Translate

۳۱ تیر، ۱۴۰۵

مسدود شدن «فوتبال ۳۶۰»؛ فردوسی‌پور: بله‌قربان‌گو نیستم

مسدود شدن «فوتبال ۳۶۰»؛ فردوسی‌پور: بله‌قربان‌گو نیستم

## فوتبال ۳۶۰: وقتی اشک "عدالت" به معنای "سانسور" است خبر مسدود شدن وبسایت و اپلیکیشن "فوتبال ۳۶۰" و واکنش عادل فردوسی‌پور، نه تنها یک رویداد رسانه‌ای، بلکه مصداق بارزی از تقابل دیرینه میان صدای مردم و اراده حاکمیت در ایران است. این اتفاق، از همان لحظه اعلام آن توسط خود فردوسی‌پور، که با لحنی متأثر و اشک‌هایی که "در تمام سال‌هایی که اجرا کرده بودم درنیامده بود" همراه بود، ابعاد بسیار فراتر از یک بحث ورزشی صرف پیدا کرد و به سرعت به نمادی از مبارزه برای آزادی بیان و استقلال رسانه‌ای بدل شد. **فردوسی‌پور: فراتر از یک مجری، نماد یک صدا** برای درک عمق فاجعه مسدودسازی "فوتبال ۳۶۰"، ابتدا باید جایگاه عادل فردوسی‌پور را در سپهر رسانه‌ای و اجتماعی ایران تحلیل کرد. فردوسی‌پور صرفاً یک مجری فوتبال نبود و نیست. او برای نزدیک به دو دهه، با برنامه "۹۰" خود، نه تنها جریان‌ساز فوتبال ایران بود، بلکه به تریبونی برای شفافیت، مطالبه‌گری و نقد سازنده بدل شده بود. او از این فضا برای پیگیری مشکلات داوری، فساد در فوتبال، ضعف مدیریتی و حتی مسائل اجتماعی مرتبط با ورزش استفاده می‌کرد. ویژگی‌هایی چون تسلط بی‌بدیل بر موضوع، جسارت در طرح پرسش‌های چالش‌برانگیز، و از همه مهم‌تر، ارتباط عمیق و بی‌واسطه با مخاطبان، او را به "صدای رسای" میلیون‌ها ایرانی تبدیل کرده بود. "۹۰" زیر ذره‌بین فردوسی‌پور، فراتر از یک برنامه ورزشی، به یک نهاد غیررسمی برای نظارت بر فوتبال ایران بدل شد. مردم به فردوسی‌پور اعتماد داشتند؛ اعتمادی که شاید به ندرت در رسانه‌های رسمی ایران دیده شده است. این اعتماد ریشه در همان "بله‌قربان‌گو نبودن"ی داشت که خودش به آن اشاره کرد. فردوسی‌پور همواره در برابر نفوذ و فشار، چه از جانب فدراسیون فوتبال، چه باشگاه‌ها و چه حتی نهادهای بالادستی صداوسیما مقاومت نشان داده بود. همین استقلال نسبی و پرهیز از تملق‌گویی، باعث شده بود او به یک نماد ملی بدل شود، نمادی از آنچه یک رسانه مستقل می‌تواند و باید باشد. **"فوتبال ۳۶۰": پناهگاهی دیجیتال برای یک صدای مستقل** پس از کنار گذاشته شدن بحث‌برانگیز فردوسی‌پور از برنامه "۹۰" و عملاً صداوسیما، بسیاری نگران سکوت همیشگی این صدای محبوب بودند. اما "فوتبال ۳۶۰" پاسخی به این نگرانی و تلاشی برای ادامه حیات آن صدای مستقل بود. این پلتفرم دیجیتال، در واقع تجسم مدرن همان روح "۹۰" بود؛ فضایی برای تحلیل عمیق‌تر، گفت‌وگوهای بی‌واسطه و تولید محتوای باکیفیت ورزشی که به دور از محدودیت‌ها و سانسورهای صداوسیما باشد. در زمانی که اعتماد عمومی به رسانه‌های سنتی و حکومتی در ایران به پایین‌ترین حد خود رسیده، پلتفرم‌های دیجیتال و فضای مجازی به پناهگاهی برای روزنامه‌نگاران و برنامه‌سازانی تبدیل شده‌اند که می‌خواهند بدون فشار، صدای خود را به مخاطبان برسانند. "فوتبال ۳۶۰" در همین بستر رشد کرد و به سرعت توانست مخاطبان خود را بازیابد و حتی توسعه دهد. این پلتفرم، با بهره‌گیری از فناوری‌های نوین، به فردوسی‌پور این امکان را داد که همچنان با استقلال نسبی عمل کند و محتوای مورد علاقه مخاطبانش را تولید کند. این موفقیت، طبیعتاً از دید کسانی که به کنترل کامل بر روایت‌ها و محتوای رسانه‌ای عادت دارند، خوشایند نبود. **مسدودسازی: نه یک اتفاق ورزشی، که یک اقدام سیاسی** مسدودسازی "فوتبال ۳۶۰" را نمی‌توان صرفاً یک تصمیم اداری یا فنی دانست. این اقدام، در بافتار گسترده‌تر سانسور و کنترل اطلاعات در ایران، معنا پیدا می‌کند. وقتی فردوسی‌پور می‌گوید "بله‌قربان‌گو نیستم"، در واقع به ریشه‌های اصلی این تقابل اشاره می‌کند: تقابل میان استقلال و سرسپردگی. ظاهراً برای برخی نهادها، حتی یک پلتفرم ورزشی هم باید در نهایت مطیع دستورات و خواسته‌های آنها باشد، وگرنه محکوم به حذف است. اینکه فردوسی‌پور "پنج دقیقه به اجرای زنده از این خبر مطلع" شده، اوج