکلات مالی، نیاز به پذیرش در یک گروه، یا تحت تأثیر قرار گرفتن از جذابیت ظاهری زندگی تبهکارانه، راحت‌تر فریب بخورند و برای انجام کارهای خطرناک اجیر شوند. ۳. **کاهش مجازات قانونی:** در بسیاری از کشورها، مجازات افراد زیر سن قانونی کمتر از بزرگسالان است، که می‌تواند انگیزه‌ای برای استفاده از آن‌ها در عملیات‌های حساس باشد تا در صورت لو رفتن، هزینه‌های حقوقی و قضایی کمتری متوجه شبکه شود. ۴. **بی‌رحمی و قساوت:** این شیوه نشان‌دهنده سطح بی‌رحمی و قساوتی است که نه تنها در گروه فاکس‌ترات وجود دارد، بلکه در صورت صحت همکاری، در سرویس اطلاعاتی مربوطه نیز قابل مشاهده است که حاضر است جان و آینده یک نوجوان را قربانی اهداف خود کند. هدف احتمالی این «قتل سفارشی» چه کسی بوده است؟ با توجه به سابقه جمهوری اسلامی در هدف قرار دادن مخالفان و فعالان سیاسی در خارج از کشور، محتمل‌ترین سناریو، هدف قرار دادن یک فعال اپوزیسیون، روزنامه‌نگار، یا فردی است که فعالیت‌هایش در تضاد با منافع حکومت ایران ارزیابی شده است. این شیوه، ابزار جدیدی را در زرادخانه عملیات‌های پنهان ایران در اروپا نشان می‌دهد. **چرا وزارت اطلاعات ایران با یک باند تبهکار همکاری می‌کند؟** این سوال، هسته اصلی معمای فعلی را تشکیل می‌دهد. دلایل احتمالی برای چنین همکاری‌ای را می‌توان در چند بعد بررسی کرد: ۱. **دور زدن تحریم‌ها و تامین مالی غیرقانونی:** جمهوری اسلامی ایران به شدت تحت تحریم‌های اقتصادی آمریکا قرار دارد. این تحریم‌ها دسترسی ایران به سیستم مالی جهانی را محدود کرده است. باندهای تبهکار مانند فاکس‌ترات، دارای شبکه‌های گسترده پولشویی و انتقال غیرقانونی پول هستند که می‌توانند برای دور زدن تحریم‌ها و تامین مالی عملیات‌های پنهان یا حتی خرید و فروش کالا در بازارهای سیاه مورد استفاده قرار گیرند. ۲. **استفاده از زیرساخت‌های موجود برای عملیات‌های مخفی:** باندهای تبهکار دارای شبکه‌های لجیستیکی، پناهگاه‌ها، و توانایی‌های عملیاتی در کشورهای مختلف هستند. این زیرساخت‌ها می‌تواند برای سرویس‌های اطلاعاتی که می‌خواهند عملیات‌هایی را با قابلیت انکار انجام دهند، بسیار جذاب باشد. ۳. **اجرای عملیات‌های «تیره» و خشن:** سرویس‌های اطلاعاتی ممکن است برای انجام عملیات‌هایی مانند ترور، آدم‌ربایی، یا ارعاب که ماهیت بسیار خشنی دارند و نمی‌خواهند اثر انگشت مستقیم خود را برجای بگذارند، از تبهکاران حرفه‌ای استفاده کنند. فاکس‌ترات با سابقه خشونت بی‌مهار، می‌تواند ابزار مناسبی برای چنین اهدافی باشد. ۴. **افزایش نفوذ و ایجاد بی‌ثباتی:** استفاده از باندهای تبهکار می‌تواند به یک کشور امکان دهد تا به طور غیرمستقیم در کشورهای دیگر نفوذ کرده و حتی بی‌ثباتی ایجاد کند، بدون آنکه مسئولیت مستقیم آن را بر عهده بگیرد. ۵. **دسترسی به اطلاعات:** همکاری با شبکه‌های تبهکار ممکن است اطلاعاتی را در مورد شبکه‌های قاچاق، پناهگاه‌ها، یا حتی جوامع خاصی در اروپا در اختیار سرویس اطلاعاتی قرار دهد. **پیامدهای گسترده‌تر و بستر ژئوپلیتیک** تحریم فاکس‌ترات و روا مجید، تنها یک اقدام تنبیهی نیست، بلکه زنگ خطری جدی برای چندین بازیگر است: * **برای سوئد و اروپا:** این تحریم، عمق نفوذ و خطر