Translate

۲۷ تیر، ۱۴۰۵

وزارت بهداشت ایران: در دور جدید حملات آمریکا ۵۰ نفر کشته و بیش از ۵۰۰ نفر مجروح شدند

وزارت بهداشت ایران: در دور جدید حملات آمریکا ۵۰ نفر کشته و بیش از ۵۰۰ نفر مجروح شدند

## شعله‌های جنگ در خاورمیانه: پایان یک توهم و آغاز هرج‌ومرج **مقدمه** خاورمیانه بار دیگر در آستانه پرتگاهی عمیق‌تر از همیشه قرار گرفته است. خبرهای منتشر شده از وزارت بهداشت ایران مبنی بر کشته شدن ۵۰ نفر و زخمی شدن بیش از ۵۰۰ نفر در دور جدید حملات آمریکا طی سه هفته گذشته (۶ تا ۲۷ تیرماه)، زنگ هشدار را به شدیدترین شکل ممکن به صدا درآورده است. این آشمایش خونین، همزمان با اعلام پایان سیاست «هم مذاکره هم جنگ» از سوی مقامات ارشد ایران و توقف اجرای تعهدات در چارچوب «یادداشت تفاهم اسلام‌آباد»، نشان از ورود منطقه به فازی جدید و به‌شدت خطرناک از درگیری‌ها دارد. در شبی که هفتمین شب درگیری‌های میان ایران و آمریکا نام گرفت، دامنه حملات نه تنها جنوب ایران را فرا گرفت، بلکه ایران نیز مدعی حمله به کویت، بحرین، اردن و عربستان سعودی شد که خبرگزاری رسمی کویت نیز حمله به تأسیسات نفتی خود را تأیید کرد. این تحولات درهم‌تنیده، با خود بیم از یک جنگ تمام‌عیار منطقه‌ای را به همراه دارد که پیامدهای آن نه تنها برای کشورهای درگیر، بلکه برای کل جهان غیرقابل پیش‌بینی خواهد بود. **پایان یک توهم: «هم مذاکره هم جنگ» در بن‌بست** سیاست «هم مذاکره هم جنگ» که تا پیش از این از سوی برخی مقامات ایرانی مطرح می‌شد، تلاشی بود برای حفظ کانال‌های دیپلماتیک در کنار نمایش قدرت و بازدارندگی نظامی. این سیاست در واقع کوششی بود برای مدیریت تنش‌ها در یک محیط به‌شدت خصمانه، به‌ویژه پس از خروج آمریکا از توافق هسته‌ای (برجام) و اعمال سیاست «فشار حداکثری». هدف از آن، هم ارسال پیام آمادگی برای دفاع و تلافی بود و هم نشان دادن دریچه‌ای کوچک برای حل‌وفصل اختلافات از طریق گفت‌وگو، با این امید که شاید فشارهای داخلی و بین‌المللی آمریکا را وادار به تجدید نظر کند. اما وقایع اخیر نشان می‌دهد که این توهم، اگر نه کاملاً بی‌اساس، دست‌کم به بن‌بست رسیده است. مشاور نظامی رهبر جمهوری اسلامی با اعلام اینکه این سیاست دیگر معنایی ندارد، در واقع صحه بر ناکامی این رویکرد گذاشته است. دلایل این ناکامی را می‌توان در چند بعد بررسی کرد: اولاً، عدم صداقت یا اراده کافی از سوی طرف آمریکایی برای گفت‌وگوی واقعی و سازنده، که با ادامه تحریم‌ها و حملات نظامی، سیگنالی کاملاً متناقض با هرگونه رویکرد دیپلماتیک می‌فرستاد. ثانیاً، پایداری و شدت حملات آمریکا، به‌ویژه در دور جدید که تلفات انسانی قابل توجهی به همراه داشته است، نشان می‌دهد که واشنگتن بر رویکرد تهاجمی خود اصرار دارد و حاضر به عقب‌نشینی نیست. ثالثاً، فشار افکار عمومی و گروه‌های تندروتر در داخل ایران که ممکن است سیاست «هم مذاکره هم جنگ» را نوعی ضعف یا فرصت‌طلبی از سوی دشمن تلقی کرده باشند، مقامات را به سمت اتخاذ مواضع قاطع‌تر و شاید رادیکال‌تر سوق داده است. اعلام توقف اجرای تعهدات در چارچوب «یادداشت تفاهم اسلام‌آباد» نیز مهر تأییدی بر پایان این رویکرد دیپلماتیک است. اگرچه جزئیات این تفاهم‌نامه به طور عمومی روشن نیست، اما نفس توقف تعهدات، حاکی از این است که ایران دیگر خود را مقید به چارچوب‌های دیپلماتیک پیشین، که