Translate

۱۲ تیر، ۱۴۰۵

پول فروش نفت ایران به کجا می‌رسد؟

پول فروش نفت ایران به کجا می‌رسد؟

## معافیت نفتی ۶۰ روزه ایران: گشایش اقتصادی یا سراب جدید؟ خبر احتمال اعطای معافیت ۶۰ روزه به ایران برای فروش نفت و فرآورده‌های نفتی، موجی از تحلیل‌ها و گمانه‌زنی‌ها را در محافل اقتصادی و سیاسی ایران برانگیخته است. این خبر، که با توجه به تحریم‌های گسترده و فشارهای حداکثری بر اقتصاد ایران، فرصتی هرچند محدود و موقت به نظر می‌رسد، پرسش‌های اساسی و پیچیده‌ای را مطرح می‌کند: درآمد حاصل از این معاملات به کجا می‌رسد؟ چه میزان خواهد بود؟ دریافت ارز خارجی آن چگونه صورت خواهد گرفت؟ و آیا این دوره کوتاه می‌تواند گشایشی جدی در اقتصاد ایران ایجاد کند یا سرنوشتی مشابه با توافق برجام و چالش‌های پس از آن خواهد داشت؟ این مقاله تحلیلی به بررسی این ابعاد می‌پردازد. ### بستر و زمینه: سایه سنگین تحریم‌ها برای درک اهمیت و پیچیدگی‌های معافیت ۶۰ روزه، لازم است ابتدا به زمینه و بستر فعلی اقتصاد ایران نگاهی افکند. اقتصاد ایران بیش از چهار دهه است که تحت تأثیر انواع تحریم‌های بین‌المللی و یک‌جانبه قرار دارد. این تحریم‌ها در سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از خروج آمریکا از برجام در سال ۱۳۹۷ و بازگشت تحریم‌های ثانویه، به اوج خود رسیده و صادرات نفت ایران را به شدت کاهش داده است. نفت، به‌عنوان شریان حیاتی اقتصاد ایران و منبع اصلی تأمین ارز خارجی، هدف اصلی این تحریم‌ها بوده است. تحریم‌ها، نه تنها توانایی ایران برای فروش نفت را محدود کرده‌اند، بلکه مکانیسم‌های دریافت پول آن را نیز مختل ساخته‌اند. بانک‌های بزرگ بین‌المللی، از ترس جریمه‌های سنگین وزارت خزانه‌داری آمریکا، از هرگونه معامله مالی با ایران اجتناب می‌کنند. این وضعیت، ایران را ناگزیر از استفاده از مکانیسم‌های پیچیده، پرهزینه و کم‌شفافیت برای دور زدن تحریم‌ها و انتقال درآمد نفتی خود کرده است. بنابراین، هرگونه "معافیت" یا "گشایش" در این فضا، هرچند محدود، می‌تواند امیدهایی را زنده کند، اما نباید از واقعیت‌های ساختاری و چالش‌های موجود غافل شد. ### درآمد احتمالی در ۶۰ روز: ارزیابی ظرفیت و واقعیت اولین پرسش، درباره میزان درآمدی است که ایران می‌تواند در این دوره ۶۰ روزه کسب کند. ظرفیت تولید نفت ایران، حتی با وجود فرسودگی و عدم سرمایه‌گذاری کافی، همچنان بالاست و می‌تواند به بیش از ۲.۵ تا ۳ میلیون بشکه در روز برسد. با این حال، ظرفیت *صادرات* در دوران تحریم به شدت پایین آمده و اکنون بین ۵۰۰ هزار تا یک میلیون بشکه در روز تخمین زده می‌شود، که بخش عمده آن نیز به مقاصد خاص و با تخفیف‌های قابل توجه صورت می‌گیرد. فرض کنیم ایران بتواند در این دوره ۶۰ روزه، صادرات خود را به ۱ تا ۱.۵ میلیون بشکه در روز افزایش دهد. با میانگین قیمت نفت، مثلاً ۷۰ تا ۸۰ دلار در هر بشکه، درآمد ناخالص روزانه می‌تواند بین ۷۰ تا ۱۲۰ میلیون دلار باشد. این به معنای درآمد کلی ۴.۲ تا ۷.