Translate

۳۱ خرداد، ۱۴۰۵

آیین‌ها و دعاها در جام جهانی؛ هوادارانی که می‌خواهند از ماورا الطبیعه کمک بگیرند

آیین‌ها و دعاها در جام جهانی؛ هوادارانی که می‌خواهند از ماورا الطبیعه کمک بگیرند

## میانگین دعا و خرافه در مستطیل سبز: یک تحلیل جامعه‌شناختی از اضطراب پیروزی در غوغای پرشور جام جهانی، آنجا که میلیاردها چشم به مستطیل سبزی دوخته‌اند که سرنوشت گلوله چرمی را رقم می‌زند، پدیده‌ای دیرین و در عین حال معاصر، خودنمایی می‌کند: توسل به ماوراءالطبیعه، آیین‌ها و دعا برای پیروزی. این نه یک حاشیه کم‌اهمیت، بلکه نمادی عمیق از نبردی درونی است که انسان مدرن، در مواجهه با عدم قطعیت و میل مهارناپذیر به کنترل، با آن دست و پنجه نرم می‌کند. هوادارانی که با تمامی وسایل ارتباطی پیشرفته، تحلیل‌های آماری پیچیده و پیش‌بینی‌های مبتنی بر داده، در نهایت دل به «قدرتی فراتر» می‌سپارند، در حقیقت روایت‌گر پارادوکس عصر ما هستند: عصری که در اوج عقلانیت و علم‌گرایی، هنوز پناهگاهی در وهم و امید بی‌پایه می‌جوید. این مقاله قصد ندارد به کلیشه‌های مذهبی یا عرفانی بپردازد؛ هدف تحلیل این پدیده از منظر جامعه‌شناختی و روان‌شناختی است. سوال اینجاست: چرا در بزرگترین و سازمان‌یافته‌ترین نمایش ورزشی جهان، که اوج تلاش فیزیکی، استراتژی و تاکتیک انسانی است، مرزهای عقلانیت شکسته می‌شود و به ناگاه، طلسم‌ها، وردها، نذر و نیازها، روشن کردن شمع، بستن دخیل، یا حتی پوشیدن لباس‌های خوش‌یمن و نشستن در یک جای ثابت، به ارکان موفقیت تبدیل می‌شوند؟ **ترس از عدم قطعیت: ریشه‌ی روان‌شناختی باورها** ورزش فوتبال، به ویژه در سطح جام جهانی، اوج عدم قطعیت است. در هر لحظه، اتفاقی غیرقابل پیش‌بینی می‌تواند سرنوشت یک ملت را تغییر دهد. یک اشتباه فردی، یک تصمیم داوری، یا حتی یک برخورد تصادفی، می‌تواند تمام زحمات و آرزوها را بر باد دهد. در چنین فضایی، جایی که کنترل مستقیم وجود ندارد و منطق صرف همیشه پاسخگو نیست، ذهن انسان به دنبال راهی برای بازگرداندن حس "کنترل" می‌گردد. اینجاست که باور به نیروهای ماوراءالطبیعه یا انجام آیین‌ها وارد می‌شود. این رفتارها، حتی اگر در واقعیت هیچ تأثیری بر نتیجه بازی نداشته باشند، حس آرامش کاذبی به فرد می‌دهند. هوادار با انجام این اعمال، این توهم را در خود ایجاد می‌کند که "من کاری انجام دادم"؛ گویی که با یک نخ نامرئی، بخشی از سرنوشت بازی را به خود گره زده است. این یک مکانیسم دفاعی در برابر اضطراب وجودی ناشی از عدم توانایی در پیش‌بینی و کنترل آینده است. **قبیله‌گرایی مدرن و هویت‌سازی** جام جهانی، فراتر از یک رویداد ورزشی، یک نمایشگاه عظیم از قبیله‌گرایی مدرن است. هر تیم نماینده یک ملت، یک هویت و یک پرچم است. در این نبرد نمادین، هواداران با تمام وجود خود را جزئی از این قبیله می‌دانند. همبستگی اجتماعی از طریق آیین‌های مشترک تقویت می‌شود. وقتی میلیون‌ها نفر به طور همزمان دعا می‌کنند، یا به یک باور مشترک پناه می‌برند، این حس وحدت و قدرت جمعی به اوج خود می‌رسد. در این فضا، دین یا خرافه نه فقط یک باور فردی، بلکه ابزاری برای تقویت هویت گروهی و ایجاد پیوندی عمیق‌تر میان اعضای قبیله است. "خدای ما" و "تیم ما" به هم گره می‌خورند و این پدیده، ابعاد یک جنگ مقدس کوچک را به خود می‌گیرد، جایی که پیروزی نه فقط یک موفقیت ورزشی، بلکه تأییدی الهی بر حقانیت قبیله و هویت آن تلقی می‌شود. **تولید معنا در خلاء مدرن** در جهانی که به طور فزاینده‌ای از معناهای متعالی تهی می‌شود و مصرف‌گرایی و مادی‌گرایی غلبه می‌یابد، فوتبال و رویدادهای عظیمی چون جام جهانی، فرصتی برای تولید معناهای موقت و هیجانی فراهم می‌کنند. پیروزی یا شکست در فوتبال، به یکباره از یک اتفاق ورزشی به نمادی از غرور ملی، عزت نفس جمعی و حتی سرنوشت تبدیل می‌شود. در این بین، توسل به دین و ماوراءالطبیعه، به این معنابخشی کاذب، ابعادی "مقدس" و "مهم" می‌بخشد. به جای روبرو شدن با واقعیت‌های سخت زندگی و مشکلات عمیق‌تر اجتماعی و سیاسی، فرد می‌تواند انرژی و تمرکز خود را به سمت این نبرد نمادین معطوف کند، و با توسل به دعا و خرافه، به آن یک بار الهی ببخشد. این مکانیسم، در واقع، نوعی گریز و به تأخیر انداختن مواجهه با مسائل واقعی است. **نقد عقلانیت و مسئولیت‌پذیری** اما آیا این پدیده صرفاً یک تفریح بی‌ضرر یا یک ویژگی فرهنگی است؟ از دیدگاه انتقادی، این گرایش گسترده به پناه بردن به ماوراءالطبیعه، زنگ خطری است برای عقلانیت و مسئولیت‌پذیری جمعی. زمانی که ما به جای تحلیل دقیق، کار تیمی، برنامه‌ریزی و ارزیابی عملکرد واقعی، موفقیت یا شکست را به «قسمت»، «شانس» یا «اراده الهی» نسبت می‌دهیم، در حقیقت در حال شانه خالی کردن از بار مسئولیت و تحلیل انتقادی هستیم. این رویکرد می‌تواند مانعی بر سر راه پیشرفت و بهبود باشد. اگر قرار است یک تیم صرفاً با دعا و نذر پیروز شود، پس چه نیازی به سال‌ها تمرین طاقت‌فرسا، علم مربیگری، تغذیه مناسب، روان‌شناسی ورزشی و مدیریت استراتژیک است؟ این نگرش، در سطح کلان‌تر، می‌تواند به جامعه‌ای منجر شود که در مواجهه با چالش‌های اساسی خود، به جای راه‌حل‌های منطقی و علمی، به انتظار معجزه بنشیند یا تقصیر را به عوامل بیرونی و ماورایی نسبت دهد. این تضعیف تدریجی تفکر عقلانی، به ویژه در میان نسل‌های جدید، می‌تواند پیامدهای عمیق‌تری در زمینه‌های آموزش، سیاست‌گذاری و توسعه اجتماعی داشته باشد. **تجارت‌زدگی دین و پاپ‌های مدرن** نباید از نقش تجارت و رسانه در این میان غافل شد. صنعت ورزش، به ویژه فوتبال، یک ماشین عظیم اقتصادی است. هر عاملی که هیجان، اشتیاق و درگیری عاطفی هواداران را افزایش دهد، به نفع این صنعت است. دین و خرافه، با افزودن ابعاد دراماتیک و حماسی به بازی، این درگیری عاطفی را به شدت تقویت می‌کنند. مفسران ورزشی، با بهره‌گیری از ادبیات مذهبی و تقدیس پیروزی‌ها و تقبیح شکست‌ها، ناخودآگاه به این فضا دامن می‌زنند. بازیکنان و مربیانی که پس از هر پیروزی به آسمان نگاه می‌کنند یا دست به دعا برمی‌دارند، اگرچه ممکن است از سر اعتقاد قلبی باشد، اما در این چرخه، به نوعی «پاپ‌های مدرن»ی تبدیل می‌شوند که به این گفتمان تقدس می‌بخشند و آن را بازتولید می‌کنند. این بازاریابی غیرمستقیم، احساس هوادار را به شکلی شدیدتر درگیر می‌کند و وفاداری او به تیم و در نهایت، به صنعت فوتبال را عمیق‌تر می‌سازد. **پایان وهم؟** در نهایت، پدیده توسل به ماوراءالطبیعه در جام جهانی، بیش از آنکه نمادی از ایمان عمیق باشد، بازتابی از آسیب‌پذیری‌های روان‌شناختی انسان مدرن است. این نشان می‌دهد که چگونه در جهانی پر از داده و اطلاعات، هنوز در برابر عدم قطعیت، احساس بی‌قدرتی می‌کنیم و به دنبال پناهگاهی هرچند وهم‌آلود هستیم. این پناهگاه، در بهترین حالت، یک مکانیسم مقابله‌ای موقت برای اضطراب است؛ اما در بدترین حالت، می‌تواند به تضعیف تفکر انتقادی، شانه خالی کردن از مسئولیت و توجیه نارسایی‌ها منجر شود. به جای سپردن سرنوشت تیم‌ها و ملت‌ها به دست نیروهای غیب، شاید زمان آن رسیده است که قدرت واقعی را در تلاش انسانی، برنامه‌ریزی دقیق، تحلیل واقع‌بینانه و پذیرش مسئولیت نتایج، چه پیروزی و چه شکست، جستجو کنیم. فوتبال، در جوهره خود، یک نمایش انسانی است؛ بگذاریم انسان‌ها، با تمام ضعف‌ها و توانمندی‌هایشان، و بدون دخیل بستن به نیروهای وهم‌آلود، سرنوشت آن را رقم بزنند. اینگونه، شاید هم فوتبال اصیل‌تر شود و هم ما، به عنوان تماشاگر، به درک عمیق‌تری از جایگاه خود در برابر جهان دست یابیم. #آزادی_بیان #کانون_دفاع_حقوق_بشر #vvmiran @baschariyat,@baschariyat https://safarbiekhtiyar.blogspot.com/ #safarbiekhtiyar

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...