Translate

۰۵ تیر، ۱۴۰۵

«نبرد بر سر نفوذ» در تنگه هرمز در روایت رسانه‌های عرب

«نبرد بر سر نفوذ» در تنگه هرمز در روایت رسانه‌های عرب

**نبرد روایت‌ها در تنگه هرمز: نگاهی تحلیلی به بازتاب رسانه‌های عربی** تنگه هرمز، این آبراه استراتژیک و حیاتی در قلب خلیج فارس، از دیرباز شریان اصلی انتقال انرژی جهان و کانون رقابت‌های ژئوپلیتیک بوده است. هرگونه تحول در وضعیت این تنگه، چه از نظر نظامی و چه از منظر گفتمانی، بلافاصله بازتابی گسترده در رسانه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی پیدا می‌کند. در سال‌های اخیر، با تشدید تنش‌ها میان ایران و ایالات متحده، تنگه هرمز به نمادی از این رویارویی تبدیل شده و هر اظهارنظر یا اقدام مربوط به آن، به سرعت دستمایه "نبرد بر سر نفوذ" در روایت‌ها و افکار عمومی می‌گردد. پوشش گسترده و اغلب متناقض اظهارات ایران و آمریکا درباره وضعیت این تنگه در رسانه‌های جهان عرب، نه تنها منعکس‌کننده اهمیت این آبراه، بلکه نشان‌دهنده پیچیدگی‌ها، اختلافات و پویایی‌های داخلی خود جهان عرب و نقش آن در این معادله ژئوپلیتیک است. **اهمیت ژئوپلیتیک تنگه هرمز: بیش از یک آبراه** برای درک عمق این "نبرد بر سر نفوذ" در روایت‌های رسانه‌ای عرب، ابتدا باید به اهمیت بی‌بدیل تنگه هرمز پرداخت. این تنگه، تنها ۵۰ کیلومتر عرض در باریک‌ترین نقطه خود دارد، اما مسیر عبور حدود یک پنجم نفت جهان و بخش قابل توجهی از گاز طبیعی مایع (LNG) است. اقتصاد جهانی، به ویژه اقتصادهای وابسته به انرژی در آسیا و اروپا، به شدت به جریان بی‌وقفه و ایمن این سوخت‌ها از طریق هرمز متکی هستند. هرگونه اخلال در این مسیر می‌تواند منجر به شوک‌های قیمتی، رکود اقتصادی و بی‌ثباتی ژئوپلیتیک در مقیاس جهانی شود. برای کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، نظیر عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت و قطر، هرمز تنها یک مسیر ترانزیتی نیست؛ این تنگه، شریان حیاتی صادرات انرژی و واردات کالا و مواد اولیه آن‌هاست. امنیت هرمز با امنیت ملی و اقتصادی این کشورها پیوندی ناگسستنی دارد. به همین دلیل، هرگونه تهدید یا بی‌ثباتی در این منطقه، بلافاصله نگرانی‌های جدی را در پایتخت‌های عربی برمی‌انگیزد و به محور اصلی پوشش رسانه‌ای آن‌ها تبدیل می‌شود. **روایت ایران: حق حاکمیت، بازدارندگی و اهرم فشار** ایران، به عنوان یکی از دو بازیگر اصلی در کنترل این تنگه (در کنار عمان)، روایتی خاص از وضعیت هرمز ارائه می‌دهد. این روایت عمدتاً بر مفاهیمی چون حق حاکمیت، توانایی دفاعی و بازدارندگی استوار است. مقامات ایرانی بارها تاکید کرده‌اند که تنگه هرمز یک "حق مسلم" برای عبور و مرور امن است، اما همزمان هشدار داده‌اند که در صورت تضییع حقوق خود، به ویژه در زمینه صادرات