Translate

۳۱ خرداد، ۱۴۰۵

توافق ایران و‌ آمریکا چه تاثیری بر اقتصاد ترکیه خواهد داشت؟

توافق ایران و‌ آمریکا چه تاثیری بر اقتصاد ترکیه خواهد داشت؟

**شوک صلح؛ کابوس اقتصاد ورشکسته ترکیه در سایه توافق ایران و آمریکا** خبر دست‌یابی احتمالی آمریکا و ایران به توافقی برای پایان دادن به درگیری‌ها و آغاز دورانی از ثبات نسبی در منطقه، از منظر بسیاری یک تحول مثبت و نویدبخش قلمداد می‌شود. اما برای ترکیه، که سال‌هاست بر بستری از بی‌ثباتی‌های منطقه‌ای، منافع مقطعی و سیاست‌های اقتصادی رادیکال بنا شده، این "صلح" نه تنها فرصتی برای رشد، که می‌تواند کابوسی برای اقتصادی از درون تهی و از بیرون شکننده باشد. زمانی که بی‌بی‌سی ترکی از کارشناسان درباره تأثیر این توافق بر تورم، نرخ بهره، بورس و تجارت می‌پرسد، به واقع لایه‌های پنهان‌تر و عمیق‌تری از آسیب‌پذیری ساختاری ترکیه را نشانه می‌رود که مدت‌هاست زیر سایه شعارهای پوپولیستی و رؤیافروشی‌های سیاسی پنهان مانده است. این توافق، فارغ از جزئیاتش، می‌تواند پرده از ناکارآمدی‌های مزمن یک نظام اقتصادی بردارد که بقای خود را تا حد زیادی مدیون تنش‌های همسایگانش بوده است. **۱. تحلیل اولیه: شوک رقابت در بازار مکاره منطقه** تصور کنید بازار مکاره‌ای که تا دیروز بخشی از غرفه‌های آن تحت تحریم و منع دادوستد بودند، ناگهان آزاد شود. بدیهی است که نقش دلالان و واسطه‌هایی که در این میان امرار معاش می‌کردند، به شدت تضعیف خواهد شد. اقتصاد ترکیه، در سال‌های اخیر، نقش یک چنین واسطه‌ای را برای ایران و برخی کشورهای منطقه ایفا کرده است. از مسیرهای دور زدن تحریم‌ها گرفته تا نقش یک هاب لجستیکی و مالی برای مبادلات خاکستری، ترکیه توانسته بود از وضعیت بغرنج ایران و تنش‌های منطقه‌ای بهره‌برداری کند. با لغو تحریم‌ها و عادی‌سازی احتمالی روابط اقتصادی ایران با جهان، این نقش واسطه‌ای ترکیه به شدت کاهش می‌یابد. کالاهای ایرانی، با قیمت تمام شده پایین‌تر و دسترسی مستقیم‌تر به بازارهای جهانی، رقیبی جدی برای کالاهای ترکیه‌ای در بازارهای منطقه و حتی در داخل ترکیه خواهند شد. صنعت نساجی، مواد غذایی، پتروشیمی و برخی صنایع سبک ترکیه باید برای اولین بار با رقیبی مواجه شوند که نه تنها مزیت نزدیکی جغرافیایی را دارد، بلکه نیروی کار ارزان‌تر و منابع انرژی داخلی فراوان‌تری را نیز در اختیار خواهد داشت. در حوزه انرژی، ترکیه همواره رؤیای هاب انرژی منطقه را در سر پرورانده است. در دوران تحریم، این رؤیا با واقعیت "مسیر جایگزین" برای انرژی ایران تا حدی محقق می‌شد. اما با آزادی صادرات انرژی ایران، این کشور خود می‌تواند به یک رقیب جدی برای ترکیه در مسیرهای انتقال انرژی تبدیل شود یا حداقل، ترکیه مجبور به رقابت با مسیرهای مستقیم‌تر و ارزان‌تر شود. این نه تنها بر