Translate

۱۱ تیر، ۱۴۰۵

آیا تفاهم‌نامه تهران و واشنگتن باید به تصویب مجلس ایران برسد؟

آیا تفاهم‌نامه تهران و واشنگتن باید به تصویب مجلس ایران برسد؟

## آیا تفاهم‌نامه تهران و واشنگتن باید به تصویب مجلس ایران برسد؟ ابعاد حقوقی، سیاسی و تاریخی خبر احتمال دستیابی به یک "تفاهم‌نامه" یا "ترتیبات موقت" میان ایران و آمریکا که قرار است زمینه را برای کاهش تنش‌ها و احتمالا رسیدن به یک توافق نهایی فراهم آورد، بلافاصله بحث‌های داغی را در محافل سیاسی و حقوقی ایران برانگیخته است. یکی از اصلی‌ترین محورهای این بحث، لزوم یا عدم لزوم تصویب این تفاهم‌نامه توسط مجلس شورای اسلامی است. این پرسش صرفاً یک بحث حقوقی خشک نیست، بلکه ابعاد سیاسی، تاریخی و حتی ژئوپلیتیک گسترده‌ای دارد که می‌تواند سرنوشت این تفاهم و حتی مسیر دیپلماسی ایران را تحت تأثیر قرار دهد. **ماهیت "تفاهم‌نامه": نقطه آغازین یک مناقشه حقوقی** کلید اصلی این بحث، در ابتدا در تعریف و ماهیت حقوقی آنچه "تفاهم‌نامه" خوانده می‌شود، نهفته است. آیا این یک "معاهده" بین‌المللی است که مستقیماً مشمول اصل هفتاد و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می‌شود؟ یا یک "توافق‌نامه اجرایی" است که صرفاً در حد اختیارات قوه مجریه و در راستای سیاست‌های کلی نظام قابل اجراست؟ یا حتی یک "ترتیب موقت" یا "تفاهم شفاهی" است که بار حقوقی کمتری دارد؟ اصل هفتاد و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران صراحتاً بیان می‌دارد: "معاهدات، مقاوله‌نامه‌ها، قراردادها و موافقت‌نامه‌های بین‌المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد." لفظ "معاهدات" و سایر اصطلاحات به کار رفته، دامنه وسیعی از اسناد بین‌المللی را در بر می‌گیرد و هدف آن، ایجاد نوعی نظارت مردمی و تضمین منافع ملی از طریق نمایندگان ملت است. مدافعان لزوم تصویب این تفاهم‌نامه در مجلس، بر این نکته تأکید دارند که هر سندی که منجر به تعهدات بین‌المللی برای کشور شود، حتی اگر عنوان "تفاهم‌نامه" یا "ترتیبات موقت" داشته باشد، ماهیت یک معاهده را پیدا کرده و باید به تصویب مجلس برسد. آنها استدلال می‌کنند که تقلیل یک سند تعهدآور به صرف یک "توافق اجرایی" یا "تفاهم" با هدف دور زدن مجلس، مغایر با روح و نص قانون اساسی و اصول دموکراتیک است. از سوی دیگر، منتقدان این دیدگاه یا مدافعان عدم لزوم تصویب در مجلس، ممکن است استدلال کنند که این "تفاهم‌نامه" ماهیت یک توافق جامع و نهایی را ندارد، بلکه صرفاً گام‌های اولیه و اعتمادسازی برای رسیدن به یک توافق بزرگ‌تر است. آنها ممکن است این سند را در حد یک "نقشه راه" یا "چارچوب مذاکراتی" تلقی کنند که هنوز تعهدات حقوقی محکم و غیرقابل برگشت ایجاد نمی‌کند. در این صورت، ممکن است استدلال شود که این گونه توافقات اولیه در حیطه اختیارات رئیس‌جمهور (بر اساس اصل ۱۲۵ قانون اساسی که امضای قراردادهای بین‌المللی را از وظایف رئیس‌جمهور می‌داند، مشروط بر تصویب مجلس در موارد لازم) و با تأیید شورای عالی امنیت ملی و در نهایت رهبری قابل اجراست و نیازی به گذراندن روند طولانی و پرچالش تصویب در مجلس ندارد. **پیشینه تاریخی و مورد برجام: یک سابقه پربحث** برای فهم بهتر این مناقشه، نگاهی به پیشینه تاریخی، به ویژه مورد توافق هسته‌ای (برجام) در سال ۱۳۹۴، ضروری است. برجام نیز در زمان خود بحث‌های مشابهی را برانگیخت. در آن زمان، دولت وقت برجام را یک "معاهده" تلقی نمی‌کرد و از این رو معتقد بود نیازی به تصویب مستقیم مجلس ندارد. در نهایت، مجلس شورای اسلامی به جای تصویب برجام، طرحی با عنوان "اقدام متناسب و متقابل دولت جمهوری اسلامی ایران در اجرای برجام" را تصویب کرد. این طرح در واقع، نه تصویب مستقیم خود