Translate

۲۷ تیر، ۱۴۰۵

پایان هفتمین شب حملات آمریکا؛ ایران از حمله به اهدافی در کویت، بحرین، اردن و عربستان خبر می‌دهد

پایان هفتمین شب حملات آمریکا؛ ایران از حمله به اهدافی در کویت، بحرین، اردن و عربستان خبر می‌دهد

## شب هفتم تقابل: تلاشی برای مهار یا شعله‌ور شدن آتش در خاورمیانه؟ پایان یافتن هفتمین شب پیاپی حملات آمریکا به اهدافی در ایران و همزمان، ادعای ایران مبنی بر هدف قرار دادن منافعی در کشورهای منطقه‌ای کویت، بحرین، اردن و عربستان سعودی، نه تنها فصلی جدید از تنش‌ها را در خاورمیانه گشوده، بلکه سوالات بنیادینی را درباره آینده این درگیری و ثبات منطقه‌ای مطرح می‌سازد. این رخدادها، که در بستر بی‌ثباتی فزاینده ناشی از جنگ غزه و عملیات‌های یمن و عراق رخ می‌دهد، پیچیدگی‌های ژئوپلیتیک منطقه را دوچندان کرده و مسیرهای احتمالی را میان تشدید درگیری یا حرکت به سمت یک آرامش ناپایدار ترسیم می‌کند. **حملات آمریکا: اهداف و پیامدها** اعلام سنتکام مبنی بر پایان حملات در ساعت پنج بامداد شنبه به وقت تهران، نشان‌دهنده یک دوره عملیاتی فشرده بود که به گفته واشنگتن، هدف آن تضعیف توانایی‌های جمهوری اسلامی و ممانعت از اقدامات بی‌ثبات‌کننده بیشتر در منطقه است. اهداف اعلام شده توسط آمریکا – مراکز نظارتی، زیرساخت‌های لجستیکی، انبارهای زیرزمینی سلاح و توانایی‌های دریایی ایران – نشان می‌دهد که استراتژی ایالات متحده بر کاستن از قدرت لجستیکی و عملیاتی ایران، به‌ویژه در حمایت از گروه‌های نیابتی و توانمندی‌های دریایی آن در آبراه‌های حیاتی منطقه، متمرکز بوده است. هدف از این حملات، ارسال پیام قاطع به تهران درباره هزینه‌های اقدامات تهاجمی و بازدارندگی از حملات آتی به منافع آمریکا و متحدانش عنوان شده است. از سوی دیگر، رسانه‌های ایران گزارش‌هایی از هدف قرار گرفتن جزیره لارک، حوالی بندرعباس و جاسک و آسیب دیدن دو پل در جاده بندرعباس – رودان منتشر کرده‌اند. این اهداف، که عمدتاً در سواحل جنوبی ایران و نزدیک آبراه‌های استراتژیک قرار دارند، نه تنها با ادعای آمریکا مبنی بر هدف قرار دادن توانایی‌های دریایی و لجستیکی همخوانی دارد، بلکه می‌تواند به معنای تلاش آمریکا برای اخلال در شبکه‌های تدارکاتی و حمل و نقل ایران در منطقه خلیج فارس باشد. آسیب دیدن پل‌ها، اگرچه شاید مستقیماً به توان نظامی مربوط نباشد، اما می‌تواند نشانه‌ای از تلاش برای ایجاد اخلال در زیرساخت‌های حیاتی و تضعیف زنجیره تامین داخلی باشد که در نهایت بر قابلیت‌های نظامی نیز تاثیرگذار است. ارزیابی دقیق میزان خسارات و تاثیر واقعی این حملات بر توان عملیاتی ایران، همواره در هاله‌ای از ابهام و پروپاگاندای طرفین قرار دارد، اما نفس حملات و گستردگی آن در طول هفت شب، حاکی از جدیت ایالات متحده در اعمال فشار است. **پاسخ ایران: گسترش دامنه درگیری یا قدرت‌نمایی؟