Translate

۰۵ تیر، ۱۴۰۵

حزب‌الله: ارتش اسرائیل بار دیگر آتش‌بس را نقض کرد

حزب‌الله: ارتش اسرائیل بار دیگر آتش‌بس را نقض کرد

**نقض آتش‌بس در جنوب لبنان: رقص مرگبار بر لبه پرتگاه** خبر نقض آتش‌بس توسط اسرائیل در جنوب لبنان، آن‌هم در حالی که شهروندان لبنانی در حال بررسی خانه‌های آسیب‌دیده خود بودند، نه تنها یک رویداد منفرد نیست، بلکه نشانه‌ای از پویایی‌های به شدت شکننده و خطرناک در یکی از حساس‌ترین نقاط خاورمیانه است. این حادثه، در بستر جنگ جاری در غزه و تشدید تنش‌ها میان اسرائیل و حزب‌الله، ابعاد گسترده‌تری به خود می‌گیرد و می‌تواند کاتالیزوری برای یک درگیری تمام‌عیار باشد که پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی عمیقی به دنبال خواهد داشت. تحلیل این رویداد مستلزم بررسی دقیق ریشه‌ها، بازیگران، استراتژی‌ها و سناریوهای محتمل پیش‌رو است. **بستر تاریخی و ژئوپلیتیکی: تکرار چرخه‌های خشونت** تاریخچه روابط اسرائیل و لبنان، به ویژه با ظهور و تقویت حزب‌الله پس از اشغال جنوب لبنان در دهه ۸۰، همواره مملو از درگیری‌های خشونت‌آمیز و دوره‌های پر فراز و نشیب بوده است. از جنگ‌های بزرگ نظیر ۲۰۰۶ گرفته تا عملیات‌های متعدد در مرزها، این دو بازیگر اصلی منطقه‌ای در یک موازنه بازدارندگی دائمی به سر برده‌اند. این بازدارندگی بر اساس "قواعد نانوشته درگیری" شکل گرفته که معمولاً شامل هدف قرار دادن اهداف نظامی متقابل و تلاش برای پرهیز از آسیب رساندن مستقیم به غیرنظامیان یا زیرساخت‌های حیاتی (مگر در شرایط خاص و با ریسک بالا) بوده است. با این حال، حمله ۷ اکتبر حماس به اسرائیل و واکنش گسترده اسرائیل در غزه، تمامی این معادلات را بر هم زده و منطقه را وارد فاز جدیدی از بی‌ثباتی کرده است. حزب‌الله، به عنوان یکی از اعضای اصلی "محور مقاومت" و متحد استراتژیک ایران، خود را موظف به "گشودن جبهه پشتیبانی" برای حماس و مردم فلسطین می‌داند. این جبهه پشتیبانی شامل حملات موشکی و پهپادی به مواضع نظامی اسرائیل در شمال این رژیم و همچنین هدف قرار دادن شهرک‌های مرزی است که منجر به تخلیه ده‌ها هزار شهروند اسرائیلی از مناطق شمالی شده است. هدف حزب‌الله از این اقدامات، ایجاد فشار بر اسرائیل، پراکنده کردن منابع نظامی آن و نشان دادن همبستگی با مقاومت فلسطین است، اما در عین حال، این گروه تلاش کرده است تا از یک جنگ تمام‌عیار که می‌تواند لبنان را ویران کند، پرهیز نماید. این یک رقص ظریف و پرخطر بر لبه پرتگاه است که هر لحظه ممکن است تعادل آن به هم بخورد. **حادثه اخیر و اهمیت آن: عبور از خط قرمز؟** ادعای حزب‌الله مبنی بر هدف قرار دادن شهروندان لبنانی که در حال بررسی خانه‌های خود در جاده زوطر الشرقیه – میفدون بودند، در صورت اثبات، یک تحول نگران‌کننده است. این حادثه چندین بعد مهم دارد: ۱. **نقض قواعد نانوشته:** هدف قرار دادن مستقیم غیرنظامیان، به خصوص کسانی که در حال بازرسی املاک خود هستند، می‌تواند به مثابه عبور از خط قرمزی باشد که تا پیش از این، طرفین (حداقل در ظاهر) تلاش می‌کردند از آن عبور نکنند. این اقدام، چه عمدی باشد و چه ناشی از خطای محاسباتی، پتانسیل بالایی برای تشدید تنش