Translate

۰۳ مرداد، ۱۴۰۵

حوثی‌های یمن: تاسیسات آرامکوی عربستان را در جیزان و ینبع هدف قرار دادیم

حوثی‌های یمن: تاسیسات آرامکوی عربستان را در جیزان و ینبع هدف قرار دادیم

**تنش در سایه نفت و نیابت: تحلیل حمله حوثی‌ها به تاسیسات آرامکو** خبر حمله حوثی‌های یمن به تاسیسات نفتی آرامکوی عربستان سعودی در جیزان و ینبع، تنها یک روز پس از حملات متقابل عربستان به اهداف مرتبط با این گروه در یمن، نه تنها نشانه‌ای از تشدید فوری درگیری‌هاست، بلکه پرده از لایه‌های عمیق‌تر یک نزاع منطقه‌ای برمی‌دارد که سال‌هاست خاورمیانه را درگیر خود کرده است. این حادثه، فراتر از یک درگیری مرزی، پیامی روشن از سوی حوثی‌ها و حامیان آنها به ریاض و جامعه جهانی است که پیامدهای آن می‌تواند ثبات انرژی جهان، چشم‌انداز صلح در یمن و پویایی قدرت در منطقه را تحت‌الشعاع قرار دهد. **چرخه بی‌پایان خشونت و تشدید تنش** حمله به تاسیسات آرامکو، نقطه اوج یک "چرخه خشونت" است که به نظر می‌رسد پایانی برای آن متصور نیست. از زمان آغاز مداخله نظامی ائتلاف به رهبری عربستان سعودی در یمن در سال ۲۰۱۵، هدف اصلی ریاض، بازگرداندن دولت قانونی عبد ربه منصور هادی، تضعیف حوثی‌ها و مقابله با نفوذ فزاینده ایران در مرزهای جنوبی خود بوده است. اما هفت سال بعد، این اهداف نه تنها محقق نشده، بلکه حوثی‌ها قدرتمندتر از هر زمان دیگری ظاهر شده‌اند و قادرند عمق خاک عربستان را با موشک‌های بالستیک و پهپادهای انتحاری هدف قرار دهند. این حملات متقابل، نشان‌دهنده ناکامی استراتژی "بازدارندگی" است. عربستان سعودی با حملات هوایی گسترده و محاصره زمینی و دریایی یمن، تلاش کرده تا حوثی‌ها را از حملات فرامرزی منصرف کند. اما پاسخ حوثی‌ها، که اغلب با تاخیر یا به سرعت پس از حملات سعودی صورت می‌گیرد، بیانگر این است که نه تنها بازدارندگی ریاض کارساز نبوده، بلکه حملات سعودی، انگیزه‌ای برای انتقام‌جویی و اثبات توانایی‌های حوثی‌ها ایجاد کرده است. انتخاب تاسیسات نفتی آرامکو، که ستون فقرات اقتصاد عربستان سعودی و منبع اصلی درآمد آن است، پیامی صریح دارد: ریاض باید هزینه‌های مداخله خود در یمن را بپردازد و این هزینه تنها در میدان جنگ یمن محدود نخواهد شد، بلکه به قلب اقتصاد و امنیت داخلی عربستان نیز سرایت خواهد کرد. **انگیزه‌های حوثی‌ها و نقش ایران** بر عهده گرفتن مسئولیت حمله از سوی حوثی‌ها، گویای چند انگیزه کلیدی است: ۱. **انتقام و واکنش:** این حملات مستقیماً در پاسخ به حملات عربستان سعودی علیه اهداف حوثی‌ها در یمن صورت گرفته است. حوثی‌ها با این اقدام، نشان می‌دهند که قادر به پاسخگویی هستند و نمی‌توان آن‌ها را بدون هزینه هدف قرار داد. ۲. **فشار بر عربستان:** با هدف قرار دادن شریان حیاتی اقتصاد عربستان، حوثی‌ها تلاش می‌کنند ریاض را تحت فشار قرار دهند تا به محاصره یمن پایان دهد و از مداخله نظامی خود عقب‌نشینی کند. این تاکتیک، پیش‌تر نیز در حملات سال ۲۰۱۹ به تاسیسات بقیق و خریص مشاهده شده بود که برای مدتی تولید نفت عربستان را مختل کرد و شوک بزرگی به بازار انرژی وارد آورد. ۳. **نمایش توانایی:** این حملات، توانایی‌های نظامی و اطلاعاتی حوثی‌ها را به نمایش