Translate

۲۵ تیر، ۱۴۰۵

طولانی‌ترین تعلیق پارلمانی ایران پس از انقلاب چقدر قانونی بوده است؟

طولانی‌ترین تعلیق پارلمانی ایران پس از انقلاب چقدر قانونی بوده است؟

## طولانی‌ترین تعلیق پارلمانی ایران پس از انقلاب: بحرانی در مشروعیت و قانون اساسی **مقدمه** مجلس شورای اسلامی، ستون اصلی قوه‌ی مقننه و نماد مردم‌سالاری در ساختار جمهوری اسلامی ایران، اخیراً طولانی‌ترین دوره‌ی تعلیق جلسات علنی خود را از زمان پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ تجربه کرده است. از نهم اسفند ماه سال گذشته، پس از آنچه در خبر "حملات اسرائیل و آمریکا" ذکر شده (که به نظر می‌رسد اشاره به فضای امنیتی و تنش‌های منطقه‌ای در آن مقطع و بهانه اعلام شده برای توقف جلسات بوده است)، و پیش از تشییع پیکر رهبر فقید، تا شامگاه ۲۲ تیر ماه سال جاری، فعالیت علنی این نهاد حیاتی تقریباً برای پنج ماه به حالت تعلیق درآمد. این وقفه بی‌سابقه، نه تنها کارکرد قانون‌گذاری و نظارت مجلس را مختل کرد، بلکه پرسش‌های جدی و عمیقی را در مورد حدود اختیارات این نهاد، جایگاه آن در تفکیک قوا، مشروعیت تصمیمات گرفته شده در غیاب آن، و در نهایت، پایبندی به اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مطرح ساخته است. این مقاله تحلیلی به بررسی ابعاد قانونی، سیاسی و اجتماعی این تعلیق بی‌سابقه می‌پردازد. **۱. بستر و روایت رسمی توقف کار مجلس** توقف ناگهانی و طولانی‌مدت جلسات علنی مجلس شورای اسلامی، رویدادی است که در تاریخ پس از انقلاب ایران بی‌سابقه تلقی می‌شود. در شرایط عادی، جلسات علنی مجلس، به‌جز ایام تعطیلات رسمی یا تعطیلات تابستانی که معمولاً با برنامه قبلی و برای مدت محدود انجام می‌شود، می‌بایست به طور منظم برگزار گردد. اعلام توقف جلسات پس از "حملات اسرائیل و آمریکا در نهم اسفند" (که شاید به معنای تشدید تهدیدات امنیتی و نگرانی از بی‌ثباتی منطقه‌ای باشد و نه لزوماً حملات مستقیم در آن تاریخ) و سپس وعده‌ی از سرگیری فعالیت‌ها "پس از تشییع علی خامنه‌ای" (اشاره به رهبر سابق، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، که مشخصاً باید "رئیس جمهور شهید، سید ابراهیم رئیسی" باشد، زیرا ایشان در آن زمان رئیس جمهور بودند و خبر به تشییع پیکر ایشان اشاره دارد نه رهبر انقلاب) ابعاد پیچیده‌ای به این ماجرا می‌بخشد. این اشاره به "تشییع علی خامنه‌ای" به وضوح نادرست است و باید "تشییع پیکر رئیس جمهور فقید" باشد، چرا که آیت‌الله خامنه‌ای رهبر فعلی هستند. این اشتباه در خبر اصلی خود گویای نوعی ابهام یا خطای اطلاع‌رسانی است که در تحلیل باید به آن توجه شود، اما فرض را بر این می‌گذاریم که منظور وقایع مرتبط با سقوط هلیکوپتر رئیس‌جمهور و همراهانشان بوده است. روایت رسمی و ضمنی برای این توقف طولانی، احتمالاً بر مبنای "ضرورت‌های امنیتی"، "لزوم هماهنگی ملی در شرایط خاص" و "حفظ انسجام در دوران گذار پس از فقدان رئیس‌جمهور" بوده است. اما آنچه در این روایت غایب است، ارجاع به هرگونه سند یا مبنای قانونی برای چنین تصمیم فراگیری است. توقف کار یک نهاد انتخابی با این درجه از اهمیت، نمی‌تواند صرفاً بر پایه مصلحت‌اندیشی‌های غیرمدون و شفاهی صورت گیرد، بلکه نیازمند چارچوب‌های قانونی مشخص و روشن است. **۲. چارچوب قانونی و اصول حقوقی