Translate

۰۶ تیر، ۱۴۰۵

کشف ۷۳ هزار تن نهاده دامی قاچاق و احتکاری در سراسر کشور

کشف ۷۳ هزار تن نهاده دامی قاچاق و احتکاری در سراسر کشور

## نهاده دامی قاچاق و احتکاری: نشانه‌ای از بیماری‌های مزمن اقتصاد ایران خبر کشف ۷۳ هزار تن نهاده دامی قاچاق و احتکاری در سراسر کشور، که توسط رئیس پلیس اقتصادی فراجا اعلام شد، بیش از آنکه یک موفقیت صرف در مبارزه با تخلفات اقتصادی باشد، به مثابه آینه‌ای است که بیماری‌های مزمن و ریشه‌دار اقتصاد ایران را بازتاب می‌دهد. این حجم عظیم از نهاده‌های دا می، که حیاتی‌ترین ورودی صنعت دامپروری و از عوامل اصلی امنیت غذایی کشور محسوب می‌شود، تنها نوک کوه یخ مشکلات ساختاری و سیاستی است که سال‌هاست اقتصاد ملی را درگیر خود ساخته است. تحلیل این رویداد نیازمند نگاهی عمیق‌تر به علل، پیامدها و راهکارهای جامع است تا از تکرار اینگونه وقایع جلوگیری شود. **ابعاد و عمق فاجعه: ۷۳ هزار تن نهاده از دست رفته** رقم ۷۳ هزار تن نهاده دامی قاچاق و احتکاری به خودی خود گویای ابعاد گسترده این معضل است. این میزان نهاده، اگر به موقع و با قیمت مناسب در اختیار دامداران قرار می‌گرفت، می‌توانست بخش قابل توجهی از نیاز بازار به گوشت، شیر و تخم مرغ را پوشش دهد و از افزایش قیمت‌ها جلوگیری کند. "سراسر کشور" بودن دامنه این کشف نیز نشان می‌دهد که پدیده قاچاق و احتکار نه یک اتفاق محلی یا موردی، بلکه یک شبکه سازمان‌یافته و گسترده است که ریشه در خلاءهای نظارتی، فساد و عدم شفافیت در زنجیره تامین و توزیع دارد. این شبکه‌ها با سوءاستفاده از نیازهای اساسی مردم و التهابات اقتصادی، سودهای کلانی به جیب می‌زنند، در حالی که اقتصاد کشور و معیشت اقشار آسیب‌پذیر را به چالش می‌کشند. **ریشه‌های اقتصادی و ساختاری احتکار و قاچاق** احتکار و قاچاق کالا در اقتصاد ایران، پدیده‌هایی چندوجهی هستند که ریشه در عوامل متعددی دارند: ۱. **عدم ثبات اقتصاد کلان و تورم بالا:** شاید اصلی‌ترین محرک احتکار، نرخ‌های بالای تورم و نوسانات شدید نرخ ارز باشد. در چنین فضایی، نگهداری کالا به جای عرضه آن به بازار، به ابزاری برای حفظ ارزش سرمایه و کسب سودهای بادآورده در آینده تبدیل می‌شود. نهاده دامی، به دلیل وارداتی بودن بخش قابل توجهی از آن و ارتباط مستقیم با نرخ ارز، به کالایی جذاب برای این نوع سوداگری تبدیل شده است. ۲. **سیاست‌های ارزی و یارانه‌ای نا کارآمد:** تخصیص ارز ترجیحی برای واردات نهاده‌های دامی، اگرچه با هدف حمایت از تولیدکننده و مصرف‌کننده صورت می‌گیرد، اما در عمل به دلیل ضعف در نظارت و کنترل، به رانتی برای عده‌ای خاص تبدیل می‌شود. اختلاف فاحش نرخ ارز دولتی و آزاد، انگیزه قاچاق نهاده‌های وارداتی به کشورهای همسایه را که حاضرند آن را با ارز آزاد بخرند، به شدت افزایش می‌دهد. همچنین، همین اختلاف قیمت، بستر را برای احتکار در داخل و فروش آن با نرخ آزاد یا نزدیک به آزاد، فراهم می‌آورد. ۳. **ضعف در سیستم توزیع و زنجیره تامین:** ساختار ناکارآمد و غیرشفاف زنجیره تامین و توزیع، از واردات تا رسیدن به دست مصرف‌کننده نهایی، فرصت‌های بی‌شماری برای