Translate

۰۴ تیر، ۱۴۰۵

ملونی: ایتالیا به هیچ وجه در جنگ علیه ایران شرکت نداشته است

ملونی: ایتالیا به هیچ وجه در جنگ علیه ایران شرکت نداشته است

**فراتر از واژه‌ها: ابعاد ژئوپلیتیکی و استراتژیک اعلام عدم مشارکت ایتالیا در جنگ علیه ایران** در میانه تنش‌های فزاینده در خاورمیانه و نگرانی‌ها از گسترش احتمالی درگیری‌ها، اظهارات قاطعانه مقامات ایتالیایی مبنی بر عدم مشارکت این کشور "به هیچ وجه" در جنگ علیه ایران، پیامی پررنگ و چندوجهی را به صحنه بین‌الملل ارسال کرده است. پس از انریکو تاجانی، وزیر امور خارجه، اکنون جورجیا ملونی، نخست‌وزیر ایتالیا نیز بر این موضع تاکید ورزیده است. این اعلام موضع‌گیری صریح، نه تنها بیانگر دکترین سیاست خارجی ایتالیا در قبال بحران‌های منطقه‌ای است، بلکه می‌تواند سرنخ‌هایی از تحولات گسترده‌تر در ائتلاف‌های غربی، منافع ملی کشورهای اروپایی و چشم‌انداز آینده روابط بین‌الملل در دوران گذار ارائه دهد. برای درک عمیق‌تر اهمیت این اظهارات، لازم است به چندین لایه از ملاحظات ژئوپلیتیکی، اقتصادی، داخلی و ائتلافی بپردازیم: **۱. بستر منطقه‌ای و زمان‌بندی حساس:** اظهارات ملونی و تاجانی در اوج تنش‌ها در خاورمیانه مطرح شده است. جنگ غزه، درگیری‌های دریای سرخ، حملات متقابل بین اسرائیل و گروه‌های نیابتی منطقه‌ای و نگرانی‌های رو به افزایش از تقابل مستقیم ایران و اسرائیل، همگی فضایی از بی‌ثباتی و پیش‌بینی‌ناپذیری را ایجاد کرده‌اند. در چنین شرایطی که برخی صداها در آمریکا و اسرائیل خواستار رویکردی قاطعانه‌تر و حتی نظامی در قبال ایران هستند، تاکید ایتالیا بر عدم مشارکت، یک اعلام موضع پیشگیرانه و قدرتمند است. این اقدام می‌تواند تلاشی برای فرستادن پیامی روشن به تهران مبنی بر عدم تمایل برخی کشورهای غربی به گسترش دامنه جنگ و همچنین سیگنالی به متحدان غربی، به‌ویژه ایالات متحده، باشد که ایتالیا خط قرمزهای خاص خود را در قبال چنین درگیری‌هایی دارد. **۲. دکترین سیاست خارجی ایتالیا و منافع ملی:** ایتالیا به عنوان یکی از اعضای گروه هفت (G7)، اتحادیه اروپا (EU) و ناتو، همواره متحدی وفادار به غرب و ایالات متحده محسوب می‌شود. با این حال، سیاست خارجی ایتالیا، به ویژه پس از جنگ جهانی دوم، تا حد زیادی مبتنی بر واقع‌گرایی، عمل‌گرایی و اجتناب از ماجراجویی‌های نظامی دور از مرزهای خود بوده است. منافع حیاتی ایتالیا در منطقه مدیترانه، شمال آفریقا و خاورمیانه، بیش از هر چیز به ثبات و عدم گسترش درگیری‌ها گره خورده است. یک جنگ بزرگ در خاورمیانه، پیامدهای فاجعه‌باری برای ایتالیا به همراه خواهد داشت: * **بحران انرژی:** ایتالیا به شدت به واردات انرژی، به ویژه از منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا وابسته است. هرگونه اختلال در عرضه نفت و گاز یا افزایش سرسام‌آور قیمت‌ها، اقتصاد شکننده این کشور را به شدت تحت تاثیر قرار خواهد داد. * **بحران پناهندگان:** درگیری‌های گسترده، موج جدیدی از پناهجویان را به سمت سواحل جنوبی اروپا روانه خواهد کرد که ایتالیا در خط مقدم پذیرش آن‌ها قرار خواهد گرفت. این امر می‌تواند منجر به بحران‌های اجتماعی و سیاسی داخلی شود. * **اقتصاد و تجارت:** مسدود شدن یا ناامن شدن مسیرهای تجاری حیاتی مانند کانال سوئز و دریای سرخ، که برای تجارت ایتالیا با آسیا و خاورمیانه حیاتی است، ضربه مهلکی به اقتصاد صادرات‌محور این کشور وارد خواهد کرد. * **امنیت منطقه‌ای:** ایتالیا به دنبال نقش‌آفرینی سازنده در ثبات مدیترانه است. حضور نظامی در یک درگیری گسترده و پیچیده، نه تنها به این هدف کمکی نمی‌کند، بلکه می‌تواند امنیت ایتالیا را نیز به خطر اندازد. **۳. دینامیک ائتلاف‌های غربی و خودگردانی استراتژیک اروپا:** موضع ایتالیا را می‌توان به عنوان نمادی از تمایل فزاینده برخی کشورهای اروپایی به اتخاذ "خودگردانی استراتژیک" بیشتر و عدم پیروی بی‌چون و چرا از سیاست‌های ایالات متحده، به ویژه در مناطق دور از قاره اروپا، تفسیر کرد. اگرچه اروپا همچنان بر تعهد خود به ائتلاف