Translate

۲۲ تیر، ۱۴۰۵

ترامپ: «ضربه سختی» به ایران می‌زنیم ایران: یک فروند پهپاد را در تنگه هرمز زدیم

ترامپ: «ضربه سختی» به ایران می‌زنیم ایران: یک فروند پهپاد را در تنگه هرمز زدیم

**بازی با لبه‌ی پرتگاه: تحلیل تشدید تنش‌ها در تنگه هرمز میان ایران و آمریکا** خبرهای اخیر از منطقه خلیج فارس، از جمله تهدیدات بی‌سابقه دونالد ترامپ مبنی بر "ضربه سخت" به ایران و ادعای دریافت ۲۰ درصد عوارض از کشتی‌های عبوری در تنگه هرمز تحت عنوان "نگهبان تنگه"، در کنار گزارش‌های ایران از هدف قرار دادن یک پهپاد آمریکایی و شنیده شدن صدای انفجارهای متعدد، نشان‌دهنده ورود تنش‌ها میان تهران و واشنگتن به مرحله‌ای بسیار خطرناک و بی‌ثبات‌کننده است. این وضعیت، نه تنها امنیت منطقه‌ای را به شدت در معرض خطر قرار داده، بلکه پیامدهای گسترده‌ای برای اقتصاد جهانی و ثبات ژئوپلیتیک بین‌المللی خواهد داشت. تحلیل این رویدادها مستلزم درک عمیق استراتژی‌های هر دو طرف، اهمیت حیاتی تنگه هرمز و پیامدهای بالقوه یک رویارویی نظامی احتمالی است. **استراتژی ترامپ: "فشار حداکثری" و نقش "نگهبان خودخوانده"** تهدیدات اخیر ترامپ را باید در چارچوب کلی استراتژی "فشار حداکثری" دولت او علیه ایران تحلیل کرد. این استراتژی، که با خروج آمریکا از برجام و اعمال مجدد و تشدید تحریم‌های اقتصادی آغاز شد، هدف نهایی خود را فلج کردن اقتصاد ایران، تغییر رفتار منطقه‌ای این کشور و در نهایت، به زانو درآوردن یا حتی تغییر رژیم اعلام کرده است. اما اظهارات جدید ترامپ، به ویژه درباره نقش "نگهبان تنگه هرمز" و دریافت عوارض ۲۰ درصدی، ابعاد جدید و خطرناکی به این استراتژی می‌بخشد. اولاً، تهدید به "ضربه سخت" نشانه‌ای از یک رویکرد تهاجمی‌تر و احتمالاً آمادگی برای اقدام نظامی مستقیم است. این ادبیات، در مقایسه با گذشته که عمدتاً بر ابعاد اقتصادی و سیاسی فشار متمرکز بود، لحنی جنگ‌طلبانه دارد و می‌تواند به عنوان خط و نشان کشیدن نهایی برای ایران تلقی شود. ترامپ با این سخنان، به دنبال ایجاد بازدارندگی از طریق ترساندن و ارعاب است، اما در عین حال، ریسک یک واکنش غیرمنتظره از سوی ایران را نیز افزایش می‌دهد. ثانیاً، ادعای "نگهبان تنگه هرمز" شدن و دریافت عوارض، یک بدعت خطرناک در حقوق بین‌الملل و آزادی کشتیرانی است. تنگه هرمز یک آبراه بین‌المللی است که بر اساس کنوانسیون‌های بین‌المللی، حق عبور بی‌ضرر برای تمامی کشتی‌ها محفوظ است. هیچ کشوری، حتی یک قدرت بزرگ جهانی، نمی‌تواند به طور یکجانبه خود را "نگهبان" این تنگه بخواند و از کشتی‌های عبوری "عوارض" دریافت کند. این اقدام، اگر عملی شود، نه تنها نقض آشکار قوانین بین‌المللی خواهد بود، بلکه به معنای یک باج‌گیری اقتصادی آشکار از تجارت جهانی نفت و انرژی است. انگیزه‌های ترامپ از این اظهارات می‌تواند چندگانه باشد: از یک سو، تلاش برای افزایش فشار اقتصادی بر ایران و شرکای تجاری آن، و از سوی دیگر، ایجاد یک بهانه حقوقی (هرچند کاملاً بی‌اساس) برای حضور نظامی پررنگ‌تر و حتی کنترل عملیاتی تنگه. این ادعا همچنین می‌تواند تلاشی برای نمایش قدرت و قاطعیت در برابر افکار عمومی داخلی آمریکا، به ویژه در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری، باشد. **واکنش ایران: بازدارندگی نامتقارن و سیگنال‌های هشدارآمیز** در مقابل تهدیدات ترامپ، واکنش ایران نیز در چارچوب دکترین "بازدارندگی