** شاید مهم‌ترین و نگران‌کننده‌ترین بخش این تحولات، ادعای ایران مبنی بر هدف قرار دادن اهدافی در کویت، بحرین، اردن و عربستان سعودی باشد. این ادعا، که از سوی کویت با تایید حملات موشکی و پهپادی به چند مرکز نظامی و تاسیسات حیاتی مواجه شده، یک تغییر پارادایم اساسی در نحوه تقابل مستقیم میان ایران و ائتلاف غربی-عربی به رهبری آمریکاست. تا پیش از این، پاسخ‌های ایران یا گروه‌های نیابتی‌اش، عمدتاً متوجه نیروهای آمریکایی در عراق و سوریه، یا کشتی‌رانی بین‌المللی در دریای سرخ بود. اما هدف قرار دادن مستقیم کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و حتی اردن – که متحد نزدیک آمریکا و اسرائیل است – نشانه‌ای از گسترش احتمالی دامنه جغرافیایی درگیری و عبور از خطوط قرمز پیشین است. تایید کویت از حملات، اهمیت ویژه‌ای دارد. در حالی که عربستان سعودی، بحرین و اردن فعلاً سکوت کرده‌اند یا ادعاهای ایران را رد نموده‌اند، تایید یک عضو شورای همکاری خلیج فارس، به ادعای ایران اعتبار می‌بخشد و پیامدهای ژئوپلیتیکی آن را سنگین‌تر می‌کند. دلایل ایران برای هدف قرار دادن این کشورها می‌تواند چندگانه باشد: ۱. **پیام بازدارندگی:** ارسال این پیام که ایران می‌تواند و مایل است منافع متحدان آمریکا را در منطقه هدف قرار دهد، اگر حملات به خاکش ادامه یابد. ۲. **فشار بر متحدان:** ایجاد ناامنی برای کشورهای میزبان پایگاه‌های آمریکایی و وادار کردن آن‌ها به بازنگری در سیاست‌هایشان در قبال ایران. ۳. **قدرت‌نمایی منطقه‌ای:** نشان دادن توانایی‌های موشکی و پهپادی ایران و گسترش "محور مقاومت" به معنای جغرافیایی. ۴. **افزایش هزینه‌های تقابل:** تلاش برای افزایش هزینه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی برای آمریکا و متحدانش، به امید کاهش فشارها. هدف قرار دادن تاسیسات حیاتی و نظامی در کویت می‌تواند به معنای تلاش برای مختل کردن زیرساخت‌های اقتصادی و دفاعی این کشور باشد و همچنین نشانه‌ای از هدف قرار دادن "عمق استراتژیک" متحدان آمریکا است. اردن، به دلیل نزدیکی به مرزهای اسرائیل و نقش آن در تحولات منطقه، نیز از اهداف قابل تامل است. حملات احتمالی به عربستان و بحرین نیز به دلیل سابقه طولانی تنش‌ها و میزبانی از نیروهای آمریکایی، قابل تفسیر است. **بستر ژئوپلیتیک: خاورمیانه در آستانه انفجار؟** این حملات و پاسخ‌ها در بستر تنش‌های فزاینده در خاورمیانه رخ می‌دهد که از زمان آغاز جنگ غزه به سطحی بی‌سابقه رسیده است. حملات حوثی‌ها به کشتی‌رانی بین‌المللی در دریای سرخ، عملیات‌های گروه‌های عراقی مورد حمایت ایران علیه منافع آمریکا و درگیری‌های مرزی حزب‌الله با اسرائیل، همگی نشانه‌هایی از یک سیستم منطقه‌ای به‌شدت بی‌ثبات و در آستانه انفجار هستند. در این پازل پیچیده، حملات مستقیم آمریکا به ایران و پاسخ‌های ادعایی ایران به متحدان منطقه‌ای آمریکا، فصل جدیدی از تقابل را