Translate

۱۶ تیر، ۱۴۰۵

هم‌زمان با سفر مکرون به دمشق حداقل ۱۸ نفر در دو انفجار مجروح شدند

هم‌زمان با سفر مکرون به دمشق حداقل ۱۸ نفر در دو انفجار مجروح شدند

**تار و پود ناآرامی: روایت هم‌زمان از دمشق تا تهران و قم** خاورمیانه، سرزمینی که همواره صحنه تلاقی تمدن‌ها، قدرت‌ها و منازعات بوده است، بار دیگر در یک برش زمانی فشرده، شاهد رویدادهایی است که هر کدام به تنهایی می‌توانند مسیر تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی را دستخوش تغییر کنند. خبرهای منتشرشده، با وجود گسست جغرافیایی و موضوعی آشکار، همچون تار و پودی در هم تنیده، تصویری پیچیده و چندلایه از وضعیت کنونی منطقه ارائه می‌دهند: از انفجارهای هم‌زمان با "سفر" رئیس‌جمهور فرانسه به دمشق تا پیش‌شرط‌های ایران برای مذاکرات هسته‌ای و مراسم تشییع رهبر سابق جمهوری اسلامی در داخل ایران. این وقایع، نه تنها از بی‌ثباتی عمیق در منطقه حکایت دارند، بلکه نشان‌دهنده پویایی‌های داخلی و خارجی، چانه‌زنی‌های استراتژیک و تلاش برای حفظ و افزایش نفوذ در صحنه پرآشوب ژئوپلیتیک کنونی هستند. **دمشق: در آستانه تغییر یا تشدید تنش؟ روایت انفجارها و "حضور" مکرون** گزارش هم‌زمانی انفجارها در دمشق با "سفر" رئیس‌جمهور فرانسه، امانوئل مکرون، به این شهر، به خودی خود حاوی پیامی چندوجهی و پرابهام است. در وهله اول، باید به ماهیت خود این "سفر" پرداخت. اگرچه سفر یک رئیس‌جمهور فرانسه به دمشق در شرایط کنونی و بدون اطلاع قبلی بسیار غیرمعمول و حتی بعید به نظر می‌رسد – به ویژه با توجه به انزوای بین‌المللی دولت بشار اسد و عدم عادی‌سازی روابط اکثر کشورهای غربی با او – صرف گزارش چنین خبری، چه واقعی باشد چه درز اطلاعات یا حتی گمانه‌زنی، پیامدهای مهمی دارد. فرضیه اول: اگر این سفر واقعاً صورت گرفته باشد (که احتمال آن بسیار ضعیف است)، می‌تواند نشانه‌ای از تغییر بنیادین در سیاست خارجی فرانسه در قبال سوریه و تمایل پاریس برای ایفای نقش مستقیم‌تر در آینده این کشور باشد. این اقدام می‌تواند به منزله سیگنالی برای سایر بازیگران غربی تلقی شود و تابوی روابط با دمشق را بشکند. هدف مکرون در این صورت می‌توانست بررسی مستقیم وضعیت سوریه، گفت‌وگو با دولت اسد در مورد بازسازی، بازگشت آوارگان، یا حتی طرح راه‌حل‌های سیاسی برای بحران باشد. چنین اقدامی، بدون شک، خشم متحدان منطقه‌ای و بین‌المللی فرانسه که خواستار کناره‌گیری اسد هستند را در پی خواهد داشت و معادله قدرت در منطقه را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. فرضیه دوم: محتمل‌تر آن است که خبر این "سفر" یا از اساس نادرست باشد، یا به شکلی نمادین یا پیش‌بینی از یک رویداد آتی تفسیر شود. با این حال، حتی در صورت نادرستی، انتشار آن می‌تواند خود دارای اهداف خاصی باشد. ممکن است این خبر تلاشی برای سنجش واکنش‌ها، یا سیگنالی برای بازیگران منطقه‌ای باشد که فرانسه در حال بررسی گزینه‌های جدیدی برای سوریه است. یا حتی تلاشی از سوی طرف سوری برای مشروعیت‌بخشی به دولت خود از طریق ارتباط با یک قدرت اروپایی باشد. صرف‌نظر از واقعیت "سفر" مکرون، وقوع دو انفجار و مجروح شدن ۱۸ نفر در نزدیکی هتلی که او (بنابر گزارش‌ها) در آن اقامت داشته است، از چندین منظر قابل تحلیل است. اولاً، این انفجارها نشانه‌ای آشکار از بی‌ثباتی امنیتی عمیق در پایتخت سوریه است. حتی با وجود سال‌ها حضور نیروهای دولتی و متحدانشان، گروه‌های مخالف یا تروریستی همچنان قادر به انجام عملیات در قلب دمشق هستند. این وضعیت، هرگونه