Translate

۰۲ تیر، ۱۴۰۵

چرا مطالبه عدالت و «بازگشت» چهره‌های نظام بشار اسد تنش‌ها را در سوریه افزایش داده است؟

چرا مطالبه عدالت و «بازگشت» چهره‌های نظام بشار اسد تنش‌ها را در سوریه افزایش داده است؟

## مطالبه عدالت و بازگشت چهره‌های رژیم: کاتالیزور تنش‌های جدید در سوریه سوریه، سرزمینی زخم‌خورده از سال‌ها جنگ و بحران، بار دیگر شاهد اوج‌گیری تنش‌هایی است که ریشه‌های عمیق در زخم‌های کهنه و تازه عدالت‌خواهی دارد. اعتراضاتی که اخیراً در چندین شهر این کشور، به‌ویژه در مناطق جنوبی و شرقی، با محوریت مطالبه محاکمه عاملان نقض حقوق بشر در دوران ریاست‌جمهوری حافط اسد و پسرش، بشار اسد، برگزار شده، زنگ خطر را برای آرامش شکننده‌ای که بر بخش‌هایی از کشور حاکم است، به صدا درآورده است. این تحولات نه تنها نشان‌دهنده پویایی‌های داخلی پیچیده سوریه است، بلکه معمایی را در برابر ناظران و تحلیلگران قرار می‌دهد: چرا مطالبه عدالت، که به نظر می‌رسد پیش‌شرط هرگونه صلح پایدار است، و در عین حال، موضوع «بازگشت» یا بازتعریف نقش چهره‌های مرتبط با رژیم سابق و کنونی، به جای التیام، به افزایش تنش‌ها و تهدید ثبات اجتماعی می‌انجامد؟ برای درک این پارادوکس، لازم است به لایه‌های مختلف این بحران نگاهی عمیق‌تر بیندازیم. این وضعیت نه فقط یک واکنش به رویدادهای اخیر، بلکه تلاقی تاریخ پر از سرکوب، مبارزات بی‌نتیجه برای آزادی، و تلاش‌های گاه متناقض برای بازسازی و عادی‌سازی است. ### زخم‌های التیام‌نایافته: مطالبه عدالت به مثابه خواسته‌ای بنیادین بحران سوریه در سال ۲۰۱۱ با تظاهرات مسالمت‌آمیز آغاز شد که خواستار اصلاحات، آزادی‌های مدنی و توقف فساد بودند. اما پاسخ رژیم بشار اسد به این مطالبات، سرکوبی بی‌رحمانه و سیستماتیک بود که به سرعت اعتراضات را به یک درگیری تمام‌عیار داخلی و سپس به جنگی با ابعاد منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل کرد. در طول بیش از یک دهه درگیری، اتهامات بی‌شماری از نقض فاحش حقوق بشر، از جمله استفاده از سلاح‌های شیمیایی، بمباران مناطق مسکونی، محاصره و گرسنگی دادن غیرنظامیان، بازداشت‌های خودسرانه، شکنجه‌های وحشتناک، ناپدید شدن قهری ده‌ها هزار نفر و کشتار فراقضایی، علیه نیروهای رژیم و متحدانش، و همچنین در مواردی از سوی گروه‌های شورشی، مطرح شده است. این فجایع، میلیون‌ها سوری را آواره کرده و صدها هزار نفر را به کام مرگ کشانده است. برای بازماندگان، خانواده‌های قربانیان و کسانی که عزیزانشان در زندان‌های رژیم ناپدید شده‌اند، مطالبه عدالت یک خواست انتزاعی نیست، بلکه یک ضرورت حیاتی برای التیام، بازگرداندن کرامت و تضمین عدم تکرار چنین فجایعی است. دادخواهی برای این افراد، نه‌تنها پایان بخشیدن به مصونیت از مجازات را طلب می‌کند، بلکه راهی برای بازیابی انسانیت و ساختن آینده‌ای متفاوت است. حافظه جمعی سوری‌ها پر از رویدادهایی چون کشتار حما در زمان حافظ اسد و سرکوب‌های بی‌رحمانه پس از آن، که در کنار جنایات ده ساله اخیر، لزوم رسیدگی به آنها را از اولویت خارج نمی‌کند. هنگامی که این زخم‌های عمیق، که طی سالیان متمادی با بی‌توجهی بین‌المللی و مانورهای سیاسی داخلی عمیق‌تر شده‌اند، به طور ناگهانی در بستر اعتراضات تازه سر باز می‌کنند، شدت واکنش‌ها قابل درک است. این اعتراضات نشان می‌دهد که وعده‌های صلح و ثبات بدون عدالت، برای بسیاری از سوری‌ها پوچ و بی‌معناست. آنها معتقدند که بدون پاسخگو کردن عاملان جنایات، هیچ آشتی ملی یا بازسازی