Translate

۱۴ تیر، ۱۴۰۵

آنچه گذشت؛ ایران: از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز هزینه خدمات دریافت خواهیم کرد

آنچه گذشت؛ ایران: از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز هزینه خدمات دریافت خواهیم کرد

**پیچیدگی‌های استراتژیک ایران در آستانه تحولات: تنگه هرمز و نمایش اقتدار منطقه‌ای** خبرهای اخیر از ایران، چه در حوزه سیاست خارجی و چه در عرصه داخلی، تصویری از تلاش‌های پیچیده این کشور برای مدیریت چالش‌های فزاینده و تثبیت جایگاه خود در معادلات منطقه‌ای و جهانی ارائه می‌دهد. اعلام قصد ایران برای دریافت "هزینه خدمات" از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز و برگزاری مراسم تشییع و عزاداری برای رئیس‌جمهور فقید (که با حضور مقامات ارشد گروه‌های متحد منطقه‌ای همراه بود)، هر دو رویکردهای چندوجهی تهران را در مواجهه با فشارهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی نشان می‌دهند. تحلیل این دو رویداد به ظاهر متفاوت، درک عمیق‌تری از استراتژی کلان جمهوری اسلامی و پیامدهای بالقوه آن در آینده فراهم می‌آورد. **تنگه هرمز: نقطه گلوگاهی ژئوپلیتیک و چالش‌های حقوق بین‌الملل** اظهارات عبدالرضا رحمانی فضلی، سفیر ایران در چین، مبنی بر دریافت "هزینه خدمات" از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز، رویکردی جدید و جسورانه از سوی تهران است. این اقدام، که بلافاصله با مخالفت آمریکا روبرو شده، در وهله اول بازتابی از فشارهای اقتصادی شدید بر ایران و تلاش برای یافتن منابع درآمدی جدید است. سال‌ها تحریم‌های فلج‌کننده، به ویژه در بخش نفتی، اقتصاد ایران را تحت فشار قرار داده و دولت را وادار به ابتکارات مختلف برای کاهش اثرات این تحریم‌ها کرده است. تنگه هرمز، به عنوان شریان حیاتی انتقال انرژی جهان، همواره یک اهرم بالقوه در دستان ایران بوده است، اما استفاده از آن با ملاحظات و خطوط قرمز بین‌المللی همراه بوده است. نکته حائز اهمیت در این بیانیه، تأکید بر واژه "هزینه خدمات" به جای "عوارض عبور" است. این تمایز در ادبیات، تلاش آشکار ایران برای حرکت در لبه قوانین بین‌المللی و به ویژه "کنوانسیون حقوق دریاها سازمان ملل متحد (UNCLOS)" است. طبق UNCLOS، حق "عبور بی‌ضرر" و "عبور ترانزیتی" از تنگه‌های بین‌المللی برای تمام کشتی‌ها تضمین شده است و کشورهایی که در مجاورت تنگه‌ها قرار دارند، اجازه وضع عوارض ترانزیتی را ندارند. با این حال، کشورها می‌توانند برای خدماتی مانند کمک ناوبری، کمک به حفظ محیط زیست، یا خدمات امنیتی هزینه‌های معقول دریافت کنند. ایران با تأکید بر "هزینه خدمات" و نه "عوارض عبور"، در صدد است تا مشروعیت حقوقی اقدام خود را در قالبی متفاوت ارائه دهد و از رویارویی مستقیم با مفاد UNCLOS و واکنش‌های شدیدتر بین‌المللی جلوگیری کند. همکاری با عمان در بررسی "ترتیبات جدید" برای این آبراه نیز جنبه دیگری از پیچیدگی این طرح را نشان می‌دهد. عمان، که کنترل مشترکی بر تنگه هرمز دارد و از دیرباز نقش میانجی‌گر را در منطقه ایفا کرده است، ممکن است بتواند با همکاری ایران، چارچوبی