چشم‌انداز عادی‌سازی یا بازسازی سوریه را با چالش‌های جدی روبرو می‌کند. ثانیاً، این حملات می‌توانند پیامی مستقیم به هرگونه تلاش خارجی برای تعامل با دولت اسد باشند. گروه‌های مخالف، چه مسلح و چه سیاسی، احتمالاً نمی‌خواهند شاهد مشروعیت‌بخشی به دولت اسد از سوی قدرت‌های غربی باشند و با انجام عملیات خشونت‌آمیز، تلاش می‌کنند هزینه‌های چنین تعاملی را بالا ببرند. ثالثاً، واکنش سریع دولت فرانسه مبنی بر سلامت مکرون، نشان‌دهنده اهمیت مدیریت اطلاعات و جلوگیری از هرگونه بحران دیپلماتیک یا امنیتی بزرگ‌تر است. این سرعت در اعلام خبر می‌تواند حاکی از جدیت وضعیت و حساسیت بالای شرایط باشد. دمشق در هر صورت، کانون تلاقی نیروهای متعددی است که هر کدام منافع خاص خود را دارند و هرگونه تحرک دیپلماتیک، حتی در حد گزارش، می‌تواند به واکنش‌های غیرمنتظره منجر شود. **تهدیدها و مذاکرات: پیش‌شرط‌های ایران در صحنه جهانی** هم‌زمان با این تحولات در سوریه، در صحنه دیپلماسی بین‌المللی، عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، موضعی قاطع در قبال مذاکرات هسته‌ای اتخاذ کرده است. اظهارات او مبنی بر اینکه "تا زمانی که تهدیدها علیه ایران ادامه داشته باشد، مذاکرات برای دستیابی به توافق نهایی آغاز نخواهد شد"، بازتاب‌دهنده استراتژی دیرینه ایران در چانه‌زنی‌های بین‌المللی است. ایران همواره تلاش کرده است تا مذاکرات هسته‌ای را به سایر پرونده‌ها، به ویژه مسائل امنیتی و تهدیدهای منطقه‌ای و بین‌المللی، گره بزند. منظور از "تهدیدها علیه ایران" می‌تواند شامل طیف وسیعی از عوامل باشد: از تحریم‌های اقتصادی آمریکا که اقتصاد ایران را فلج کرده است، تا تهدیدهای نظامی از سوی اسرائیل و ایالات متحده، یا حتی فشارها و مداخلات منطقه‌ای. این اظهارات به وضوح نشان می‌دهد که ایران به دنبال اهرم فشار برای کاهش یا حذف این تهدیدها پیش از هرگونه پیشرفت در مذاکرات هسته‌ای است. این رویکرد، نه تنها مذاکرات را پیچیده‌تر می‌کند، بلکه نشان می‌دهد ایران حاضر نیست تنها بر سر مسئله هسته‌ای با قدرت‌های جهانی به توافق برسد، بلکه به دنبال یک بسته جامع‌تر است که امنیت ملی و منافع منطقه‌ای آن را تضمین کند. نقش فرانسه و شخص مکرون در این میان قابل توجه است. فرانسه به عنوان یکی از اعضای گروه ۱+۵ و یکی از طرف‌های توافق هسته‌ای (برجام)، همواره تلاش کرده است تا راهی برای احیای این توافق و کاهش تنش‌ها بین ایران و غرب پیدا کند. اگرچه مذاکرات مستقیم بین ایران و آمریکا در هاله‌ای از ابهام قرار دارد، اما تلاش‌های میانجیگرانه اروپا، به ویژه فرانسه، همچنان ادامه دارد. اظهارات عراقچی می‌تواند پیامی به اروپا نیز باشد که برای پیشبرد مذاکرات، باید برای کاهش "تهدیدها" علیه ایران تلاش بیشتری به خرج دهند. ارتباط احتمالی خبر "سفر مکرون" به دمشق با این پیش‌شرط‌ها نیز می‌تواند مورد توجه قرار گیرد. آیا این سفر (حتی اگر غیرواقعی) تلاشی از سوی فرانسه برای نفوذ بیشتر در مسائل منطقه‌ای و در نتیجه کسب اهرم‌های بیشتر در مذاکرات با ایران است؟ یا آیا ایران با مطرح کردن این پیش‌شرط‌ها، به دنبال جلوگیری از هرگونه نفوذ منطقه‌ای جدیدی است که بتواند موقعیت آن را تضعیف کند؟ **قم: تداوم سنت و انتقال قدرت در درون ایران** در حالی که تحولات منطقه‌ای و دیپلماتیک با سرعت سرسام‌آوری در جریان است، ایران نیز شاهد یک رویداد مهم داخلی بود: برگزاری مراسم تشییع رسمی "رهبر سابق جمهوری اسلامی" در تهران و سپس انتقال پیکر و اعضای خانواده او به قم، جایی که آیت‌الله جوادی آملی بر او نماز میت خواند. اگرچه هویت دقیق این "رهبر سابق" در خبر مشخص نیست (با توجه به تاریخ جمهوری اسلامی، "رهبر سابق" به طور معمول به آیت‌الله خمینی اطلاق می‌شود، مگر اینکه منظور از "رهبر" عنوانی گسترده‌تر برای یک شخصیت عالی‌رتبه باشد)، اما نفس برگزاری چنین مراسمی، اهمیت و پیامدهای خاص خود را دارد. اولاً، مراسم تشییع رسمی، نمادی از وحدت و انسجام ملی (یا تلاش برای نمایش آن) در برابر چشمان جهان است. جمهوری اسلامی همواره به دنبال مشروعیت‌بخشی به نظام و رهبران خود از طریق مراسم‌های عمومی و آیینی بوده است. ثانیاً، انتقال پیکر به قم و برگزاری نماز میت توسط آیت‌الله جوادی آملی، یکی از مراجع تقلید برجسته و مورد احترام حوزه علمیه قم، نشان‌دهنده اهمیت جایگاه مذهبی و روحانیت در ساختار قدرت ایران است. قم، به عنوان مرکز حوزه‌های علمیه شیعه، نقش محوری در مشروعیت‌بخشی به نظام ایفا می‌کند و حضور یک مرجع تقلید برجسته در مراسم تدفین، اعتبار و قداست خاصی به این رویداد می‌بخشد. این مراسم، فارغ از هویت دقیق فرد متوفی، می‌تواند به عنوان یک تمرین برای انتقال قدرت (حتی در سطح نمادین) یا بازتولید مشروعیت تلقی شود. در کشوری مانند ایران که رهبری و مذهب به شدت در هم تنیده‌اند، هرگونه مراسم مربوط به یک شخصیت عالی‌رتبه مذهبی یا سیاسی، حاوی پیام‌های عمیقی درباره آینده نظام، تداوم سنت‌ها و نقش نهادهای مذهبی است. در شرایطی که ایران با فشارهای خارجی و چالش‌های داخلی متعددی روبروست، نمایش انسجام و تداوم مذهبی-سیاسی، می‌تواند به عنوان یک پیام اطمینان‌بخش به داخل و هشداری به خارج تلقی شود. **پیوندها و پیامدها: تار و پود یک منطقه در حال تحول** در نگاهی جامع‌تر، این سه رویداد، با وجود ظواهر متفاوت، از یکدیگر جدا نیستند و هر کدام به نحوی بر دیگری تأثیر می‌گذارند. "حضور" مکرون در دمشق و انفجارهای متعاقب آن، نمایانگر تلاش‌های قدرت‌های خارجی برای بازیابی نفوذ در سوریه و در عین حال، هشداری از سوی نیروهای محلی و منطقه‌ای است که این میدان همچنان صحنه منازعه خواهد بود. این وضعیت، به طور مستقیم بر مذاکرات هسته‌ای ایران تأثیر می‌گذارد، زیرا ایران تحولات منطقه‌ای را بخشی از "تهدیدات" علیه خود می‌داند و هرگونه تلاش برای تغییر موازنه قوا در منطقه را به منزله تضعیف موقعیت خود تلقی می‌کند. موضع قاطع ایران در قبال مذاکرات هسته‌ای نیز به نوبه خود، تحت تأثیر وضعیت داخلی و منطقه‌ای است. در شرایطی که ایران در حال مدیریت یک رویداد مهم داخلی (تشییع رهبر سابق) است و به دنبال نمایش قدرت و انسجام داخلی است، اتخاذ یک موضع قاطع در صحنه بین‌المللی می‌تواند به تقویت موقعیت داخلی آن کمک کند و پیام ثبات و اقتدار را به خارج ارسال کند. در نهایت، خاورمیانه همچنان در یک وضعیت گذار و بی‌ثباتی عمیق به سر می‌برد. بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای هر کدام تلاش می‌کنند تا در این آشفتگی، منافع خود را تأمین کرده و نفوذ خود را گسترش دهند. رویدادهای هم‌زمان در دمشق، تهران و قم، تنها گوشه‌ای از این تابلوی پیچیده و پرتناقض را به نمایش می‌گذارند؛ تابلویی که در آن سیاست، مذهب، امنیت و دیپلماسی در هم تنیده شده‌اند و هر گام اشتباه می‌تواند منطقه را به ورطه عمیق‌تری از ناآرامی و بحران سوق دهد. آینده منطقه، بیش از هر زمان دیگری، به توانایی بازیگران برای درک این پیوندهای پنهان و مدیریت هوشمندانه پیچیدگی‌ها وابسته است.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...