سفر نخستوزیر عراق به ایران؛ عراقچی: پیغام و پسغام لازم نیست، آمریکا رویکردش را تغییر دهد
**عراق در کانون توازن قدرت: سفر سودانی به تهران و پیامهای ژرف یک دیپلماسی پیچیده** سفر محمد شیاع السودانی، نخستوزیر عراق، به تهران تنها یک هفته پس از دیدار او با رئیسجمهور آمریکا در کاخ سفید، رویدادی نیست که بتوان آن را صرفاً یک دیدار دیپلماتیک روتین قلمداد کرد. این توالی هوشمندانه و پرمعنا، همچون یک برش عرضی، لایههای پنهان و آشکار ژئوپلیتیک پیچیده خاورمیانه را، با محوریت نقش فزاینده عراق و تقابل همیشگی ایران و آمریکا، به نمایش میگذارد. اظهارات صریح عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، مبنی بر اینکه "پیغام و پسغام لازم نیست، آمریکا رویکردش را تغییر دهد"، نه تنها موضع قاطع تهران را بازتاب میدهد، بلکه کلیدواژهای برای درک عمق بیاعتمادی تاریخی و خواست ایران برای تغییر بنیادین در روابط با واشنگتن است. در این تحلیل، به ابعاد چندگانه این سفر، از جمله نقش عراق به عنوان یک بازیگر کلیدی، اهداف ایران و آمریکا، و پتانسیلهای منطقهای انرژی و توسعه، خواهیم پرداخت. **۱. سفر سودانی: یک دیپلماسی پرریسک و هوشمندانه** محمد شیاع السودانی، در مقام نخستوزیر عراق، وارث دولتی است که در یک محیط بسیار پرچالش داخلی و خارجی فعالیت میکند. عراق، کشوری غنی از منابع انرژی اما گرفتار زخمهای جنگ، فساد و شکافهای عمیق سیاسی و اجتماعی، ناگزیر از در پیش گرفتن سیاستی چندوجهی است که منافع ملی آن را در میان کشمکش قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای حفظ کند. سفر او ابتدا به واشنگتن و بلافاصله پس از آن به تهران، نمادی از این دیپلماسی ظریف و در عین حال جسورانه است. در واشنگتن، سودانی به دنبال تأمین حمایتهای اقتصادی، امنیتی و سیاسی از ایالات متحده بود. بقای نیروهای آمریکایی در عراق، هرچند با چالشهای داخلی مواجه است، اما از دیدگاه بسیاری در بغداد، عاملی برای ثبات نسبی و مهار نفوذ برخی گروههای مسلح محسوب میشود. علاوه بر این، آمریکا همچنان شریک اقتصادی و فنی مهمی برای عراق در حوزههای مختلف، به ویژه توسعه زیرساختها و بخش نفت و گاز، است. اما سفر به تهران، که به همان اندازه از اهمیت راهبردی برخوردار است، نشانگر این واقعیت غیرقابل انکار است که ایران برای عراق یک همسایه جغرافیایی، یک شریک تجاری بزرگ و یک بازیگر قدرتمند با نفوذ عمیق فرهنگی و مذهبی است. وابستگی عراق به واردات گاز و برق از ایران، ارتباطات عمیق مردمی، و مرزهای طولانی و مشترک، از جمله عواملی هستند که هیچ دولتی در بغداد نمیتواند نادیده بگیرد. سودانی با این سفر به تهران، نه تنها به تهران پیام داد که عراق به دنبال حفظ موازنه است، بلکه در داخل کشور نیز به گروههای سیاسی همسو با ایران اطمینان خاطر داد که روابط با جمهوری اسلامی در اولویت قرار دارد. مسیر بعدی سفر سودانی به ترکیه، عربستان سعودی و سوریه نیز، این واقعیت را تقویت میکند که عراق به دنبال ایفای نقش یک "پل" در منطقه است؛ پلی که میتواند تنشها را کاهش داده و مسیرهای جدیدی برای همکاریهای اقتصادی و امنیتی بگشاید. این رویکرد، نه تنها برای عراق، که برای کل منطقه میتواند فرصتساز باشد. **۲. پیام ایران: "رویکرد آمریکا باید تغییر کند"** اظهارات عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، مبنی بر اینکه ایران با آمریکا "مشکل میانجی" ندارد و نیازی به "پیغام و پسغام" نیست، بسیار صریح و حاوی پیامی روشن است. این موضع نشان میدهد که تهران: * **به دنبال تعامل مستقیم و بدون واسطه است:** ایران معتقد است مسائل میان تهران و واشنگتن باید به صورت مستقیم و بدون تفسیر