پروژه‌های بلندپروازانه ترکیه سایه می‌افکند، بلکه می‌تواند به کاهش درآمدهای ترانزیتی و کاهش نفوذ ژئوپلیتیک این کشور منجر شود. در بحث تورم و نرخ بهره، ترکیه در حال حاضر با تورم‌های افسارگسیخته و سیاست‌های پولی غیرمتعارف دست و پنجه نرم می‌کند. این توافق، در کوتاه‌مدت، می‌تواند با افزایش رقابت و کاهش نقش انحصاری ترکیه در برخی حوزه‌ها، فشار تورمی را تشدید کند. اگر سرمایه‌ها از بازارهای پرریسک‌تر مانند ترکیه به سمت فرصت‌های جدید در ایران یا بازارهای امن‌تر اروپایی حرکت کنند، فشار بر لیر ترکیه افزایش یافته و بانک مرکزی این کشور برای مهار فرار سرمایه و سقوط ارزش پول ملی، مجبور به اتخاذ سیاست‌های انقباضی و افزایش نرخ بهره خواهد شد؛ تصمیمی که دولت اردوغان سال‌هاست از آن گریزان است و آن را «خیانت» می‌داند. در این صورت، بورس استانبول نیز که در سال‌های اخیر تا حد زیادی متکی به سرمایه‌های داخلی و تزریق‌های دولتی بوده، با خروج سرمایه‌ها و کاهش سودآوری شرکت‌ها، وارد دوران رکود خواهد شد. این سناریو، به وضوح نشان می‌دهد که "صلح" منطقه‌ای نه یک هدیه، بلکه یک چالش بنیادین برای اقتصادی است که خود را برای رقابت در یک محیط عادی آماده نکرده است. **۲. پیامدهای اجتماعی: از سفره مردم تا پاشنه آشیل انسجام ملی** تأثیرات اقتصادی این توافق، به سرعت به لایه‌های اجتماعی نفوذ خواهد کرد و زخم‌های کهنه جامعه ترکیه را باز خواهد گشود. اولین قربانیان، طبقات فرودست و متوسط جامعه خواهند بود که در حال حاضر نیز زیر بار تورم لجام‌گسیخته و بیکاری پنهان کمر خم کرده‌اند. با تشدید رقابت و احتمال ورشکستگی برخی صنایع و مشاغل واسطه‌ای، موج جدیدی از بیکاری، به ویژه در مناطق مرزی و شهرهای کوچک که تا پیش از این از تجارت با ایران بهره‌مند بودند، فراخواهد رسید. این بیکاری نه تنها درآمد خانوارها را کاهش می‌دهد، بلکه به افزایش نابرابری‌های اجتماعی دامن می‌زند. در جامعه ترکیه، که همین حالا هم از شکاف‌های عمیق اجتماعی، قومی و سیاسی رنج می‌برد، وخامت اوضاع اقتصادی می‌تواند به فروپاشی بیش از پیش انسجام ملی منجر شود. نارضایتی‌های معیشتی به سرعت به اعتراضات اجتماعی تبدیل می‌شوند و دولت، برای مهار این اعتراضات، ممکن است به ابزارهای سرکوبگرایانه‌تر یا ایجاد دشمنان فرضی روی آورد. مهاجرت نیروی کار متخصص و جوانان تحصیل‌کرده، که همین حالا نیز یکی از دغدغه‌های جدی ترکیه است، سرعت بیشتری خواهد گرفت و "فرار مغزها" به "فرار دست‌ها" و "فرار استعدادها" نیز تعمیم خواهد یافت. این پدیده، در درازمدت، بنیان‌های توسعه پایدار را در ترکیه سست‌تر خواهد کرد. افزون بر این، مسئله پناهجویان، که در سال‌های اخیر به اهرم فشاری برای دولت ترکیه در روابط با اروپا تبدیل شده بود، ممکن است با تغییر معادلات منطقه‌ای، شکل جدیدی به