می‌گذارد. استفاده از موشک‌های بالستیک و پهپادها برای هدف قرار دادن اهداف دوردست و استراتژیک، نشان‌دهنده پیشرفت چشمگیر آن‌ها در طراحی و استفاده از این سلاح‌ها، اغلب با کمک فنی و تسلیحاتی ایران است. ۴. **تقویت جایگاه در مذاکرات:** با افزایش فشار بر عربستان، حوثی‌ها امیدوارند اهرم فشار بیشتری در هرگونه مذاکرات احتمالی صلح یمن به دست آورند. آن‌ها می‌خواهند نشان دهند که نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت و هر راه‌حلی برای یمن باید منافع و جایگاه آن‌ها را در نظر بگیرد. نقش ایران در این معادله، هرچند به صورت مستقیم و علنی اعلام نمی‌شود، اما انکارناپذیر است. ایران از حوثی‌ها به عنوان یک "نیروی نیابتی" در استراتژی منطقه‌ای خود بهره می‌برد. این استراتژی، به ایران امکان می‌دهد تا با هزینه نسبتاً کم، نفوذ خود را در منطقه گسترش دهد، امنیت رقبای خود (عربستان و متحدانش) را به چالش بکشد و اهرم فشاری در برابر ایالات متحده و غرب ایجاد کند. حمایت ایران از حوثی‌ها شامل انتقال فناوری موشکی و پهپادی، آموزش نظامی و پشتیبانی لجستیکی است. این حمایت، حوثی‌ها را قادر ساخته تا از یک گروه شورشی محلی به یک بازیگر قدرتمند منطقه‌ای تبدیل شوند که می‌تواند توازن قوا را در شبه‌جزیره عربستان تغییر دهد. **معضل عربستان سعودی و چشم‌انداز صلح** برای عربستان سعودی، وضعیت یمن به یک معضل پیچیده تبدیل شده است. مداخله نظامی که با هدف یک پیروزی سریع و قاطع آغاز شد، اکنون به یک جنگ فرسایشی تبدیل شده است که هزینه‌های انسانی، اقتصادی و سیاسی گزافی را به ریاض تحمیل می‌کند. حملات مکرر حوثی‌ها به تاسیسات نفتی و شهرهای عربستان، نه تنها امنیت داخلی این کشور را به چالش می‌کشد، بلکه بر روی برنامه بلندپروازانه "چشم‌انداز ۲۰۳۰" محمد بن سلمان نیز سایه افکنده است. این برنامه، که به دنبال تنوع بخشیدن به اقتصاد عربستان و جذب سرمایه‌گذاری خارجی است، نیاز مبرمی به ثبات و امنیت دارد. حملات مکرر به تاسیسات حیاتی، می‌تواند سرمایه‌گذاران خارجی را دلسرد کرده و اعتبار اقتصادی این کشور را زیر سوال ببرد. صلح در یمن، که از مدت‌ها پیش دست‌نیافتنی به نظر می‌رسید، با هر حمله جدید، دورتر می‌شود. تلاش‌های سازمان ملل متحد و سایر بازیگران بین‌المللی برای برقراری آتش‌بس و آغاز مذاکرات جامع، بارها با شکست مواجه شده است. هر یک از طرفین درگیر، به ویژه حوثی‌ها و عربستان سعودی، تمایلی به سازش نشان نمی‌دهند و معتقدند که می‌توانند با فشار نظامی، امتیازات بیشتری به دست آورند. در این میان، مردم یمن قربانیان اصلی این درگیری هستند؛ آن‌ها درگیر یکی از بدترین بحران‌های انسانی جهان هستند که با قحطی، بیماری و کمبود خدمات اولیه دست و پنجه نرم می‌کنند. **پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی** حملات به تاسیسات نفتی آرامکو، پیامدهای گسترده‌تری نیز دارد: * **بازار انرژی:** هرگونه اختلال در تولید یا صادرات نفت عربستان سعودی، می‌تواند منجر به افزایش قیمت جهانی نفت و بی‌ثباتی در بازارهای انرژی شود. با توجه به تحولات اخیر در شرق اروپا، که خود بر قیمت انرژی تاثیر گذاشته است، تشدید درگیری‌ها در خاورمیانه می‌تواند