نامتقارن" و نمایش توانمندی‌های دفاعی و تهاجمی خود در منطقه قابل تحلیل است. گزارش‌ها از هدف قرار دادن یک پهپاد آمریکایی در تنگه هرمز و ادعای هدف قرار دادن "کشتی‌های متخلف" (که می‌تواند به کشتی‌هایی که تحریم‌ها را نقض می‌کنند یا حامل کالاهای خاص هستند، اشاره داشته باشد) همراه با شنیده شدن صدای انفجارها در مناطق ساحلی، همگی سیگنال‌های روشنی از سوی تهران به واشنگتن هستند. اولاً، هدف قرار دادن پهپاد آمریکایی، پیامی روشن به ایالات متحده است که ایران توانایی و اراده مقابله با تهدیدات هوایی آمریکا را دارد. این اقدام، در صورت صحت، نه تنها یک پیروزی روانی برای ایران محسوب می‌شود، بلکه خط قرمز جدیدی را در منازعه تعریف می‌کند. این گامی در راستای "جنگ فرسایشی" و "واکنش به مثل" است که ایران بارها بر آن تاکید کرده است. تهران با این اقدام نشان می‌دهد که نه تنها تسلیم فشارها نمی‌شود، بلکه در صورت لزوم، آماده پاسخگویی نظامی و ایجاد هزینه برای طرف مقابل است. ثانیاً، گزارش‌ها از "هدف قرار دادن کشتی‌های متخلف" در تنگه هرمز، اگرچه هنوز جزئیات آن مبهم است، اما می‌تواند نشانه‌ای از تشدید اقدامات ایران برای کنترل و نظارت بر کشتیرانی در تنگه باشد. ایران پیش از این نیز بارها تهدید کرده بود که در صورت جلوگیری از صادرات نفت خود، اجازه نخواهد داد که دیگر کشورها نیز نفت خود را از این تنگه صادر کنند. این ادعا، صرف نظر از صحت آن، می‌تواند نوعی "بازدارندگی تلافی‌جویانه" باشد که در آن ایران قصد دارد در صورت آسیب دیدن منافع حیاتی‌اش، منافع حیاتی طرف مقابل را نیز هدف قرار دهد. ثالثاً، شنیده شدن صدای انفجار در شهرهای ساحلی مانند کنارک و چابهار می‌تواند ناشی از رزمایش‌های نظامی ایران، یا حتی اقدامات سایبری و امنیتی باشد که با هدف ایجاد ابهام و افزایش عدم قطعیت برای طرف مقابل صورت می‌گیرد. این تاکتیک "ابزارسازی از عدم قطعیت"، به ایران اجازه می‌دهد تا بدون ورود به یک درگیری تمام عیار، پیام‌های هشدارآمیز خود را به واشنگتن مخابره کند. این گونه اقدامات، هرچند ممکن است ماهیت دقیق آنها نامشخص باشد، اما به هر حال به تشدید فضای تنش و ناامنی در منطقه کمک می‌کند. **تنگه هرمز: نقطه کانونی یک رویارویی جهانی** تنگه هرمز، به عنوان باریک‌ترین و استراتژیک‌ترین آبراه جهان، محور اصلی این منازعه است. حدود یک پنجم کل نفت جهان و بخش قابل توجهی از گاز طبیعی مایع (LNG) از این تنگه عبور می‌کند. هرگونه اخلال در کشتیرانی در این تنگه، پیامدهای فاجعه‌باری برای اقتصاد جهانی خواهد داشت. قیمت نفت و گاز به شدت افزایش خواهد یافت، هزینه‌های بیمه کشتی‌ها سر به فلک خواهد کشید و زنجیره‌های تامین انرژی و کالا در سراسر جهان دچار اختلال خواهند شد. این وضعیت می‌تواند به یک رکود اقتصادی جهانی منجر شود. از دیدگاه حقوق بین‌الملل، تنگه هرمز یک تنگه بین‌المللی است که حق "عبور ترانزیتی" را برای همه کشتی‌ها تضمین می‌کند. ادعای آمریکا مبنی بر "نگهبانی" و دریافت عوارض، نقض صریح این اصول است و واکنش جامعه جهانی را در پی خواهد داشت. از سوی دیگر، ایران نیز بر این نکته تاکید دارد که این تنگه بخشی از قلمرو دریایی آن است و حق دفاع از خود در برابر هرگونه تجاوز و نیز حق اجرای قوانین خود در آن را دارد. این تضاد در تفسیر حقوق بین‌الملل، زمینه را برای سوءتفاهم و تشدید تنش‌ها مهیا می‌کند. **پیامدهای گسترده و