Translate

۰۳ مرداد، ۱۴۰۵

احتمال نقش روسیه در حمله به مراکز سیا؛ ترامپ: پوتین و شی به ایران سلاح نمی‌فروشند

احتمال نقش روسیه در حمله به مراکز سیا؛ ترامپ: پوتین و شی به ایران سلاح نمی‌فروشند

**بازی بزرگ قدرت‌ها: وعده‌های شخصی در برابر منافع ملی در بحبوحه گمانه‌زنی‌ها درباره نقش روسیه در منطقه** اظهارات اخیر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا، مبنی بر اینکه ولادیمیر پوتین و شی جین‌پینگ، رهبران روسیه و چین، شخصاً به او قول داده‌اند که به ایران سلاح نخواهند فروخت، در نگاه اول ممکن است رویدادی ساده در دنیای دیپلماسی به نظر برسد. اما این گزاره، که همزمان با اوج‌گیری گمانه‌زنی‌ها در رسانه‌ها درباره احتمال کمک روسیه به ایران برای حمله به اهداف آمریکایی در منطقه مطرح شده است، لایه‌های پیچیده‌ای از روابط بین‌الملل، منافع ملی متضاد، و سبک خاص دیپلماسی ترامپ را آشکار می‌سازد. این تقابل میان "وعده شخصی" یک رهبر قدرتمند با "واقعیات ژئوپلیتیکی" و "گمانه‌زنی‌های اطلاعاتی"، به مثابه آیینه‌ای است که پویایی‌های جاری در خاورمیانه و بازی بزرگ قدرت‌ها را بازتاب می‌دهد. **۱. پارادوکس دیپلماسی ترامپ: از "قول شخصی" تا واقعیت‌های ژئوپلیتیک** دونالد ترامپ در دوران ریاست‌جمهوری خود و حتی پس از آن، به سبک دیپلماتیک منحصر به فرد خود که متکی بر روابط شخصی و مذاکرات رودررو بود، شهرت داشت. او اغلب به جای اعتماد به گزارش‌های اطلاعاتی نهادهای دولتی یا توافقات چندجانبه، بر "احساس درونی" و "وعده‌های شخصی" رهبران خارجی تکیه می‌کرد. ادعای او درباره قول پوتین و شی، نمونه بارزی از این رویکرد است. از دیدگاه ترامپ، یک تعهد شفاهی یا شخصی از سوی همتایان قدرتمندش، ارزشی فراتر از هر پیمان‌نامه یا تحلیل استراتژیک دارد. اما واقعیت‌های ژئوپلیتیک جهان، به ویژه در منطقه پر تنش خاورمیانه، به ندرت بر اساس وعده‌های شخصی حرکت می‌کنند. کشورها بر مبنای منافع ملی، توازن قدرت، امنیت اقتصادی و استراتژیک خود عمل می‌کنند. روسیه و چین، هر دو بازیگران اصلی در صحنه بین‌الملل، دارای روابط پیچیده و چندوجهی با ایران هستند که فراتر از هرگونه قول شخصی به یک رئیس‌جمهور خارجی است. این وعده‌های ادعایی، حتی اگر واقعیت داشته باشند، در برابر محاسبات استراتژیک، نیازهای اقتصادی و جاه‌طلبی‌های ژئوپلیتیکی این دو قدرت، وزنی ناچیز دارند. این تضاد، نه تنها به ماهیت دیپلماسی ترامپ اشاره دارد، بلکه نشان می‌دهد که تا چه اندازه تفاوت دیدگاهی میان رویکرد او و نهادهای اطلاعاتی و تحلیلگران سنتی وجود دارد. **۲. محاسبات استراتژیک روسیه: میان همکاری با ایران و موازنه با آمریکا** روسیه سال‌هاست که خود را به عنوان یک بازیگر کلیدی در خاورمیانه تثبیت کرده است. از مداخله نظامی در سوریه گرفته تا روابط نزدیک با ترکیه و ایران، مسکو نشان داده است که به دنبال افزایش نفوذ خود و به چالش کشیدن هژمونی آمریکا در منطقه است. ایران در این پازل، یک شریک استراتژیک مهم برای روسیه محسوب می‌شود. همکاری در سوریه، مقابله با نفوذ آمریکا، و ایجاد یک جبهه مشترک در برابر تحریم‌های غربی، از جمله نقاط همگرایی منافع دو کشور است. فروش تسلیحات به ایران، برای روسیه نه تنها یک مزیت اقتصادی (با توجه به تحریم‌های گسترده علیه صنایع دفاعی‌اش) به شمار می‌رود، بلکه ابزاری قدرتمند برای اعمال نفوذ سیاسی و نظامی نیز هست. انقضای تحریم‌های تسلیحاتی سازمان ملل علیه ایران (در اکتبر ۲۰۲۰)، دریچه‌ای برای فروش انواع تسلیحات پیشرفته از جمله سامانه‌های دفاع