خود بگیرد. در صورت کاهش منابع مالی و تشدید مشکلات اقتصادی، تحمل بار پناهجویان برای جامعه ترکیه سخت‌تر شده و این امر می‌تواند به افزایش تنش‌های اجتماعی و نژادپرستی منجر شود. دولت ترکیه، که دیگر اهرم فشار سابق را در دست ندارد، خود را در وضعیتی دشوارتر خواهد یافت که مدیریت آن بهای سنگینی از انسجام اجتماعی و اعتماد عمومی طلب می‌کند. **۳. نقد تصمیمات: رؤیاهای بر باد رفته و سوءمدیریت سیستمی** ریشه اصلی آسیب‌پذیری ترکیه در برابر "شوک صلح" را باید در تصمیمات و رویکردهای دولت این کشور در طول سالیان متمادی جستجو کرد. دولت اردوغان، به جای تمرکز بر اصلاحات ساختاری، تنوع‌بخشی اقتصادی، تقویت نهادهای دموکراتیک و حاکمیت قانون، به سیاست‌های پوپولیستی، توسعه بر پایه بدهی و پروژه‌های زیربنایی عظیم و اغلب غیرضروری روی آورده است. این مدل توسعه، که بر دوش طبقه کارگر و با قربانی کردن ارزش لیر بنا شده بود، در بهترین حالت یک موفقیت کاذب و در بدترین حالت، یک فروپاشی تدریجی بوده است. تصمیمات فاجعه‌بار در حوزه پولی و مالی، از جمله اصرار بر کاهش نرخ بهره در مواجهه با تورم‌های سه‌رقمی، نه تنها اقتصاد ترکیه را در آستانه ورشکستگی قرار داده، بلکه اعتماد سرمایه‌گذاران خارجی را به طور کامل از بین برده است. در چنین شرایطی، وقتی محیط منطقه‌ای نیز از یک وضعیت "ابهام‌دار و سودآور" به یک وضعیت "شفاف و رقابتی" تغییر می‌کند، اقتصاد ترکیه فاقد هرگونه چتر حمایتی یا مکانیسم سازگاری خواهد بود. دولت به جای آماده کردن کشور برای رقابت در یک بازار آزاد و عادلانه، بر روی مزایای موقتی ناشی از تنش‌ها و تحریم‌ها شرط‌بندی کرده بود و اکنون این قمار در حال بازگشت است. سیاست خارجی ترکیه نیز در سال‌های اخیر، به جای اتکا بر دیپلماسی پایدار و روابط دوجانبه متوازن، بر محور ماجراجویی، مداخله‌گری و تغییر ائتلاف‌ها بر اساس منافع کوتاه‌مدت استوار بوده است. این رویکرد، در حالی که ممکن است در مقاطعی منجر به دستاوردهای ژئوپلیتیک خاصی شده باشد، اما در بلندمدت از ترکیه یک بازیگر غیرقابل اعتماد ساخته است. در جهانی که به سمت کاهش تنش‌ها و عادی‌سازی حرکت می‌کند، این سیاست‌ها نه تنها فاقد کارایی خواهند بود، بلکه می‌توانند به انزوای بیشتر ترکیه منجر شوند و فرصت‌های همکاری‌های منطقه‌ای و بین‌المللی را از این کشور سلب کنند. نقد اصلی اینجاست که رهبران ترکیه، در اوج فرصت‌ها، به جای ساختن آینده‌ای باثبات و رقابتی، به دنبال بهره‌برداری از بحران‌ها بوده‌اند. **۴. اثر بر مردم: فرسایش امید و افول کیفیت زندگی** در نهایت، سنگینی این تحولات و سوءمدیریت‌ها بر دوش مردم عادی ترکیه خواهد افتاد. توافق ایران و آمریکا، به خودی خود، برای شهروندان ترک به معنای صلح و آرامش نیست، بلکه مترادف با افزایش قیمت‌ها، کاهش دستمزدها، از