نفت ناشی از تحریم‌ها، ممکن است اجازه عبور ایمن نفت دیگران را نیز ندهند. این "تهدید به بستن تنگه" یا "محدود کردن عبور و مرور"، عمدتاً به عنوان اهرمی برای اعمال فشار بر جامعه جهانی و ایالات متحده برای لغو تحریم‌ها به کار رفته است. در رسانه‌های عربی، به ویژه آن‌هایی که رویکردی انتقادی نسبت به ایران دارند (مانند الجزیره سعودی یا العربیه)، این روایت ایرانی اغلب به شکلی منفی و "تهدیدآمیز" بازتاب می‌یابد. ایران به عنوان یک "قدرت بی‌ثبات‌کننده" و "بازیگری غیرقابل پیش‌بینی" معرفی می‌شود که قصد دارد با "گروگان‌گیری" یک آبراه بین‌المللی، اهداف منطقه‌ای خود را پیش ببرد. تحلیل‌ها بر این محور متمرکز می‌شوند که تهدید ایران برای بستن تنگه، خطری جدی برای امنیت انرژی جهان و ثبات منطقه است و خواستار موضعی قاطع از سوی جامعه بین‌الملل در برابر این تهدیدها می‌شوند. در مقابل، رسانه‌هایی که رویکردی متوازن‌تر یا حتی همسو با ایران دارند (مانند برخی رسانه‌های عراقی یا لبنانی)، تلاش می‌کنند تا روایت ایران را در چارچوب حق حاکمیت و واکنش به "فشار حداکثری" آمریکا قرار دهند. این رسانه‌ها ممکن است بر این نکته تاکید کنند که ایران تنها در پی دفاع از منافع مشروع خود است و تهدیدهایش صرفاً یک واکنش دفاعی و بازدارنده در برابر تجاوزات خارجی است. **روایت آمریکا: آزادی ناوبری، ثبات منطقه و مقابله با تهدید** ایالات متحده آمریکا، به عنوان قدرت مسلط نظامی در منطقه و حافظ منافع متحدان خود، روایتی متفاوت از تنگه هرمز دارد. این روایت بر مفاهیمی چون "آزادی ناوبری"، "حفظ امنیت مسیرهای آبی بین‌المللی" و "مقابله با تهدیدات علیه ثبات منطقه" متمرکز است. آمریکا با حضور نظامی چشمگیر خود در خلیج فارس (ناوگان پنجم دریایی)، خود را ضامن امنیت هرمز و تجارت جهانی معرفی می‌کند. مقامات آمریکایی مکرراً بر تعهد خود به حفظ آزادی ناوبری در هرمز تاکید کرده و هرگونه تلاش برای اخلال در آن را با "پاسخی قاطع" مواجه خواهند کرد. در رسانه‌های عربی، این روایت آمریکایی نیز به اشکال گوناگون منعکس می‌شود. در رسانه‌های نزدیک به عربستان سعودی و امارات، آمریکا به عنوان "ضامن امنیت منطقه" و "تنها نیروی قادر به مهار جاه‌طلبی‌های ایران" معرفی می‌گردد. این رسانه‌ها، حضور نظامی آمریکا را "ضروری" و "بازدارنده" دانسته و تاکید می‌کنند که بدون این حضور، ایران می‌تواند آزادانه منطقه را بی‌ثبات کند. تحلیل‌ها بر قدرت و توانایی آمریکا در "حفظ امنیت هرمز" و "پاسخ به هرگونه اقدام تحریک‌آمیز" تمرکز دارند. اما در رسانه‌هایی که رویکردی ضدآمریکایی یا ملی‌گرایانه دارند، حضور آمریکا ممکن است به عنوان "اشغالگری"، "مداخله‌جویی" یا "عامل بی‌ثباتی" به تصویر کشیده شود. این رسانه‌ها ممکن است این سوال را مطرح کنند که آیا حضور آمریکا