Translate

۰۶ مرداد، ۱۴۰۵

توقف ناگهانی حملات آمریکا و ایران؛ رسانه‌ها چه می‌گویند؟

توقف ناگهانی حملات آمریکا و ایران؛ رسانه‌ها چه می‌گویند؟

## وقفه در سایه: تحلیل تصمیم ترامپ برای توقف حملات متقابل آمریکا و ایران در میان موجی از تنش‌های فزاینده و نگرانی‌های رو به اوج از وقوع یک درگیری تمام‌عیار در خاورمیانه، خبر توقف ناگهانی حملات متقابل میان ایالات متحده و ایران، همانند یک نفس عمیق در بحبوحه طوفان، توجه محافل سیاسی و رسانه‌ای جهان را به خود جلب کرده است. این وقفه، که بر اساس گزارش‌های رسانه‌های بین‌المللی، تصمیم مستقیم دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور سابق و نامزد احتمالی آینده ریاست‌جمهوری آمریکا بوده است، بیش از آنکه نشانه‌ای از حل و فصل منازعات ریشه‌دار باشد، سوالات بی‌شماری را در مورد انگیزه‌ها، پیامدها و آینده روابط پیچیده این دو کشور برمی‌انگیزد. در حالی که کاخ سفید فعلی (تحت مدیریت جو بایدن) در قبال این گزارش‌ها سکوت اختیار کرده، تحلیل این گام غیرمنتظره ترامپ نیازمند کنکاشی عمیق در ابعاد داخلی و خارجی سیاست ایالات متحده و دینامیک‌های منطقه‌ای است. **زمینه‌های تشدید تنش‌ها: لبه پرتگاه دائمی** برای درک اهمیت این "وقفه"، ابتدا باید به یاد بیاوریم که روابط آمریکا و ایران، به ویژه از زمان خروج یکجانبه ترامپ از توافق هسته‌ای برجام در سال ۲۰۱۸ و اعمال کارزار "فشار حداکثری"، همواره در لبه پرتگاه حرکت کرده است. این دوره با تشدید تحریم‌های اقتصادی بی‌سابقه علیه ایران، ترور سردار قاسم سلیمانی توسط آمریکا، حملات تلافی‌جویانه ایران به پایگاه‌های نظامی آمریکا در عراق، و سلسله‌ای از حوادث در تنگه هرمز، حمله به تاسیسات نفتی عربستان و فعالیت‌های نیابتی در منطقه همراه بوده است. در ماه‌های اخیر، تنش‌ها بار دیگر اوج گرفته بود؛ حملات گروه‌های نیابتی مورد حمایت ایران به منافع آمریکا در عراق و سوریه، در کنار نقش‌آفرینی حوثی‌ها در دریای سرخ و واکنش‌های نظامی آمریکا و متحدانش، چشم‌انداز یک جنگ گسترده‌تر را بیش از پیش ملموس ساخته بود. در چنین فضایی، هرگونه سیگنال کاهش تنش، هرچند موقت، به منزله رویدادی قابل تامل است. **تصمیم ترامپ: انگیزه‌های پنهان و آشکار** گزارش‌های رسانه‌های بین‌المللی حاکی از آن است که ترامپ پس از جلسه‌ای با مشاوران ارشد خود در روز جمعه، تصمیم گرفته است که "دست‌کم در حال حاضر" از تشدید درگیری‌ها با ایران صرف نظر کند. این تصمیم را می‌توان از چندین زاویه مورد تحلیل قرار داد: ۱. **بازی‌های انتخاباتی و سیاست داخلی آمریکا:** مهم‌ترین و محتمل‌ترین انگیزه برای ترامپ، نزدیک شدن به انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۴ است. ترامپ که همواره خود را منتقد "جنگ‌های بی‌پایان" و مدافع "آمریکا اول" معرفی کرده است، نمی‌خواهد در آستانه انتخابات با یک درگیری نظامی پرهزینه و پیچیده در خاورمیانه مواجه شود. درگیری نظامی با ایران، به ویژه با توجه به