شخص ثالث حل و فصل شود. تجربیات گذشته، به ویژه خروج آمریکا از برجام، این بیاعتمادی را عمیقتر کرده است. * **شکاکیت عمیقی نسبت به نیت آمریکا دارد:** مفهوم "پیغام و پسغام" اغلب در بستر عدم اطمینان به صداقت و جدیت طرف مقابل مطرح میشود. تهران معتقد است واشنگتن باید با تغییر رویکرد خود در قبال ایران – که شامل لغو تحریمها و عدم مداخله در امور داخلی و منطقهای میشود – حسن نیت خود را اثبات کند، نه اینکه صرفاً از طریق واسطهها پیامهای کلیشهای ارسال کند. * **میخواهد بازی را از حالت مبهم خارج کند:** این سخنان به نوعی بیانگر خستگی تهران از دیپلماسی غیرمستقیم و پر پیچ و خم است. ایران میخواهد آمریکا مسئولیت مستقیم عواقب سیاستهای خود را بپذیرد و بداند که راه حل، در تغییر سیاستهای واشنگتن نهفته است، نه در ارسال پیامهایی که شاید حاوی تغییر ماهوی نباشند. * **پیامی به عراق و دیگر واسطهها:** این سخنان همچنین حاوی پیامی به سودانی و دیگر رهبران منطقهای است که ممکن است نقش میانجی را برعهده بگیرند. ایران به آنها میگوید که نقششان را در تعمیق روابط دوجانبه متمرکز کنند و درگیر بازی پیغامرسانی میان تهران و واشنگتن نشوند. این به معنای عدم پذیرش نقش عراق به عنوان تسهیلکننده نیست، بلکه تأکید بر این است که عراق نباید بار اصلی تغییر رویکرد آمریکا را بر دوش بکشد. این موضع ایران، در دوران ریاست جمهوری مسعود پزشکیان نیز، نشانگر تداوم یک خط مشی کلی در سیاست خارجی ایران است که بر مقاومت، استقلال تصمیمگیری و ضرورت تغییر رویکرد قدرتهای بزرگ تأکید دارد. اگرچه دولت جدید ممکن است در تاکتیکها انعطاف بیشتری نشان دهد، اما در اصول بنیادین، انتظار تغییر بنیادین در این رویکرد دور از ذهن است، مگر اینکه تغییرات جدی در سیاستهای ایالات متحده رخ دهد. **۳. انرژی و توسعه منطقهای: محورهای عملی همکاری** بر اساس گزارش رسانههای عراقی، محور اصلی سفر سودانی به تهران، گفتوگو درباره انرژی و توسعه منطقهای بوده است. این دو حوزه، نه تنها برای عراق حیاتی هستند، بلکه پتانسیل تغییر معادلات منطقهای را نیز دارند: * **انرژی:** عراق، با دارا بودن ذخایر عظیم نفت و گاز، همواره به عنوان یکی از ستونهای امنیت انرژی جهانی مطرح بوده است. اما این کشور خود از بحران کمبود برق و وابستگی به واردات گاز و برق از ایران رنج میبرد. گفتوگو با ایران میتواند شامل تمدید قراردادهای موجود، بررسی امکان همکاریهای جدید در توسعه میادین گازی مشترک، و یا حتی ایجاد خطوط انتقال انرژی منطقهای باشد. ایران نیز به دنبال تأمین بازارهای پایدار برای انرژی خود و گسترش نفوذ اقتصادی در منطقه است. توسعه شبکه برق منطقهای، که عراق میتواند نقش محوری در آن ایفا کند، یکی از راهبردهای کلیدی برای افزایش اتصال منطقهای و کاهش وابستگیهای یکجانبه است. * **توسعه منطقهای و پروژه "جاده توسعه":** پروژه بلندپروازانه "جاده توسعه" عراق، که قرار است کریدور حملونقل و لجستیکی بزرگی را از بندر فاو در جنوب عراق به سمت ترکیه و اروپا ایجاد کند، از اهمیت استراتژیک بالایی برخوردار است. این پروژه، در صورت تکمیل، میتواند عراق را به یک هاب تجاری و ترانزیتی مهم در منطقه تبدیل کرده و مسیرهای تجاری سنتی را دگرگون کند. ایران، که خود به دنبال توسعه کریدورهای شمال-جنوب است، میتواند در این پروژه منافع مشترکی با عراق داشته باشد. همکاری در این زمینه میتواند به توسعه زیرساختهای حملونقل، گمرکات و مناطق آزاد تجاری مشترک منجر شود و به کاهش هزینههای مبادلات تجاری در منطقه کمک کند. این محورها، از جنس همکاریهای عملی و ملموسی هستند که فارغ از تنشهای ژئوپلیتیکی، میتوانند منافع متقابل اقتصادی را برای