Translate

۰۳ تیر، ۱۴۰۵

چرا مطالبه عدالت و «بازگشت» چهره‌های نظام بشار اسد تنش‌ها را در سوریه افزایش داده است؟

چرا مطالبه عدالت و «بازگشت» چهره‌های نظام بشار اسد تنش‌ها را در سوریه افزایش داده است؟

## پیچیدگی‌های عدالت و ثبات: چرا مطالبه عدالت و «بازگشت» چهره‌های نظام اسد تنش‌ها را در سوریه افزایش داده است؟ خاورمیانه، منطقه‌ای که بیش از هر زمان دیگری درگیر چالش‌های عمیق سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است، بار دیگر شاهد برافروخته‌شدن شعله‌های نارضایتی در سوریه است. اعتراضات اخیر در چندین شهر سوریه، که با مطالبه محاکمه افراد دخیل در نقض حقوق بشر در دوران ریاست‌جمهوری بشار اسد (و اشاره ضمنی به میراث رژیم اسد) برگزار شد، به سرعت به تنش‌های امنیتی انجامیده و نگرانی‌ها از بازگشت به خشونت و بی‌ثباتی را افزایش داده است. این وضعیت، پدیده‌ای متناقض و در عین حال قابل پیش‌بینی است که ریشه‌هایی عمیق در تاریخ خشونت، سرکوب، و فقدان عدالت در این کشور جنگ‌زده دارد. برای درک این تنش‌ها، باید به همبستگی پیچیده میان مطالبه عدالت، تلاش رژیم برای بازسازی و بازگشت چهره‌های پیشین، و خلأ یک راهکار جامع سیاسی پرداخت. **تنش برآمده از تناقض: عدالت در برابر "بازگشت"** محور اصلی این تنش‌ها، تناقض آشکاری است میان دو گفتمان و حرکت موازی: از یک سو، فریاد عدالت‌خواهی مردمی که سال‌ها تحت ستم بوده‌اند و از سوی دیگر، اصرار رژیم بر بازگشت به وضعیت پیشین، که شامل بازپروری و بازگشت چهره‌های کلیدی دوران قبل از جنگ یا حتی حین جنگ، و عدم پاسخگویی برای جنایات گذشته است. **۱. زخم‌های باز عدالت‌خواهی: میراث سرکوب و انکار** مردم سوریه، دهه‌ها تحت حکمرانی خاندان اسد، هم حافظ اسد و هم بشار اسد، تجربه‌ای تلخ از سرکوب، نقض حقوق بشر، و فقدان آزادی‌های اساسی را پشت سر گذاشته‌اند. از کشتار حما در دهه ۱۹۸۰ تا زندان تدمر و سرکوب وحشیانه اعتراضات مسالمت‌آمیز سال ۲۰۱۱، حافظه جمعی سوری‌ها مملو از بی‌عدالتی‌ها و جنایات سازمان‌یافته است. میلیون‌ها نفر آواره شده‌اند، صدها هزار نفر کشته یا ناپدید گشته‌اند و زیرساخت‌های کشور به کلی ویران شده است. در چنین بستری، مطالبه عدالت نه تنها یک خواسته سیاسی، بلکه یک نیاز روان‌شناختی و اجتماعی عمیق است. این مطالبه، تنها به محاکمه عاملان محدود نمی‌شود؛ بلکه شامل افشای حقیقت، جبران خسارت قربانیان، و تضمین عدم تکرار چنین فجایعی نیز هست. بدون یک فرایند عدالت انتقالی شفاف و قابل اعتماد، که به زخم‌های گذشته بپردازد و پاسخگویی را برای جنایات جنگی و نقض حقوق بشر تضمین کند، صلح پایدار در سوریه صرفاً یک توهم باقی خواهد ماند. مردم نمی‌توانند از گذشته عبور کنند در حالی که عاملان رنج و ویرانی‌شان بدون مجازات، آزادانه در جامعه جولان می‌دهند و حتی مناصب قدرت را حفظ می‌کنند. **۲. بازگشت چهره‌های پیشین: پیامی از بی‌تغییری و بی‌اعتنایی** در نقطه