روز جهانی پناهندگان؛ سازمان ملل: بازگشت به خانه برای خانوادههای مهاجر سرآغاز یک مبارزه جدید است
## خانهبهدوشی ابدی: وقتی بازگشت، خود آغازیست بر آوارگی جدید بازگشت به خانه؟ برای میلیونها مهاجر افغان، این عبارت بیش از آنکه نویدبخش آرامش و امنیت باشد، سرآغازی است بر فصلی جدید از رنج، ناامنی و بیخانمانی. بیانیه دفتر هماهنگی کمکهای بشردوستانه ملل متحد (اوچا) در افغانستان به مناسبت ۲۰ ژوئن، روز جهانی پناهنده، که بازگشت به "خانه" را "آغاز یک مبارزه جدید" میخواند، در نگاه اول شاید اعترافی صادقانه به عمق فاجعه باشد، اما در پس پرده این واژگان، سوالات بیشماری نهفته است که بر ناکارآمدی و مسئولیتگریزی جمعی جامعه جهانی سایه میافکند. آیا واقعاً این تعبیر تلخ، تنها یک توصیف است، یا اقراری دیرهنگام به شکست سیستمی است که در مدیریت یکی از طولانیترین بحرانهای بشری، تنها به رصد و ثبت آمار بسنده کرده است؟ از سال ۲۰۲۳ تاکنون، بیش از ۶ میلیون مهاجر افغان به کشورشان بازگشتهاند. عددی سرسامآور که نه تنها نشانگر ابعاد وسیع یک جابهجایی عظیم انسانی است، بلکه فریادی خاموش از فشارهای پنهان و آشکاری است که این افراد را وادار به ترک "خانه دوم" و بازگشت به "خانه اولی" کرده که اغلب چیزی جز ویرانه یا بستر ناامنی نیست. "استقامت، شجاعت و عزم" این بازگشتکنندگان، که دفتر کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد (UNHCR) آن را میستاید، تعابیر زیبایی است که در گوش میلیونها انسان گرسنه، بیسرپناه و فاقد چشمانداز آینده، پوچ و بیمعنا به نظر میرسد. آیا این ستایشها، مسئولیت جامعه جهانی را برای فراهم آوردن حداقلهای زندگی برای این انسانها کاهش میدهد؟ آیا تقدیر از شجاعت، میتواند جای گرسنگی را بگیرد، سرپناهی ویران را بازسازی کند یا شغل از دست رفته را بازگرداند؟ بیایید از کلیشههای دیپلماتیک و زبان رسمی فاصله بگیریم و به عمق "مبارزه جدیدی" که اوچا از آن سخن میگوید، بپردازیم. این مبارزه، نه تنها با نداری و محرومیتهای مادی آغاز میشود، بلکه با زخمی عمیق بر روان و هویت میلیونها انسان همراه است. مهاجرانی که دههها در کشوری دیگر زندگی کردهاند، زبان و فرهنگ جدیدی آموختهاند، فرزندانی دارند که در سرزمینی بیگانه متولد شده و رشد کردهاند، اکنون ناگهان به مکانی بازگردانده میشوند که نه آن را میشناسند و نه کسی آنان را. بازگشت، در بسیاری از موارد، به معنای از دست دادن سرمایههای اندکی است که در غربت فراهم آورده بودند؛ سرمایههایی که میتوانست پشتوانه زندگی آنان در جامعه میزبان باشد. اکنون، آنان نه در "خانه قبلی" خود جای دارند و نه توان بازسازی زندگی در "خانه جدید" را. این مبارزه، مبارزهای است برای بقا در سرزمینی که زخمهایش عمیقتر از آن است که بتواند میزبان میلیونها "فرزند بازگشته" اما غریبپرور باشد. افغانستان، دهههاست که صحنه نبردهای داخلی و خارجی، تغییر رژیمها و مداخلات بینالمللی بوده است. نسلی که امروز به "خانه" بازمیگردد، همان نسلی است که در پی تهاجم شوروی، جنگهای داخلی، ظهور طالبان، و سپس تهاجم ائتلاف بینالمللی به رهبری آمریکا، مجبور به ترک دیار خود شد. هر موجی از ناامنی، آوارگی جدیدی به همراه آورد و هر موجی از "بازگشت"، به معنای قرار گرفتن در برابر چالشی تازه بود. آنچه در دو دهه گذشته به نام "بازسازی" و "توسعه" در افغانستان صورت گرفت، اغلب پروژههایی ناکارآمد، فسادآلود و فاقد ریشههای عمیق اجتماعی بود که نتوانست زیرساختهای لازم برای جذب میلیونها نفر را فراهم آورد. اکنون، با سقوط مجدد نظام سیاسی سابق و تسلط طالبان، بسیاری از آن زیرساختهای شکننده نیز از میان رفته و وضعیت اقتصادی کشور در آستانه فروپاشی کامل قرار دارد. بنابراین، وقتی UNCHR از "بازگشتکنندگان" و "بیجاشدگان" به طور همزمان سخن میگوید، در واقع به یک حقیقت تلخ اشاره میکند: بسیاری از آن ۶ میلیون نفری که "بازگشتهاند"، در واقع تنها از یک اردوگاه آوارگی به اردوگاه دیگری منتقل شدهاند. آنان در وطن خود نیز "بیجاشده" محسوب میشوند، چرا که نه سرپناهی دارند، نه شغلی و نه دسترسی به خدمات اساسی. بسیاری از این افراد در شهرهای بزرگ یا مناطق مرزی پناه گرفتهاند، جایی که خود از کمترین امکانات برخوردار است. این چرخه معیوب آوارگی، نشانهای آشکار از شکست جامعه جهانی در حل ریشهای بحران افغانستان است؛ شکستی که تنها به مدیریت سطحی علائم، و نه درمان عمیق بیماری، بسنده کرده است. جامعه جهانی، و در راس آن سازمان ملل متحد، در قبال سرنوشت این میلیونها انسان مسئولیت بزرگی دارد. مسئولیت تنها به ثبت آمار و انتشار بیانیههای ستایشآمیز محدود نمیشود. این سازمانها، با توجه به قدرت دیپلماتیک و منابع گستردهای که در اختیار دارند، باید فراتر از نقش "ناظر" عمل کنند و به "عاملی" فعال برای ایجاد راهحلهای پایدار تبدیل شوند. کمکهای بشردوستانه ضروری است، اما کافی نیست. باید به سمت ایجاد فرصتهای شغلی پایدار، بازسازی زیرساختهای اساسی، دسترسی به آموزش و بهداشت، و فراهم آوردن امنیت لازم حرکت کرد. اینها تنها با همکاری و فشار بر حکومت وقت افغانستان و حمایتهای بینالمللی وسیع و پایدار امکانپذیر است. از سوی دیگر، باید نقش کشورهای میزبان در این میان را نیز با دید انتقادی نگریست. فشارهای فزاینده و گاهاً غیرانسانی برخی کشورها برای اخراج مهاجران افغان، به جای آنکه فرصتی برای بازگشت آبرومندانه فراهم آورد، تنها بر بحران میافزاید و "بازگشتکنندگان" را به قربانیان جدیدی در بازیهای سیاسی تبدیل میکند. این رویکرد، نه تنها به حل مشکل کمکی نمیکند، بلکه بار سنگینی را بر دوش کشوری میگذارد که خود در آستانه فروپاشی است و به این ترتیب، زمینه را برای موجهای جدیدی از مهاجرت اجباری فراهم میآورد. بیانیه اوچا که میگوید بازگشت "آغاز یک مبارزه جدید است"، در واقع عریانکننده حقیقت تلخی است که سالهاست توسط لنزهای دوربین و زبان دیپلماتها پوشانده شده است. این مبارزه جدید، نه قهرمانانه و افتخارآمیز، بلکه دردناک، طاقتفرسا و اغلب بیحاصل است. مبارزهای که در آن، خانههای ویران، زمینهای بایر، و چشمانداز مبهم آینده، در انتظارند. کودکانی که در سایه سنگین آوارگی قد کشیدهاند، اکنون در "وطن" خود نیز با نگاههای غریبه مواجه میشوند و باید برای ابتداییترین نیازهای زندگی بجنگند. باید این پرسش را مطرح کرد: چه کسی مسئول این چرخه بیپایان رنج است؟ آیا تنها طالبان مسئول وضعیت کنونیاند؟ یا جامعه جهانی که گاهی با مداخلات شتابزده و گاهی با بیتفاوتی مطلق، به این وضعیت دامن زده است؟ واقعیت آن است که مسئولیت این فاجعه، مشترک و چندوجهی است. هر بازیگری، از قدرتهای منطقهای گرفته تا نهادهای بینالمللی و حکومتهای داخلی، سهمی در این تراژدی ایفا کرده است. روز جهانی پناهنده، نباید تنها فرصتی برای انتشار آمارهای نگرانکننده و ستایشهای پرطمطراق باشد. این روز، باید یادآور مسئولیت مشترک بشریت در قبال میلیونها انسانی باشد که بیگناه در آتش جنگها و سیاستهای نادرست میسوزند. "بازگشت به خانه" برای مهاجران افغان، تنها زمانی میتواند معنای واقعی خود را بیابد که خانهای واقعی در انتظارشان باشد؛ خانهای که در آن امنیت، کرامت و امید به آیندهای بهتر، سرپناه اصلی باشد، نه آغاز یک "مبارزه جدید" بیحاصل. تا زمانی که این خانه ساخته نشود، بازگشت، خود تنها فصلی دیگر از خانهبهدوشی ابدی خواهد بود. #آزادی_بیان #کانون_دفاع_حقوق_بشر #vvmiran @baschariyat,@baschariyat https://safarbiekhtiyar.blogspot.com/ #safarbiekhtiyar