Translate

۰۲ مرداد، ۱۴۰۵

هشدار سازمان ملل متحد در مورد دریانوردان گرفتار در تنگه‌ هرمز

هشدار سازمان ملل متحد در مورد دریانوردان گرفتار در تنگه‌ هرمز

## تنگه هرمز: شریان حیاتی، گروگانگاه انسان‌ها – بحران دریانوردان در سایه تنش‌های ژئوپلیتیک تنگه هرمز، نه تنها یک آبراه استراتژیک و شریان حیاتی اقتصاد جهانی، بلکه به واسطه موقعیت خاص ژئوپلیتیکی خود، همواره صحنه تلاقی منافع و تنش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی بوده است. این بار اما، این آبراه که روزانه میلیون‌ها بشکه نفت و بخش عظیمی از تجارت جهانی را از خود عبور می‌دهد، به یک بحران انسانی خاموش و عمیق برای هزاران دریانورد تبدیل شده است. هشدار اخیر شورای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد در مورد «یک بحران شدید انسانی و حقوق بشری» برای دریانوردان گرفتار در تنگه هرمز و آب‌های اطراف آن، نه تنها زنگ خطری جدی است، بلکه لزوم توجه فوری به ابعاد پنهان و دردناک این معضل را گوشزد می‌کند. این مقاله به تحلیل ابعاد مختلف این بحران، ریشه‌های آن در تنش‌های ژئوپلیتیک و اقتصادی، پیامدهای انسانی، و مسئولیت‌های بین‌المللی می‌پردازد. **I. تنگه هرمز: قلب تپنده اقتصاد جهانی و کانون تنش‌های دائمی** تنگه هرمز، تنها ۴۰ کیلومتر عرض در باریک‌ترین نقطه خود دارد، اما از نظر استراتژیک، یکی از مهم‌ترین نقاط جهان به شمار می‌رود. بیش از یک پنجم نفت مصرفی جهان و بخش قابل توجهی از گاز طبیعی مایع (LNG) از این تنگه عبور می‌کند. علاوه بر انرژی، مقادیر عظیمی از کالاهای تجاری از طریق این آبراه به بازارهای جهانی منتقل می‌شوند. موقعیت جغرافیایی آن، در دهانه خلیج فارس و همسایگی با کشورهای ایران، عمان و امارات متحده عربی، آن را به یک گلوگاه (chokepoint) حیاتی تبدیل کرده است. این اهمیت استراتژیک، تنگه هرمز را به مرکزی برای رقابت‌های ژئوپلیتیکی، به ویژه بین ایران و قدرت‌های غربی و منطقه‌ای، تبدیل کرده است. از جنگ نفت‌کش‌ها در دهه ۱۹۸۰ تا حوادث متعدد توقیف کشتی‌ها در سال‌های اخیر، تنش‌ها در این منطقه بارها به نقطه جوش رسیده است. اعمال تحریم‌های اقتصادی علیه ایران، و در مقابل، واکنش‌های تهران در قبال حضور نظامی خارجی و عبور و مرور کشتی‌ها، محیطی ناپایدار و پرخطر برای ناوبری بین‌المللی ایجاد کرده است. در چنین فضایی، دریانوردان، که در خط مقدم این تجارت حیاتی قرار دارند، ناخواسته قربانی این کشمکش‌ها شده‌اند. **II. فاجعه انسانی در دریا: سرنوشت تلخ دریانوردان "گرفتار"** کلمه "گرفتار" (trapped) در بیانیه سازمان ملل، به معنای واقعی کلمه توصیف‌کننده وضعیت هزاران دریانورد است که ماه‌ها و گاهی سال‌هاست در کشتی‌های خود در آب‌های خلیج فارس و اطراف تنگه هرمز در بلاتکلیفی و شرایطی غیرانسانی به سر می‌برند. این گرفتاری اشکال مختلفی دارد که هر یک به اندازه خود فاجعه‌بار است: ۱. **توقیف کشتی‌ها به دلایل سیاسی یا امنیتی:** در برخی موارد، کشتی‌ها توسط یکی از طرفین درگیر (غالباً