مقابل، "بازگشت" چهره‌های نظام بشار اسد، پیامی کاملاً متضاد را به افکار عمومی منتقل می‌کند. این "بازگشت" می‌تواند ابعاد مختلفی داشته باشد: * **بازگشت مقامات امنیتی و نظامی:** بازگشت یا تداوم حضور چهره‌هایی که مستقیماً در سرکوب‌ها و نقض حقوق بشر دست داشته‌اند، نه تنها بی‌اعتنایی آشکار به خواسته‌های مردم است، بلکه نمادی از مصونیت از مجازات و عدم تمایل رژیم به هرگونه اصلاحات واقعی است. این افراد با سابقه طولانی در دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی، نمادهای زنده سیستم سرکوب هستند. * **بازپروری سیاسی:** در برخی مناطق که تحت کنترل مجدد رژیم قرار گرفته‌اند، شاهد بازپروری و بازگشت برخی مسئولین محلی یا چهره‌های دولتی هستیم که شاید برای مدتی در حاشیه قرار گرفته بودند. این اقدام، در غیاب یک روند آشتی ملی، صرفاً به معنای بازگشت به ساختار قدرت سابق و بازتولید همان الگوهای حکمرانی است که منجر به بحران شد. * **بازگشت پناهندگان و آوارگان:** حتی در زمینه بازگشت آوارگان و پناهندگان، که از نظر انسانی بسیار ضروری است، سایه این "بازگشت چهره‌ها" دیده می‌شود. بسیاری از این افراد از ترس دستگیری، انتقام‌جویی، یا قرار گرفتن دوباره تحت کنترل همان دستگاه‌هایی که از آنها گریخته بودند، حاضر به بازگشت نیستند. حضور چهره‌های مرتبط با سرکوب در مواضع قدرت، این ترس را تشدید می‌کند. این "بازگشت" در عمل به معنای بازگشت به وضعیت "قبل از جنگ" نیست، بلکه بازگشت به یک ساختار قدرتمند و سرکوبگر است که تنها ظاهر ثبات را حفظ می‌کند، در حالی که در عمق جامعه، نارضایتی‌ها و کینه‌ها را انباشته می‌سازد. برای مردمی که خانه‌هایشان ویران شده، عزیزانشان را از دست داده‌اند، و رؤیاهایشان نقش بر آب شده است، دیدن دوباره عاملان این فجایع در قدرت، نه تنها توهین‌آمیز است، بلکه احساس بی‌عدالتی را به اوج خود می‌رساند و آنها را وادار به اعتراض می‌کند. **۳. اقتصاد فروپاشیده و سوخت بحران** بحران اقتصادی عمیق در سوریه، کاتالیزور قدرتمندی برای این اعتراضات است. سال‌ها جنگ، تحریم‌های بین‌المللی، فساد گسترده و سوءمدیریت، اقتصاد سوریه را به نقطه فروپاشی کشانده است. کمبود سوخت، افزایش سرسام‌آور قیمت‌ها، بیکاری گسترده و ناتوانی دولت در ارائه خدمات اولیه، زندگی روزمره مردم را به شدت دشوار کرده است. در چنین شرایطی، مطالبه عدالت و پاسخگویی، نه تنها یک خواسته اخلاقی، بلکه به نوعی با مطالبات اقتصادی نیز گره می‌خورد. مردم عاملان وضعیت کنونی را همان چهره‌هایی می‌دانند که سال‌ها از طریق فساد و سوءاستفاده از قدرت، کشور را به این وضع رسانده‌اند. ناتوانی در تأمین حداقل‌های زندگی، عصیان اجتماعی را تشدید می‌کند و به مطالبات سیاسی و عدالت‌خواهانه رنگ و بوی اضطراری‌تری می‌بخشد. **۴. بن‌بست سیاسی و خلأ راه‌حل جامع** یکی از دلایل اصلی تشدید تنش‌ها، فقدان یک افق سیاسی روشن برای حل بحران سوریه