برجام، بلکه مجوز و چارچوبی برای دولت جهت اجرای تعهدات ایران در برجام، مشروط به رعایت خطوط قرمز و نظارت‌های مشخص، فراهم می‌آورد. این رویکرد، راهکاری بود برای حفظ مشروعیت و نظارت مجلس، بدون اینکه برجام را به صورت یک معاهده کلاسیک به رأی بگذارد. بسیاری بر این باورند که رویکرد برجام می‌تواند به عنوان یک الگو برای تفاهم‌نامه احتمالی کنونی نیز مورد استفاده قرار گیرد. یعنی شورای عالی امنیت ملی آن را تأیید کرده و سپس مجلس با صدور یک "مصوبه حمایتی" یا "مجوز اجرایی" برای دولت، به آن مشروعیت داخلی ببخشد. با این حال، تفاوت‌های ماهیتی میان برجام (که یک توافق نسبتاً جامع بود) و یک "تفاهم‌نامه" یا "ترتیبات موقت" (که احتمالاً بسیار محدودتر و موقتی‌تر است)، می‌تواند منجر به استدلال‌هایی متفاوت شود. برخی ممکن است بگویند اگر برجام به تصویب مستقیم نیاز نداشت، پس یک تفاهم موقت که تعهدات کمتری دارد، به طریق اولی نیاز به تصویب مستقیم نخواهد داشت. در مقابل، عده‌ای دیگر ممکن است استدلال کنند که هرگونه تعهد، حتی موقت، در صورتی که منافع ملی را تحت تأثیر قرار دهد، باید از فیلتر مجلس بگذرد. **ابعاد سیاسی: مشروعیت، نظارت و مسئولیت‌پذیری** بحث لزوم تصویب مجلس، فراتر از یک بحث صرفاً حقوقی است و ابعاد سیاسی عمیقی دارد: ۱. **مشروعیت داخلی و انسجام ملی:** تصویب یک تفاهم‌نامه مهم در مجلس می‌تواند به آن مشروعیت داخلی بیشتری ببخشد و نشان‌دهنده اجماع نسبی در میان قوای کشور باشد. این امر می‌تواند از بروز اختلافات داخلی در آینده، به خصوص در صورت شکست احتمالی توافق یا بروز مشکلات در مسیر اجرا، جلوگیری کند. در صورت عدم تصویب مجلس، ممکن است در آینده مسئولیت شکست‌ها تماماً بر عهده دولت یا حتی نهادهای بالادستی قرار گیرد. ۲. **نظارت نمایندگان و تضمین منافع ملی:** مجلس به عنوان نهاد قانون‌گذار و ناظر بر عملکرد دولت، وظیفه دارد از منافع ملی صیانت کند. نمایندگان ملت این حق را دارند که جزئیات یک تفاهم را بررسی کرده، نقاط قوت و ضعف آن را ارزیابی و در صورت لزوم، اصلاحاتی را پیشنهاد دهند. این فرایند می‌تواند تضمین‌کننده این باشد که تفاهم‌نامه در راستای منافع عالی کشور و خطوط قرمز نظام تنظیم شده است. ۳. **پرهیز از یکجانبه‌گرایی و افزایش مسئولیت‌پذیری:** دخیل کردن مجلس در روند تصویب، از اتهامات احتمالی یکجانبه‌گرایی و عدم مشورت دولت جلوگیری می‌کند. در صورت شکست یک تفاهم بدون تصویب مجلس، ممکن است منتقدان دولت را به تضییع منافع ملی متهم کنند. تصویب در مجلس، مسئولیت را میان قوای کشور تقسیم کرده و به نوعی "سپر دفاعی" برای دولت در برابر انتقادات احتمالی آتی عمل می‌کند. ۴. **رقابت‌های سیاسی داخلی:** در یک فضای سیاسی که رقابت‌های جناحی و گروهی همواره جریان دارد، هرگونه توافق با طرف خارجی می‌تواند به محملی برای تسویه‌حساب‌های سیاسی داخلی تبدیل شود. اگر تفاهم‌نامه بدون تصویب مجلس اجرا شود، منتقدان دولت می‌توانند آن را ابزاری برای حمله به دولت و تضعیف آن قرار دهند. از سوی دیگر، دولت ممکن است نگران باشد که کشاندن تفاهم‌نامه به مجلس، آن را در معرض گروکشی‌های سیاسی و تأخیرهای طولانی قرار دهد که به ضرر سرعت و محرمانگی مورد نیاز در دیپلماسی است. **نقش شورای عالی امنیت ملی و رهبری: فصل‌الخطاب نهایی** در نظام جمهوری اسلامی ایران، شورای عالی امنیت ملی نقش محوری در تصمیم‌گیری‌های کلان حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی دارد. مصوبات این شورا، با تأیید مقام معظم رهبری، لازم‌الاجراست. بسیاری از تصمیمات مهم در حوزه هسته‌ای و سایر مسائل استراتژیک، از جمله برجام، ابتدا در این شورا مورد بحث و بررسی قرار گرفته و پس از تأیید رهبری، به مرحله اجرا