شوک‌های جدی‌تری را به اقتصاد جهانی وارد کند. * **امنیت منطقه‌ای:** این حوادث، تنش‌ها بین ایران و عربستان سعودی را تشدید می‌کند و چشم‌انداز هرگونه گفت‌وگو برای کاهش تنش‌ها را تیره و تار می‌سازد. رقابت ایران و عربستان در سراسر منطقه از جمله در عراق، سوریه و لبنان نیز ادامه دارد و یمن تنها یکی از جبهه‌های این رقابت است. * **نقش آمریکا:** دولت بایدن که در ابتدا تلاش کرد با پایان دادن به حمایت نظامی از عملیات تهاجمی عربستان در یمن، خود را از این جنگ دور کند، اکنون با فشارهای فزاینده‌ای برای تضمین امنیت متحدانش و مقابله با نفوذ ایران مواجه است. توانایی حوثی‌ها در هدف قرار دادن تاسیسات حیاتی، سوالاتی را در مورد کارایی سیستم‌های دفاع هوایی عربستان و تعهدات امنیتی آمریکا ایجاد می‌کند. **آینده مبهم: از تقابل تا راه حل؟** وضعیت کنونی، سناریوهای متعددی را پیش روی ما قرار می‌دهد. سناریوی اول، که محتمل‌تر به نظر می‌رسد، ادامه چرخه خشونت و تشدید درگیری‌هاست. هیچ یک از طرفین، به ویژه حوثی‌ها و عربستان سعودی، در حال حاضر آمادگی برای عقب‌نشینی یا امتیازدهی اساسی را نشان نمی‌دهند. حوثی‌ها، با حمایت ایران، خود را در موقعیت قدرت می‌بینند و عربستان سعودی نیز نمی‌خواهد بدون دستیابی به اهداف خود، عقب‌نشینی کند. سناریوی دوم، تشدید تنش‌ها به یک درگیری گسترده‌تر منطقه‌ای است. اگر حملات به تاسیسات نفتی عربستان خسارات جدی‌تری وارد کند یا منجر به تلفات انسانی قابل توجهی شود، ریاض ممکن است مجبور به پاسخی بسیار قاطع‌تر شود که می‌تواند ایران را به واکنش مستقیم یا غیرمستقیم وادار کند. این سناریو می‌تواند کل منطقه را به یک درگیری ویرانگر بکشاند. سناریوی سوم، که خوش‌بینانه‌تر است اما کمتر محتمل به نظر می‌رسد، تلاش‌های جدی‌تر برای برقراری صلح است. فشار بین‌المللی، به ویژه از سوی ایالات متحده و سازمان ملل، می‌تواند به تدریج طرفین را به میز مذاکره بازگرداند. اما هر راه‌حلی نیازمند تضمین‌های امنیتی برای عربستان و جایگاه سیاسی برای حوثی‌ها در یمن است که دستیابی به آن بسیار دشوار خواهد بود. علاوه بر این، باید به بحران انسانی در یمن نیز توجه شود و امدادرسانی به مردم این کشور از اولویت‌های اصلی باشد. **نتیجه‌گیری** حمله حوثی‌ها به تاسیسات آرامکو در جیزان و ینبع، نه تنها یک حادثه نظامی، بلکه نمادی از شکست‌های استراتژیک، بن‌بست‌های دیپلماتیک و هزینه‌های انسانی یک نزاع فراموش شده است. این حادثه، به وضوح نشان می‌دهد که جنگ در یمن به سادگی قابل مهار نیست و پیامدهای آن از مرزهای این کشور فراتر می‌رود. تا زمانی که ریشه‌های اصلی درگیری – رقابت ایران و عربستان، مسئله نفوذ منطقه‌ای، و بحران داخلی یمن – حل و فصل نشود، منطقه خاورمیانه در آستانه تنش‌های فزاینده‌ای قرار خواهد داشت و شریان‌های حیاتی انرژی جهان در معرض تهدید باقی خواهند ماند. صلح در یمن، نه تنها برای مردم این کشور بلکه برای ثبات کل منطقه و امنیت انرژی جهان، حیاتی است و نیازمند یک رویکرد جامع، دیپلماتیک و پایدار است که متاسفانه در افق نزدیک، چشم‌انداز روشنی برای آن دیده نمی‌شود.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...