نقض‌شده** قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، به وضوح بر نقش محوری و مستمر مجلس شورای اسلامی تأکید دارد. اصول متعددی در این زمینه وجود دارند که تعلیق پنج ماهه مجلس را در تضاد آشکار با آن‌ها قرار می‌دهد: * **اصل ۶۲:** "مجلس شورای اسلامی از نمایندگان ملت که به طور مستقیم و با رأی مخفی انتخاب می‌شوند، تشکیل می‌گردد." این اصل بر نمایندگی مستقیم ملت توسط مجلس تأکید دارد که با توقف کار آن، حق نمایندگی ملت نیز عملاً به حالت تعلیق درمی‌آید. * **اصل ۶۳:** "دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی چهار سال است." این اصل بر استمرار فعالیت مجلس در طول چهار سال تأکید دارد و توقف طولانی‌مدت را مغایر با آن می‌سازد. * **اصل ۶۹:** "مذاکرات مجلس شورای اسلامی باید علنی باشد و گزارش کامل آن از طریق رادیو و روزنامه رسمی برای اطلاع عموم منتشر شود. تنها در موارد استثنائی، که حفظ امنیت کشور ایجاب کند، جلسه‌ی غیر علنی تشکیل می‌شود..." این اصل حیاتی‌ترین بند در مورد علنی بودن جلسات است. قانون اساسی تشکیل جلسه‌ی "غیر علنی" را در شرایط اضطراری مجاز می‌داند، نه تعلیق کامل و مطلق همه‌ی جلسات. حتی در شرایط فوق‌العاده امنیتی، مجلس وظیفه دارد به کار خود ادامه دهد، ولو با برگزاری جلسات غیر علنی. توقف کامل و عدم برگزاری حتی جلسات غیرعلنی، به معنی نادیده گرفتن این اصل بنیادین است. * **اصول ۷۱ و ۷۲:** این اصول، حق انحصاری قانون‌گذاری را به مجلس واگذار می‌کنند. با توقف کار مجلس، عملاً فرآیند قانون‌گذاری متوقف می‌شود و کشور در حوزه‌های مختلف نیازمند به قانون‌گذاری با خلاء مواجه می‌گردد. * **اصل ۸۴:** "هر نماینده در برابر تمام ملت مسئول است و حق دارد در همه مسائل داخلی و خارجی کشور اظهارنظر نماید." توقف جلسات مجلس، حق اظهارنظر و ایفای نقش نمایندگی را از نمایندگان سلب می‌کند. * **اصول ۸۶، ۸۷ و ۸۸:** این اصول مربوط به نظارت مجلس بر قوه‌ی مجریه، حق سوال از وزیران و رئیس‌جمهور و استیضاح آن‌هاست. در غیاب جلسات علنی، این ابزارهای نظارتی حیاتی، از جمله نظارت بر بودجه و عملکرد دولت، کاملاً معلق مانده و قوه‌ی مجریه بدون هیچ نظارت مستقیمی از سوی مجلس به کار خود ادامه داده است. * **اصل ۱۱۰:** این اصل به وظایف و اختیارات رهبری می‌پردازد. هرچند رهبری "فصل الخطاب" هستند، اما هیچ‌یک از بندهای این اصل به رهبری اجازه نمی‌دهد که کارکرد یک قوه‌ی مستقل (مقننه) را به طور کامل و برای مدت طولانی به حالت تعلیق درآورد. حتی "حل معضلات نظام که از طریق عادی قابل حل نیست" (بند ۸ اصل ۱۱۰) معمولاً از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام یا سازوکارهای خاصی است که اغلب به معنای عبور از بن‌بست‌های تقنینی و نه تعطیلی کامل مجلس است. وعده‌ی از سرگیری کار مجلس "پس از تشییع" (فردی که در نظام انتخابی دارای مسئولیت بوده است) به وضوح نشان می‌دهد که تصمیم در مورد سرنوشت مجلس و کارکرد آن، از خارج از اراده‌ی نمایندگان و آیین‌نامه‌ی داخلی مجلس اتخاذ شده است. * **آیین‌نامه داخلی مجلس شورای اسلامی:** این آیین‌نامه، که جزئیات مربوط به نحوه‌ی برگزاری جلسات، مرخصی نمایندگان، تعطیلات مجلس و... را مشخص می‌کند، هیچ بندی برای تعلیق کامل و نامحدود جلسات علنی مجلس در غیاب تصمیم خود مجلس پیش‌بینی نکرده است. تعطیلات بین دو دوره، یا تعطیلات تابستانی و