واقعاً به نفع منطقه است یا صرفاً به تنش‌ها دامن می‌زند و فرصت را برای راه‌حل‌های منطقه‌ای از بین می‌برد. **رسانه‌های عربی در میانه "نبرد روایت‌ها": بازتاب اختلافات داخلی** نقش رسانه‌های عربی در پوشش اظهارات متناقض ایران و آمریکا، تنها یک بازتاب منفعل از رویدادها نیست، بلکه خود بخشی فعال از "نبرد بر سر نفوذ" است. جهان عرب، به رغم اشتراکات فرهنگی و زبانی، از اختلافات و رقابت‌های عمیقی رنج می‌برد. رقابت میان قطر و عربستان سعودی، شکاف‌های ایدئولوژیک، و مواضع متفاوت نسبت به مسائل منطقه‌ای (مانند سوریه، یمن یا لبنان) همگی بر نحوه پوشش اخبار تنگه هرمز تاثیر می‌گذارند. * **رسانه‌های نزدیک به عربستان سعودی و امارات (مانند العربیه و اسکای نیوز عربی):** این رسانه‌ها عموماً موضعی سختگیرانه و خصمانه در قبال ایران اتخاذ می‌کنند. آن‌ها تهدیدات ایران را برجسته کرده و بر ضرورت مقابله با آن تاکید می‌ورزند. روایت آمریکا مبنی بر "آزادی ناوبری" و "حفظ ثبات" مورد حمایت کامل آن‌هاست و حضور نظامی آمریکا را حیاتی می‌دانند. هدف این رسانه‌ها، تقویت ائتلاف ضدایرانی و توجیه سیاست‌های خارجی کشورهای متبوع خود است. * **رسانه‌های نزدیک به قطر و ترکیه (مانند الجزیره):** رویکرد الجزیره، اگرچه گاهی متعادل‌تر به نظر می‌رسد، اما نمی‌توان آن را کاملاً بی‌طرف دانست. در دورانی که قطر با تحریم‌های سعودی و اماراتی مواجه بود و به ایران و ترکیه نزدیک‌تر شده بود، پوشش الجزیره نسبت به ایران ممکن بود کمتر خصمانه و با تاکید بیشتری بر "مذاکره" یا "ریشه‌های تنش" باشد. این رسانه‌ها گاهی نقش آمریکا را نیز زیر سوال می‌برند و بر پیامدهای احتمالی تشدید تنش برای کل منطقه تاکید می‌کنند. * **رسانه‌های عراقی، لبنانی و یمنی:** این رسانه‌ها بسته به گرایش‌های سیاسی داخلی خود، پوشش بسیار متنوعی دارند. برخی رسانه‌های نزدیک به محور مقاومت، روایت ایران را تقویت کرده و آمریکا را متهم به ایجاد تنش می‌کنند. در مقابل، رسانه‌های مخالف این محور، بر نقش بی‌ثبات‌کننده ایران تاکید کرده و خواستار مداخله بیشتر بین‌المللی برای مهار آن می‌شوند. این گوناگونی در پوشش رسانه‌ای، نشان می‌دهد که "نبرد بر سر نفوذ" در تنگه هرمز، تنها میان ایران و آمریکا نیست، بلکه ابعاد پیچیده‌ای در درون جهان عرب نیز دارد. هر رسانه با گزینش واژه‌ها، انتخاب تحلیلگران، و برجسته‌سازی جنبه‌های خاصی از اخبار، تلاش می‌کند تا روایت مورد نظر حامیان خود را شکل داده و افکار عمومی را در راستای منافع سیاسی، اقتصادی و امنیتی آن‌ها هدایت کند. **جنبه‌های روان‌شناختی و استراتژیک "نبرد روایت‌ها"** اظهارات متناقض ایران و آمریکا درباره تنگه هرمز، تنها بیانگر مواضع رسمی نیست؛ این اظهارات، بخشی از یک جنگ روان‌شناختی و استراتژیک است. * **برخورد