سوءاستفاده‌کنندگان ایجاد می‌کند. عدم وجود سامانه جامع و یکپارچه برای رصد لحظه‌ای ورود، ذخیره‌سازی، حمل و نقل و توزیع نهاده‌ها، امکان پنهان‌سازی و احتکار را فراهم می‌آورد. دلالان و واسطه‌ها در این فضای مبهم به راحتی فعالیت کرده و سودهای نامتعارف کسب می‌کنند. ۴. **نظارت ناکافی و فساد:** با وجود تلاش‌های نهادهای نظارتی، ضعف در بازرسی‌های مستمر و هدفمند، و در برخی موارد، وجود فساد در لایه‌های مختلف، امکان دور زدن قوانین و احتکار و قاچاق را تسهیل می‌کند. عملیات اخیر پلیس اقتصادی فراجا، هرچند شایسته تقدیر است، اما نشان می‌دهد که حجم عظیمی از این تخلفات پیش از این عملیات از دید دستگاه‌های نظارتی پنهان مانده بود. ۵. **ناامنی سرمایه‌گذاری در بخش تولید:** وقتی تولیدکننده (دامدار) با قیمت‌گذاری دستوری، عدم دسترسی به نهاده‌های کافی، ریسک‌های بالای تولید و سودهای کم مواجه است، ممکن است انگیزه‌ای برای ادامه فعالیت نداشته باشد. این وضعیت، خود به خود منجر به کاهش تولید و افزایش وابستگی به واردات شده و فضای سوداگری را تشدید می‌کند. **پیامدهای فاجعه‌بار احتکار و قاچاق نهاده دامی** کشف ۷۳ هزار تن نهاده دامی قاچاق و احتکاری تنها یک خبر نیست، بلکه نمادی از یک فاجعه اقتصادی و اجتماعی با پیامدهای گسترده است: ۱. **افزایش قیمت محصولات پروتئینی و فشار بر مصرف‌کننده:** کاهش عرضه نهاده به دامداران یا عرضه آن با قیمت‌های گزاف، مستقیماً بر قیمت تمام شده گوشت، مرغ، شیر و تخم مرغ تاثیر می‌گذارد. این افزایش قیمت، فشار مضاعفی بر دهک‌های پایین درآمدی جامعه وارد کرده و امنیت غذایی خانوارها را تهدید می‌کند. قدرت خرید مردم در برابر کالاهای اساسی کاهش می‌یابد و سبد غذایی آن‌ها فقیرتر می‌شود. ۲. **تضعیف بخش دامپروری و تولید ملی:** دامداران که با هزاران مشکل از جمله خشکسالی، بیماری‌ها و نوسانات بازار دست و پنجه نرم می‌کنند، با معضل کمبود نهاده و گرانی آن، در آستانه ورشکستگی قرار می‌گیرند. بسیاری مجبور به فروش دام‌های مولد خود می‌شوند که این امر کاهش تولید در آینده و وابستگی بیشتر به واردات را در پی خواهد داشت. این چرخه معیوب به تضعیف استقلال غذایی کشور می‌انجامد. ۳. **تشدید تورم و بی‌ثباتی اقتصادی:** احتکار و قاچاق نهاده‌های دامی، به عنوان یک عامل مهم در تورم بخش مواد غذایی، به صورت مستقیم و غیرمستقیم به تورم عمومی کشور دامن می‌زند. این وضعیت، بی‌اعتمادی به بازار و سیاست‌های اقتصادی دولت را افزایش داده و به بی‌ثباتی کلی اقتصاد می‌افزاید. ۴. **گسترش فساد و بی‌عدالتی:** شبکه‌های قاچاق و احتکار معمولاً با فساد سیستماتیک در ارتباط هستند. این پدیده‌ها نه تنها به توزیع ناعادلانه ثروت منجر می‌شوند، بلکه حس بی‌عدالتی و ناامیدی را در جامعه گسترش می‌دهند و اعتماد عمومی به حاکمیت و کارآمدی آن را کاهش می‌دهند. ۵. **تهدید امنیت غذایی و استقلال کشور:** امنیت غذایی یکی از ارکان امنیت ملی است. وابستگی به واردات نهاده‌ها و عدم توانایی در مدیریت صحیح آن‌ها، کشور را در برابر تکانه‌های خارجی و نوسانات بازار جهانی آسیب‌پذیر می‌سازد. در شرایط