را پیشنهاد دهد که کمتر تحریک‌آمیز باشد و در عین حال منافع اقتصادی ایران را تأمین کند. اما حتی با این همکاری، واکنش جامعه جهانی و به ویژه قدرت‌های دریایی مانند آمریکا، بریتانیا و چین، که منافع حیاتی در آزادی کشتیرانی در این تنگه دارند، قابل پیش‌بینی است. افزایش هزینه‌های کشتیرانی، افزایش حق بیمه‌ها و احتمال افزایش حضور نظامی در منطقه از جمله پیامدهای اولیه این طرح خواهد بود که می‌تواند تنش‌ها را در خلیج فارس به سطوح بی‌سابقه‌ای برساند و به بی‌ثباتی بیشتر منطقه‌ای دامن زند. این اقدام ایران، در صورت اجرا، به طور حتم به یک آزمون بزرگ برای قوانین بین‌المللی دریایی و تعهد کشورها به آن تبدیل خواهد شد. **مراسم تشییع رئیس‌جمهور فقید: نمایش وحدت و همبستگی محور مقاومت** همزمان با تحولات مربوط به تنگه هرمز، ایران شاهد برگزاری مراسم تشییع و عزاداری گسترده برای رئیس‌جمهور فقید، ابراهیم رئیسی، است که جزئیات آن (مراسم شش‌روزه، در چند شهر ایران و عراق، و خاکسپاری در مشهد) کاملاً با مراسم ایشان مطابقت دارد. این مراسم، فارغ از ابعاد مذهبی و ملی، دارای پیام‌های سیاسی عمیقی در سطوح داخلی و منطقه‌ای است. حضور نمایندگان ارشد حزب‌الله و حماس در نخستین روز رسمی عزاداری، نمادی قدرتمند از «محور مقاومت» و همبستگی گروه‌های همسو با ایران در منطقه است. این حضور، که به طور خاص در شرایط کنونی و در اوج درگیری‌ها در غزه و تنش‌های منطقه‌ای با اسرائیل صورت می‌گیرد، پیام روشنی به دشمنان ایران و متحدان غربی آن‌ها دارد. این پیام حاکی از آن است که حتی در شرایط فقدان یک مقام ارشد (رئیس‌جمهور)، انسجام و همبستگی این محور پابرجا و خلل‌ناپذیر است. این رویداد، فرصتی برای ایران است تا نفوذ منطقه‌ای خود را به رخ بکشد و نشان دهد که شبکه متحدانش، از لبنان و فلسطین گرفته تا عراق و یمن، همچنان بخش جدایی‌ناپذیری از استراتژی کلان این کشور در منطقه هستند. در سطح داخلی، مراسم تشییع، علی‌رغم سوگواری، تلاشی برای نمایش وحدت و انسجام ملی در پی یک حادثه ناگوار است. این مراسم‌ها اغلب با هدف تقویت مشروعیت نظام و بسیج افکار عمومی حول محور رهبری و ارزش‌های انقلاب برگزار می‌شوند. در شرایطی که ایران با چالش‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی داخلی متعددی روبروست، چنین رخدادهایی می‌توانند به طور موقت به تقویت همبستگی و کاهش اختلافات کمک کنند. با این حال، اثرات بلندمدت این نمایش‌ها بر حل مشکلات اساسی داخلی، نیازمند تحلیل‌های عمیق‌تر است. **ارتباط دو رویداد و استراتژی کلان ایران** در نگاه اول، تصمیم درباره تنگه هرمز و مراسم تشییع یک رهبر سیاسی ممکن است بی‌ارتباط به نظر برسند، اما هر دو بخشی از یک استراتژی کلان‌تر ایران برای مدیریت بحران‌ها و تثبیت موقعیت خود هستند: 1. **اقتصاد و بقا:** طرح دریافت هزینه از کشتی‌ها، عمدتاً یک راهبرد اقتصادی است که از ضرورت بقا در مواجهه با تحریم‌ها و فشارهای خارجی نشأت می‌گیرد. ایران به دنبال راه‌هایی برای تأمین مالی خود و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی سنتی است که تحت تأثیر تحریم‌ها قرار دارند. 