هر دو کشور و در نهایت برای کل منطقه به ارمغان آورند. این رویکرد عملیگرایانه، میتواند زمینهساز ثبات بیشتر و کاهش اصطکاکها در منطقه باشد. **۴. عراق در مسیر تبدیل شدن به پل منطقهای: فرصتها و چالشها** عراق با قرار گرفتن در نقطه تلاقی جهان عرب، ایران و ترکیه، موقعیتی منحصر به فرد برای ایفای نقش "پل" در منطقه دارد. این نقشآفرینی، نه تنها به نفع عراق است، بلکه میتواند به کاهش تنشها و افزایش همکاریها در یک منطقه پرآشوب کمک کند. تلاشهای عراق در میزبانی مذاکرات ایران و عربستان سعودی در گذشته و ادامه این مسیر دیپلماتیک، گواه این نقش بالقوه است. اما این نقش، چالشهای فراوانی نیز به همراه دارد. نفوذ گروههای مختلف سیاسی و شبهنظامی همسو با ایران در داخل عراق، حضور نیروهای آمریکایی، و کشمکشهای داخلی بر سر قدرت و منابع، همگی عواملی هستند که میتوانند تلاشهای دولت مرکزی برای حفظ بیطرفی و ایفای نقش مستقل را با دشواری مواجه سازند. موفقیت السودانی در این مسیر، به توانایی او در ایجاد اجماع داخلی، مدیریت روابط با بازیگران منطقهای و بینالمللی، و ارائه یک چشمانداز روشن برای آینده عراق وابسته است. سفر السودانی به تهران، بلافاصله پس از واشنگتن، به این واقعیت اشاره دارد که هیچ راه حلی برای چالشهای منطقه بدون در نظر گرفتن نقش ایران و بدون به رسمیت شناختن پیچیدگیهای روابط آن با همسایگانش وجود ندارد. در شرایطی که منطقه به سمت یک دوران جدید از تنشزدایی و همکاریهای اقتصادی حرکت میکند (نظیر توافق ایران و عربستان)، عراق میتواند کاتالیزوری برای تسریع این روند باشد. **۵. آینده روابط ایران و آمریکا از دریچه عراق** پیام صریح عراقچی به آمریکا، نشان میدهد که تهران منتظر میانجیگری یا پیامهای مبهم نیست؛ بلکه به دنبال تغییر رویکرد اساسی است. این تغییر رویکرد شامل احترام به حاکمیت ملی ایران، لغو تحریمهای اقتصادی، و عدم مداخله در منطقه میشود. تا زمانی که این خواستهها برآورده نشود، احتمالاً تهران به رویکرد فعلی خود ادامه خواهد داد و از هرگونه فرصت برای تقویت روابط با همسایگان و بازیگران منطقهای، از جمله عراق، به عنوان اهرمی برای مقابله با فشار آمریکا استفاده خواهد کرد. از سوی دیگر، ایالات متحده نیز در عراق با یک معضل مواجه است. حفظ نفوذ در بغداد بدون به چالش کشیدن نفوذ ایران، یا تلاش برای محدود کردن ایران بدون به خطر انداختن روابط با دولت عراق، یک معادله پیچیده است. پاسخ آمریکا به سفر سودانی به تهران و اظهارات ایران، تعیینکننده مسیر آینده روابط سه جانبه خواهد بود. **نتیجهگیری** سفر نخستوزیر عراق به تهران، پس از واشنگتن، رویدادی بیش از یک خبر دیپلماتیک است. این سفر، به وضوح نشان میدهد که عراق، با وجود تمام چالشها، در حال تبدیل شدن به یک بازیگر فعال و تعیینکننده در ژئوپلیتیک منطقه است. این کشور تلاش میکند با یک دیپلماسی چندوجهی، ضمن حفظ روابط استراتژیک با ایالات متحده، از روابط ناگزیر و عمیق خود با ایران بهرهبرداری کند. پیام صریح ایران به آمریکا، نه تنها منعکسکننده بیاعتمادی تاریخی و مطالبه تغییر رویکرد است، بلکه تأکیدی بر این نکته است که تهران در پی تعامل مستقیم و بدون واسطه با واشنگتن است، اما تنها در صورت تغییر بنیادین در سیاستهای آمریکا. محورهای انرژی و توسعه منطقهای نیز، نه تنها منافع اقتصادی دوجانبه را تضمین میکنند، بلکه پتانسیل ایجاد بستری برای ثبات و همکاریهای گستردهتر در منطقهای را دارند که همواره آبستن تنش بوده است. موفقیت عراق در ایفای نقش "پل" و پیشبرد اهداف توسعهای خود، میتواند الگویی برای دیگر کشورهای منطقه باشد و مسیر جدیدی را برای خاورمیانهای باثباتتر و همکارتر ترسیم کند.