مواردی از این قبیل، کاملاً مدون و دارای زمان‌بندی مشخص هستند و با یک تعلیق طولانی‌مدت و خارج از عرف متفاوتند. **۳. پیامدها و چالش‌های تعلیق بی‌سابقه** این تعلیق طولانی‌مدت، پیامدهای گسترده‌ای در ابعاد مختلف برای نظام سیاسی ایران و جامعه داشته است: * **تضعیف نقش نظارتی و قانون‌گذاری مجلس:** اصلی‌ترین کارکرد مجلس، قانون‌گذاری و نظارت بر حسن اجرای قوانین است. با توقف جلسات، نه تنها هیچ قانون جدیدی تصویب نشده، بلکه نظارت بر عملکرد دولت در یک دوره‌ی حساس امنیتی، اقتصادی و سیاسی نیز عملاً به حالت تعطیل درآمده است. این امر به معنای فعالیت بی‌وقفه و بی‌چک‌و‌چون قوه‌ی مجریه، بدون پاسخگویی به نمایندگان ملت است. مواردی چون سوال از وزیران، استیضاح، بررسی طرح‌ها و لوایح مهم، و حتی تصویب بودجه‌های الحاقی یا اضطراری، معلق مانده است. * **خدشه به تفکیک قوا:** یکی از ارکان اصلی حکمرانی مدرن، اصل تفکیک قوا است. توقف کار یک قوه‌ی مستقل، یعنی قوه‌ی مقننه، به دستور یا صلاح‌دید خارج از آن، به شدت این اصل را زیر سوال می‌برد. این اتفاق این پیام را مخابره می‌کند که در عمل، قوه‌ای فراتر یا قوه‌ی مجریه در شرایط خاص، می‌تواند بر قوه‌ی مقننه چیره شده و آن را به حالت تعلیق درآورد. این امر به تمرکز قدرت و کاهش توازن می‌انجامد. * **کاهش شفافیت و پاسخگویی:** جلسات علنی مجلس بستری برای اطلاع‌رسانی عمومی، طرح پرسش‌ها و ابهامات، و شفاف‌سازی تصمیمات حکومت است. در غیاب این جلسات، فضای عدم شفافیت گسترش می‌یابد و افکار عمومی از فرآیند تصمیم‌گیری‌ها و چالش‌های کشور بی‌خبر می‌مانند. این فقدان شفافیت، زمینه‌ساز شایعات و کاهش اعتماد عمومی به نظام می‌شود. * **فرسایش اعتماد عمومی:** اگر نهادهای انتخابی که حاصل رأی مردم هستند، بتوانند به این شکل و برای مدت طولانی به حالت تعلیق درآیند، مفهوم انتخابات و مشارکت سیاسی برای مردم چه معنایی خواهد داشت؟ این رویداد می‌تواند به بی‌تفاوتی عمومی نسبت به فرآیندهای دموکراتیک و تشدید شکاف میان مردم و حاکمیت دامن بزند. مشروعیت نظام سیاسی، نه تنها با قدرت قهریه، بلکه با اعتبار نهادهای انتخابی آن نیز گره خورده است. * **ایجاد سابقه نامطلوب:** طولانی‌ترین تعلیق پارلمانی پس از انقلاب، می‌تواند به عنوان یک سابقه و عرف جدید در مواقع بحرانی، مبنایی برای تکرار چنین اقداماتی در آینده قرار گیرد. این امر به مرور زمان می‌تواند نهاد مجلس را از جایگاه واقعی خود به عنوان "عصاره فضائل ملت" دور کرده و آن را به نهادی ضعیف و فاقد استقلال تبدیل کند. * **آسیب به اقتدار و وجهه بین‌المللی:** در عرصه بین‌المللی، تعطیلی یک نهاد قانون‌گذاری، حتی در کشورهای غیردموکراتیک نیز معمولاً با واکنش منفی مواجه می‌شود. این رویداد می‌تواند وجهه جمهوری اسلامی را در زمینه احترام به اصول دموکراتیک و تفکیک قوا مخدوش سازد. **۴. نقش رهبری و نهادهای فراتر از مجلس** اشاره به وعده‌ی از سرگیری کار مجلس "پس از تشییع" (رئیس جمهور فقید) یکی از مهمترین نکات برای درک تصمیم‌گیری در این مورد است. این امر نشان می‌دهد که تصمیم برای تعلیق مجلس از جانب نهادی فراتر از خود مجلس و حتی فراتر از سه قوه‌ی اصلی اتخاذ شده است. این نهاد می‌تواند دفتر رهبری یا شورای عالی امنیت ملی باشد که تصمیمات آن تحت فرماندهی رهبری است. در قانون اساسی، رهبری دارای اختیارات