Translate

۲۶ تیر، ۱۴۰۵

در مدارس جنجالی چین برای نوجوانان «سرکش» چه می‌گذرد؟

در مدارس جنجالی چین برای نوجوانان «سرکش» چه می‌گذرد؟

## مدارس تاریک چین: نقاب "تربیت" و سایه "آزار" بر آینده نوجوانان سرکش خبر کوتاه است، اما ابعاد فاجعه‌بار و تلخی‌های پنهان در آن، دل هر شنونده‌ای را به درد می‌آورد: «در مدارس جنجالی چین برای نوجوانان "سرکش" چه می‌گذرد؟ تنبیه بدنی دهه‌هاست که در چین ممنوع شده، اما ما روایت‌های ۲۳ دانش‌آموز سابق را گردآوری کرده‌ایم که می‌گویند کتک خورده یا وادار به انجام تمرین‌های بدنی طاقت‌فرسا شده‌اند. یکی از آن‌ها می‌گوید به او تجاوز شده و دو نفر دیگر، از جمله بائوبائو، می‌گویند از سوی مربیان مورد تعرض یا آزار جنسی قرار گرفته‌اند.» این گزارش، نه فقط پرده از واقعیت هولناک برخی مراکز به اصطلاح "بازپروری" در چین برمی‌دارد، بلکه به مثابه زنگ خطری است که در پس نمای ظاهری یک جامعه در حال پیشرفت سریع، به مشکلات عمیق اجتماعی، فرهنگی و نهادی اشاره دارد. این مدارس که اغلب با نام‌هایی چون "مدارس انضباطی"، "کمپ‌های اصلاحی" یا "مراکز ترک اعتیاد به اینترنت" شناخته می‌شوند، پدیده‌ای رو به گسترش در چین هستند که برای والدینی طراحی شده‌اند که از رفتارهای "سرکشانه" فرزندانشان – از اعتیاد به بازی‌های کامپیوتری و اینترنت گرفته تا نافرمانی، عدم تمایل به تحصیل، افسردگی یا حتی گرایش‌های جنسی متفاوت – مستأصل شده‌اند. در فقدان سیستم‌های جامع و کارآمد بهداشت روان و حمایت خانواده، این مراکز به گزینه‌ای (غالباً پرهزینه) تبدیل می‌شوند که وعده می‌دهند با "سخت‌گیری" و "انضباط نظامی‌گونه"، نوجوانان را به مسیر "درست" بازگردانند. اما واقعیت، همانطور که روایت‌های تکان‌دهنده این ۲۳ دانش‌آموز سابق نشان می‌دهد، می‌تواند به مراتب تاریک‌تر و مخرب‌تر باشد. **فشار اجتماعی و خلأ نهادی: ریشه‌های یک پدیده شوم** برای درک چرایی ظهور و بقای چنین مدارسی، باید به بافتار فرهنگی و اجتماعی چین نگاهی عمیق‌تر انداخت. جامعه چین، با وجود توسعه اقتصادی شگرف در دهه‌های اخیر، همچنان تحت تأثیر ارزش‌های سنتی کنفوسیوسی است که بر سلسله مراتب، اطاعت از بزرگترها، حفظ آبرو (مفهوم "میانزی") و موفقیت تحصیلی (به ویژه در امتحان سراسری "گائوکااو") تأکید دارد. فشار برای موفقیت در گائوکااو به حدی است که آینده یک فرد و حتی آبروی یک خانواده به آن گره خورده است. در چنین فضایی، هرگونه انحراف از مسیر مورد انتظار – چه ترک تحصیل، چه تمایل به سرگرمی‌های "بیهوده" مانند بازی‌های ویدیویی، و چه هرگونه نشانه‌ای از نافرمانی – می‌تواند به عنوان یک فاجعه تلقی شود. علاوه بر این، سیاست تک‌فرزندی که دهه‌ها در چین اجرا شد، تأثیرات پیچیده‌ای بر پویایی خانواده‌ها گذاشت. فرزندان اغلب تحت فشار مضاعفی برای برآورده کردن آرزوهای والدین و پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایشان قرار گرفتند، در حالی که والدین نیز ممکن بود فاقد تجربه کافی در تربیت فرزند باشند و در مواجهه با مشکلات تربیتی، احساس استیصال و تنهایی کنند. این