سناریوهای احتمالی** وضعیت فعلی در تنگه هرمز، مملو از خطرات "سوءمحاسبه" است. هرگونه درگیری کوچک، هر برخورد ناخواسته یا هر شلیک اشتباه، می‌تواند به سرعت به یک درگیری نظامی بزرگ‌تر و غیرقابل کنترل تبدیل شود. سناریوهای احتمالی پیش رو عبارتند از: * **تشدید کنترل دریایی:** ایران ممکن است در واکنش به تهدیدات آمریکا، کنترل‌های دریایی خود را در تنگه هرمز تشدید کند و حتی مانع عبور برخی کشتی‌ها شود، که این خود به درگیری‌های محدود با نیروی دریایی آمریکا یا کشتی‌های دیگر منجر خواهد شد. * **حملات متقابل سایبری/نظامی:** در صورت وقوع هرگونه حمله نظامی یا سایبری از سوی آمریکا، ایران نیز ممکن است به حملات سایبری علیه زیرساخت‌های حیاتی آمریکا و متحدانش در منطقه یا حتی حملات پهپادی/موشکی به اهداف نظامی آمریکا در منطقه دست بزند. * **درگیری‌های نیابتی:** تشدید تنش‌ها می‌تواند به فعال شدن گروه‌های نیابتی در منطقه منجر شود که این خود ابعاد منازعه را از تنگه هرمز فراتر برده و کل منطقه خاورمیانه را بی‌ثبات خواهد کرد. * **بحران اقتصادی جهانی:** حتی بدون یک درگیری تمام‌عیار، صرف افزایش عدم قطعیت و ریسک در تنگه هرمز، می‌تواند به افزایش چشمگیر قیمت نفت و هزینه‌های حمل و نقل منجر شده و اقتصاد جهانی را وارد یک بحران جدید کند. **چالش‌های دیپلماسی و راهکارهای احتمالی** در حال حاضر، کانال‌های دیپلماتیک میان ایران و آمریکا تقریباً مسدود است و بی‌اعتمادی عمیقی میان دو طرف وجود دارد. رویکرد "فشار حداکثری" ترامپ، فضایی برای مذاکره بر جای نگذاشته است، زیرا ایران هرگونه مذاکره تحت فشار را رد می‌کند. برای جلوگیری از یک فاجعه، نیاز فوری به میانجیگری بین‌المللی و گشایش کانال‌های ارتباطی است. کشورهای اروپایی، چین و روسیه که منافع مستقیمی در ثبات منطقه و جریان آزاد انرژی دارند، می‌توانند نقش مهمی در این زمینه ایفا کنند. این میانجیگری باید بر محور کاهش تنش، ایجاد یک سازوکار برای جلوگیری از سوءمحاسبه و در نهایت، پیدا کردن مسیری برای مذاکرات پایدار تمرکز کند. **نتیجه‌گیری** تنش‌های فزاینده در تنگه هرمز میان ایران و آمریکا، جهان را در آستانه یک بحران جدی قرار داده است. تهدیدات بی‌سابقه ترامپ و واکنش‌های قاطع ایران، نشان از یک بازی با لبه‌ی پرتگاه دارد که می‌تواند به سرعت از کنترل خارج شود. ادعای آمریکا برای "نگهبانی" از تنگه و دریافت عوارض، نه تنها از منظر حقوق بین‌الملل فاقد وجاهت است، بلکه می‌تواند به عنوان بهانه‌ای برای مداخله بیشتر و تشدید تنش‌ها عمل کند. در مقابل، واکنش ایران با هدف قرار دادن پهپاد و تهدید به مقابله با "کشتی‌های متخلف"، نشانه‌ای از اراده این کشور برای مقابله و عدم تسلیم در برابر فشارها است. پیامدهای یک رویارویی نظامی در این منطقه، از جمله اختلال در عرضه انرژی، افزایش قیمت‌ها و بی‌ثباتی منطقه‌ای، بسیار فاجعه‌بار خواهد بود. از این رو، خویشتن‌داری، دیپلماسی فعال و درک متقابل از خطوط قرمز طرفین، نه تنها برای ایران و آمریکا، بلکه برای تمام جامعه جهانی یک ضرورت حیاتی است. عدم حرکت در این مسیر، می‌تواند به یک جنگ غیرضروری و خانمان‌سوز با ابعاد جهانی منجر شود که هیچ برنده‌ای نخواهد داشت. جامعه جهانی و سازمان‌های بین‌المللی باید با جدیت تمام برای جلوگیری از این سناریوی فاجعه‌بار وارد عمل شوند.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...