۲ میلیارد دلار در طول ۶۰ روز است. این مبلغ، در نگاه اول قابل توجه به نظر می‌رسد، اما باید توجه داشت که این "درآمد ناخالص" است و هزینه‌های حمل‌ونقل، بیمه، واسطه‌گری و تخفیف‌های اجباری برای خریداران تحت تحریم، بخش قابل توجهی از آن را می‌بلعد. همچنین، باید در نظر داشت که ۶۰ روز زمان بسیار کوتاهی است برای ایجاد زنجیره‌های تأمین و لجستیک نفتی در مقیاس وسیع. پیدا کردن مشتریان جدید، تأمین کشتی‌های نفتکش، بیمه کردن محموله‌ها و هماهنگی‌های لازم، همگی زمان‌بر هستند و ریسک‌های خاص خود را دارند. بنابراین، احتمالاً ایران در این دوره بیشتر بر افزایش حجم فروش به مشتریان فعلی و بهره‌برداری از ظرفیت‌های موجود تمرکز خواهد کرد تا گسترش بازار. با این اوصاف، حتی اگر ایران بتواند به بالاترین حد ممکن (۷.۲ میلیارد دلار ناخالص) دست یابد، این مبلغ در مقابل نیازهای ارزی سالانه کشور که ده‌ها میلیارد دلار است، تنها یک مسکن موقت خواهد بود. ### چگونگی و مقصد دریافت دلارهای نفتی: چالش بانکداری بین‌المللی پرسش حیاتی‌تر این است که این درآمد دلاری چگونه دریافت خواهد شد و به کجا می‌رسد. در شرایط عادی، درآمدهای نفتی به حساب بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در بانک‌های معتبر بین‌المللی واریز شده و از آنجا برای تأمین واردات و سایر نیازهای ارزی کشور استفاده می‌شود. اما در وضعیت کنونی تحریم‌ها، این فرآیند به سادگی ممکن نیست. ۱. **مسدود شدن در حساب‌های خارجی:** در بسیاری از موارد، حتی اگر کشوری نفت از ایران بخرد، قادر به انتقال پول به صورت مستقیم به ایران نیست. این پول در حساب‌هایی در بانک‌های کشور خریدار (مثلاً چین، هند یا کره جنوبی) به صورت یوآن، روپیه یا وون مسدود می‌شود. ایران تنها می‌تواند از این پول برای خرید کالا و خدمات از همان کشور استفاده کند. این مکانیسم، دسترسی ایران به ارز آزاد را محدود کرده و قدرت مانور اقتصادی آن را کاهش می‌دهد. علاوه بر این، این پول‌های مسدود شده در معرض تورم و کاهش ارزش پول ملی کشور میزبان قرار می‌گیرند. ۲. **مکانیسم‌های غیررسمی و تهاتر:** بخش دیگری از معاملات نفتی ایران در "بازار خاکستری" و از طریق مکانیسم‌های غیررسمی انجام می‌شود. این مکانیسم‌ها شامل تهاتر (معاوضه نفت با کالا)، استفاده از واسطه‌های متعدد و شبکه‌های پیچیده بانکی در کشورهای ثالث است. این فرآیندها نه تنها پرهزینه و کم‌شفافیت هستند، بلکه در معرض ریسک‌های قانونی و مالی فراوانی قرار دارند. استفاده از ارزهای محلی در این تهاترها نیز نقدشوندگی پول ایران را به شدت کاهش می‌دهد. ۳. **اولویت‌بندی مصارف:** در صورت دریافت هرگونه درآمد ارزی، دولت و بانک مرکزی ایران با چالش اولویت‌بندی مواجه خواهند بود. بخش عمده این درآمد احتمالاً صرف تأمین کالاهای اساسی، دارو، نهاده‌های کشاورزی و مواد اولیه مورد نیاز صنایع خواهد شد تا از بحران‌های جدی‌تر در این حوزه‌ها جلوگیری شود. بخش دیگر نیز ممکن است به منظور حمایت از ارزش پول ملی و تزریق محدود ارز به بازار ثانویه صرف شود. اما نباید فراموش کرد که بخش قابل توجهی از این پول‌ها حتی در صورت دسترسی، به طور مستقیم وارد بودجه عمومی دولت نخواهد شد و به طور غیرمستقیم و برای مدیریت واردات استفاده می‌شود. صندوق