تحریم و فشارهای بین‌المللی، این آسیب‌پذیری دوچندان می‌شود. **راهکارهای جامع و پایدار** مقابله با پدیده‌هایی نظیر قاچاق و احتکار نهاده‌های دامی نیازمند یک رویکرد چندجانبه و جامع است که فراتر از عملیات پلیسی صرف باشد: ۱. **اصلاحات بنیادین اقتصاد کلان:** مهم‌ترین راهکار، ایجاد ثبات اقتصادی، کنترل تورم و مدیریت پایدار نرخ ارز است. مادامی که اقتصاد کلان بی‌ثبات باشد، انگیزه‌های سوداگری از بین نخواهد رفت. ۲. **بازنگری در سیاست‌های حمایتی و یارانه‌ای:** لازم است سیاست‌های تخصیص ارز و یارانه برای نهاده‌ها به گونه‌ای اصلاح شود که ضمن حمایت واقعی از تولیدکننده و مصرف‌کننده، رانت‌جویی و فساد به حداقل برسد. این امر می‌تواند شامل حذف ارز ترجیحی و پرداخت مستقیم یارانه به دامدار یا حتی مصرف‌کننده (در صورت لزوم) باشد. ۳. **ایجاد شفافیت کامل در زنجیره تامین و توزیع:** توسعه و به‌کارگیری سامانه‌های هوشمند و مبتنی بر فناوری (مانند بلاکچین) برای رصد لحظه‌ای تمام مراحل ورود، ذخیره‌سازی، تخصیص و توزیع نهاده‌ها، از مبدا تا مقصد نهایی، امری ضروری است. این شفافیت، دست دلالان و محتکرین را کوتاه می‌کند. ۴. **تشدید نظارت و مبارزه بی‌امان با فساد:** تقویت نهادهای بازرسی و نظارتی، افزایش کارایی و چابکی آن‌ها و برخورد قاطع با متخلفین و مفسدین در هر سطحی، اهمیت حیاتی دارد. این مبارزه باید بدون ملاحظه و با رویکردی سیستمی انجام شود. ۵. **حمایت از تولید داخلی و افزایش بهره‌وری:** با تشویق و حمایت از کشت علوفه داخلی و توسعه صنایع تبدیلی خوراک دام، می‌توان وابستگی به واردات را کاهش داد. همچنین، با ارائه آموزش‌های لازم و تسهیل دسترسی به تکنولوژی‌های نوین، بهره‌وری در بخش دامپروری باید افزایش یابد. ۶. **تعیین تکلیف کالاهای کشف شده:** نهاده‌های کشف شده باید فوراً و با سازوکارهای شفاف، به دست دامداران و واحدهای تولیدی واقعی رسانده شوند تا از تلف شدن آن‌ها جلوگیری شده و در جهت تنظیم بازار به کار گرفته شوند. ۷. **مشارکت مردمی و آگاهی‌بخشی:** آگاه‌سازی مردم از پیامدهای احتکار و قاچاق و ایجاد بسترهای گزارش‌دهی تخلفات، می‌تواند به عنوان یک بازوی نظارتی مردمی عمل کرده و به شفافیت بیشتر کمک کند. **نتیجه‌گیری** کشف ۷۳ هزار تن نهاده دامی قاچاق و احتکاری، یک هشدار جدی است. این واقعه نشان می‌دهد که پدیده‌های شوم قاچاق و احتکار نه تنها سلامت اقتصادی کشور را به شدت تهدید می‌کنند، بلکه امنیت غذایی و معیشت مردم را نیز به خطر می‌اندازند. در حالی که عملیات‌های پلیسی و قضایی در کوتاه مدت می‌توانند ضرباتی به این شبکه‌ها وارد کنند، اما راه‌حل پایدار و بنیادین، اصلاحات ساختاری در اقتصاد، بهبود سیستم‌های نظارتی، افزایش شفافیت و مبارزه ریشه‌ای با فساد است. تنها با در پیش گرفتن یک استراتژی جامع و همه‌جانبه می‌توان امید داشت که این زخم کهنه از پیکر اقتصاد ایران التیام یابد و مسیر توسعه پایدار و عادلانه هموار گردد. بی‌توجهی به این علائم هشدار دهنده، می‌تواند کشور را در بحران‌های عمیق‌تری فرو ببرد.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...