Translate

۱۳ مرداد، ۱۴۰۵

قطر: گفت‌و‌گوی مستقیمی بین ایران و آمریکا برنامه‌ریزی نشده است

قطر: گفت‌و‌گوی مستقیمی بین ایران و آمریکا برنامه‌ریزی نشده است

## در پیچ و خم دیپلماسی پنهان: معمای گفتگوهای ایران و آمریکا در پرتو مواضع متناقض فضای روابط ایران و آمریکا، همواره سرشار از ابهام، تناقض و روایت‌های متضاد بوده است. این وضعیت، به ویژه در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ و سیاست "فشار حداکثری" او علیه ایران، به اوج خود رسیده است. خبر اخیر مبنی بر عدم برنامه‌ریزی برای گفت‌و‌گوی مستقیم بین ایران و آمریکا از سوی قطر، در کنار اصرار ترامپ بر وجود چنین گفت‌و‌گوهایی و تکذیب قاطع تهران، بیش از پیش بر پیچیدگی این معادله افزوده است. این تناقض آشکار، نه تنها نشان‌دهنده یک بازی دیپلماتیک با دامنه‌ای گسترده است، بلکه عمیقاً به ماهیت سیاست‌ورزی هر دو طرف، نقش میانجی‌گران منطقه‌ای و اهمیت نقاط ژئوپلیتیک حیاتی مانند تنگه هرمز گره خورده است. **قطر در قامت میانجی: شفافیت یا مدیریت انتظارات؟** قطر، که خود سال‌هاست در کانون تنش‌های منطقه‌ای قرار دارد و روابط پیچیده‌ای با همسایگان خود و قدرت‌های جهانی دارد، نقش میانجی‌گری در مناقشات بین‌المللی را به خوبی ایفا کرده است. از جمله در مورد افغانستان و طالبان، دوحه ثابت کرده که می‌تواند کانالی مطمئن برای ارتباطات پشت پرده باشد. بیانیه اخیر این کشور مبنی بر عدم برنامه‌ریزی برای گفت‌و‌گوی مستقیم بین ایران و آمریکا، در ظاهر نوعی شفافیت و واقع‌بینی را به نمایش می‌گذارد. اما این بیانیه را می‌توان از چندین زاویه تحلیل کرد: اولاً، می‌تواند تلاشی برای مدیریت انتظارات باشد. در حالی که ترامپ با لحنی قاطع از مذاکرات قریب‌الوقوع سخن می‌گوید، قطر که از نزدیک در جریان تلاش‌های دیپلماتیک است، می‌داند که مسیر تا گفت‌و‌گوی رسمی و مستقیم، دشوار و ناهموار است. بنابراین، بیانیه قطر می‌تواند هشداری باشد برای جلوگیری از بالا رفتن بی‌رویه انتظارات و در نتیجه ناامیدی در صورت عدم تحقق فوری. ثانیاً، این بیانیه می‌تواند پیامی به هر دو طرف باشد. به ایران، که نشان می‌دهد فشارها بر واشنگتن برای حل و فصل دیپلماتیک ادامه دارد، و به آمریکا، که بیان می‌کند حتی میانجی‌گران نیز می‌دانند که تهران تحت فشار حاضر به میز مذاکره نمی‌شود، و نیازمند گشایش‌هایی است. این رویکرد، به ویژه برای کشوری مانند قطر که سعی در حفظ بی‌طرفی و کارایی خود به عنوان یک کانال ارتباطی دارد، حیاتی است. ثالثاً، تاکید قطر بر ادامه "تلاش میانجی‌گران" به وضوح نشان می‌دهد که حتی اگر گفت‌و‌گوی مستقیم برنامه‌ریزی نشده باشد، ارتباطات غیرمستقیم، تبادل پیام‌ها و ارزیابی مواضع از طریق کانال‌های سوم به شدت در جریان است. دیپلماسی، به ویژه در شرایط بحرانی، اغلب از فاز "تبادل پیام" آغاز می‌شود و سپس به "مذاکرات غیرمستقیم" و در نهایت، اگر شرایط مهیا باشد، به "گفت‌و‌گوی مستقیم" می‌رسد. به نظر می‌رسد فاز کنونی، هنوز در مراحل اولیه تبادل پیام و ارزیابی قرار دارد. **ترامپ: ترفند مذاکره یا نمایش قدرت؟