Translate

۰۲ مرداد، ۱۴۰۵

ترامپ: عربستان برای دستیابی به توافق هسته‌ای باید اسرائیل را به رسمیت بشناسد

ترامپ: عربستان برای دستیابی به توافق هسته‌ای باید اسرائیل را به رسمیت بشناسد

**تحلیل ابعاد استراتژیک و پیامدهای بیانیه ترامپ: شرط‌گذاری بر عادی‌سازی برای توافق هسته‌ای با عربستان** خبر کوتاه و پرمفهوم دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور سابق آمریکا، مبنی بر اینکه توافق هسته‌ای میان واشنگتن و ریاض منوط به پیوستن عربستان سعودی به «پیمان ابراهیم» و به رسمیت شناختن دولت اسرائیل است، نه تنها بازتابی از رویکرد منحصر به فرد او در سیاست خارجی است، بلکه نشان‌دهنده چشم‌اندازی بلندپروازانه برای تغییر نقشه ژئوپلیتیک خاورمیانه است. این بیانیه، در صورت بازگشت ترامپ به کاخ سفید، می‌تواند موجبات تحولات عمیقی در منطقه، از جمله توازن قوا، روابط بین‌الملل و آینده مسئله فلسطین را فراهم آورد. تحلیل ابعاد مختلف این شرط‌گذاری، مستلزم واکاوی منافع تمامی بازیگران اصلی و پیامدهای احتمالی آن است. **۱. بستر و انگیزه عربستان سعودی: چرا توافق هسته‌ای؟** عربستان سعودی، بزرگترین صادرکننده نفت جهان، در یک دهه اخیر، جاه‌طلبی‌های استراتژیک خود را به طور فزاینده‌ای آشکار کرده است. پروژه «چشم‌انداز ۲۰۳۰» محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، بر تنوع بخشیدن به اقتصاد، کاهش وابستگی به نفت و توسعه فناوری‌های پیشرفته تاکید دارد. در این میان، دستیابی به انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز، که شامل غنی‌سازی اورانیوم و ساخت راکتورهای هسته‌ای می‌شود، از چندین جهت برای ریاض حائز اهمیت است: * **تنوع بخشیدن به منابع انرژی:** کاهش مصرف نفت و گاز برای تولید برق و آزادسازی آن برای صادرات. * **افزایش پرستیژ منطقه‌ای و بین‌المللی:** دستیابی به فناوری هسته‌ای، هرچند صلح‌آمیز، نمادی از قدرت علمی و صنعتی است و می‌تواند جایگاه عربستان را در رقابت‌های منطقه‌ای تقویت کند. * **پاسخ به چالش‌های امنیتی منطقه‌ای:** در سایه برنامه هسته‌ای ایران، عربستان همواره ابراز نگرانی کرده و به نوعی به دنبال حفظ موازنه قوا در منطقه است. دستیابی به فناوری هسته‌ای، حتی اگر صرفاً صلح‌آمیز باشد، می‌تواند در درازمدت برای ریاض نوعی اهرم فشار یا گزینه احتمالی محسوب شود. * **تضمین‌های امنیتی آمریکا:** هرگونه توافق هسته‌ای با آمریکا، معمولاً با ارائه تضمین‌های امنیتی گسترده‌ای از سوی واشنگتن همراه است که برای عربستان در برابر تهدیدات احتمالی ایران یا دیگر بازیگران منطقه‌ای، بسیار حیاتی است. **۲. اهداف و رویکرد دونالد ترامپ: "معامله قرن" در قالب جدید** دونالد ترامپ، که خود را "پادشاه معامله" می‌نامد، همواره رویکردی عمل‌گرایانه و تراکنش‌محور در سیاست خارجی داشته است. شرط‌گذاری او برای عادی‌سازی روابط با اسرائیل در قبال توافق هسته‌ای با عربستان، ادامه منطق «پیمان ابراهیم» است که در دوره ریاست‌جمهوری او با امارات متحده عربی، بحرین، سودان و مراکش به امضا رسید. اهداف ترامپ از این بیانیه را می‌توان در چند حوزه دسته‌بندی کرد: * **تکمیل میراث سیاست خارجی:** عادی‌سازی روابط با عربستان، به عنوان بزرگترین و تاثیرگذارترین کشور عربی و میزبان اماکن مقدس اسلامی، نقطه اوج «پیمان ابراهیم» خواهد بود و میراث دیپلماتیک ترامپ را به شکل بی‌سابقه‌ای تقویت