2. **نمایش اقتدار و نفوذ منطقه‌ای:** مراسم تشییع رئیس‌جمهور فقید، با حضور پررنگ متحدان منطقه‌ای، فرصتی برای ایران است تا اقتدار و نفوذ ژئوپلیتیک خود را به نمایش بگذارد. این نمایش قدرت، نه تنها در برابر دشمنان منطقه‌ای و بین‌المللی، بلکه به عنوان پیامی برای تقویت روحیه داخلی و نشان دادن توانایی نظام برای عبور از بحران‌ها عمل می‌کند. 3. **مدیریت تنش و خط قرمزها:** هر دو رویداد، تلاش ایران برای حرکت در لبه پرتگاه تنش و مدیریت خطوط قرمز را نشان می‌دهد. در مورد تنگه هرمز، تهران می‌کوشد با تکیه بر تمایز "خدمات" از "عوارض"، از نقض آشکار قوانین بین‌المللی پرهیز کند و در عین حال به منافع اقتصادی دست یابد. در مورد محور مقاومت، ایران بدون درگیر شدن مستقیم در درگیری‌های گسترده، به حمایت از متحدان خود ادامه می‌دهد و از این طریق نفوذ خود را حفظ می‌کند. 4. **پیام به جامعه بین‌المللی:** هر دو اقدام حاوی پیامی روشن برای جامعه بین‌المللی است: ایران کشوری است که در برابر فشارها تسلیم نخواهد شد و برای حفظ منافع خود از تمام اهرم‌های موجود، چه اقتصادی و چه ژئوپلیتیک، استفاده خواهد کرد. این رویکرد، در عین حال، ریسک رویارویی و تشدید تنش‌ها را نیز به همراه دارد. **چشم‌انداز آینده و چالش‌ها** دریافت "هزینه خدمات" از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز، می‌تواند به یک بحران جدید بین‌المللی تبدیل شود. اگرچه ایران مدعی "خدمات" است، اما کشورهای بزرگ جهان، به ویژه ایالات متحده، این اقدام را نقض آزادی ناوبری و تلاشی برای باج‌گیری تلقی خواهند کرد. این امر می‌تواند منجر به واکنش‌های دیپلماتیک شدید، افزایش تحریم‌ها، و حتی افزایش حضور نظامی در منطقه شود که خطر درگیری‌های ناخواسته را بالا می‌برد. از سوی دیگر، مرگ رئیس‌جمهور فقید و برگزاری مراسم تشییع وی، هرچند به عنوان نمایشی از وحدت و پایداری تلقی می‌شود، اما سؤالاتی را در مورد آینده رهبری و ساختار قدرت در ایران مطرح می‌کند. در حالی که فرآیند جانشینی رهبری و انتخاب رئیس‌جمهور جدید در حال انجام است، ابهامات در مورد آینده سیاست‌های داخلی و خارجی ایران، به ویژه در زمینه پرونده هسته‌ای و روابط با غرب، همچنان باقی است. در مجموع، ایران در حال حاضر در یک برزخ استراتژیک قرار دارد. از یک سو، با فشارهای بی‌سابقه اقتصادی و انزوای سیاسی روبروست؛ از سوی دیگر، تلاش می‌کند تا با استفاده از اهرم‌های ژئوپلیتیک (مانند تنگه هرمز) و نمایش قدرت منطقه‌ای (مانند اتحاد با محور مقاومت)، موقعیت خود را تثبیت کرده و راهی برای خروج از بن‌بست بیابد. این مسیر پرخطر، مستلزم تعادلی بسیار ظریف بین قاطعیت و پرهیز از تحریک بیش از حد است و هرگونه اشتباه در محاسبات می‌تواند پیامدهای ویرانگری نه تنها برای ایران، بلکه برای کل منطقه و اقتصاد جهانی به همراه داشته باشد. آینده نشان خواهد داد که آیا استراتژی چندوجهی ایران می‌تواند این کشور را از میان این آب‌های گل‌آلود به ساحل امن برساند یا آن را به سوی طوفانی بزرگ‌تر سوق خواهد داد.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...