توسعه ملی، که قرار بود بخشی از درآمد نفتی را برای نسل‌های آینده ذخیره کند، نیز در سال‌های اخیر به دلیل کسری بودجه و نیازهای اضطراری دولت، به منبعی برای برداشت تبدیل شده است. بنابراین، حتی اگر چند میلیارد دلار درآمد نفتی در این ۶۰ روز محقق شود، بخش عمده آن به صورت دلارهای نقدی قابل انتقال به داخل کشور نخواهد بود، بلکه در حساب‌های خارجی مسدود شده یا به شکل تهاتر برای خرید کالاهای ضروری به کار گرفته خواهد شد. این وضعیت مانع از آن می‌شود که این درآمد به عنوان یک "گشایش جدی" برای کل اقتصاد عمل کند. ### گشایش جدی یا تکرار چالش‌های پسابرجام؟ پرسش کلیدی این است که آیا این معافیت ۶۰ روزه می‌تواند گشایشی جدی در اقتصاد ایران ایجاد کند یا سرنوشتی مشابه با انتظارات برآورده نشده پس از برجام خواهد داشت؟ پاسخ به این پرسش، نیازمند مقایسه‌ای دقیق بین شرایط فعلی و دوران پس از برجام است. **دوران پس از برجام (۲۰۱۵-۲۰۱۸):** با امضای برجام، انتظارات عظیمی برای سرازیر شدن سرمایه خارجی، دسترسی به بازارهای مالی بین‌المللی و رونق اقتصادی ایجاد شد. با این حال، واقعیت چیز دیگری بود: * **تردید بانک‌های بزرگ:** حتی با وجود لغو تحریم‌های هسته‌ای، بانک‌های بزرگ اروپایی و آسیایی به دلیل ترس از "تحریم‌های ثانویه" آمریکا (که هنوز برای برخی فعالیت‌ها برقرار بود)، ریسک‌پذیری خود را در قبال ایران افزایش ندادند. جریمه‌های سنگین قبلی برای بانک‌هایی مانند BNP Paribas همچنان در اذهان بود. * **عدم رفع تحریم‌های غیرهسته‌ای:** تحریم‌های مرتبط با حقوق بشر، تروریسم و برنامه موشکی ایران پابرجا ماندند و بهانه‌ای برای ادامه احتیاط بانک‌ها و شرکت‌ها بودند. * **"De-risking" از سوی شرکت‌ها:** بسیاری از شرکت‌ها و بانک‌ها ترجیح دادند به جای ورود به بازار ایران، از ریسک‌های احتمالی مرتبط با آن دوری کنند (De-risking). * **نبود زیرساخت‌های لازم:** اقتصاد ایران در آن زمان نیز از چالش‌های ساختاری مانند فساد، قوانین دست و پا گیر، عدم شفافیت و نوسانات نرخ ارز رنج می‌برد که مانع از جذب سرمایه‌گذاری خارجی در مقیاس وسیع شد. * **دوره زمانی محدود:** عمر برجام به دلیل خروج یک‌جانبه آمریکا در سال ۲۰۱۸ کوتاه بود و فرصت کافی برای تثبیت روابط اقتصادی و جذب سرمایه فراهم نشد. **معافیت ۶۰ روزه کنونی:** مقایسه وضعیت فعلی با دوران پسابرجام نشان می‌دهد که انتظارات از این معافیت باید به مراتب پایین‌تر باشد: * **مدت زمان بسیار کوتاه:** ۶۰ روز (دو ماه) زمان بسیار اندکی است برای هرگونه برنامه‌ریزی اقتصادی بلندمدت یا حتی میان‌مدت. شرکت‌ها و کشورها تمایلی به سرمایه‌گذاری یا تغییر ساختارهای تجاری خود برای چنین دوره کوتاهی ندارند. * **فقدان چشم‌انداز پایدار:** این معافیت، در صورت اعطا، به احتمال زیاد یک اقدام موقت و تاکتیکی در یک بستر ژئوپلیتیکی متشنج است و هیچ چشم‌انداز پایداری برای لغو تحریم‌ها یا عادی‌سازی روابط اقتصادی ارائه نمی‌دهد. * **افزایش بی‌اعتمادی:** تجربه خروج آمریکا از برجام و عدم پایبندی به تعهدات، بی‌اعتمادی عمیقی در جامعه بین‌الملل نسبت به پایداری هرگونه