Translate

۰۶ تیر، ۱۴۰۵

نخست‌وزیر کانادا: بسته ماندن سفارت در ایران و ونزوئلا ما را در موقعیت نامناسبی قرار می‌دهد

نخست‌وزیر کانادا: بسته ماندن سفارت در ایران و ونزوئلا ما را در موقعیت نامناسبی قرار می‌دهد

**از انزوا تا عمل‌گرایی: چرا کانادا به بازگشایی سفارت در ایران می‌اندیشد؟** اظهارات اخیر جاستین ترودو، نخست‌وزیر کانادا، مبنی بر اینکه بسته ماندن سفارت این کشور در ایران و ونزوئلا "کانادا را در موقعیت نامناسبی قرار می‌دهد"، نه تنها یک خبر دیپلماتیک معمولی نیست، بلکه زنگ هشداری برای بازبینی یک دهه سیاست خارجی کانادا در قبال جمهوری اسلامی ایران است. این سخنان، که پس از بیش از ده سال قطع کامل روابط دیپلماتیک و تعطیلی متقابل سفارتخانه‌ها بیان شده، نشان‌دهنده تغییر احتمالی در رویکرد اتاوا از انزوا به سمت عمل‌گرایی و پذیرش واقعیت‌های پیچیده ژئوپلیتیک است. تحلیل این چرخش احتمالی، نیازمند درک عمیق دلایل اولیه قطع روابط، پیامدهای این انزوا برای کانادا و جامعه ایرانی-کانادایی، و انگیزه‌های پنهان و آشکار برای تجدید نظر در این سیاست است. **دهه انزوا: ریشه‌ها و دلایل** تصمیم کانادا برای قطع روابط دیپلماتیک با ایران و تعطیلی سفارت خود در تهران در سپتامبر ۲۰۱۲، توسط دولت محافظه‌کار وقت به رهبری استفن هارپر اتخاذ شد. این تصمیم در آن زمان، بر پایه مجموعه‌ای از اتهامات و نگرانی‌های جدی بنا شده بود: از حمایت ایران از تروریسم بین‌المللی و نقض حقوق بشر در داخل، تا تهدیدات این کشور علیه اسرائیل و عدم شفافیت برنامه هسته‌ای‌اش. دولت هارپر ایران را "بزرگترین تهدید برای صلح و امنیت جهانی" خواند و تاکید کرد که دیگر نمی‌توان با رژیمی که "ارزش‌های کانادا را به رسمیت نمی‌شناسد و با قوانین بین‌المللی ناسازگار است"، روابط دیپلماتیک عادی داشت. این حرکت، در راستای سیاست "فشار حداکثری" و انزوای بین‌المللی ایران قرار گرفت که در آن زمان توسط برخی کشورهای غربی دنبال می‌شد. در پاسخ، ایران نیز سفارت خود در اتاوا را تعطیل کرد و این دو کشور از آن زمان از طریق "حافظ منافع" (اغلب سفارتخانه‌های کشورهای ثالث مانند ایتالیا و عمان) با یکدیگر ارتباط محدود داشته‌اند. این سیاست، در ظاهر، بیانگر یک موضع اخلاقی و اصولی بود که کانادا نمی‌تواند چشم بر روی رفتارهای ناقض حقوق بشر و ثبات‌زدای یک رژیم ببندد. با این حال، همانطور که ترودو اکنون اذعان کرده، این رویکرد پیامدهای ناخواسته‌ای نیز به همراه داشته که منافع ملی کانادا و همچنین شهروندانش را تحت‌الشعاع قرار داده است. **"موقعیت نامناسب" – کالبدشکافی اظهارات ترودو** عبارت "موقعیت نامناسب" در بیانیه نخست‌وزیر کانادا، بار معنایی عمیقی دارد و نشان می‌دهد که انزوای دیپلماتیک، آنطور که انتظار می‌رفت، به نفع کانادا نبوده است. این "نامناسبی" را می‌توان از چند جنبه کلیدی تحلیل کرد: **۱. خلاء اطلاعاتی و کاهش نفوذ:** هر سفارتخانه، چشم و گوش یک کشور در خاک کشور میزبان است. قطع روابط دیپلماتیک به معنای از دست دادن کانال‌های مستقیم برای جمع‌آوری اطلاعات دست اول، درک تحولات داخلی و منطقه‌ای، و تحلیل دقیق سیاست‌های ایران است. در غیاب سفارت، کانادا مجبور است به منابع ثانویه، گزارش‌های رسانه‌ها، و تحلیل‌های کشورهای ثالث متکی باشد که ممکن است فاقد دقت، عمق یا بی‌طرفی لازم باشند. این خلاء اطلاعاتی، توانایی اتاوا را برای اتخاذ تصمیمات