ایران) به دلایل مرتبط با تحریم‌ها، اتهامات امنیتی، یا به عنوان اهرم فشار سیاسی توقیف می‌شوند. دریانوردان در این حالت، اغلب بدون اتهام مشخص، برای مدت نامعلومی در کشتی‌های خود یا در بازداشتگاهی در خشکی نگهداری می‌شوند. آن‌ها عملاً تبدیل به "گروگان‌های ژئوپلیتیک" می‌شوند که سرنوشتشان به چانه‌زنی‌های دیپلماتیک گره می‌خورد. ۲. **رها شدن کشتی‌ها (abandonment) توسط مالکان:** این پدیده، که رو به افزایش است، زمانی رخ می‌دهد که شرکت‌های کشتیرانی (غالباً به دلیل مشکلات مالی، ورشکستگی، یا قرار گرفتن تحت تحریم‌ها) از پرداخت هزینه‌های عملیاتی کشتی، حقوق دریانوردان، سوخت، آب و غذا ناتوان شده و عملاً کشتی و خدمه آن را رها می‌کنند. این دریانوردان، اغلب از ملیت‌های مختلف و کشورهای در حال توسعه، بدون حقوق، امکان دسترسی به غذا و آب کافی، مراقبت‌های پزشکی و مهم‌تر از همه، امکان بازگشت به خانه، در دریا سرگردان می‌مانند. ۳. **دعاوی حقوقی و اختلافات مالی:** گاهی اوقات، کشتی‌ها در پی اختلافات حقوقی پیچیده بین مالکان، شرکت‌های بیمه، یا بستانکاران، در بنادر یا لنگرگاه‌ها توقیف می‌شوند. این فرآیند قضایی می‌تواند سال‌ها به طول انجامد و خدمه کشتی قربانی این برزخ حقوقی می‌شوند. **پیامدهای فاجعه‌بار انسانی:** * **سلامت روانی:** انزوا، بلاتکلیفی، دوری طولانی‌مدت از خانواده، عدم دسترسی به اخبار موثق و ترس از آینده، آسیب‌های روانی جبران‌ناپذیری به دریانوردان وارد می‌کند. افسردگی، اضطراب شدید و حتی خودکشی از جمله پیامدهای مخرب این وضعیت است. * **سلامت جسمانی:** عدم دسترسی به مراقبت‌های پزشکی مناسب، کمبود دارو، رژیم غذایی نامناسب و شرایط بهداشتی نامطلوب در کشتی، سلامت جسمانی دریانوردان را به شدت تهدید می‌کند. بیماری‌های مزمن بدون درمان می‌مانند و بیماری‌های جدید می‌توانند به سرعت گسترش یابند. * **بحران اقتصادی و اجتماعی:** دریانوردان اغلب تنها نان‌آور خانواده خود هستند. عدم پرداخت حقوق به مدت طولانی، نه تنها آن‌ها را در تنگنای مالی قرار می‌دهد، بلکه خانواده‌هایشان در کشور مبدأ نیز دچار فقر و hardship شدید می‌شوند. * **نقض حقوق بشر:** حق آزادی حرکت، حق دسترسی به غذا، آب و مراقبت‌های بهداشتی، حق کار و دریافت دستمزد عادلانه، و حق برخورداری از استانداردهای زندگی مناسب، همگی از حقوق اساسی بشر هستند که در این بحران به طور فاحشی نقض می‌شوند. **III. چارچوب‌های حقوقی بین‌المللی و کاستی‌های آن** حقوق دریانوردان تحت چندین معاهده و کنوانسیون بین‌المللی محافظت می‌شود، اما اجرای آن‌ها در عمل با چالش‌های جدی روبرو است: * **کنوانسیون کار دریایی ۲۰۰۶ (MLC 2006):** این کنوانسیون، که توسط سازمان بین‌المللی کار (ILO) تدوین شده، به "منشور حقوق دریانوردان" معروف است و استانداردهایی را برای شرایط کار و زندگی، بهداشت، مراقبت‌های پزشکی، بازگشت به وطن، پرداخت حقوق و قراردادهای استخدامی دریانوردان تعیین می‌کند. MLC همچنین مکانیسم‌هایی برای مقابله با رها شدن