بی‌احترامی و تحقیر را نشان می‌دهد. این نحوه اطلاع‌رسانی، نه یک اشتباه اداری، بلکه تلاشی عامدانه برای اعمال فشار روانی و شاید شکستن روحیه او بود. این روش، نمادی از رویکرد سیستماتیک برخی نهادها است که تلاش می‌کنند با ایجاد ترس و عدم قطعیت، هر صدای مستقلی را مرعوب کرده و به سکوت وادارند. اشک‌های فردوسی‌پور، که به گفته خودش در تمام سال‌های اجرا هرگز نریخته بود، بار معنایی عمیقی دارد. این اشک‌ها نه از سر ضعف، بلکه از سر استیصال در برابر قدرتی است که منطق و قانون را زیر پا می‌گذارد. این اشک‌ها، اشک‌های "عدالت" است؛ عدالت در معنی عام آن، یعنی آرزوی برابری، شفافیت و آزادی. این اشک‌ها، اشک‌های میلیون‌ها انسانی است که می‌بینند چگونه حتی یک فضای نسبتاً بی‌ضرر مانند یک برنامه ورزشی هم نمی‌تواند از تیغ سانسور در امان بماند. **پیامدها و ابعاد گسترده‌تر** مسدودسازی "فوتبال ۳۶۰" و واکنش فردوسی‌پور، پیامدهای متعددی در سطوح مختلف دارد: ۱. **برای عادل فردوسی‌پور:** این اتفاق، اگرچه یک ضربه بزرگ و یک رنج شخصی است، اما از سوی دیگر، جایگاه او را به عنوان یک نماد مقاومت و یک صدای مستقل در وجدان عمومی ایران محکم‌تر می‌کند. او حالا بیش از پیش به "قهرمان" کسانی بدل شده که خواهان آزادی و شفافیت هستند. هرچند پلتفرم او مسدود شده، اما "صدای" او در ذهن مردم طنین‌اندازتر خواهد شد. ۲. **برای رسانه‌های مستقل در ایران:** این اقدام، زنگ خطری جدی برای تمامی پلتفرم‌های مستقل آنلاین است. این پیام را می‌رساند که حتی اگر از تلویزیون کنار گذاشته شوید و به فضای مجازی پناه ببرید، باز هم از دسترسی مقامات در امان نخواهید بود. این امر می‌تواند به خودسانسوری و تحدید بیشتر فضای رسانه‌ای منجر شود. ۳. **برای اعتماد عمومی:** این گونه اقدامات، اعتماد مردم را به هرگونه وعده بهبود و شفافیت بیشتر در کشور، به شدت تضعیف می‌کند. وقتی حتی یک برنامه ورزشی که به ظاهر خطری سیاسی ندارد، قربانی می‌شود، مردم بیشتر به این باور می‌رسند که تمامی نهادها و ابزارهای قدرت، در راستای کنترل و نه خدمت به آنها عمل می‌کنند. ۴. **برای آینده دیجیتال در ایران:** در دورانی که جهان به سمت توسعه هرچه بیشتر پلتفرم‌های دیجیتال و دسترسی آزاد به اطلاعات می‌رود، چنین اقداماتی، ایران را از جریان توسعه جهانی دورتر می‌کند. این امر، نه تنها به نفع مردم نیست، بلکه به ضرر آینده فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی کشور است. ۵. **فوتبال به عنوان ابزار:** این اتفاق یک بار دیگر نشان می‌دهد که چگونه حتی ورزش، که باید فضایی برای شادی و همبستگی باشد، می‌تواند قربانی مطامع سیاسی و ابزار سرکوب شود. فوتبال در ایران، همواره فراتر از یک ورزش بوده و بازتابی از مسائل اجتماعی و سیاسی عمیق‌تر است. مسدودسازی "فوتبال ۳۶۰" اثباتی بر این مدعا است. **پایان‌بندی: صدای عدالت هرگز ساکت نمی‌شود** در نهایت، مسدودسازی "فوتبال ۳۶۰" آخرین ضربه به عادل فردوسی‌پور نخواهد بود، همانطور که کنار گذاشتن او از "۹۰" آخرین ضربه نبود. اما اینگونه اقدامات هرگز نمی‌تواند "صدای" او را خاموش کند. در جهانی که اطلاعات به سرعت در حال جابجایی است و پلتفرم‌های جدید دائماً در حال ظهورند، تلاش برای ساکت کردن یک صدای محبوب، به منزله جنگ با آسیاب‌های بادی است. اشک‌های فردوسی‌پور در آن برنامه، نه فقط برای "فوتبال ۳۶۰" بود، بلکه برای تمام آرزوهای بر باد رفته در زمینه آزادی بیان، شفافیت و عدالت. این اشک‌ها، خود یک اعتراض بود، یک فریاد بی‌صدا که میلیون‌ها نفر آن را شنیدند و با آن همذات‌پنداری کردند. این نشان می‌دهد که حتی در برابر قدرتی که تلاش می‌کند هر صدایی را خفه کند، روحیه مقاومت و مطالبه‌گری زنده است و راه‌های جدیدی برای بیان خود پیدا خواهد کرد. تاریخ نشان داده است که صدای حق هرگز برای همیشه خاموش نمی‌شود، بلکه تنها از پلتفرمی به پلتفرم دیگر، و از قلبی به قلب دیگر منتقل می‌شود. این بار هم چنین خواهد شد.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...