ناتو تاکید دارد، اما رویدادهای اخیر (مانند خروج آمریکا از افغانستان، توافق هسته‌ای ایران و برجام، و حتی واکنش‌های متفاوت به جنگ اوکراین) این ایده را تقویت کرده است که اروپا باید بتواند منافع امنیتی و سیاست خارجی خود را مستقل‌تر تعریف و پیگیری کند. اظهارات ملونی می‌تواند نشان‌دهنده یک شکاف یا حداقل تفاوت دیدگاه در درون ائتلاف غربی باشد. در حالی که ایالات متحده ممکن است به دنبال تشکیل یک ائتلاف گسترده برای فشار بر ایران باشد، ایتالیا و احتمالاً دیگر کشورهای اروپایی، نگرانند که چنین رویکردی به جای مهار، به گسترش درگیری‌ها منجر شود. این موضع همچنین می‌تواند فشار را بر دیگر اعضای اتحادیه اروپا وارد کند تا آنها نیز مواضع روشن‌تری در قبال یک جنگ احتمالی با ایران اتخاذ کنند. **۴. ملاحظات داخلی و جایگاه دولت ملونی:** دولت راست‌گرای جورجیا ملونی، حزب "برادران ایتالیا"، از زمان روی کار آمدن، تلاش کرده است تا تصویری از دولتی قدرتمند، مستقل و محافظ منافع ملی ایتالیا ارائه دهد. اتخاذ چنین موضع قاطعی در برابر یک جنگ خارجی، می‌تواند در داخل کشور مورد استقبال افکار عمومی قرار گیرد، چرا که عموماً مردم اروپا تمایلی به دخالت نظامی در درگیری‌های دوردست ندارند. این اقدام می‌تواند به ملونی کمک کند تا پایگاه اجتماعی خود را تثبیت کرده و نشان دهد که او قادر است علیرغم تعهدات ائتلافی، منافع ملت خود را در اولویت قرار دهد. **۵. پیامدها برای ایران و بازیگران منطقه‌ای:** اعلام موضع ایتالیا می‌تواند برای ایران حاوی پیام‌های مختلفی باشد. از یک سو، این اقدام نشان می‌دهد که جبهه غرب در قبال ایران یکپارچه نیست و ممکن است برخی از کشورهای اروپایی تمایلی به تشدید تنش‌ها و درگیری نظامی نداشته باشند. این می‌تواند فرصتی برای دیپلماسی و کاهش فشار فراهم آورد. از سوی دیگر، ایران نیز باید این پیام را دریافت کند که حتی کشورهایی که مخالف جنگ هستند، خواستار ثبات و عدم تشدید تنش از سوی هیچ‌یک از طرفین هستند. برای بازیگران منطقه‌ای، به‌ویژه در خاورمیانه، این موضع‌گیری می‌تواند به عنوان نشانه‌ای از عدم تمایل اروپا به درگیر شدن در "جنگ‌های نیابتی" تفسیر شود و بر اهمیت یافتن راه‌حل‌های سیاسی و دیپلماتیک برای بحران‌ها تاکید کند. **۶. مرزهای "عدم مشارکت":** نکته حائز اهمیت این است که "عدم مشارکت به هیچ وجه" چه معنایی دارد. آیا این به معنای عدم ارائه هرگونه حمایت لجستیکی، اطلاعاتی، یا حتی سیاسی به ائتلافی است که ممکن است علیه ایران شکل گیرد؟ یا صرفاً به عدم اعزام نیروی نظامی مستقیم اشاره دارد؟ با توجه به قاطعیت لحن، می‌توان حدس زد که ایتالیا مایل نیست حتی به صورت غیرمستقیم نیز به تداوم یا تشدید چنین درگیری‌هایی کمک کند. این بدان معناست که اگر ایالات متحده و برخی متحدانش تصمیم به اقدام نظامی علیه ایران بگیرند، ایتالیا احتمالاً نه تنها نیروی نظامی اعزام نخواهد کرد، بلکه از ارائه تسهیلات یا حمایت‌های دیگری که ممکن است به طور مستقیم به عملیات نظامی کمک کند نیز خودداری خواهد کرد. **نتیجه‌گیری:** اظهارات نخست‌وزیر و وزیر خارجه ایتالیا مبنی بر عدم مشارکت در جنگ علیه ایران، بیش از یک خبر دیپلماتیک ساده است. این یک اعلامیه استراتژیک است که ابعاد گسترده‌ای دارد و منعکس‌کننده مجموعه‌ای پیچیده از ملاحظات ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی است. این موضع نشان می‌دهد که حتی در چارچوب ائتلاف‌های قدرتمند، منافع ملی و ارزیابی‌های مستقل از خطرات و هزینه‌ها می‌توانند منجر به اتخاذ مواضع متمایز شوند. در دنیای چندقطبی امروز، که نظم سنتی بین‌الملل در حال دگرگونی است، چنین اعلامیه‌هایی می‌تواند پیش‌زمینه‌ای برای بازتعریف روابط ائتلافی و شکل‌گیری رویکردهای نوین در قبال بحران‌های جهانی باشد. پیام ایتالیا روشن است: اولویت با دیپلماسی، ثبات منطقه‌ای و پرهیز از ماجراجویی‌های نظامی پرهزینه است که می‌توانند تمام منطقه و فراتر از آن را درگیر آتش کنند.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...