است. روند صلح ژنو عملاً به بن‌بست خورده، و تلاش‌های بین‌المللی برای یک گذار سیاسی معنادار با مقاومت رژیم و اختلافات قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی مواجه شده است. در غیاب یک روند سیاسی فراگیر که صدای همه گروه‌ها را بشنود و به مطالبات مشروع مردم پاسخ دهد، اعتراضات خیابانی تنها راه باقی‌مانده برای ابراز نارضایتی می‌شود. رژیم سوریه با تکیه بر حمایت روسیه و ایران، و با استفاده از تاکتیک‌های امنیتی و نظامی، همچنان به دنبال حفظ وضعیت موجود و عدم پذیرش هرگونه راه‌حل سیاسی است که منجر به تضعیف قدرت یا پاسخگویی شود. این بن‌بست، چرخه‌ای معیوب از نارضایتی، سرکوب و تنش‌های فزاینده را ایجاد می‌کند. **۵. پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی** تشدید تنش‌ها در سوریه تنها به مرزهای این کشور محدود نخواهد ماند. سوریه به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک خود، صحنه رقابت و درگیری بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی است. هرگونه بی‌ثباتی جدید می‌تواند منجر به دخالت‌های بیشتر خارجی، موج جدیدی از آوارگی، و شعله‌ور شدن مجدد درگیری‌های مسلحانه شود که تأثیرات مخربی بر کل منطقه خواهد داشت. ترکیه، ایران، روسیه، آمریکا و حتی رژیم صهیونیستی، هر یک منافع خاص خود را در سوریه دنبال می‌کنند و هرگونه تغییر در معادلات داخلی، می‌تواند توازن قدرت منطقه‌ای را برهم زند. **نتیجه‌گیری: صلح شکننده بر بستر بی‌عدالتی** مطالبه عدالت و "بازگشت" چهره‌های نظام، دو نیروی متضاد هستند که مانند دو لبه یک قیچی، آرامش شکننده سوریه را تهدید می‌کنند. مردم سوریه، پس از بیش از یک دهه رنج و ویرانی، به دنبال پایان دادن به چرخه مصونیت از مجازات هستند و نمی‌توانند بر روی زخم‌های بی‌عدالتی، بنای صلح پایدار بسازند. از سوی دیگر، رژیم اسد با تکیه بر قدرت و حمایت متحدانش، در تلاش است تا با بازگرداندن همان ساختارهای قدرت و چهره‌های پیشین، ثبات خود را به ظاهر بازسازی کند، اما این "ثبات" توخالی و بر پایه سرکوب، نارضایتی و ترس است. تا زمانی که یک فرایند سیاسی جامع و فراگیر آغاز نشود که به مطالبات مشروع مردم برای عدالت، پاسخگویی و تغییرات واقعی پاسخ دهد، و تا زمانی که رژیم بر رویکرد عدم پاسخگویی و بازپروری عاملان سرکوب اصرار ورزد، سوریه همچنان در آستانه درگیری‌های جدید باقی خواهد ماند. آرامش اجتماعی یک کشور، بر پایه‌های عدالت و اعتماد استوار است، نه بر روی تلی از خاکستر بی‌عدالتی و ترس. بحران کنونی در سوریه، یادآوری تلخی است که بدون رسیدگی به ریشه‌های عمیق نارضایتی و بی‌عدالتی، هیچ راه‌حل پایداری برای صلح وجود نخواهد داشت. این تنش‌ها نه تنها زنگ خطری برای سوریه، بلکه هشداری برای جامعه جهانی است که مسئله سوریه هنوز حل نشده و می‌تواند هر لحظه با قدرت بیشتری شعله‌ور شود.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...