پشت پرده زندگی رئیس فیفا؛ سیاستمداران، هواپیمای اختصاصی و زندگی در حلقه قدرت
## پشت پرده قدرت در فیفا: جانی اینفانتینو و میراثی از ابهام جهان فوتبال، به مثابه یک قاره مستقل با قوانین، اقتصاد و سیاستهای خاص خود، همواره عرصهای برای نمایش قدرت، نفوذ و گاهی اوقات نیز فساد بوده است. در قلب این قاره پر جنب و جوش، فدراسیون بینالمللی فوتبال (فیفا) قرار دارد که به عنوان نهاد حاکم بر پرطرفدارترین ورزش جهان، از نفوذ و ثروت بیبدیلی برخوردار است. در رأس این سازمان، جانی اینفانتینو، رئیس فعلی فیفا، شخصیتی است که از زمان به دست گرفتن سکان هدایت پس از سقوط جنجالی سپ بلاتر، همواره در کانون توجه بوده است. اکنون، پس از شکست طرح پرهزینه و جاهطلبانه سرمایهگذاری خصوصی در جام جهانی، به نظر میرسد اینفانتینو میکوشد تا اوضاع را به حالت عادی برگرداند؛ اما پشت پرده زندگی او در حلقه قدرت، سیاستمداران و پروازهای اختصاصی، نشان میدهد که این "عادیسازی" کار چندان آسانی نخواهد بود و سایه تردید همچنان بر آینده فیفا سنگینی میکند. **طلوع اینفانتینو: از منشی تا پادشاه فوتبال** جانی اینفانتینو در سال ۲۰۱۶، در پی یکی از بزرگترین رسواییهای تاریخ ورزش که منجر به سقوط سپ بلاتر و بسیاری از مقامات ارشد فیفا شد، به قدرت رسید. او که پیش از آن دبیرکل یوفا بود و چهرهای نسبتاً ناشناخته در صحنه جهانی به شمار میرفت، با شعار "اصلاحات" و "شفافیت" پا به میدان گذاشت. جامعه فوتبال جهانی، خسته از سالها اتهامات فساد و سوءمدیریت، به اینفانتینو به عنوان ناجی نگاه میکرد؛ کسی که میتوانست فیفا را از باتلاق رسواییها بیرون بکشد و چهرهای جدید از آن ارائه دهد. در ابتدا، اینفانتینو موفق شد برخی اصلاحات ساختاری را به تصویب برساند، از جمله محدود کردن دوره ریاست، افزایش شفافیت مالی و تقویت کمیتههای اخلاقی. با این حال، دیری نپایید که بسیاری از ناظران و رسانهها، نشانههایی از انحراف از مسیر اصلاحات را در رویکرد و سبک زندگی اینفانتینو مشاهده کردند. او به سرعت به جایگاهی دست یافت که برخی آن را "پادشاه فوتبال" نامیدند؛ جایگاهی که با سفرهای مکرر با هواپیمای اختصاصی، دیدار با قدرتمندترین سیاستمداران جهان و حضور در حلقههای بسته نخبگان همراه بود. اینفانتینو، که زمانی وعده داده بود فیفا را به مردم بازگرداند، به نظر میرسید خود در حال ساختن یک امپراتوری شخصی و متمرکز بر قدرت است. **شکست یک طرح جاهطلبانه: ضربهای به اعتبار و نفوذ** نقطه عطف اخیر در دوران ریاست اینفانتینو، شکست طرح سرمایهگذاری خصوصی به ارزش ۲۵ میلیارد دلار بود که هدف آن، ایجاد دو تورنمنت جدید و سودآور برای فیفا شامل "جام جهانی باشگاهها" با فرمت جدید و "لیگ جهانی ملتها" بود. این طرح که با حمایت کنسرسیومی از سرمایهگذاران آسیایی، عمدتاً از عربستان سعودی و ژاپن (مانند SoftBank)، در حال شکلگیری بود، با مخالفتهای شدید از سوی فدراسیونهای قدرتمند اروپایی، به ویژه یوفا، و نیز باشگاههای بزرگ مواجه شد. دلایل این مخالفتها متعدد بود: عدم شفافیت در مورد ماهیت سرمایهگذاران و جزئیات مالی قرارداد، نگرانی از تداخل با تقویم فوتبال باشگاهی و ملی، و مهمتر از همه، ترس از تمرکز بیش از حد قدرت و ثروت در دستان فیفا و اینفانتینو. یوفا، به عنوان رقیب قدرتمند فیفا در جذب درآمد و نفوذ در اروپا، این طرح را تهدیدی مستقیم برای رقابتهای خود، از جمله لیگ قهرمانان اروپا، میدانست. سرانجام، فشارها به حدی رسید که اینفانتینو مجبور شد در سال ۲۰۱۹، این طرح را به حالت تعلیق درآورد و عملاً شکست آن را بپذیرد. این شکست، نه تنها یک ضربه مالی جدی به جاهطلبیهای اینفانتینو وارد کرد، بلکه اعتبار و نفوذ او را نیز به چالش کشید. این اتفاق نشان داد که حتی رئیس قدرتمند فیفا نیز نمیتواند بدون حمایت بازیگران کلیدی فوتبال، به ویژه در اروپا، به اهداف بزرگ خود دست یابد. اینفانتینو در نظر داشت با این طرح، فیفا را از نظر مالی مستقلتر از هر زمان دیگری کند و اهرم فشار یوفا و باشگاههای بزرگ را کاهش دهد، اما نتیجه برعکس شد و ضعف موقعیت او بیش از پیش آشکار گردید. **زندگی در حلقه قدرت: سیاستمداران، هواپیمای اختصاصی و معاملات پنهان** آنچه بیش از هر چیز به ابهامات پیرامون اینفانتینو دامن زده، سبک زندگی و نزدیکی او به قدرتمندترین