می‌کند. * **تقویت محور ضد ایران:** ترامپ همواره بر روی مقابله با نفوذ منطقه‌ای ایران تاکید داشته است. اتحاد رسمی بین عربستان و اسرائیل، به همراه تضمین‌های امنیتی آمریکا، می‌تواند جبهه قدرتمندی علیه ایران ایجاد کرده و از نظر او، امنیت اسرائیل را نیز افزایش دهد. * **منافع داخلی و انتخاباتی:** این رویکرد ترامپ می‌تواند حمایت پایگاه انتخاباتی او، به ویژه مسیحیان انجیلی و گروه‌های طرفدار اسرائیل در آمریکا را جلب کند. همچنین، یک پیروزی بزرگ دیپلماتیک می‌تواند وجهه او را در افکار عمومی آمریکا نیز بهبود بخشد. * **بازگرداندن نفوذ آمریکا در منطقه:** ترامپ معتقد است که رویکرد دولت بایدن در قبال عربستان، روابط را تضعیف کرده است. او به دنبال بازگرداندن نفوذ بلامنازع آمریکا در خاورمیانه از طریق معاملات بزرگ و قاطع است. **۳. منافع و ملاحظات اسرائیل: رویای پذیرش منطقه‌ای** اسرائیل مدت‌هاست که به دنبال عادی‌سازی روابط با کشورهای عربی، به ویژه عربستان سعودی است. برای تل‌آویو، این عادی‌سازی منافع بی‌شماری دارد: * **تضمین‌های امنیتی منطقه‌ای:** در میان تنش‌های فزاینده با ایران و گروه‌های نیابتی آن، عادی‌سازی با عربستان می‌تواند جبهه منطقه‌ای علیه تهدیدات مشترک را تقویت کند. * **پذیرش بین‌المللی و پایان انزوا:** به رسمیت شناخته شدن توسط عربستان، به عنوان کشور رهبر جهان عرب و اسلام، به معنای شکسته شدن کامل تابوی روابط با اسرائیل و افزایش مشروعیت منطقه‌ای آن است. * **منافع اقتصادی و دیپلماتیک:** گسترش همکاری‌های اقتصادی، فناوری و گردشگری می‌تواند برای هر دو طرف سودمند باشد. همچنین، عادی‌سازی روابط می‌تواند به تقویت جایگاه دیپلماتیک اسرائیل در مجامع بین‌المللی کمک کند. * **نادیده گرفتن مسئله فلسطین:** از دیدگاه برخی در اسرائیل، عادی‌سازی روابط با عربستان، می‌تواند فشار برای حل مسئله فلسطین را کاهش دهد و این پیام را منتقل کند که کشورهای عربی، بدون دستیابی به راه‌حل جامع برای فلسطین، مایل به پیشبرد منافع خود هستند. **۴. چالش‌ها و موانع پیش روی توافق: "استخوان لای زخم" فلسطین** علی‌رغم منافع و انگیزه‌های طرفین، تحقق چنین توافقی با چالش‌های بزرگ و پیچیده‌ای روبروست: * **مسئله فلسطین:** این بزرگترین مانع است. عربستان سعودی همواره خود را حامی حقوق فلسطینیان و راه‌حل دو دولتی معرفی کرده است. به رسمیت شناختن اسرائیل بدون پیشرفت ملموس در جهت استقلال فلسطین و تشکیل کشور فلسطین در مرزهای ۱۹۶۷ با پایتختی بیت‌المقدس شرقی، می‌تواند مشروعیت ریاض را در جهان عرب و اسلام به شدت زیر سوال ببرد و واکنش‌های منفی شدیدی را برانگیزد. دولت فعلی اسرائیل نیز با سیاست‌های توسعه‌طلبانه شهرک‌سازی و مواضع تندرو، هرگونه چشم‌اندازی برای راه‌حل دو دولتی را تیره‌تر کرده است. * **افکار عمومی در عربستان:** بخش قابل توجهی از مردم عربستان، همانند بسیاری از مردم جهان عرب، همچنان به آرمان فلسطین وفادارند. پذیرش عادی‌سازی بدون هیچ امتیازی برای فلسطینیان، می‌تواند برای حکومت ریاض چالش‌برانگیز باشد و موجب نارضایتی‌های داخلی شود. * **واکنش‌های منطقه‌ای:** * **ایران:** چنین توافقی، به احتمال زیاد، منجر به تشدید تنش‌ها بین ایران و محور عربستان-اسرائیل-آمریکا خواهد شد. ایران آن را تهدیدی مستقیم علیه امنیت ملی خود تلقی کرده و ممکن است به اقدامات متقابل دست بزند. * **دیگر کشورهای عربی:** برخی