در لبه پرتگاه (Brinkmanship):** هر دو طرف با اظهارات تند و هشداردهنده، سعی در نشان دادن عزم و قدرت خود دارند. این یک بازی خطرناک در لبه پرتگاه است که هدف آن بازدارندگی طرف مقابل از اقدام عملی و در عین حال کسب امتیاز در مذاکرات احتمالی است. * **کسب حمایت داخلی و بین‌المللی:** ایران با نمایش قدرت در هرمز، قصد دارد به مخاطبان داخلی خود نشان دهد که در برابر فشارهای خارجی تسلیم نمی‌شود. آمریکا نیز با تاکید بر "آزادی ناوبری"، سعی در جلب حمایت متحدان و جامعه جهانی برای سیاست‌های خود دارد. * **مهندسی ادراک (Perception Management):** هر دو طرف تلاش می‌کنند تا با شکل‌دهی به افکار عمومی، خود را طرف "حق" و "مسئولیت‌پذیر" معرفی کنند و دیگری را "متجاوز" یا "بی‌ثبات‌کننده". رسانه‌های عربی در این میان، نقش حیاتی در تقویت یا تضعیف این ادراکات ایفا می‌کنند. **خطرات و پیامدها** "نبرد روایت‌ها" در تنگه هرمز، به رغم ماهیت گفتمانی‌اش، خطرات واقعی و ملموسی دارد: 1. **سوءتفاهم و محاسبات غلط:** ادبیات تند و متناقض می‌تواند به سوءتفاهم منجر شده و خطر یک درگیری تصادفی یا عمدی را افزایش دهد. هر حرکت اشتباهی می‌تواند شعله‌های جنگ را برافروزد. 2. **بی‌ثباتی اقتصادی:** حتی تهدید به اخلال در هرمز می‌تواند باعث افزایش قیمت نفت، افزایش حق بیمه کشتی‌ها و ایجاد بی‌ثباتی در بازارهای جهانی شود که به ضرر همه، به ویژه کشورهای منطقه است. 3. ** تشدید درگیری‌های منطقه‌ای:** تنگه هرمز تنها یک آبراه نیست، بلکه نمادی از رقابت‌های گسترده‌تر در منطقه است (یمن، عراق، سوریه). تشدید تنش‌ها در هرمز می‌تواند این درگیری‌ها را نیز شعله‌ورتر کند. **نتیجه‌گیری** تنگه هرمز، بیش از یک معبر آبی، به صحنه‌ای برای "نبرد بر سر نفوذ" تبدیل شده است که در آن روایت‌ها، ادراکات و قدرت نرم، به اندازه قدرت سخت نظامی اهمیت دارند. رسانه‌های عربی در این میان، نقش کلیدی ایفا می‌کنند؛ آن‌ها نه تنها منعکس‌کننده این نبرد هستند، بلکه خود بخشی از آن محسوب می‌شوند. پوشش رسانه‌ای متناقض و جانبدارانه در جهان عرب، نشان‌دهنده شکاف‌های عمیق منطقه‌ای، رقابت‌های ژئوپلیتیک و تلاش هر یک از بازیگران برای شکل‌دهی به افکار عمومی در راستای منافع خود است. در شرایطی که خطرات سوءتفاهم و محاسبات غلط در اوج قرار دارد، درک عمیق این "نبرد روایت‌ها" و توانایی تشخیص لایه‌های مختلف آن، برای تحلیلگران و سیاست‌گذاران از اهمیت حیاتی برخوردار است. آینده منطقه تا حد زیادی به نحوه مدیریت این تنش‌ها و یافتن راهی برای همزیستی مسالمت‌آمیز، حتی در بستر رقابت‌های شدید، بستگی خواهد داشت و روایت‌هایی که از این شریان حیاتی منتشر می‌شوند، نقش مهمی در تعیین این آینده ایفا خواهند کرد.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...