عون: توافق با اسرائیل، گام نخست بازگشت لبنانی ها به مناطق آزاد شده است
## گام نخست یا لغزشگاه نهایی؟ تحلیل اظهارات میشل عون درباره توافق با اسرائیل اظهارات اخیر میشل عون، رئیسجمهور وقت لبنان، درباره توافق ترسیم مرزهای دریایی با رژیم صهیونیستی و تعبیر آن به عنوان "گام نخست بازگشت لبنانیها به مناطق آزاد شده و خانههای بازسازی شده"، در بستر پیچیده و بحرانی سیاست داخلی لبنان و مناسبات منطقهای، از ابعاد گوناگونی قابل تحلیل و بررسی است. این سخنان، نه تنها افقهای تازهای را در رابطه با آینده منازعه لبنان و اسرائیل میگشاید، بلکه آینهای تمامنما از چالشها، انگیزهها و فشارهای داخلی است که رئیسجمهوری در پایان دوره خود با آن مواجه بوده است. برای درک عمیقتر این موضعگیری، لازم است به متن توافق، وضعیت داخلی لبنان، پیشینه سیاسی عون و بازیگران منطقهای و بینالمللی مؤثر در این معادله نگاهی جامع داشت. **متن توافق و زمینههای آن:** توافق ترسیم مرزهای دریایی که با میانجیگری ایالات متحده آمریکا به دست آمد، عمدتاً بر سر چاههای گاز طبیعی در میدانهای "کاریش" و "قانا" بود. لبنان، در پی سالها کشمکش و بنبست سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، به شدت نیازمند منابع انرژی و سرمایهگذاری خارجی است. بحران اقتصادی بیسابقه، سقوط ارزش پول ملی، فروپاشی خدمات عمومی و افزایش بیرویه فقر، این کشور را به پرتگاه فروپاشی کشانده است. در چنین شرایطی، اکتشاف و بهرهبرداری از منابع گازی در دریای مدیترانه، به عنوان یک روزنه امید برای نجات اقتصاد لبنان و بازگرداندن ثبات نسبی تلقی میشود. از سوی دیگر، رژیم صهیونیستی نیز به دنبال تامین امنیت منابع انرژی خود در دریای مدیترانه و ایجاد یک نوع "عادیسازی" غیرمستقیم و فنی با لبنان بود. این توافق، در ظاهر، یک توافق فنی و حقوقی برای ترسیم مرزهای آبی است و هیچ یک از طرفین، آن را به عنوان یک "پیمان صلح" یا "عادیسازی" سیاسی مستقیم معرفی نکردهاند. با این حال، ذات هرگونه توافق با یک طرف متخاصم، حامل پیامدهای سیاسی و امنیتی فراتر از جنبههای فنی آن است. **تحلیل اظهارات میشل عون: "گام نخست بازگشت لبنانیها به مناطق آزاد شده و خانههای بازسازی شده"** عبارت "مناطق آزاد شده" در ادبیات سیاسی لبنان و مقاومت، عمدتاً به اراضی اشغالی لبنان توسط اسرائیل اشاره دارد که پس از عقبنشینی سال ۲۰۰۰ و جنگ ۳۳ روزه ۲۰۰۶، بخشهایی از آن آزاد شد، اما هنوز مزارع شبعا و تپههای کفرشوبا و بخش لبنانی روستای غجر در اشغال باقی مانده است. این مناطق، نمادی از مقاومت و حقانیت لبنان در برابر اشغالگری صهیونیستی هستند. اما آیا توافق گازی دریایی، مستقیماً به آزادسازی این مناطق منجر خواهد شد؟ پاسخ تقریباً منفی است. این توافق، ماهیت دریایی دارد و ارتباط مستقیمی با مرزهای زمینی و مناطق مورد مناقشه زمینی ندارد. پس منظور عون از "مناطق آزاد شده" چیست؟ چند احتمال وجود دارد: 1. **اشارهای غیرمستقیم به آزادسازی اقتصادی:** در یک تعبیر وسیعتر، "آزادسازی" میتواند به معنای رهایی از یوغ بحران اقتصادی باشد. اگر بهرهبرداری از گاز دریایی، واقعاً به بهبود وضعیت اقتصادی لبنان منجر شود، میتوان آن را نوعی "آزادسازی" از فقر، بیکاری و ناامیدی تلقی کرد. در این صورت، "بازگشت لبنانیها" به معنای بازگشت مهاجران و پناهندگان اقتصادی به وطن، یا حتی بازگشت امید و زندگی به شهرهای ویران شده و خانههای رها شده است. "خانههای بازسازی شده" نیز در این چارچوب، به معنای امکان سرمایهگذاری در زیرساختها و بهبود شرایط زندگی است که با پول گاز میسر میشود. این تعبیر، در بستر بحران جاری لبنان، معقولترین توجیه برای سخنان عون به نظر میرسد. 2. **تلاش برای توجیه توافق در داخل:** عون، که متحد حزبالله و جریان مقاومت محسوب میشود، نیاز داشت تا این توافق با دشمن صهیونیستی را در قالب و ادبیاتی توجیه کند که با گفتمان مقاومت و استقلال ملی لبنان در تضاد نباشد. استفاده از واژه "آزادسازی" و "بازگشت" میتواند تلاشی برای پسایندسازی معنایی و ارائه توافق به عنوان بخشی از مسیر مقاومت و استیفای حقوق ملی باشد، نه یک عادیسازی خزنده. این ادبیات، به او کمک میکند تا در برابر اتهامات احتمالی مبنی بر تسلیم شدن در برابر فشارها یا همکاری با رژیم صهیونیستی، موضع خود را تقویت کند. 3. **هدفگذاری میراث سیاسی:** میشل عون در پایان دوره ریاست جمهوری خود قرار دارد و به دنبال ساختن یک میراث ماندگار است. او که دوران ریاست جمهوریاش با بدترین بحران اقتصادی و سیاسی لبنان همراه بود، قصد دارد خود را ناجی کشور از ورطه سقوط اقتصادی و حلکننده یک مناقشه دیرینه با اسرائیل معرفی کند. "گام نخست" خواندن این توافق، نشاندهنده چشماندازی بلندمدت است که عون میخواهد آغازگر آن باشد، هرچند که ممکن است نتایج عملی آن را خود نبیند. **فشارهای داخلی و منطقهای:** * **حزبالله:** موضع حزبالله در قبال این توافق پیچیده بود. ابتدا با لحنی تهدیدآمیز به اسرائیل هشدار داد که اجازه بهرهبرداری یکجانبه از کاریش را نخواهد داد. اما پس از اعلام حصول توافق، دبیرکل حزبالله، سید حسن نصرالله، آن را یک "پیروزی" برای لبنان و استیفای حقوق ملی دانست و تاکید کرد که این توافق به معنای "عادیسازی" نیست. این تغییر لحن، نشاندهنده آن است که حزبالله نیز با درک عمق بحران اقتصادی، به نوعی راه حل دیپلماتیک را پذیرفته است، اما با این شرط که در قالب "عادیسازی" سیاسی تفسیر نشود. اظهارات عون، در تلاش برای همسویی با این موضع و ارائه تصویری از توافق به عنوان یک دستاورد ملی است. * **جریانهای اپوزیسیون:** بسیاری از جریانهای سیاسی در لبنان، به ویژه برخی از جریانهای سنی و دروزی، و همچنین بخشی از جامعه مدنی، این توافق را نوعی "عادیسازی" غیرمستقیم با رژیم صهیونیستی و نقض حق حاکمیت ملی لبنان میدانند. آنها معتقدند که لبنان امتیازات بیشتری داده و دولت تحت فشار آمریکا و منافع خود، حقوق کشور را تضییع کرده است. اظهارات عون در این بستر، تلاشی برای مقابله با این انتقادات و مشروعیتبخشی به توافق است. * **جامعه بینالملل و ایالات متحده:** آمریکا به شدت به دنبال تثبیت وضعیت در مدیترانه شرقی و کاهش تنشها در منطقه است. این توافق، بخشی از استراتژی واشنگتن برای مهار نفوذ ایران و تثبیت شرکای منطقهای خود محسوب میشود. اظهارات عون میتواند پاسخی به رضایت آمریکا از این توافق و در تلاش برای جلب حمایتهای بیشتر بینالمللی برای لبنان باشد. **آیندهپژوهی: "گام نخست" به کجا؟