واقعی امکان‌پذیر نخواهد بود. ### سایه بازگشت: عادی‌سازی بدون پاسخگویی در مقابل این مطالبه عمیق برای عدالت، شاهد روندی دیگر هستیم که می‌توان آن را «بازگشت» یا «عادی‌سازی» چهره‌های مرتبط با رژیم دانست. این بازگشت می‌تواند اشکال مختلفی داشته باشد: از بازگرداندن برخی مقامات سابق یا حتی بازتعریف نقش آنها در ساختارهای جدید اداری یا اقتصادی، تا تلاش برای بازگرداندن مشروعیت به رژیم اسد در عرصه بین‌المللی و منطقه‌ای. این روند، به‌ویژه پس از تثبیت نسبی کنترل رژیم بر بخش‌های وسیعی از کشور با کمک متحدان خارجی‌اش، شتاب گرفته است. برخی کشورهای منطقه و حتی برخی بازیگران بین‌المللی، به دلایل مختلف از جمله نگرانی از نفوذ افراط‌گرایی، بحران پناهندگان یا منافع اقتصادی، به تدریج در حال عادی‌سازی روابط با دمشق هستند. پیامدهای این «بازگشت» یا عادی‌سازی از دیدگاه قربانیان و منتقدان رژیم بسیار ویرانگر است. زمانی که عاملان نقض حقوق بشر یا حامیان آنها نه تنها با مجازات روبرو نمی‌شوند، بلکه ممکن است دوباره در مناصب قدرت قرار گیرند یا از مصونیت و حمایت برخوردار شوند، این وضعیت به مثابه توهینی آشکار به حافظه قربانیان و تمامی ارزش‌های انسانی است. این امر نه تنها مصونیت از مجازات را تقویت می‌کند، بلکه پیامی خطرناک را ارسال می‌دارد: اینکه ارتکاب جنایات وحشتناک ممکن است در نهایت به فراموشی سپرده شود و حتی زمینه را برای بازگشت به صحنه قدرت فراهم آورد. بازگشت چهره‌های مرتبط با رژیم در شرایطی که هنوز ده‌ها هزار نفر در زندان‌ها هستند، سرنوشت صدها هزار ناپدیدشده نامعلوم است و میلیون‌ها نفر آواره و پناهنده نمی‌توانند به خانه‌های خود بازگردند، نه تنها تنش‌ها را افزایش می‌دهد بلکه هرگونه امید به آشتی ملی واقعی را از بین می‌برد. این وضعیت، حس خیانت، خشم و ناامیدی را در میان بخش‌های بزرگی از جامعه سوریه تقویت می‌کند و اعتقاد آنها را به بی‌عدالتی و دور باطل خشونت مستحکم‌تر می‌سازد. ### تلاقی دو گفتمان متضاد: شعله‌ور شدن تنش‌ها دلیل اصلی افزایش تنش‌ها در سوریه، تلاقی و برخورد این دو گفتمان کاملاً متضاد است: گفتمان عدالت و پاسخگویی از یک سو، و گفتمان عادی‌سازی و مصونیت از سوی دیگر. این برخورد به چندین دلیل منجر به تشدید ناآرامی‌ها می‌شود: ۱. **بی‌اعتمادی عمیق:** وجود چهره‌های مرتبط با رژیم در مناصب قدرت یا در حال عادی‌سازی، به معنای تداوم همان سیستمی است که ریشه اصلی بحران بوده است. این امر اعتماد عمومی را از هرگونه راه حل سیاسی یا تلاش برای بازسازی سلب می‌کند و به این باور دامن می‌زند که تغییر واقعی هرگز اتفاق نخواهد افتاد. ۲. **تجدید زخم‌ها و تروما:** برای قربانیان و خانواده‌هایشان، دیدن چهره‌هایی که مسئول رنج‌هایشان می‌دانند، به مثابه بازگشایی زخم‌های کهنه و تجدید تروما است. این وضعیت نه تنها التیام را به تأخیر می‌اندازد، بلکه خشم و میل به انتقام را تقویت می‌کند. ۳. **تهدید امنیت معترضان:** بازگشت این چهره‌ها می‌تواند به معنای بازگشت روش‌های سرکوبگرانه گذشته و تهدید امنیت کسانی باشد که اکنون جرأت مطالبه عدالت را پیدا کرده‌اند. این ترس و عدم اطمینان، خود می‌تواند منجر به واکنش‌های شدیدتر و خشونت‌آمیزتر شود. ۴. **شکاف‌های اجتماعی و سیاسی:** این وضعیت شکاف‌های عمیق‌تری را در جامعه سوریه ایجاد می‌کند. بین کسانی که برای بقای خود و به دلایل مختلف به حمایت از رژیم ادامه می‌دهند یا آن را تنها گزینه ممکن می‌دانند، و کسانی که رژیم را مسئول اصلی فجایع