فشارها، همراه با فقدان یا ضعف شدید خدمات مشاوره روان‌شناختی و حمایت خانواده در چین، بستری مناسب برای رشد مؤسسات سودجویی فراهم آورده است که با وعده‌های اغواکننده "درمان" و "اصلاح"، به جای کمک حرفه‌ای و مبتنی بر شواهد علمی، به شیوه‌های تنبیهی و خشونت‌آمیز روی می‌آورند. **نقض آشکار حقوق بشر: از تنبیه بدنی تا آزار جنسی** ممنوعیت تنبیه بدنی در چین که دهه‌ها از آن می‌گذرد، در این مدارس به سادگی نادیده گرفته می‌شود. روایت‌هایی که از کتک خوردن، وادار شدن به انجام تمرین‌های بدنی طاقت‌فرسا و در برخی موارد، حتی محرومیت از غذا و خواب حکایت دارند، نه تنها نقض قوانین داخلی چین است، بلکه مصداق بارز نقض میثاق‌های بین‌المللی حقوق کودک و حقوق بشر به شمار می‌رود. این شیوه‌ها، به جای اصلاح رفتار، اغلب منجر به آسیب‌های جسمی و روانی جبران‌ناپذیر، افزایش ترس، اضطراب، افسردگی و حتی عمیق‌تر شدن مشکلات رفتاری در نوجوانان می‌شود. اعتماد آنها به بزرگسالان از بین می‌رود و زخم‌های روحی عمیقی بر جا می‌ماند که می‌تواند سال‌ها همراه آنها باشد. اما فاجعه‌بارترین بخش این گزارش، افشای موارد تجاوز و آزار جنسی است. ادعای یک دانش‌آموز مبنی بر تجاوز و دو مورد دیگر مبنی بر تعرض یا آزار جنسی از سوی مربیان، نه تنها شوکه‌کننده است بلکه نشان از یک محیط کاملاً کنترل‌نشده، غیرشفاف و خطرناک دارد. در جایی که کودکان و نوجوانان آسیب‌پذیر برای "درمان" فرستاده می‌شوند، نه تنها مورد حمایت قرار نمی‌گیرند، بلکه در معرض خشونت‌های جنسی قرار می‌گیرند که می‌تواند زندگی آنها را برای همیشه نابود کند. این موارد، بدون شک نوک کوه یخ هستند و احتمالاً موارد بسیار دیگری نیز وجود دارد که به دلیل ترس، شرم یا عدم دسترسی به عدالت، هرگز گزارش نشده‌اند. نبود نظارت کافی، غفلت نهادی و فرهنگی سکوت پیرامون این مسائل، راه را برای سوءاستفاده‌کنندگان باز می‌کند. **چرخه معیوب سوءاستفاده: از والدین مستأصل تا مربیان بی‌صلاحیت** مدل این مدارس اغلب بر اساس یک "نظام سربازی" یا "کمپ آموزشی" بنا شده است. نوجوانان از خانواده‌هایشان جدا شده، دسترسی‌شان به دنیای بیرون قطع می‌شود و تحت کنترل کامل کادر مدرسه قرار می‌گیرند. این جداسازی، فرصت نظارت والدین و دخالت بیرونی را به حداقل می‌رساند و زمینه را برای سوءاستفاده فراهم می‌کند. مربیان این مراکز، که اغلب فاقد صلاحیت‌های لازم روان‌شناختی یا تربیتی هستند، به جای استفاده از روش‌های مدرن و مبتنی بر همدلی و درک، به "تنبیه" به عنوان تنها ابزار "اصلاح" متوسل می‌شوند. در بسیاری از موارد، این مربیان خود افرادی هستند که ممکن است درگیر مشکلات روانی یا خشونت باشند و به دلیل عدم نظارت، قدرت مطلق خود را بر نوجوانان اعمال می‌کنند. والدین، که اغلب تحت تأثیر تبلیغات فریبنده این مراکز و در اوج ناامیدی قرار دارند، حاضرند مبالغ هنگفتی را برای فرستادن فرزندانشان به این مدارس بپردازند. این سوداگری، نهادهایی را تقویت می‌کند که به جای ارائه خدمات واقعی، تنها به فکر پر کردن جیب خود هستند و سلامت و امنیت کودکان را به