سابقه طولانی و چالش‌برانگیز آن، می‌تواند سرمایه سیاسی او را به شدت تحت تاثیر قرار دهد. او نمی‌خواهد در موقعیتی قرار گیرد که مجبور به توجیه هزینه‌های انسانی و مالی یک جنگ جدید باشد. از سوی دیگر، ژست "رهبری قوی" که در لحظات حساس قادر به کنترل اوضاع و جلوگیری از جنگ است، می‌تواند در کمپین انتخاباتی او مورد استفاده قرار گیرد. او می‌تواند مدعی شود که حتی از موضع اپوزیسیون، توانایی تأثیرگذاری بر سیاست خارجی آمریکا و جلوگیری از تصمیمات نادرست دولت فعلی را دارد. ۲. **واقع‌گرایی تاکتیکی:** ترامپ، با وجود رویکردهای غیرمتعارف خود، نشان داده است که گاهی در تصمیم‌گیری‌های نظامی، نوعی از واقع‌گرایی تاکتیکی را به کار می‌برد. او شاید به این نتیجه رسیده باشد که ادامه تشدید تنش‌ها در شرایط کنونی، بدون دستیابی به اهداف مشخص و با ریسک‌های فزاینده، منطقی نیست. ممکن است ارزیابی مشاوران ارشد او این باشد که ادامه حملات متقابل تنها به یک دور باطل از خشونت منجر می‌شود و وضعیت را برای منافع آمریکا بدتر خواهد کرد، بدون اینکه ایران را به عقب‌نشینی اساسی وادارد. این تصمیم می‌تواند به نوعی یک "تنفس استراتژیک" برای ارزیابی مجدد گزینه‌ها و تدوین رویکردهای آینده تلقی شود. ۳. **پیام به ایران و دولت بایدن:** این تصمیم ترامپ می‌تواند حاوی پیام‌های دوگانه‌ای باشد. از یک سو، می‌تواند به ایران این سیگنال را بفرستد که "من، ترامپ، کسی هستم که می‌توانم اوضاع را کنترل کنم و شاید حتی با شما به توافقی برسم". این امر می‌تواند تلاشی برای نمایش قدرت و نفوذ او در صحنه بین‌المللی باشد، حتی در حالی که در کاخ سفید نیست. از سوی دیگر، این تصمیم می‌تواند نوعی اعمال فشار غیرمستقیم بر دولت بایدن باشد؛ با ایجاد این تصور که ترامپ در کنترل تنش‌ها نقش دارد، ممکن است دولت بایدن را در موقعیت دشوارتری برای مدیریت بحران قرار دهد و نشان دهد که سیاست‌های بایدن در قبال ایران چقدر "شکننده" است. ۴. **نفوذ خارجی و لابی‌ها:** هرچند به طور مستقیم اشاره‌ای نشده، اما در تصمیم‌گیری‌های مربوط به خاورمیانه، نفوذ و لابی‌گری کشورهای منطقه و متحدان آمریکا نیز همواره نقش داشته است. برخی از متحدان آمریکا ممکن است از تشدید درگیری‌ها با ایران نگران باشند و ترجیح دهند که وضعیت به سمت یک راه حل سیاسی (هرچند دور از دسترس) یا دست‌کم یک وقفه در خشونت‌ها حرکت کند. **سکوت کاخ سفید و ابهامات پیش‌رو** سکوت مقام‌های کاخ سفید در مورد این گزارش‌ها، خود ابهاماتی را برانگیخته است. آیا این سکوت به معنای عدم تایید گزارش‌هاست؟ یا نشان‌دهنده ملاحظات دیپلماتیک و عدم تمایل به دخالت در بازی‌های سیاسی ترامپ است؟ یا شاید هم کاخ سفید ترجیح می‌دهد از هرگونه اظهارنظر رسمی که می‌تواند به نوعی دخالت ترامپ در سیاست خارجی دولت فعلی را تایید کند، اجتناب ورزد. در هر صورت، این سکوت، فضای عدم قطعیت را تشدید می‌کند. **پیامدهای وقفه: آرامش پیش از طوفان؟