توافق با ایران ایجاد کرده است. * **تشدید تحریم‌ها:** در حال حاضر، تحریم‌های ثانویه آمریکا نه تنها پابرجا هستند، بلکه به طور فزاینده‌ای تقویت شده‌اند و ابعاد جدیدی یافته‌اند. این امر ریسک‌پذیری را برای هر بازیگری که قصد تعامل با ایران را دارد، به شدت افزایش می‌دهد. * **چالش‌های داخلی:** مشکلات ساختاری اقتصاد ایران، از جمله تورم مزمن، کسری بودجه، نظام بانکی بیمار، عدم شفافیت و فساد، نه تنها حل نشده‌اند بلکه تشدید نیز یافته‌اند. این عوامل در کنار تحریم‌ها، مانع از هرگونه گشایش پایدار می‌شوند. در نتیجه، این معافیت ۶۰ روزه، نه تنها نمی‌تواند گشایشی جدی در اقتصاد ایران ایجاد کند، بلکه در بهترین حالت می‌تواند به عنوان یک "سوپاپ اطمینان" موقت عمل کرده و اندکی از فشارها را کاهش دهد. این کاهش فشار نیز بیشتر در حوزه تأمین کالاهای اساسی و مدیریت محدود نقدینگی ارزی خواهد بود و تأثیر عمیقی بر متغیرهای کلان اقتصادی مانند تورم، نرخ بیکاری، سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی نخواهد داشت. این وضعیت بیشتر شبیه به "سراب" یا "مسکن موقت" خواهد بود تا یک گشایش پایدار. ### نتیجه‌گیری: لزوم راه‌حل‌های پایدار معافیت احتمالی ۶۰ روزه برای فروش نفت ایران، در شرایطی که اقتصاد کشور تحت فشار شدید تحریم‌ها قرار دارد، ممکن است کورسوی امیدی ایجاد کند. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که ایران می‌تواند در این دوره کوتاه، بین ۴ تا ۷ میلیارد دلار درآمد ناخالص کسب کند. اما چالش اصلی، نه فقط در میزان فروش، بلکه در نحوه دسترسی به این ارزها و انتقال آن به داخل کشور است. تحریم‌های بانکی، این درآمدها را در حساب‌های خارجی مسدود کرده یا به سمت مکانیسم‌های تهاتر و غیررسمی سوق می‌دهد که هزینه‌ها و ریسک‌های بالایی دارند. مقایسه این شرایط با دوران پس از برجام، نشان می‌دهد که انتظارات از یک گشایش جدی باید بسیار محدود باشد. مدت زمان کوتاه، فقدان چشم‌انداز پایدار، بی‌اعتمادی بین‌المللی و تشدید تحریم‌های ثانویه، همگی مانع از آن می‌شوند که این معافیت بتواند تحولی اساسی در اقتصاد ایران ایجاد کند. در بهترین حالت، این دوره می‌تواند فشارها را تا حدی کاهش داده و امکان تأمین بخشی از نیازهای ارزی ضروری کشور را فراهم آورد. راه حل‌های پایدار برای اقتصاد ایران، فراتر از معافیت‌های موقت و تاکتیکی است. این راه‌حل‌ها نیازمند رفع کامل و پایدار تحریم‌ها از طریق دیپلماسی فعال و نتیجه‌بخش، و همزمان، اصلاحات ساختاری عمیق در داخل کشور است. شفافیت اقتصادی، مبارزه با فساد، بهبود فضای کسب و کار، اصلاح نظام بانکی و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی، گام‌های اساسی هستند که بدون آن‌ها، حتی در صورت گشایش‌های بین‌المللی نیز، اقتصاد ایران با چالش‌های ریشه‌دار خود دست به گریبان خواهد ماند. تا زمانی که این دو مسیر (رفع تحریم و اصلاحات داخلی) به طور همزمان و با اراده قوی پیگیری نشوند، هرگونه معافیت نفتی، تنها مسکنی موقت بر پیکر بیمار اقتصاد ایران خواهد بود.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...