دست دادن شغل و افول کیفیت زندگی است. قدرت خرید لیر ترکیه به پایین‌ترین حد خود رسیده و هر روز از ارزش پس‌اندازهای مردم کاسته می‌شود. هزینه‌های زندگی، از اجاره مسکن گرفته تا مواد غذایی و سوخت، سر به فلک کشیده و رؤیای یک زندگی متوسط برای بسیاری به محاق رفته است. جوانان، که در بحرانی‌ترین دوره اقتصادی کشور متولد شده‌اند، نه تنها با نرخ بالای بیکاری و فرصت‌های شغلی محدود روبرو هستند، بلکه چشم‌انداز روشنی برای آینده خود نمی‌بینند. حس ناامیدی و بی‌اعتمادی به سیستم، به اوج خود رسیده است. این توافق، با افشای ضعف‌های اقتصادی ترکیه، می‌تواند این حس ناامیدی را تشدید کند و به موج جدیدی از سرخوردگی اجتماعی دامن بزند. نظام آموزش و بهداشت نیز، که در سال‌های اخیر تحت فشار اقتصادی قرار گرفته‌اند، با کاهش بودجه و سرمایه‌گذاری، کیفیت خدمات خود را از دست خواهند داد و دسترسی مردم به نیازهای اساسی دشوارتر خواهد شد. این یعنی مردم ترکیه به جای برداشت محصول صلح، مجبورند تاوان قمار نادرست رهبران خود را بپردازند. **۵. جمع‌بندی: صلح، آینه‌ای برای نمایش واقعیت تلخ** توافق احتمالی ایران و آمریکا برای پایان دادن به درگیری‌ها، هرچند در نگاه اول نویدبخش ثبات منطقه‌ای است، اما برای اقتصاد ترکیه می‌تواند همچون آینه‌ای باشد که واقعیت تلخ و شکننده ساختار این کشور را به وضوح بازتاب می‌دهد. اقتصادی که به جای اتکا بر تولید رقابتی، اصلاحات ساختاری و حاکمیت قانون، بر پایه سوداگری، رانت‌خواری و بهره‌برداری از بی‌ثباتی‌های منطقه‌ای بنا شده است، در مواجهه با صلح و رقابت شفاف، محکوم به افول است. دولت ترکیه، با سیاست‌های پولی و مالی نادرست، تضعیف نهادهای دموکراتیک و ماجراجویی‌های خارجی، کشور را در موقعیتی قرار داده است که از هرگونه "صلح‌دیویدند" محروم خواهد شد و در عوض، مجبور به پرداخت "جریمه صلح" است. این جریمه را نه تنها سرمایه‌داران و رانت‌خواران، بلکه میلیون‌ها شهروند عادی ترکیه، با سفره‌های خالی‌تر، جیب‌های تهی‌تر و آینده‌ای مبهم‌تر خواهند پرداخت. زمانی که جهان به سمت ثبات حرکت می‌کند، ترکیه در آستانه درهم شکستن قرار می‌گیرد، چرا که رهبرانش به جای ساختن زیربنایی محکم، بر روی باتلاقی از منافع مقطعی و فریب‌های سیاسی بنا نهاده‌اند. شوک صلح، نه یک اتفاق ناگهانی، بلکه پرده‌برداری از پیامدهای سال‌ها سوءمدیریت و خودفریبی است که اکنون با چهره‌ای بی‌رحم، خود را به مردم ترکیه نشان خواهد داد. آینده‌ای که در آن نه تنها فرصت‌های رشد از دست می‌رود، بلکه ثبات اجتماعی و امید به آینده نیز به تدریج فرسایش می‌یابد. #آزادی_بیان #کانون_دفاع_حقوق_بشر #vvmiran @baschariyat,@baschariyat https://safarbiekhtiyar.blogspot.com/ #safarbiekhtiyar

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...