** ادعای دونالد ترامپ مبنی بر "جریان داشتن گفت‌و‌گوها" و "آخرین فرصت ایران برای امضای یک سند خوب" را باید در چارچوب رویکرد شناخته‌شده او در "هنر معامله" تحلیل کرد. ترامپ همواره به استفاده از فشار حداکثری، ایجاد فضای ابهام، و طرح ادعاهای تحریک‌کننده برای وادار کردن طرف مقابل به مذاکره و کسب امتیازات بیشتر شهرت دارد. دلایل پشت این اظهارات می‌تواند چند وجهی باشد: الف) **فشار روانی بر ایران:** با اعلام عمومی و مکرر وجود گفت‌و‌گوها، ترامپ تلاش می‌کند این تصویر را ایجاد کند که ایران زیر بار فشارها سر تعظیم فرود آورده و چاره‌ای جز مذاکره ندارد. این تاکتیک، با هدف تضعیف روحیه مقاومت در تهران و در عین حال، ارسال پیامی به متحدان آمریکا در منطقه مبنی بر "کارآمدی" سیاست فشار حداکثری صورت می‌گیرد. ب) **مصرف داخلی:** ترامپ در آستانه انتخابات ریاست جمهوری است و هرگونه موفقیت دیپلماتیک، حتی در حد یک "آغاز گفتگو"، می‌تواند به عنوان یک دستاورد بزرگ برای رأی‌دهندگان داخلی او تلقی شود. او با این اظهارات، این پیام را به حامیان خود می‌دهد که او تنها کسی است که می‌تواند با دشمنان سرسخت آمریکا کنار بیاید و "معاملات خوب" را به ارمغان آورد. ج) **مبهم‌سازی عمدی:** ترامپ عمداً مرز بین "تمایل به گفتگو"، "تلاش برای ایجاد گفتگو" و "گفتگوی واقعی" را محو می‌کند. این ابهام، به او فضای مانور بیشتری می‌دهد و به وی این امکان را می‌دهد که در صورت عدم تحقق مذاکرات، آن را به گردن طرف مقابل بیندازد و در صورت وقوع، آن را به عنوان پیروزی خود معرفی کند. د) **ایجاد حس فوریت:** "آخرین فرصت برای یک سند خوب" نوعی اولتیماتوم است که برای ایجاد حس فوریت و تحریک ایران به تصمیم‌گیری سریع طراحی شده است. این رویکرد، تلاشی برای سوار شدن بر موج تحولات و به دست گرفتن ابتکار عمل در بازی دیپلماتیک است. **ایران: مقاومت زیر فشار و تمرکز بر هرمز** پاسخ ایران به ادعای ترامپ، قاطع و روشن است: تکذیب گفت‌و‌گوی مستقیم و تاکید بر اینکه "در حال حاضر فقط با عمان درباره تنگه هرمز گفت‌و‌گو می‌کند." این موضع‌گیری ایران نیز از چندین منظر قابل تحلیل است: الف) **پافشاری بر خطوط قرمز:** ایران بارها اعلام کرده است که تحت فشار و تحریم، با آمریکا مذاکره نخواهد کرد. تکذیب گفت‌و‌گوی مستقیم، تاکید مجددی بر این اصل است که مذاکرات باید در فضایی برابر و عادلانه انجام شود و نه از موضع ضعف. این موضع‌گیری، هم برای حفظ غرور ملی و هم برای اقناع افکار عمومی داخلی، به ویژه جریان‌های تندروتر، حیاتی است. ب) **حفظ یکپارچگی داخلی:** در داخل ایران، دو دیدگاه متفاوت در مورد نحوه برخورد با آمریکا وجود دارد. تندروها هرگونه مذاکره مستقیم را خیانت به آرمان‌ها می‌دانند، در حالی که پراگماتیست‌ها به دنبال راه‌هایی برای کاهش تنش هستند. تکذیب قاطع مذاکرات مستقیم، به دولت کمک می‌کند تا از حملات داخلی جلوگیری کرده و یک جبهه واحد (حداقل در ظاهر) را به نمایش بگذارد. ج) **تمرکز بر اولویت‌های فوری:** اشاره به گفتگو با عمان درباره تنگه هرمز بسیار مهم و نشان‌دهنده اولویت‌های فعلی ایران است. تنگه هرمز، یک گلوگاه حیاتی برای اقتصاد جهانی و منبع اصلی درآمد ایران است. امنیت این منطقه برای ایران اهمیت استراتژیک دارد. با توجه به تهدیدات و حوادث اخیر در این منطقه، طبیعی است که ایران تمرکز خود را بر این موضوع قرار دهد. گفتگو با عمان، کشوری که سابقه دیرینه‌ای در میانجی‌گری آرام و موثر بین ایران و غرب دارد، نشان‌دهنده تمایل ایران به حل و فصل مسائل خاص و فنی