کشتی‌ها و خدمه آن پیش‌بینی کرده و از دولت‌های صاحب پرچم (flag states)، دولت‌های ساحلی (coastal states) و دولت‌های بندری (port states) می‌خواهد تا از اجرای آن اطمینان حاصل کنند. * **کنوانسیون سازمان ملل در مورد حقوق دریا (UNCLOS):** این کنوانسیون، چارچوب کلی حقوقی برای تمامی فعالیت‌ها در اقیانوس‌ها و دریاها، از جمله ناوبری، را فراهم می‌کند. حق عبور بی‌ضرر و حق عبور ترانزیتی از تنگه‌های بین‌المللی، از اصول کلیدی UNCLOS است. * **کنوانسیون‌های ایمنی زندگی در دریا (SOLAS) و جلوگیری از آلودگی توسط کشتی‌ها (MARPOL):** این کنوانسیون‌ها بر جنبه‌های ایمنی و زیست‌محیطی تمرکز دارند، اما به طور غیرمستقیم بر شرایط زندگی دریانوردان نیز تأثیر می‌گذارند. **چالش‌ها و کاستی‌ها:** مشکل اصلی نه در نبود قوانین، بلکه در ضعف اجرای آن‌ها و نبود اراده سیاسی برای اعمال فشار بر متخلفان است. * **دولتهای صاحب پرچم ضعیف:** بسیاری از کشتی‌ها تحت "پرچم مصلحتی" (flags of convenience) ثبت شده‌اند. این کشورها اغلب نظارت کافی بر رعایت حقوق دریانوردان ندارند و در مواجهه با تخلفات شرکت‌های کشتیرانی، عملکرد ضعیفی از خود نشان می‌دهند. * **پیچیدگی ساختار مالکیت:** اغلب، مالکان واقعی کشتی‌ها در پشت شرکت‌های صوری و زنجیره‌ای از شرکت‌های واسطه پنهان می‌شوند که پیگیری حقوقی آن‌ها را دشوار می‌سازد. * **تأثیر تحریم‌ها:** تحریم‌های اقتصادی، اگرچه با هدف فشار بر دولت‌ها اعمال می‌شوند، اما می‌توانند پیامدهای ناخواسته‌ای برای شرکت‌های کشتیرانی و دریانوردان داشته باشند. قطع دسترسی به سیستم‌های بانکی بین‌المللی، بیمه، و خدمات لجستیکی، می‌تواند منجر به ورشکستگی و رها شدن کشتی‌ها شود. * **ماهیت فرامرزی بحران:** این یک مشکل واحد نیست؛ چندین کشور، چندین شرکت و چندین ملیت درگیر هستند که هماهنگی برای حل مشکل را پیچیده می‌کند. **IV. ریشه‌های بحران: پیوند ژئوپلیتیک، اقتصاد و مسئولیت‌های اخلاقی** بحران دریانوردان در تنگه هرمز ریشه‌های چندگانه و در هم تنیده‌ای دارد: * **رقابت‌های ژئوپلیتیک منطقه‌ای:** استفاده از کشتی‌ها و خدمه آن‌ها به عنوان ابزار چانه‌زنی سیاسی در مناقشات بین‌المللی، یکی از تاریک‌ترین ابعاد این بحران است. در این سناریو، جان انسان‌ها فدای بازی‌های قدرت می‌شود. * **فشارهای اقتصادی و ضعف نظارت:** اقتصاد جهانی و زنجیره‌های تأمین پیچیده، فشار زیادی بر شرکت‌های کشتیرانی وارد می‌کند تا هزینه‌ها را کاهش دهند. این فشار، گاهی به قیمت نادیده گرفتن حقوق دریانوردان و استانداردهای ایمنی و رفاهی آن‌ها تمام می‌شود. ضعف نظارت دولت‌های صاحب پرچم و فقدان شفافیت در مالکیت کشتی‌ها، این معضل را تشدید می‌کند. * **نقض مسئولیت‌های شرکتی و دولتی:** شرکت‌های کشتیرانی و مالکان کشتی‌ها، مسئولیت اولیه را در قبال خدمه خود دارند. اما در بسیاری از موارد، این مسئولیت نادیده گرفته می‌شود. از سوی دیگر، دولت‌های صاحب پرچم، دولت‌های بندری و کشورهای ساحلی نیز وظایف مشخصی برای حمایت