می‌گشاید که می‌تواند منجر به: ۱. **تشدید بیشتر درگیری:** حرکت به سمت یک جنگ تمام عیار منطقه‌ای، که در آن کشورهای بیشتری درگیر شوند و پیامدهای فاجعه‌باری برای اقتصاد جهانی و ثبات بین‌المللی داشته باشد. ۲. **جنگ نیابتی گسترده‌تر:** تشدید درگیری‌ها از طریق گروه‌های نیابتی در سراسر منطقه، بدون ورود مستقیم همه طرف‌ها به یک جنگ علنی. ۳. **تلاش‌های دیپلماتیک پنهان:** با وجود شعله‌ور شدن آتش، ممکن است کانال‌های پشت پرده دیپلماتیک برای مدیریت بحران فعال شوند، اما در شرایط فعلی، فضای چندانی برای مذاکره آشکار وجود ندارد. ۴. **افزایش رقابت تسلیحاتی:** کشورهای منطقه، به ویژه متحدان آمریکا، ممکن است تلاش‌های خود را برای تقویت توان دفاعی و درخواست حمایت بیشتر از واشنگتن افزایش دهند. **جنگ روایت‌ها و راستی‌آزمایی** در چنین شرایطی، "جنگ روایت‌ها" به اندازه جنگ میدانی اهمیت دارد. آمریکا تلاش می‌کند حملات خود را "دقیق" و "بازدارنده" نشان دهد و مسئولیت تشدید تنش را متوجه ایران کند. ایران نیز خود را قربانی تجاوز خارجی معرفی می‌کند و پاسخ‌های خود را "حق مشروع دفاعی" و "پیامی به تجاوزگران" قلمداد می‌کند. راستی‌آزمایی مستقل از میزان خسارات و اهداف واقعی، به دلیل محدودیت‌های دسترسی به اطلاعات و ماهیت درگیری، بسیار دشوار است. سکوت یا تایید دیرهنگام برخی کشورها نیز به این پیچیدگی می‌افزاید. با این حال، تایید کویت در مورد حملات، تا حدی به ادعای ایران وزن داده و سوالات جدی درباره امنیت کشورهای منطقه را مطرح می‌کند. **آینده نامعلوم** پایان هفتمین شب حملات آمریکا ممکن است نشانه‌ای از یک وقفه موقت باشد و نه پایان کامل عملیات‌ها. سوال اساسی اینجاست: آیا این عملیات‌ها به اهداف بازدارنده خود دست یافته‌اند یا صرفاً به تشدید و گسترش دامنه درگیری منجر شده‌اند؟ پاسخ ایران، چه از نظر نظامی و چه از نظر روانی، نشان داد که این کشور تمایل یا توانایی سکوت در برابر حملات مستقیم به خاکش را ندارد و حاضر است با افزایش دامنه جغرافیایی تقابل، هزینه‌ها را برای طرف مقابل بالا ببرد. در نهایت، آنچه در شب هفتم حملات و پاسخ‌ها رخ داد، تاکیدی دوباره بر شکنندگی صلح در خاورمیانه و خطر دائمی یک خطای محاسباتی است که می‌تواند منطقه را به ورطه یک جنگ ویرانگر بکشاند. جامعه جهانی، با نگرانی این تحولات را رصد می‌کند و نیاز به یک راه حل دیپلماتیک فوری و فراگیر بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود، پیش از آنکه شعله‌های آتش، تمام منطقه را در بر گیرد و پیامدهای آن، فراتر از مرزهای خاورمیانه، دامنگیر جهان شود. این وقایع، به وضوح نشان می‌دهد که راهبرد "فشار حداکثری" و "واکنش تهاجمی" بدون مسیر دیپلماتیک مشخص، می‌تواند منجر به یک دور باطل از خشونت و ناامنی گردد که همه طرفین در آن بازنده‌اند.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...