** سوال اساسی این است که آیا این توافق، واقعاً "گام نخست" برای یک فرآیند گستردهتر خواهد بود؟ 1. **احتمال عادیسازی خزنده:** برخی تحلیلگران بر این باورند که توافق گازی، با وجود تاکید بر فنی بودن آن، میتواند مسیری را برای عادیسازی تدریجی و غیرمستقیم میان لبنان و اسرائیل هموار کند. پس از توافقات ابراهیم، اسرائیل به دنبال گسترش روابط خود با کشورهای عربی است و لبنان، به دلیل موقعیت استراتژیک و اقتصادی، میتواند هدف بعدی باشد. اگر بهرهبرداری از گاز، به نفع هر دو طرف باشد، ممکن است به تدریج اعتمادسازی و زمینههای همکاریهای دیگر در حوزههای امنیتی یا اقتصادی فراهم شود. 2. **مقاومت در برابر عادیسازی:** از سوی دیگر، بخش بزرگی از جامعه لبنان، از جمله حزبالله و بسیاری از جریانهای ملیگرا، به شدت با عادیسازی رابطه با رژیم صهیونیستی مخالفاند. خاطره اشغال، جنگها و جنایات اسرائیل در لبنان، به سادگی از حافظه جمعی پاک نخواهد شد. تا زمانی که مسأله فلسطین حل نشود و حقوق ملت فلسطین اعاده نگردد، عادیسازی کامل با اسرائیل در لبنان با چالشهای جدی مواجه خواهد بود. بنابراین، هرگونه "گام نخست" میتواند با مقاومت و مخالفت شدید داخلی مواجه شود و به یک "لغزشگاه" سیاسی تبدیل گردد. 3. **وابستگی به وضعیت اقتصادی:** سرنوشت این "گام نخست" به شدت به نتایج عملی آن در حوزه اقتصاد لبنان بستگی دارد. اگر گاز دریایی، واقعاً بتواند وضعیت اقتصادی کشور را بهبود بخشد، حمایت از این توافق افزایش خواهد یافت. اما اگر این امیدها محقق نشود یا پول گاز به دلیل فساد و سوءمدیریت هدر رود، مردم لبنان بیش از پیش ناامید شده و این توافق نیز به عنوان یک شکست دیگر در کارنامه دولت لبنان ثبت خواهد شد. **نتیجهگیری:** اظهارات میشل عون درباره توافق با اسرائیل، ترکیبی پیچیده از امید، توجیه سیاسی و تلاش برای میراثسازی است. او در پایان دوره خود، با تکیه بر بحران اقتصادی و نیاز مبرم کشور به منابع، سعی در ارائه این توافق به عنوان "گام نخست" برای "آزادسازی اقتصادی" و "بازگشت" امید و ثبات به لبنان دارد. این سخنان، در عین حال، به او کمک میکند تا در برابر انتقادات داخلی و همسو با موضع حزبالله، توافق را در قالبی ملی و استیفای حقوق حاکمیتی تعریف کند. اما آیا این "گام نخست" واقعاً به یک مسیر روشن و مثبت برای لبنان منجر خواهد شد یا صرفاً یک لغزشگاه در مسیر عادیسازی با دشمن تاریخی و از دست دادن بیشتر حاکمیت خواهد بود؟ پاسخ به این سوال، نه تنها به نحوه اجرای توافق و بهرهبرداری از منابع گازی، بلکه به تحولات داخلی لبنان، قدرت گروههای سیاسی مختلف و پویاییهای منطقهای بستگی دارد. لبنان، در حال حاضر، در یک برزخ تاریخی قرار دارد و هر تصمیمی، میتواند پیامدهای دوگانهای برای آینده این کشور کوچک اما پرچالش در پی داشته باشد. آنچه مسلم است، مسیر پیش روی لبنان، همچنان پر پیچ و خم و مبهم خواهد بود و اظهارات عون، تنها یکی از سیگنالهای پر ابهام در این منظره سیاسی غبارآلود است.