از دریانوردان دارند که اغلب به دلیل پیچیدگی‌های حقوقی، دیپلماتیک یا صرفاً بی‌تفاوتی، به درستی انجام نمی‌شوند. **V. راه حل‌ها و مسئولیت جامعه بین‌المللی** حل بحران دریانوردان در تنگه هرمز، نیازمند یک رویکرد جامع، هماهنگ و چندجانبه است: ۱. **تلاش‌های دیپلماتیک و کاهش تنش:** در کوتاه‌مدت، مذاکرات دیپلماتیک فشرده بین کشورهای درگیر (به ویژه ایران و کشورهای غربی) برای آزادی فوری دریانوردان توقیف شده و تضمین امکان بازگشت آن‌ها به وطن، ضروری است. ایجاد مکانیسم‌های اعتمادساز در منطقه می‌تواند به کاهش توقیف‌های آتی کمک کند. ۲. **تقویت اجرای MLC 2006:** سازمان‌های بین‌المللی مانند IMO و ILO باید دولت‌های عضو را تحت فشار قرار دهند تا کنوانسیون کار دریایی را به طور کامل اجرا کنند. این شامل نظارت دقیق‌تر بر شرکت‌های کشتیرانی، تضمین پرداخت حقوق، فراهم آوردن بیمه برای دریانوردان و ایجاد صندوق‌های جبران خسارت برای خدمه‌ای است که رها شده‌اند. ۳. **شفافیت در مالکیت کشتی‌ها:** مقابله با ساختارهای مالکیت پیچیده و صوری کشتی‌ها، از طریق افزایش شفافیت و همکاری بین‌المللی برای شناسایی مالکان واقعی و مسئولیت‌پذیری آن‌ها، حیاتی است. ۴. **ایجاد یک مکانیسم واکنش اضطراری:** سازمان ملل و سازمان‌های دریایی بین‌المللی باید یک مکانیسم واکنش اضطراری برای رسیدگی سریع به موارد رها شدن کشتی‌ها و توقیف‌های غیرقانونی ایجاد کنند. این مکانیسم باید شامل تأمین کمک‌های بشردوستانه فوری (غذا، آب، دارو)، کمک‌های حقوقی و تسهیل بازگشت به وطن باشد. ۵. **اعمال فشار بر دولت‌های صاحب پرچم ضعیف:** جامعه بین‌المللی باید بر کشورهایی که به عنوان "پرچم مصلحتی" شناخته می‌شوند، فشار وارد کند تا مسئولیت‌های خود را در قبال دریانوردان به درستی ایفا کنند. ۶. **آگاهی‌بخشی عمومی:** افزایش آگاهی عمومی در مورد شرایط سخت دریانوردان و نقش حیاتی آن‌ها در اقتصاد جهانی، می‌تواند به ایجاد حمایت عمومی و فشار بر دولت‌ها و شرکت‌ها برای اقدام موثر کمک کند. **نتیجه‌گیری** بحران دریانوردان در تنگه هرمز، نمادی تلخ از قربانی شدن انسان‌ها در کشمکش‌های ژئوپلیتیک و اقتصادی است. این دریانوردان، که در خط مقدم تأمین انرژی و کالا برای جهان قرار دارند، در شرایطی غیرانسانی و خارج از دیدرس افکار عمومی، در برزخ دریا گرفتار شده‌اند. هشدار سازمان ملل متحد، فرصتی است برای بیدار کردن وجدان جهانی و یادآوری این نکته که حقوق بشر، حتی در پیچیده‌ترین و پرتنش‌ترین مناطق جهان، نباید نادیده گرفته شود. اقدام فوری و هماهنگ جامعه بین‌المللی، نه تنها یک ضرورت حقوقی، بلکه یک الزام اخلاقی برای پایان دادن به رنج این انسان‌های فراموش شده و تضمین امنیت و کرامت آن‌ها در شریان حیاتی اقتصاد جهانی است. تنها با همکاری و تعهد مشترک است که می‌توانیم اطمینان حاصل کنیم که تنگه هرمز، به جای اینکه گروگانگاه انسان‌ها باشد، بار دیگر به شریان امن و حیاتی جهان تبدیل شود.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...