شاید برای کاهش تنش یا مدیریت بحران طراحی شده بودند، نمی‌داند. این اقدام به معنای آزاد کردن دست ایران برای اتخاذ هرگونه رویکردی است که آن را در جهت منافع امنیتی خود می‌بیند، بدون ملاحظه تعهدات بین‌المللی یا منطقه‌ای پیشین. این تغییر سیاست، خطرات محاسبه‌نشده را به شدت افزایش می‌دهد و فضای مانور برای دیپلماسی را به حداقل می‌رساند. **گستره شعله‌های آتش: از جنوب ایران تا عمق منطقه** تحولات اخیر نشان می‌دهد که درگیری‌ها دیگر صرفاً محدود به یک نبرد پنهان یا حملات محدود متقابل نیست. حملات آمریکا به جنوب ایران و تلفات گسترده ناشی از آن، از یک سو عزم واشنگتن را برای اعمال فشار نظامی مستقیم و شدید نشان می‌دهد و از سوی دیگر، پاسخ قاطع ایران و کشاندن دامنه درگیری‌ها به کشورهای منطقه را به دنبال داشته است. ادعای ایران مبنی بر حمله به کویت، بحرین، اردن و عربستان سعودی، که حمله به تأسیسات نفتی کویت نیز توسط مقامات کویتی تأیید شده است، نشانه‌ای آشکار از یک استراتژی جدید در تهران است: «انتقال هزینه». ایران با هدف قرار دادن زیرساخت‌ها و منافع حیاتی این کشورها، در واقع تلاش می‌کند تا هزینه‌های حمایت از آمریکا و میزبانی از پایگاه‌های نظامی آمریکایی را برای آن‌ها بالا ببرد. این اقدام می‌تواند چندین هدف را دنبال کند: ۱. **ایجاد بازدارندگی منطقه‌ای:** ایران قصد دارد به کشورهای منطقه نشان دهد که هرگونه همراهی با آمریکا در تشدید درگیری‌ها، برای آن‌ها نیز عواقب مستقیم و ویرانگری خواهد داشت. ۲. **متنوع ساختن جبهه‌های جنگ:** با گسترش جبهه‌های درگیری، ایران تلاش می‌کند توجه آمریکا و متحدانش را به ابعاد منطقه‌ای بحران جلب کند و از تمرکز کامل بر خود بکاهد. ۳. **اخلال در بازارهای جهانی:** حمله به تأسیسات نفتی، پیام روشنی به جامعه جهانی است که امنیت انرژی و اقتصاد جهانی در گرو ثبات خاورمیانه است و تشدید درگیری‌ها می‌تواند بهای گزافی را به دنبال داشته باشد. این اقدام ایران، منطقه‌ای را که پیش از این نیز درگیر بحران‌های متعدد بود، به سمت هرج‌ومرج و بی‌ثباتی فزاینده سوق می‌دهد. کشورهای حاشیه خلیج فارس که روابط امنیتی نزدیکی با آمریکا دارند، اکنون در معرض تهدید مستقیم قرار گرفته‌اند. این وضعیت می‌تواند به واکنش‌های متقابل بیشتر، از جمله درخواست کمک نظامی بیشتر از آمریکا یا حتی ورود مستقیم آن‌ها به درگیری‌ها منجر شود. اردن نیز که در مرزهای غربی ایران قرار دارد و میزبان نیروهای آمریکایی است، می‌تواند به صحنه جدیدی برای تنش‌ها تبدیل شود. این گسترش جغرافیایی درگیری‌ها، کنترل اوضاع را دشوارتر و امکان میانجی‌گری را تقریباً ناممکن می‌سازد. **بهای انسانی و اقتصادی: فاجعه‌ای در راه** آمار ۵۰ کشته و بیش از ۵۰۰ زخمی در حملات هوایی آمریکا تنها در سه هفته، ابعاد فاجعه انسانی این درگیری‌ها را به وضوح نشان می‌دهد. این اعداد تنها آغاز یک مصیبت بزرگ‌تر هستند. هر روز که درگیری‌ها ادامه یابد، بر تعداد قربانیان افزوده خواهد شد. زیرساخت‌ها، بیمارستان‌ها، و مراکز حیاتی کشور در معرض خطر قرار خواهند گرفت. علاوه بر تلفات مستقیم، آوارگی، آسیب‌های روانی به غیرنظامیان، و اخلال در زندگی عادی مردم، بخشی جدایی‌ناپذیر از جنگ است که پیامدهای آن برای سالیان دراز باقی خواهد ماند. از منظر اقتصادی، حمله به تأسیسات نفتی کویت، یک هشدار جدی