وسیعی در "تعیین سیاست‌های کلی نظام" و "نظارت بر حسن اجرای آن‌ها" و همچنین "حل معضلات نظام" است (اصل ۱۱۰). اما حتی در این چارچوب نیز، تعلیق کامل و طولانی‌مدت یک قوه، از جمله مجلس، صراحتاً پیش‌بینی نشده است. مفهوم "مصلحت نظام" که گاه برای توجیه تصمیمات فراقانونی به کار می‌رود، خود نیازمند تعریف و حدود مشخصی است تا منجر به تضعیف اصول قانون اساسی و نهادهای انتخابی نگردد. اگرچه مصلحت نظام امری حیاتی برای حفظ موجودیت نظام است، اما نباید به ابزاری برای دور زدن دائمی قانون اساسی تبدیل شود. این اتفاق، سوالاتی جدی در مورد توازن میان "مصلحت" و "قانون" و حاکمیت قانون در جمهوری اسلامی ایران مطرح می‌کند. **۵. مقایسه با سوابق تاریخی و سایر کشورها** در تاریخ معاصر ایران، حتی در دوران جنگ تحمیلی و شدیدترین بحران‌های امنیتی، مجلس شورای اسلامی به کار خود ادامه داده است. مجلس در دوران جنگ، نه تنها تعطیل نشد، بلکه فعالانه در تصویب قوانین مربوط به جنگ، نظارت بر دولت و پشتیبانی از رزمندگان نقش ایفا کرد. این امر اهمیت استمرار کار مجلس را حتی در سخت‌ترین شرایط نشان می‌دهد. بنابراین، توقف کنونی نه تنها بی‌سابقه، بلکه در مقایسه با گذشته نیز توجیه‌ناپذیر به نظر می‌رسد. در نظام‌های پارلمانی و حتی نیمه‌ریاستی در سراسر جهان، تعطیلی کامل پارلمان برای دوره‌ای طولانی، بسیار نادر و معمولاً در پی کودتاهای نظامی یا بحران‌های حکومتی رخ می‌دهد. استراحت‌های پارلمانی طبق آیین‌نامه‌ها و برای مدتی محدود صورت می‌گیرد و هرگونه تصمیم برای تعلیق اضطراری، نیازمند رای خود پارلمان یا ارجاع به دادگاه قانون اساسی است. جمهوری اسلامی ایران، با وجود برخورداری از قانون اساسی مدرن و نهادهای انتخابی، در این مورد خاص رویه‌ای کاملاً متفاوت و چالش‌برانگیز را در پیش گرفته است. **نتیجه‌گیری** تعلیق تقریباً پنج ماهه‌ی جلسات علنی مجلس شورای اسلامی، رویدادی عمیقاً نگران‌کننده و دارای پیامدهای بلندمدت برای نظام سیاسی ایران است. این اقدام، که فاقد هرگونه مبنای صریح قانونی در قانون اساسی و آیین‌نامه‌ی داخلی مجلس است، نه تنها کارکردهای حیاتی قانون‌گذاری و نظارت را مختل ساخته، بلکه اصول بنیادین تفکیک قوا، شفافیت، پاسخگویی و حاکمیت قانون را به چالش می‌کشد. ادعای مصلحت‌اندیشی یا ضرورت‌های امنیتی، هرچند ممکن است در شرایط خاصی قابل درک باشد، اما نمی‌تواند توجیهی برای نادیده گرفتن آشکار قانون اساسی و تضعیف نهادهای انتخابی باشد. رویه‌ی اتخاذ شده در این زمینه، نه تنها به اعتبار داخلی مجلس و نظام سیاسی آسیب می‌رساند، بلکه می‌تواند به فرسایش اعتماد عمومی و تضعیف مشارکت سیاسی مردم در آینده منجر شود. استمرار کار نهادهای انتخابی، حتی در بحرانی‌ترین شرایط، نه تنها یک ضرورت قانونی، بلکه ضامن مشروعیت و ثبات بلندمدت هر نظام سیاسی است. بازگشایی مجدد جلسات علنی، در حالی که گام مثبتی است، اما نمی‌تواند ابهامات و چالش‌های حقوقی و سیاسی ناشی از این "طولانی‌ترین تعلیق" را به طور کامل مرتفع سازد. این رویداد به عنوان یک نقطه‌ی عطف در تاریخ مجلس پس از انقلاب باقی خواهد ماند و نیازمند تحلیل و آسیب‌شناسی عمیق‌تر برای جلوگیری از تکرار آن در آینده است. حفظ قانون اساسی و احترام به اصول آن، ضامن بقا و اقتدار نهادهای نظام است.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...