کشورهای عربی که هنوز روابطی با اسرائیل ندارند، ممکن است تحت فشار قرار گیرند. همچنین، این اقدام می‌تواند شکاف‌هایی در جهان عرب ایجاد کند. * **فلسطینیان:** واکنش فلسطینیان به چنین توافقی، بسیار منفی و خشمگینانه خواهد بود و ممکن است منجر به ناآرامی‌های بیشتر در کرانه باختری و غزه شود. * **سیاست داخلی آمریکا:** حتی اگر ترامپ به قدرت بازگردد، چنین توافقی نیاز به حمایت کنگره دارد، به ویژه در مورد ارائه فناوری هسته‌ای حساس. گروه‌های حامی عدم اشاعه هسته‌ای ممکن است نگرانی‌های جدی را مطرح کنند. * **ماهیت برنامه هسته‌ای:** آمریکا به شدت نگران غنی‌سازی اورانیوم توسط عربستان است، زیرا این امر می‌تواند منجر به گسترش سلاح‌های هسته‌ای شود. توافق احتمالی باید شامل پروتکل‌های بسیار سختگیرانه‌ای باشد که نظارت بین‌المللی کامل را تضمین کند. **۵. سناریوهای محتمل و چشم‌انداز آینده** با توجه به پیچیدگی‌های موجود، سناریوهای مختلفی برای آینده این پیشنهاد متصور است: * **سناریوی خوش‌بینانه (از دیدگاه ترامپ و اسرائیل):** عربستان سعودی، تحت فشار آمریکا و برای دستیابی به اهداف استراتژیک خود (مانند فناوری هسته‌ای و تضمین‌های امنیتی)، در نهایت به عادی‌سازی روابط با اسرائیل رضایت می‌دهد. در این سناریو، ممکن است ریاض به دنبال حداقل امتیازات نمادین برای فلسطینیان باشد تا بتواند توجیهی برای این اقدام بیابد. این امر می‌تواند منجر به تغییر بنیادین در معماری امنیتی خاورمیانه شود. * **سناریوی میانه (مصالحه):** مذاکرات طولانی و دشواری شکل می‌گیرد که در نهایت به یک راه حل میانه می‌انجامد. ممکن است عربستان به جای به رسمیت شناختن کامل و رسمی اسرائیل، به نوعی عادی‌سازی تدریجی یا توافقی دست یابد که شامل همکاری‌های غیررسمی‌تر و در سطوح پایین‌تر باشد، در حالی که برای فلسطینیان نیز امتیازاتی، هرچند محدود، فراهم شود. * **سناریوی بدبینانه (از دیدگاه ترامپ و اسرائیل):** عربستان سعودی، به دلیل فشارهای داخلی، منطقه‌ای و ملاحظات مربوط به مسئله فلسطین، حاضر به پذیرش شرط ترامپ نشود. در این صورت، توافق هسته‌ای با آمریکا به بن‌بست رسیده و ریاض ممکن است به دنبال همکاری‌های هسته‌ای با سایر کشورها، از جمله چین یا کره جنوبی، برود. این امر می‌تواند به کاهش نفوذ آمریکا در منطقه و تغییر مسیرهای استراتژیک عربستان منجر شود. **نتیجه‌گیری** شرط‌گذاری دونالد ترامپ بر عادی‌سازی روابط عربستان با اسرائیل برای دستیابی به توافق هسته‌ای، نشان از یک دیدگاه جسورانه و دگرگون‌کننده در سیاست خارجی آمریکا دارد. این پیشنهاد، در صورت تحقق، می‌تواند معادلات قدرت در خاورمیانه را به شکلی بی‌سابقه تغییر دهد، محورهای جدیدی ایجاد کند و به طور بالقوه، به رویارویی‌های جدید منجر شود. با این حال، مسئله فلسطین به عنوان «ام‌المسائل» منطقه، همچنان یک مانع اساسی است و هرگونه تلاش برای نادیده گرفتن آن، محکوم به شکست یا ایجاد ناآرامی‌های بیشتر است. آینده این پیشنهاد، بیش از هر چیز، به توانایی عربستان سعودی در بالانس کردن منافع استراتژیک بلندمدت خود با وظایف تاریخی و مذهبی‌اش در قبال فلسطین، و همچنین به میزان انعطاف‌پذیری تمامی طرفین درگیر در یک مذاکره پیچیده و چندوجهی بستگی خواهد داشت. نتیجه این کشمکش، قطعاً برای دهه‌های آینده منطقه، سرنوشت‌ساز خواهد بود.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...