می‌دانند و برای سرنگونی آن مبارزه کرده‌اند، هیچ نقطه مشترکی برای همزیستی مسالمت‌آمیز باقی نمی‌ماند. ۵. **چشم‌انداز مبهم برای صلح پایدار:** صلح پایدار در هر جامعه‌ای که از یک درگیری خونین بیرون می‌آید، نیازمند سازوکارهای قوی برای عدالت انتقالی، از جمله حقیقت‌جویی، پاسخگویی، جبران خسارت و اصلاحات نهادی است. زمانی که این الزامات نادیده گرفته می‌شوند و به جای آن بر مصونیت و عادی‌سازی تأکید می‌شود، صلح به یک آتش‌بس شکننده تبدیل می‌شود که هر لحظه ممکن است با جرقه یک اعتراض یا یک رویداد ناگوار، شعله‌ور شود. ۶. **عوامل اقتصادی و بحران معیشتی:** نباید فراموش کرد که بحران اقتصادی فاجعه‌بار سوریه، فقر گسترده و فساد نهادینه، به شدت بر این تنش‌ها افزوده است. در حالی که مردم در تأمین نیازهای اولیه خود درمانده‌اند، شایعات یا واقعیت‌های مربوط به ثروت‌اندوزی و سوءاستفاده از قدرت توسط چهره‌های مرتبط با رژیم، خشم عمومی را تشدید می‌کند و به مطالبات عدالت اجتماعی و اقتصادی دامن می‌زند. این وضعیت اقتصادی، اغلب به عنوان یک کاتالیزور قدرتمند برای اعتراضات عمل می‌کند، چرا که مردم احساس می‌کنند نه تنها کرامتشان پایمال شده، بلکه آینده اقتصادی‌شان نیز توسط همان سیستم به گروگان گرفته شده است. ### چشم‌انداز و راهکارهای احتمالی با توجه به این پیچیدگی‌ها، آینده سوریه همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. ادامه روند فعلی، یعنی عادی‌سازی بدون پاسخگویی، به احتمال زیاد به تداوم و تشدید تنش‌ها منجر خواهد شد و هرگونه امید به صلح واقعی و پایدار را از بین می‌برد. اعتراضات اخیر در سوریه، تنها نمونه‌ای از این واقعیت است که زخم‌های جنگ و بی‌عدالتی هرگز با سکوت و فراموشی التیام نمی‌یابند. برای رسیدن به یک صلح پایدار، جامعه بین‌المللی و بازیگران داخلی باید به این نکته اذعان کنند که عدالت انتقالی یک انتخاب لوکس نیست، بلکه یک ضرورت بنیادین است. این رویکرد می‌تواند شامل موارد زیر باشد: * **فشارهای مستمر برای پاسخگویی:** ادامه فشار بین‌المللی از طریق نهادهای حقوقی بین‌المللی، تحریم‌ها و مجازات‌های هدفمند علیه عاملان جنایات. * **حمایت از سازوکارهای حقیقت‌یابی:** کمک به ایجاد نهادهایی برای ثبت و مستندسازی جنایات و روشن ساختن سرنوشت ناپدیدشدگان. * **توانمندسازی جامعه مدنی:** حمایت از فعالان حقوق بشر، خانواده‌های قربانیان و جامعه مدنی در مطالبه عدالت و انجام فعالیت‌های آگاهی‌بخش. * **جبران خسارت و بازسازی عادلانه:** اطمینان از اینکه هرگونه تلاش برای بازسازی، شامل جبران خسارت قربانیان باشد و منافع آن به طور عادلانه بین همه سوری‌ها توزیع شود، نه اینکه به ابزاری برای تقویت رژیم و حامیانش تبدیل گردد. * **اصلاحات نهادی:** ایجاد تغییرات اساسی در ساختارهای امنیتی و قضایی برای جلوگیری از تکرار نقض حقوق بشر. در نهایت، تا زمانی که صدای قربانیان شنیده نشود، عاملان جنایات پاسخگو نباشند، و مفهوم "بازگشت" چهره‌های مرتبط با رژیم به معنای اعطای مصونیت از مجازات تلقی شود، تنش‌ها در سوریه فروکش نخواهند کرد. اعتراضات اخیر یادآوری دردناک است که صلح واقعی در سوریه نه با اجبار و نه با فراموشی، بلکه تنها با شجاعت مواجهه با حقیقت، برقراری عدالت و تعهد به احترام به کرامت انسانی همه سوری‌ها به دست خواهد آمد. در غیر این صورت، چرخه خشونت و بی‌ثباتی، همچنان سایه سنگین خود را بر این کشور تاریخی حفظ خواهد کرد.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...