** این وقفه، هرچند ظاهراً مثبت، نمی‌تواند به معنای حل و فصل مشکلات بنیادی میان آمریکا و ایران باشد. مسائل هسته‌ای، برنامه موشکی ایران، حمایت از گروه‌های نیابتی، و نقش منطقه‌ای ایران همچنان به عنوان نقاط اختلاف باقی مانده‌اند. بنابراین، این آرامش موقت، به احتمال زیاد، تنها "آرامش پیش از طوفان" است. ۱. **ارزیابی ایران:** ایران چگونه این تصمیم را تفسیر خواهد کرد؟ آیا آن را نشانه ضعف آمریکا تلقی می‌کند و برای دستیابی به امتیازات بیشتر فشار را افزایش خواهد داد؟ یا به عنوان فرصتی برای کاهش تنش‌ها و ایجاد فضای دیپلماتیک (حتی غیرمستقیم) از آن استقبال می‌کند؟ سابقه نشان داده که تهران در برابر چنین سیگنال‌هایی، رویکردهای متفاوتی در پیش گرفته است. رهبران ایران ممکن است این وقفه را به عنوان تاییدی بر استراتژی "صبر استراتژیک" و مقاومت خود در برابر فشار حداکثری ببینند. ۲. **شکنندگی اوضاع منطقه‌ای:** این وقفه، به معنی توقف کامل فعالیت‌های نیروهای نیابتی یا تغییر بنیادی در وضعیت منطقه‌ای نیست. حتی یک حادثه کوچک، یک حمله غیرمنتظره، یا یک سوءتفاهم می‌تواند به سرعت چرخه خشونت را از سر گیرد. وضعیت در عراق، سوریه، لبنان و یمن همچنان ناپایدار است و هرگونه تغییر در تعادل قدرت می‌تواند منجر به درگیری‌های جدید شود. ۳. **نفوذ ترامپ و آینده سیاست خارجی:** این رویداد، همچنین، بار دیگر نشان‌دهنده نفوذ قابل توجه دونالد ترامپ در سیاست خارجی آمریکاست، حتی زمانی که در قدرت نیست. اگر او دوباره به کاخ سفید بازگردد، این نوع تصمیم‌گیری‌های غیرمتعارف و ناگهانی، احتمالاً به رویه غالب در سیاست خارجی آمریکا تبدیل خواهد شد، که می‌تواند چالش‌های بزرگی را برای متحدان و رقبای آمریکا در سراسر جهان ایجاد کند. **نتیجه‌گیری: عدم قطعیت و ریسک‌های پنهان** توقف ناگهانی حملات متقابل آمریکا و ایران، به دستور مستقیم ترامپ، رویدادی چند وجهی است که نه تنها سیاست داخلی آمریکا را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه بازتاب‌های عمیقی بر پویایی‌های منطقه‌ای و روابط بین‌الملل خواهد داشت. این تصمیم، هرچند ممکن است در کوتاه‌مدت باعث کاهش نگرانی‌ها شود، اما به هیچ وجه به معنای پایان اختلافات ریشه‌دار میان دو کشور نیست. در واقع، این وقفه، بیشتر شبیه یک تنفس تاکتیکی در یک مبارزه طولانی و فرسایشی است. آینده نشان خواهد داد که آیا این گام به سمت یک مسیر دیپلماتیک (هرچند غیررسمی) هدایت می‌شود یا صرفاً یک مانور سیاسی در آستانه انتخابات آمریکاست که پس از آن، دوباره شاهد تشدید تنش‌ها خواهیم بود. در هر صورت، آنچه مسلم است، شکنندگی صلح و تداوم ریسک‌های پنهان در یکی از پر چالش‌ترین مناطق جهان است، و جامعه بین‌الملل با نگرانی و دقت، تحولات آتی را رصد خواهد کرد. این وقفه، بیش از آنکه یک راه‌حل باشد، یادآور عمق و پیچیدگی بحران آمریکایی-ایرانی است که برای حل آن، اراده‌ای فراتر از تصمیمات تاکتیکی و انگیزه‌های انتخاباتی مورد نیاز است.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...