درآمده‌اند. به احتمال زیاد، تفاهم‌نامه احتمالی نیز ابتدا در شورای عالی امنیت ملی مورد بررسی دقیق قرار خواهد گرفت. این شورا با حضور رؤسای سه قوه، نمایندگان رهبری و وزرای کلیدی، می‌تواند ابعاد مختلف امنیتی، اقتصادی و سیاسی تفاهم را سنجیده و در مورد لزوم یا عدم لزوم ارسال آن به مجلس تصمیم‌گیری کند. در نهایت، اما تصمیم نهایی در مورد نحوه برخورد با این تفاهم‌نامه، به ویژه در ارتباط با ابعاد حساس هسته‌ای و تعهدات بین‌المللی، با رهبری نظام خواهد بود. ایشان می‌توانند با توجه به مصالح عالیه نظام، ماهیت تفاهم‌نامه و شرایط روز، به دولت دستورالعمل لازم را ابلاغ فرمایند. این دستور می‌تواند شامل ضرورت تصویب در مجلس، اکتفا به یک مصوبه حمایتی مجلس (شبیه مورد برجام)، یا حتی اجرای آن بدون نیاز به مصوبه مجلس باشد، به شرطی که تفاهم‌نامه در حد یک توافق اولیه و غیرتعهدآور تلقی شود. **سناریوهای محتمل و چشم‌انداز آینده** با توجه به تمامی این ابعاد، می‌توان چند سناریوی محتمل را برای تفاهم‌نامه احتمالی پیش‌بینی کرد: ۱. **تصویب کامل در مجلس (سناریوی کمتر محتمل برای یک توافق موقت):** اگر تفاهم‌نامه دارای تعهدات حقوقی محکم و بلندمدت باشد، فشارها برای تصویب کامل آن در مجلس افزایش خواهد یافت. اما با توجه به ماهیت احتمالی "موقت" و "ابتدایی" آن، و همچنین سابقه برجام، این سناریو برای یک گام اولیه کمتر محتمل است. ۲. **مصوبه حمایتی مجلس (شبیه مورد برجام):** محتمل‌ترین سناریو این است که پس از تأیید شورای عالی امنیت ملی و مقام معظم رهبری، مجلس طرحی مشابه "اقدام متناسب و متقابل" در مورد برجام را تصویب کند. این طرح به دولت اجازه اجرای تفاهم‌نامه را می‌دهد، اما در عین حال، چارچوب‌ها، خطوط قرمز و شرایط نظارتی خود را تعیین می‌کند. این رویکرد می‌تواند بین نیاز به سرعت در دیپلماسی و لزوم نظارت داخلی تعادل برقرار کند. ۳. **اجرای توسط دولت با تأیید نهادهای بالادستی و بدون نیاز به مصوبه مجلس (برای تفاهم‌نامه‌های بسیار مقدماتی):** اگر تفاهم‌نامه ماهیتی بسیار اولیه، غیرالزام‌آور و صرفاً در حد اعتمادسازی اولیه داشته باشد (مثلاً صرفاً درباره آزادی زندانیان یا برخی گام‌های کوچک و برگشت‌پذیر)، ممکن است دولت با تأیید شورای عالی امنیت ملی و رهبری آن را اجرایی کند و نیاز به مصوبه مجلس دیده نشود. با این حال، حتی در این صورت نیز ممکن است مجلس از ابزارهای نظارتی خود (مانند سوال یا تذکر) برای کسب اطلاعات و اطمینان از رعایت منافع ملی استفاده کند. **نتیجه‌گیری** مناقشه بر سر لزوم تصویب تفاهم‌نامه احتمالی با آمریکا در مجلس شورای اسلامی، انعکاسی از توازن قوای پیچیده و پویایی‌های سیاسی داخلی ایران است. در حالی که نص قانون اساسی بر لزوم تصویب "معاهدات و توافقات بین‌المللی" توسط مجلس تأکید دارد، ماهیت آنچه "تفاهم‌نامه" خوانده می‌شود، دامنه این بحث را گسترش می‌دهد. سابقه برجام نشان می‌دهد که ممکن است راهکارهایی میانی برای تأمین نظارت مجلس بدون درگیر شدن در روند طولانی و پرچالش تصویب یک معاهده کلاسیک، وجود داشته باشد. در نهایت، تصمیم‌گیری نهایی در مورد نحوه برخورد با این تفاهم‌نامه، علاوه بر تفاسیر حقوقی، به میزان تعهدات مندرج در آن، شرایط سیاسی داخلی و خارجی، و دیدگاه کلان نظام جمهوری اسلامی، به ویژه مقام معظم رهبری، بستگی خواهد داشت. آنچه مسلم است، هر تصمیمی که اتخاذ شود، باید به گونه‌ای باشد که هم مشروعیت داخلی را تأمین کند و هم از منافع عالیه و امنیت ملی کشور در برابر تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی صیانت نماید. این یک آزمون مهم دیگر برای دیپلماسی و ساختار حکمرانی در ایران خواهد بود.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...