است. خاورمیانه شریان حیاتی انرژی جهان است و هرگونه اخلال در تولید یا صادرات نفت از این منطقه، می‌تواند به افزایش شدید قیمت‌ها، بی‌ثباتی بازارهای جهانی و حتی رکود اقتصادی منجر شود. سرمایه‌گذاری خارجی از منطقه فرار خواهد کرد، تجارت بین‌المللی مختل خواهد شد و چشم‌انداز توسعه و پیشرفت برای کشورهای منطقه، به خصوص ایران که تحت تحریم‌های شدید قرار دارد، تیره و تار خواهد شد. جنگ، فقر و عقب‌ماندگی را به ارمغان می‌آورد و از بین بردن سال‌ها تلاش برای توسعه، تنها به ضرر مردم منطقه خواهد بود. **افق‌های تاریک و سناریوهای پیش‌رو** با توجه به شدت و گستردگی درگیری‌ها، منطقه وارد فاز جدیدی شده است که افق‌های بسیار تاریکی را پیش روی خود دارد. سناریوهای محتمل عبارتند از: ۱. **جنگ تمام‌عیار منطقه‌ای:** با توجه به مواضع سخت‌گیرانه هر دو طرف، احتمال ورود به یک جنگ تمام‌عیار بسیار بالا است. در این سناریو، حملات هوایی و موشکی گسترده‌تر شده و احتمالاً به عملیات زمینی نیز کشیده خواهد شد. این امر می‌تواند پای بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی بیشتری را به درگیری باز کند و به یک فاجعه انسانی و اقتصادی بی‌سابقه منجر شود. ۲. **درگیری‌های فرسایشی و کنترل‌نشده:** حتی اگر به جنگ تمام‌عیار تبدیل نشود، ادامه درگیری‌ها در قالب حملات متناوب، حملات سایبری، و اقدامات خرابکارانه می‌تواند منطقه را وارد یک بحران فرسایشی کند. این وضعیت، که از آن با عنوان «جنگ در منطقه خاکستری» نیز یاد می‌شود، منجر به بی‌ثباتی دائمی، از بین رفتن امنیت سرمایه‌گذاری، و مهاجرت نخبگان خواهد شد. ۳. **میانجی‌گری بین‌المللی (سناریوی ضعیف):** با توجه به مواضع فعلی و شدت درگیری‌ها، شانس برای میانجی‌گری مؤثر بین‌المللی بسیار کم به نظر می‌رسد. جامعه جهانی تاکنون در مواجهه با این بحران، یا سکوت کرده و یا تنها به ابراز نگرانی‌های کلی پرداخته است. نیاز به یک اراده قوی و متحد از سوی قدرت‌های بزرگ برای فشار بر طرفین درگیر برای بازگشت به میز مذاکره، بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. اما با توجه به چندقطبی شدن جهان، رسیدن به چنین اجماعی دشوار است. **نتیجه‌گیری** تحولات اخیر در خاورمیانه، نه تنها زنگ خطری برای منطقه، بلکه برای صلح و امنیت جهانی است. پایان سیاست «هم مذاکره هم جنگ» در ایران و گسترش بی‌سابقه دامنه درگیری‌ها به کشورهای منطقه، نشانه‌ای آشکار از ورود به یک دوره بی‌ثباتی و هرج‌ومرج است. تلفات انسانی گسترده و تهدید منافع اقتصادی حیاتی، زنگ هشدار را به صدا درآورده است که نادیده گرفتن آن می‌تواند بهای گزافی داشته باشد. در چنین شرایطی، بازگشت به عقلانیت و یافتن راهی برای خروج از این چرخه خشونت، از اهمیت حیاتی برخوردار است. اما به نظر می‌رسد که هر دو طرف درگیر، در مسیری گام برمی‌دارند که نه تنها پایانی بر آن متصور نیستند، بلکه خود نیز در حال قربانی شدن در آتش آن هستند. منطقه خاورمیانه اکنون بر لبه تیغ قرار دارد و هر اشتباه محاسباتی می‌تواند آن را به ورطه یک فاجعه بی‌بازگشت پرتاب کند. جامعه جهانی وظیفه دارد با تمام توان خود، برای توقف این جنون و بازگرداندن امید به صلح، اقدامی جدی و قاطع انجام دهد، پیش از آنکه شعله‌های جنگ، همه چیز را با خود بسوزاند.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...