و گاهی اوقات بحثبرانگیزترین سیاستمداران جهان است. عکسهای او در کنار ولادیمیر پوتین در جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه، دیدار با محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی، دونالد ترامپ رئیسجمهور سابق آمریکا، رجب طیب اردوغان رئیسجمهور ترکیه و بسیاری دیگر از رهبران جهانی، تصویری از اینفانتینو را ترسیم میکند که بیش از یک رئیس فدراسیون ورزشی، شبیه یک دیپلمات یا حتی یک سیاستمدار جهانی است. این دیدارها و سفرهای مکرر با هواپیمای اختصاصی، سؤالاتی جدی را در مورد مرز بین ورزش، سیاست و تجارت مطرح میکند. آیا اینفانتینو به عنوان رئیس فیفا، صرفاً به دنبال ترویج فوتبال و توسعه این ورزش است، یا درگیر بازیهای بزرگتر قدرت و نفوذ در سطح بینالمللی شده است؟ منتقدان او معتقدند که اینفانتینو از جایگاه خود برای ایجاد روابط شخصی با رهبران جهان استفاده میکند تا منافع فیفا (و شاید منافع شخصی خود) را تامین کند، بدون توجه کافی به مسائل حقوق بشر، دموکراسی یا شفافیت. انتخاب قطر به عنوان میزبان جام جهانی ۲۰۲۲، با همه اتهامات مربوط به فساد در روند رأیگیری و نقض حقوق کارگران مهاجر، مثالی بارز از پیچیدگی و ابهام این روابط است. اینفانتینو در مواجهه با انتقادات، همواره از تصمیمات فیفا دفاع کرده و رویکرد این سازمان را در راستای توسعه فوتبال در سراسر جهان توجیه میکند. **تلاش برای عادیسازی اوضاع: چالشها و چشمانداز آینده** پس از شکست طرح سرمایهگذاری و بالا گرفتن انتقادات، اینفانتینو اکنون میکوشد تا "اوضاع را به حالت عادی برگرداند". این عادیسازی به معنای تلاش برای ترمیم روابط با فدراسیونهای بزرگ، به ویژه یوفا، تأمین منابع مالی جدید (از راههای کمتر بحثبرانگیز)، و بازسازی چهرهای مثبت از فیفا و رهبری خود است. اما این کار چندان آسان نخواهد بود. اعتماد از دست رفته به راحتی باز نمیگردد. رسانهها و نهادهای نظارتی با دقت بیشتری فعالیتهای فیفا و رئیس آن را زیر نظر دارند. همچنین، پیامدهای مالی شکست طرح سرمایهگذاری، ممکن است فیفا را برای یافتن منابع درآمدی جدید تحت فشار قرار دهد، که میتواند به دنبال کردن طرحهای مشابه و دوباره سازی درگیریها منجر شود. چالشهای پیش روی اینفانتینو عبارتند از: ۱. **ترمیم روابط داخلی:** او باید راهی برای همکاری مجدد با یوفا و سایر فدراسیونهای قدرتمند پیدا کند که از رویکرد او در مورد تمرکز قدرت و عدم شفافیت ناراضی هستند. ۲. **یافتن منابع مالی پایدار:** فیفا به شدت به درآمدهای جام جهانی وابسته است. اینفانتینو باید به دنبال تنوع بخشیدن به منابع درآمدی باشد تا سازمان را از شوکهای مالی احتمالی محافظت کند. ۳. **بازسازی اعتبار:** شفافیت بیشتر، توجه به مسائل اخلاقی و حقوق بشری، و فاصله گرفتن از حواشی سیاسی، میتواند به بازسازی چهره فیفا و رئیس آن کمک کند. ۴. **مدیریت توسعه فوتبال:** طرحهای توسعه فوتبال در سراسر جهان، از جمله افزایش تعداد تیمهای جام جهانی به ۴۸ تیم، نیازمند هماهنگی و مدیریت صحیح است تا به جای ایجاد مشکلات جدید، به رشد واقعی فوتبال کمک کند. **نتیجهگیری: میراثی در هالهای از ابهام** دوران ریاست جانی اینفانتینو بر فیفا، ترکیبی پیچیده از اصلاحات اداری، جاهطلبیهای تجاری، نفوذ سیاسی و حواشی رسانهای بوده است. او که با وعده شفافیت به قدرت رسید، اکنون خود در هالهای از ابهام پیرامون سبک زندگی، روابط سیاسی و تصمیمات مالی قرار دارد. شکست طرح سرمایهگذاری خصوصی، نه تنها به عنوان یک ناکامی مالی، بلکه به عنوان نمادی از مقاومت در برابر تمرکز بیش از حد قدرت و عدم شفافیت در فیفا، در تاریخ این سازمان ثبت خواهد شد. اینفانتینو اکنون در یک دو راهی قرار دارد: او میتواند با درس گرفتن از اشتباهات گذشته و بازگشت به اصول شفافیت و حکمرانی خوب، میراثی پایدار از یک نهاد ورزشی مسئولیتپذیر بر جای بگذارد. یا میتواند با ادامه رویکرد فعلی، فیفا را بیش از پیش در گرداب سیاستزدگی، اتهامات نفوذ و چالشهای داخلی غرق کند. آینده فوتبال جهان، به میزان زیادی به این بستگی دارد که اینفانتینو کدام مسیر را انتخاب خواهد کرد و آیا او واقعاً قادر خواهد بود "اوضاع را به حالت عادی برگرداند" یا اینکه دوره ریاست او، در نهایت با سوالات و ابهامات بیشتری به پایان خواهد رسید.