دارد. ۲. **تأثیر روانی و عمومی:** چنین حملاتی به شدت بر روحیه و امنیت شهروندان تأثیر می‌گذارد. این امر نه تنها ترس و وحشت را افزایش می‌دهد، بلکه می‌تواند به موج جدیدی از آوارگی منجر شود و فشار داخلی را بر دولت لبنان و حتی حزب‌الله افزایش دهد تا پاسخی درخور ارائه دهند. ۳. **محک زدن بازدارندگی:** اسرائیل ممکن است با چنین اقداماتی، در حال محک زدن آستانه تحمل حزب‌الله و یا تلاش برای ایجاد بازدارندگی جدیدی باشد. این پیام می‌تواند به حزب‌الله این باشد که در صورت ادامه حملات، دامنه و نوع پاسخ اسرائیل گسترده‌تر و غیرقابل پیش‌بینی‌تر خواهد شد. ۴. **نقش اطلاعاتی:** آیا این حمله، بر مبنای اطلاعاتی مبنی بر حضور شبه‌نظامیان در بین غیرنظامیان صورت گرفته است؟ یا صرفاً تلاشی برای ایجاد رعب و وحشت بوده است؟ پاسخ به این سؤالات، ماهیت و پیامدهای حادثه را تغییر خواهد داد. **استراتژی‌های بازیگران و پتانسیل سوءتفاهم** * **استراتژی اسرائیل:** اسرائیل در قبال جبهه شمالی خود با چالش‌های پیچیده‌ای روبرو است. از یک سو، نیاز به بازگرداندن امنیت به شمال کشور و رفع تهدید حزب‌الله را دارد. از سوی دیگر، نمی‌خواهد همزمان با جنگ غزه، وارد یک جنگ تمام‌عیار دیگر با حزب‌الله شود که بسیار گسترده‌تر و پرهزینه‌تر از جنگ کنونی غزه خواهد بود. استراتژی اسرائیل در قبال لبنان، ترکیبی از حملات پیشگیرانه، پاسخ‌های هدفمند به حملات حزب‌الله، و فشار دیپلماتیک برای عقب‌نشینی حزب‌الله از مرزها بوده است. حملاتی مانند حادثه اخیر، می‌تواند بخشی از استراتژی "ایجاد درد" برای حزب‌الله و مردم لبنان باشد تا فشار داخلی برای پایان دادن به درگیری‌ها افزایش یابد. * **استراتژی حزب‌الله:** حزب‌الله نیز در وضعیت دشواری قرار دارد. از یک سو، باید به تعهد خود در حمایت از حماس عمل کند و اعتبار خود را به عنوان یک نیروی مقاومت منطقه‌ای حفظ نماید. از سوی دیگر، باید از کشاندن لبنان به یک جنگ ویرانگر جلوگیری کند که می‌تواند دستاوردهای این گروه در طول سالیان متمادی را به خطر اندازد و اعتراضات داخلی گسترده‌ای را به دنبال داشته باشد. استراتژی حزب‌الله، "جنگ محدود" یا "درگیری کنترل‌شده" است، که در آن حملات هدفمند انجام می‌شود اما از عبور از خطوط قرمزی که می‌تواند واکنش‌های غیرقابل کنترل اسرائیل را برانگیزد، خودداری می‌شود. * **خطر سوءتفاهم:** اصلی‌ترین خطر در این وضعیت، سوءتفاهم یا خطای محاسباتی است. هر یک از طرفین ممکن است آستانه تحمل دیگری را اشتباه تخمین بزنند، یا پاسخی ارائه دهند که طرف مقابل آن را فراتر از "قواعد بازی" تلقی کند. یک حمله اشتباه به یک هدف غیرنظامی حساس، یا یک واکنش نامتناسب، می‌تواند نردبان تشدید تنش را با سرعتی غیرقابل کنترل بالا ببرد. **وضعیت داخلی لبنان: دولتی ضعیف در برابر طوفان** لبنان خود در وضعیت بسیار بغرنجی قرار دارد. دولت مرکزی ضعیف و فاسد، اقتصاد ورشکسته، خلأ سیاسی طولانی‌مدت و نفوذ گسترده حزب‌الله، این کشور را به یک "دولت در شرف فروپاشی" تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، توانایی دولت لبنان برای کنترل حزب‌الله یا حتی مذاکره مؤثر با طرفین درگیر برای حفظ آرامش، بسیار محدود