هوایی، جت‌های جنگنده و تجهیزات دریایی به تهران گشود. از این رو، بعید به نظر می‌رسد که روسیه، بدون دریافت امتیازات بزرگ و راهبردی، از این فرصت حیاتی برای تقویت روابط با ایران و کسب درآمد صرف نظر کند. گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال کمک روسیه به ایران برای حمله به اهداف آمریکایی در منطقه، بعد دیگری از این تحلیل را باز می‌کند. "کمک" می‌تواند ابعاد مختلفی داشته باشد: از ارائه اطلاعات و داده‌های جاسوسی، تا فروش سامانه‌های تسلیحاتی که می‌توانند در چنین حملاتی مورد استفاده قرار گیرند، یا حتی آموزش و مشاوره نظامی. روسیه ممکن است به دنبال افزایش هزینه حضور آمریکا در منطقه باشد، اما احتمالاً از درگیری مستقیم با واشنگتن پرهیز می‌کند. سناریوی "کمک غیرمستقیم" به ایران، می‌تواند راهی برای مسکو باشد تا بدون ورود به درگیری مستقیم، اهداف استراتژیک خود را پیش ببرد. با این حال، باید در نظر داشت که مسکو همواره در تلاش برای حفظ تعادل در روابطش با همه بازیگران منطقه، از جمله اسرائیل و عربستان سعودی است، و این موضوع می‌تواند عامل بازدارنده‌ای در "کمک‌های مستقیم و آشکار" به ایران باشد. **۳. جاه‌طلبی‌های پنهان چین: تجارت، انرژی و نفوذ بلندمدت** چین، برخلاف روسیه، کمتر تمایل دارد که آشکارا به درگیری‌های ژئوپلیتیکی ورود کند. رویکرد پکن بیشتر متمرکز بر منافع اقتصادی، دسترسی به منابع انرژی و گسترش نفوذ از طریق ابتکار "کمربند و جاده" (BRI) است. ایران، با موقعیت استراتژیک خود در مسیر این ابتکار و منابع عظیم انرژی، شریکی کلیدی برای چین به شمار می‌رود. توافق‌نامه جامع همکاری‌های استراتژیک ۲۵ ساله میان ایران و چین، گواهی بر عمق این روابط است. اگرچه چین سابقه کمتری در فروش تسلیحات نظامی پیشرفته به ایران نسبت به روسیه دارد، اما همکاری‌های تکنولوژیک، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها و تبادلات اطلاعاتی می‌تواند به ایران در تقویت توان دفاعی‌اش کمک کند. پکن نیز مانند مسکو، تمایلی به زیر سوال بردن کامل روابط خود با واشنگتن ندارد، به ویژه در شرایطی که چالش‌های اقتصادی داخلی و جنگ تجاری با آمریکا، همچنان در اولویت دستور کارش قرار دارد. اما چین نیز به دنبال کاهش نفوذ آمریکا در سطح جهانی و ایجاد یک نظم چند قطبی است و هرگونه تضعیف موقعیت آمریکا در خاورمیانه، می‌تواند به نفع منافع بلندمدت پکن باشد. بنابراین، بعید است که چین مستقیماً در برنامه‌ریزی یا کمک به حمله به اهداف آمریکایی در منطقه دخالت کند. اما این امکان وجود دارد که از طریق فروش فناوری‌های دو منظوره، سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی که قابلیت‌های نظامی ایران را نیز تقویت می‌کند، یا حمایت دیپلماتیک، به طور غیرمستقیم به ایران کمک کند تا جایگاه منطقه‌ای خود را بهبود بخشد. وعده ادعایی شی جین‌پینگ به ترامپ نیز در چارچوب دیپلماسی پیچیده چین قابل بررسی است؛ دیپلماسی‌ای که گاهی اوقات بر "عدم دخالت" ظاهری و "منافع اقتصادی" تاکید می‌کند، در حالی که در پس پرده، اهداف استراتژیک خود را به آهستگی پیش می‌برد. **۴. نیازهای استراتژیک ایران: خریدار در بازار قدرت‌ها** از منظر ایران، خرید تسلیحات پیشرفته و دریافت کمک‌های نظامی و اطلاعاتی از قدرت‌های بزرگ، یک ضرورت استراتژیک است. سال‌ها تحریم و محدودیت‌های بین‌المللی، توان نظامی ایران را، به ویژه در بخش هوایی و دریایی، فرسوده کرده است. تهران برای حفظ بازدارندگی در برابر رقبای منطقه‌ای مانند عربستان سعودی و اسرائیل، و