در یک چارچوب محدود و قابل مدیریت است، بدون اینکه وارد مذاکرات جامع و پرریسک با آمریکا شود. د) **حفظ اهرم فشار:** ایران می‌داند که تنگه هرمز یکی از مهمترین اهرم‌های فشار آن در منطقه است. با تمرکز بر امنیت تنگه و نقش خود در آن، ایران به نوعی به جامعه جهانی یادآوری می‌کند که هرگونه تنش در این منطقه، عواقب جهانی خواهد داشت و بدون همکاری و گفتگو با تهران، نمی‌توان از امنیت آن اطمینان حاصل کرد. **تنگه هرمز و حمله به کشتی: آتش زیر خاکستر** گزارش حمله به یک کشتی در سمت عمان در تنگه هرمز، درست در زمانی که ایران تنها گفت‌و‌گوهای خود را به این تنگه محدود می‌کند، ابعاد جدیدی به این پازل اضافه می‌کند. این حادثه می‌تواند: * **پیامی از سوی ایران:** هرچند هیچ گروهی مسئولیت این حملات را بر عهده نمی‌گیرد، اما این حوادث اغلب به عنوان پیامی از سوی ایران برای نشان دادن توانایی خود در ایجاد اختلال در ترابری بین‌المللی در صورت افزایش فشارها تعبیر می‌شوند. این اقدام، یادآوری به جامعه جهانی است که امنیت هرمز بدون در نظر گرفتن منافع ایران، پایدار نخواهد بود. * **تشدید بی‌ثباتی:** چنین حوادثی، فضای بی‌اعتمادی و بی‌ثباتی را در منطقه تشدید می‌کند و خطر بروز یک درگیری ناخواسته را به شدت افزایش می‌دهد. هرگونه سوءتفاهم یا خطای محاسباتی در این منطقه می‌تواند به سرعت به یک درگیری گسترده‌تر منجر شود. * **افزایش فوریت گفت‌و‌گوها:** این حوادث، فوریت گفتگو درباره تنگه هرمز را برای همه طرف‌ها، از جمله کشورهای منطقه و قدرت‌های جهانی، افزایش می‌دهد. اگرچه ایران تاکید می‌کند که فقط با عمان گفتگو می‌کند، اما این موضوع می‌تواند زمینه را برای کانال‌های ارتباطی غیرمستقیم با سایر بازیگران نیز فراهم کند. **نتیجه‌گیری: رقص دیپلماتیک بر لبه پرتگاه** در مجموع، فضای حاکم بر روابط ایران و آمریکا، یک رقص دیپلماتیک پیچیده و پرمخاطره است. اظهارات متناقض رهبران و میانجی‌گران، نه تنها منعکس‌کننده تفاوت‌های عمیق در منافع و اهداف است، بلکه بخشی از استراتژی هر یک از بازیگران برای کسب حداکثر امتیاز در این بازی دیپلماتیک است. قطر سعی در ایفای نقش بی‌طرف و تسهیل‌کننده دارد، اما با مدیریت انتظارات و ارائه تصویری واقع‌بینانه از وضعیت. ترامپ به دنبال نمایش قدرت و وادار کردن ایران به مذاکره از موضع ضعف، با استفاده از تاکتیک‌های فشار روانی و اولتیماتوم است. ایران نیز با مقاومت در برابر فشار، حفظ خطوط قرمز خود و تمرکز بر مسائل حیاتی و محدود مانند امنیت تنگه هرمز، سعی در مدیریت بحران و حفظ اهرم‌های فشار خود دارد. در این میان، حوادثی مانند حمله به کشتی در هرمز، آتش زیر خاکستر را شعله‌ورتر می‌کند و خطر یک درگیری ناخواسته را افزایش می‌دهد. آینده این روابط، بیش از هر چیز به توانایی طرفین در درک خطوط قرمز یکدیگر، مدیریت تنش و جلوگیری از خطای محاسباتی بستگی دارد. حتی اگر گفت‌و‌گوی مستقیم در حال حاضر برنامه‌ریزی نشده باشد، تبادل پیام‌ها از طریق میانجی‌گران و تمرکز بر نقاط حساس مانند تنگه هرمز، نشان‌دهنده آن است که کانال‌های ارتباطی، هرچند غیررسمی و غیرمستقیم، هرگز به طور کامل مسدود نشده‌اند. اما مسیر تا یک راه‌حل جامع و پایدار، همچنان دشوار و پر از ابهام باقی خواهد ماند.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...