است. مردم لبنان، به ویژه ساکنان جنوب، بین آتش اسرائیل و سیاست‌های حزب‌الله گیر افتاده‌اند. ده‌ها هزار نفر از خانه‌های خود آواره شده‌اند و زیرساخت‌ها در حال تخریب است. تشدید درگیری‌ها، می‌تواند فروپاشی کامل لبنان را تسریع کند و بحران انسانی بی‌سابقه‌ای را رقم بزند. **نقش بازیگران بین‌المللی: تلاش‌های دیپلماتیک در برابر واقعیت میدان** جامعه بین‌المللی، به ویژه ایالات متحده، فرانسه و سازمان ملل متحد، تلاش‌هایی برای میانجی‌گری و کاهش تنش در مرز لبنان و اسرائیل انجام داده‌اند. فرستادگان ویژه، پیشنهاداتی برای "آتش‌بس طولانی‌مدت" یا "ترتیب‌های امنیتی جدید" ارائه کرده‌اند که شامل عقب‌نشینی حزب‌الله از مناطق مرزی و تقویت نیروهای یونیفل (UNIFIL) می‌شود. با این حال، این تلاش‌ها تا کنون نتیجه ملموسی نداشته است. دلیل اصلی این شکست، عدم تمایل طرفین برای تغییر معادلات فعلی تا پیش از پایان جنگ غزه و همچنین عدم اعتماد عمیق میان آنهاست. نیروهای یونیفل نیز، با وجود حضور خود در جنوب لبنان، فاقد اختیارات و توانایی لازم برای تحمیل یک آرامش پایدار هستند و عمدتاً نقش نظارتی ایفا می‌کنند. **سناریوهای محتمل پیش‌رو:** 1. **تداوم تنش کنترل‌شده:** این محتمل‌ترین سناریو در کوتاه‌مدت است. حملات متقابل ادامه می‌یابد، اما هر دو طرف تلاش می‌کنند تا از یک جنگ تمام‌عیار پرهیز کنند. این وضعیت به معنای ادامه آوارگی و ناامنی برای ساکنان مرزی خواهد بود. 2. **تشدید تدریجی به سمت جنگ تمام‌عیار:** یک خطای محاسباتی، یا یک اقدام تلافی‌جویانه بیش از حد، می‌تواند وضعیت را به سرعت از کنترل خارج کند و به یک درگیری گسترده‌تر بینجامد. این سناریو برای هر دو طرف، و به ویژه برای لبنان، فاجعه‌بار خواهد بود. 3. **دستیابی به توافق دیپلماتیک (محدود):** در صورتی که در جنگ غزه پیشرفتی حاصل شود یا فشار بین‌المللی به اوج خود برسد، ممکن است توافقی محدود برای کاهش تنش در مرز شمالی اسرائیل و جنوب لبنان حاصل شود. اما این توافقات معمولاً شکننده و موقتی هستند. 4. **بازگشت به وضعیت پیش از ۷ اکتبر:** این سناریو در حال حاضر بسیار بعید به نظر می‌رسد. تحولات اخیر چنان عمیق بوده که بازگشت به "وضعیت موجود سابق" دشوار و شاید غیرممکن باشد. **نتیجه‌گیری:** حادثه اخیر در جنوب لبنان، یادآور شکنندگی بی‌نهایت وضعیت در منطقه است. هر گلوله، هر موشک، و هر ادعای نقض آتش‌بس، پتانسیل شعله‌ور ساختن آتشی بزرگ‌تر را دارد. در حالی که اسرائیل و حزب‌الله در یک بازی پیچیده بازدارندگی و فشار متقابل مشغول‌اند، این غیرنظامیان هستند که هزینه اصلی این تنش‌ها را می‌پردازند. جامعه بین‌المللی باید با فوریت و جدیت بیشتری برای جلوگیری از یک فاجعه انسانی و امنیتی در لبنان و کل منطقه اقدام کند. بدون یک راه‌حل سیاسی پایدار برای جنگ غزه و یک چارچوب امنیتی جامع برای منطقه، رقص مرگبار بر لبه پرتگاه ادامه خواهد یافت و هر لحظه خطر سقوط به دره جنگی عمیق‌تر و گسترده‌تر وجود دارد. این تنها لبنان نیست که در معرض خطر است، بلکه ثبات کل منطقه خاورمیانه در گرو مدیریت هوشمندانه و دیپلماتیک این بحران است.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...