همچنین برای مقابله با تهدیدات احتمالی از سوی آمریکا، به شدت به نوسازی ارتش خود نیاز دارد. انقضای تحریم‌های تسلیحاتی سازمان ملل، فرصتی طلایی را برای ایران فراهم آورده تا به بازارهای جهانی تسلیحات دسترسی پیدا کند. روسیه و چین، با توجه به روابط راهبردی با ایران و رویکرد تقابلی‌شان با آمریکا، طبیعی‌ترین گزینه‌ها برای تامین نیازهای تسلیحاتی ایران هستند. از دیدگاه تهران، "وعده‌های شخصی" ترامپ به پوتین و شی، تنها بلوف سیاسی و تلاش برای ایجاد تفرقه است. ایران به دنبال آن است که با بهره‌گیری از رقابت قدرت‌های بزرگ، بهترین گزینه‌ها را برای تقویت بنیه دفاعی خود انتخاب کند. این کشور نه تنها به تسلیحات نیاز دارد، بلکه به دنبال کسب فناوری‌های نظامی، آموزش نیروی انسانی و ایجاد یک شبکه پشتیبانی لجستیکی پایدار است که می‌تواند از طریق همکاری با مسکو و پکن محقق شود. **۵. پیامدها و چشم‌انداز آینده: تلاطم در آب‌های خاورمیانه** تقابل میان ادعای ترامپ و گمانه‌زنی‌های رسانه‌ای، نشان‌دهنده ابهام و عدم اطمینان حاکم بر روابط بین‌الملل در منطقه خاورمیانه است. اگر ترامپ در مورد عدم فروش تسلیحات به ایران توسط روسیه و چین اشتباه کرده باشد (که احتمال آن بالاست)، پیامدهای آن می‌تواند وخیم باشد: * **افزایش تنش‌های منطقه‌ای:** با دسترسی ایران به تسلیحات پیشرفته‌تر، توازن قدرت در منطقه تغییر کرده و خطر درگیری‌ها افزایش می‌یابد. * **تشدید درگیری‌های نیابتی:** ایران می‌تواند از توان نظامی بیشتر خود برای حمایت از گروه‌های نیابتی‌اش در منطقه بهره گیرد و حملات به اهداف آمریکایی یا متحدین آمریکا را تشدید کند. * **چالش برای سیاست خارجی آمریکا:** اعتبار دیپلماتیک آمریکا و توانایی آن در مهار جاه‌طلبی‌های ایران به چالش کشیده می‌شود. * **اعتمادسازی خدشه‌دار:** اگر روسیه و چین علیرغم "وعده‌ها" به ایران کمک کنند، این امر می‌تواند به بی‌اعتمادی بیشتر میان قدرت‌های جهانی منجر شود. از سوی دیگر، اگر گمانه‌زنی‌ها درباره کمک روسیه به ایران برای حمله به اهداف آمریکایی صحت داشته باشد، این امر می‌تواند به تشدید قابل توجه تقابل مستقیم و غیرمستقیم میان آمریکا و روسیه در منطقه منجر شود، با پیامدهای پیش‌بینی‌ناپذیر. **نتیجه‌گیری:** ادعای دونالد ترامپ درباره "وعده‌های شخصی" پوتین و شی، بیشتر از آنکه بیانگر یک واقعیت دیپلماتیک باشد، نمایانگر سبک منحصر به فرد و اغلب ساده‌انگارانه او در درک روابط بین‌الملل است. در جهانی که منافع ملی، توازن قدرت، و رقابت ژئوپلیتیکی حرف اول را می‌زند، "قول‌های شخصی" به ندرت می‌توانند سد راه سیاست‌های استراتژیک کشورها شوند. روسیه و چین، هر دو با انگیزه‌های متفاوت اما با هدف مشترک کاهش نفوذ آمریکا، از همکاری با ایران در راستای منافع خود بهره خواهند برد. ایران نیز به نوبه خود، با زیرکی در این بازی بزرگ قدرت‌ها شرکت می‌کند تا نیازهای استراتژیک خود را برآورده سازد. وضعیت کنونی خاورمیانه، بیش از پیش به یک صفحه شطرنج پیچیده می‌ماند که هر حرکت، پیامدهای گسترده‌ای دارد. در این میان، نه تنها وعده‌های شخصی، بلکه گزارش‌های رسانه‌ای و گمانه‌زنی‌های اطلاعاتی نیز می‌توانند به عنوان ابزاری برای جنگ روانی و تغییر معادلات مورد استفاده قرار گیرند. آینده منطقه به چگونگی مدیریت این تناقض‌ها و تعارضات منافع میان قدرت‌های بزرگ و بازیگران منطقه‌ای وابسته است، و آنچه مسلم است، آب‌های خاورمیانه همچنان مواج و پیش‌بینی‌ناپذیر باقی خواهد ماند.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...