باندهای سازمان‌یافته جنایی را در اروپا نشان می‌دهد. اگر یک باند تبهکار سوئدی توانسته با یک سرویس اطلاعاتی دولتی همکاری کند، این به معنای یک چالش بزرگ برای امنیت ملی، حاکمیت قانون و سیستم‌های اطلاعاتی و قضایی این کشورها است. این وضعیت، لزوم تشدید همکاری‌های اطلاعاتی و امنیتی بین کشورهای اروپایی را برجسته می‌سازد. همچنین، جان فعالان و مخالفان سیاسی ایرانی مقیم اروپا را بیش از پیش در معرض خطر قرار می‌دهد. * **برای ایالات متحده:** این اقدام، رویکرد آمریکا را در قبال جمهوری اسلامی ایران تأیید می‌کند. واشنگتن با این تحریم، نشان می‌دهد که فشار حداکثری تنها شامل تحریم‌های اقتصادی نیست، بلکه شبکه‌های مخفی و همکاری‌های غیرقانونی ایران با گروه‌های تبهکار را نیز هدف قرار می‌دهد. این به نوعی توجیهی برای ادامه این سیاست و نشان دادن «رفتار شرورانه» ایران در صحنه جهانی است. * **برای جمهوری اسلامی ایران:** این تحریم، شبکه دیگری از عملیات‌های پنهان ایران را افشا می‌کند و فشار بین‌المللی بر این کشور را افزایش می‌دهد. این افشاگری، می‌تواند منجر به واکنش‌های شدیدتر بین‌المللی و کاهش اعتماد کشورهای اروپایی به ایران شود، که در حال حاضر نیز با چالش‌های بسیاری مواجه است. ایران به احتمال زیاد این اتهامات را تکذیب خواهد کرد، اما مدارک ارائه شده توسط آمریکا می‌تواند در مجامع بین‌المللی علیه آن مورد استفاده قرار گیرد. * **برای ماهیت جنگ‌های مدرن:** این پرونده، ماهیت در حال تغییر درگیری‌ها و تهدیدات در قرن ۲۱ را بازتاب می‌دهد. مرزهای بین جرم سازمان‌یافته، تروریسم و فعالیت‌های دولتی به طور فزاینده‌ای محو می‌شود. این پدیده، که گاهی از آن به عنوان «جنگ هیبریدی» یا «جنگ در منطقه خاکستری» یاد می‌شود، نشان می‌دهد که کشورها چگونه از ابزارهای غیرمتعارف و بازیگران غیردولتی برای پیشبرد منافع خود در محیط‌های بین‌المللی استفاده می‌کنند. **نتیجه‌گیری** تحریم «فاکس‌ترات» و روا مجید توسط وزارت خزانه‌داری آمریکا، فراتر از یک خبر عادی، پیامی هشداردهنده از عمق و پیچیدگی تهدیدات امنیتی در جهان امروز است. این اقدام، پرده از یک همکاری تکان‌دهنده بین یک باند تبهکار خشونت‌طلب و یک سرویس اطلاعاتی دولتی برمی‌دارد که نه تنها به قاچاق مواد مخدر و پولشویی می‌پردازد، بلکه در «قتل‌های سفارشی» نیز نقش دارد. این ارتباط، نه تنها امنیت اروپا را به خطر می‌اندازد، بلکه ابعاد جدیدی به سیاست فشار حداکثری علیه ایران می‌بخشد و نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی برای پیشبرد اهداف خود تا چه حد حاضر به استفاده از ابزارهای نامتعارف و گروه‌های غیردولتی، حتی خشن‌ترین آن‌ها، است. بررسی و مقابله با این شبکه‌های تاریک، نیازمند همکاری‌های بین‌المللی، تبادل اطلاعات گسترده و یک رویکرد جامع است تا از تبدیل شدن اروپا به صحنه‌ای برای تسویه حساب‌های سیاسی و جنایی جلوگیری شود. این پرونده، به ما یادآوری می‌کند که تهدیدات امنیت ملی، همیشه از مرزهای مشخص کشورها یا در قالب بازیگران سنتی ظاهر نمی‌شوند و هوشیاری در برابر بازیگران پنهان و شبکه‌های زیرزمینی، بیش از پیش ضروری است.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...