آگاهانه در مورد ایران، چه در سطح دوجانبه و چه در مجامع بین‌المللی، به شدت تضعیف می‌کند. همچنین، کانادا توانایی مستقیم برای اعمال نفوذ یا ترویج منافع خود (مانند حقوق بشر، تجارت یا امنیت منطقه‌ای) را از دست می‌دهد. دیپلماسی، حتی در سخت‌ترین شرایط، فضایی برای گفتگو، چانه‌زنی و تلاش برای تغییر ایجاد می‌کند که در وضعیت کنونی برای کانادا وجود ندارد. **۲. مشکلات کنسولی برای جامعه ایرانی-کانادایی:** شاید ملموس‌ترین و دردناک‌ترین پیامد انزوای دیپلماتیک، فشار بر جامعه بزرگ ایرانی‌تبار کانادا باشد. صدها هزار ایرانی-کانادایی، بدون دسترسی به خدمات کنسولی مستقیم، برای مسائل حیاتی مانند تمدید گذرنامه، وکالت‌نامه‌ها، ثبت وقایع حیاتی (مانند تولد و فوت)، یا حل و فصل مسائل حقوقی در ایران، به شدت با مشکل مواجه‌اند. آن‌ها مجبورند از طریق کشورهای ثالث اقدام کنند که فرآیندی طولانی، پرهزینه و اغلب نامطمئن است. این وضعیت نه تنها بار مالی و زمانی زیادی را بر دوش این شهروندان می‌گذارد، بلکه نگرانی‌های عمیقی را در مورد رفاه و امنیت آن‌ها در ایران ایجاد می‌کند. موضوع مهم دیگر، عدم توانایی کانادا در ارائه حمایت کنسولی مؤثر به شهروندان دوتابعیتی خود در ایران است که در صورت بازداشت یا مواجهه با مشکلات قضایی، به دلیل عدم پذیرش تابعیت مضاعف توسط ایران، اغلب به عنوان شهروندان ایرانی تلقی شده و از حقوق کنسولی کانادا محروم می‌مانند. فاجعه پرواز PS752 اوکراین در ژانویه ۲۰۲۰، نمونه‌ای تلخ از دشواری‌های ارتباط و پیگیری مسائل شهروندان کانادایی در غیاب روابط دیپلماتیک مستقیم بود. **۳. فرصت‌های اقتصادی و تجاری از دست رفته:** اگرچه تحریم‌های بین‌المللی و فضای سیاسی ایران همواره موانعی بر سر راه تجارت بوده‌اند، اما حتی در مقاطع خاصی مانند دوران پس از برجام (برنامه جامع اقدام مشترک) و پیش از خروج آمریکا از آن، بازارهای اروپایی و آسیایی به دنبال فرصت‌های تجاری در ایران بودند. کانادا در این دوره، به دلیل عدم حضور دیپلماتیک، نتوانست سهمی از این فرصت‌ها را از آن خود کند. حتی در زمان‌هایی که تحریم‌ها شدت کمتری داشته‌اند، عدم وجود سفارت به معنای فقدان زیرساخت لازم برای تسهیل تجارت، ارائه اطلاعات بازاری به شرکت‌های کانادایی، و حل و فصل اختلافات تجاری است. در حالی که کشورهای دیگر روابط تجاری خود را با ایران حفظ کرده‌اند، کانادا از این بازار بالقوه محروم مانده است. **۴. کاهش اعتبار و سیاست خارجی مستقل:** در صحنه بین‌الملل، انزوای دیپلماتیک از یک بازیگر مهم منطقه‌ای مانند ایران، می‌تواند به این معنی تلقی شود که کانادا در حال دنباله‌روی از سیاست‌های قدرت‌های بزرگتر (به ویژه ایالات متحده) است و فاقد یک سیاست خارجی مستقل و عمل‌گرایانه است. کانادا همواره خود را به عنوان یک کشور میانجی و دارای اعتبار در مجامع بین‌المللی معرفی کرده است. عدم ارتباط مستقیم با ایران، توانایی کانادا را برای ایفای نقش در حل و فصل بحران‌های منطقه‌ای یا حتی ترویج دیپلماسی صلح‌آمیز در مورد موضوعاتی که ایران در آن نقش دارد، محدود می‌کند. این وضعیت می‌تواند به اعتبار کانادا به عنوان یک بازیگر جهانی مستقل و متوازن لطمه بزند. **انگیزه‌های احتمالی برای چرخش سیاست** چرا دولت ترودو اکنون به فکر تجدید نظر افتاده است؟ عوامل متعددی می‌تواند در این تغییر رویکرد نقش داشته باشد: * **عمل‌گرایی دیپلماتیک:** پس از یک دهه، مشخص شده که سیاست انزوا، اهداف اصلی کانادا را محقق نکرده است. رژیم ایران تغییر نکرده و مشکلات حل نشده باقی مانده‌اند. دیپلماسی عمل‌گرایانه نشان می‌دهد که گاهی اوقات، حتی با سخت‌ترین رژیم‌ها نیز باید ارتباط داشت تا بتوان حداقل بر برخی مسائل (مانند کنسولی یا امنیتی) تاثیر گذاشت. * **فشارهای داخلی:** جامعه ایرانی-کانادایی به طور فزاینده‌ای برای حل مشکلات کنسولی خود فشار می‌آورد. این جمعیت بزرگ، یک نیروی سیاسی مهم در کانادا محسوب می‌شود. * **درس‌آموزی از دیگر کشورها:** بسیاری از کشورهای اروپایی، با وجود انتقادات شدید از ایران، روابط دیپلماتیک خود را در سطح سفیر حفظ کرده‌اند. آن‌ها معتقدند که حفظ کانال‌های ارتباطی، امکان پیگیری مسائل حقوق بشر، حمایت از شهروندان و حتی مذاکره در مورد مسائل حساس را فراهم می‌کند. * **فضای ژئوپلیتیک متغیر:** جهان در حال تغییر است و ایران نیز یک بازیگر مهم در خاورمیانه است. نادیده گرفتن این کشور به معنای نادیده گرفتن بخشی از واقعیت‌های بین‌المللی است. * **حفظ استقلال سیاست خارجی:** دولت ترودو همواره تلاش کرده است تا سیاست خارجی کانادا را از سیاست‌های واشنگتن متمایز کند. تجدید نظر در این موضوع، می‌تواند نشانه‌ای از این استقلال باشد. **چالش‌ها و انتقادات احتمالی** البته، بازگشایی احتمالی سفارت در ایران، بدون چالش و انتقاد نخواهد بود. منتقدان احتمالا استدلال خواهند کرد که این اقدام به معنای "پاداش دادن" به رژیمی است که همچنان حقوق بشر را نقض می‌کند، فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده در منطقه دارد و زندانیان دوتابعیتی را برای مقاصد سیاسی نگهداری می‌کند. نگرانی‌ها در مورد امنیت دیپلمات‌های کانادایی، خطر استفاده ابزاری از شهروندان دوتابعیتی، و احتمال سوءاستفاده ایران از این روابط برای مقاصد تبلیغاتی نیز مطرح خواهد شد. دولت کانادا باید راهی برای بازگشایی سفارت بیابد که در عین حفظ مواضع اصولی در مورد حقوق بشر و امنیت، امکان پیگیری منافع ملی و رفع مشکلات شهروندان را فراهم کند. این ممکن است شامل یک رویکرد مرحله‌ای، با تمرکز اولیه بر خدمات کنسولی و سپس گسترش تدریجی به سایر حوزه‌ها باشد. همچنین، کانادا می‌تواند با حفظ یک موضع انتقادی علنی نسبت به رفتار ایران، به طور همزمان کانال‌های دیپلماتیک را باز نگه دارد. **نتیجه‌گیری** اظهارات جاستین ترودو نقطه عطفی در سیاست خارجی کانادا در قبال ایران است. این سخنان نه تنها نشان‌دهنده شکست سیاست انزوا در دستیابی به اهداف خود است، بلکه اذعانی آشکار به ضرورت دیپلماسی عمل‌گرایانه است؛ حتی با کشورهایی که اختلافات عمیق ایدئولوژیک و سیاسی وجود دارد. "موقعیت نامناسب" که نخست‌وزیر به آن اشاره کرد، هزینه‌های سنگین یک دهه عدم ارتباط را برای کانادا و شهروندانش آشکار می‌سازد. در حالی که راه پیش رو برای بازگشایی سفارت، پر از چالش‌ها و انتقادات خواهد بود، این تغییر رویکرد نشان می‌دهد که اتاوا به این نتیجه رسیده است که برای حفظ منافع ملی، ارائه خدمات به شهروندان خود و ایفای نقش مؤثرتر در صحنه جهانی، باید از یک سیاست صلب و ایدئولوژیک فاصله گرفته و به سمت یک دیپلماسی هوشمندانه‌تر و واقع‌بینانه‌تر حرکت کند. این گام، هرچند دشوار، برای کانادایی که می‌خواهد یک بازیگر مستقل و تاثیرگذار در جهان پیچیده امروز باشد، اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...