خطر می‌اندازند. چرخه معیوب از ناامیدی والدین، وعده‌های دروغین مدارس، سوءاستفاده مربیان و آسیب‌های جبران‌ناپذیر به نوجوانان، همچنان ادامه می‌یابد. **پیامدهای بلندمدت: نسلی با زخم‌های پنهان** عواقب این تجربیات تلخ، فراتر از درد و رنج لحظه‌ای است. نوجوانانی که از این مدارس خارج می‌شوند، اغلب با آسیب‌های روانی عمیق مانند اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، افسردگی مزمن، اضطراب شدید، مشکلات در ایجاد روابط سالم و حتی افزایش پرخاشگری دست و پنجه نرم می‌کنند. تجربه آزار جنسی به ویژه می‌تواند تأثیرات مخربی بر هویت، عزت نفس و توانایی فرد برای اعتماد کردن به دیگران داشته باشد. این زخم‌های پنهان، نه تنها آینده فردی این نوجوانان را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، بلکه می‌تواند تأثیرات منفی بر ساختار خانواده و حتی جامعه در بلندمدت داشته باشد. به جای پرورش شهروندانی سازگار و سالم، این مدارس ممکن است نسلی از افراد آسیب‌دیده و کینه‌جو را تحویل جامعه دهند. **مسیر پیش رو: لزوم تغییر رویکرد و نظارت جدی** برای مقابله با این پدیده شوم، رویکردهای چندجانبه ضروری است: 1. **نظارت دولتی سختگیرانه و اجرای قانون:** دولت چین باید با جدیت بیشتری بر این مدارس نظارت کند، متخلفان را مجازات کرده و مراکزی که حقوق کودکان را نقض می‌کنند، تعطیل نماید. ممنوعیت تنبیه بدنی باید به طور کامل اجرا شود و هرگونه ادعای سوءاستفاده جنسی به طور شفاف و قاطعانه مورد پیگرد قانونی قرار گیرد. 2. **توسعه خدمات بهداشت روان:** سرمایه‌گذاری در سیستم‌های جامع و قابل دسترس بهداشت روان برای کودکان و نوجوانان، شامل مشاوره، روان‌درمانی و حمایت خانواده، برای ارائه جایگزین‌های سالم و علمی به این مدارس ضروری است. 3. **آموزش والدین:** والدین باید آموزش ببینند که چگونه با مشکلات رفتاری فرزندانشان به شیوه‌ای مؤثر و مثبت برخورد کنند و از خطرات مدارس غیرقانونی و سوءاستفاده‌گر آگاه شوند. 4. **تغییر فرهنگی:** لازم است در جامعه چین، گفتگوهای بازتری درباره سلامت روان، احترام به فردیت کودکان و پذیرش تفاوت‌ها شکل گیرد تا فشار برای "کمال" به هر قیمتی کاهش یابد. 5. **شفافیت و پاسخگویی:** این مدارس باید ملزم به رعایت استانداردهای شفافیت در عملکرد خود باشند و مکانیسم‌های مستقلی برای شکایت و رسیدگی به تخلفات وجود داشته باشد. مدارس جنجالی چین برای نوجوانان "سرکش"، تنها یک پدیده ایزوله نیستند، بلکه نمادی از تعارض میان ارزش‌های سنتی و مدرن، فشار بی‌امان برای موفقیت و خلأهای عمیق در حمایت‌های اجتماعی و نهادی هستند. روایت‌های تکان‌دهنده این ۲۳ دانش‌آموز، فراخوانی است برای بیداری وجدان عمومی و اقدام قاطعانه. تا زمانی که این مراکز غیرقانونی و خشونت‌بار ادامه یابند، سایه تاریک آزار و سوءاستفاده بر آینده نسلی از کودکان و نوجوانان چینی سنگینی خواهد کرد. زمان آن رسیده است که "تربیت" از چنگال خشونت رها شود و جای خود را به درک، همدلی و حمایت حرفه‌ای دهد.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...