آیا میان ایران و عمان بر سر تنگه هرمز شکاف ایجاد شده است؟
## تنگه هرمز: آیا شکافی در روابط ایران و عمان در حال شکلگیری است؟ تنگه هرمز، گلوگاه استراتژیک تجارت جهانی نفت و یکی از حیاتیترین آبراههای بینالمللی، همواره کانون توجه قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای بوده است. اهمیت این تنگه نه تنها به دلیل حجم عظیم نفت و گاز ترانزیت شده از آن، بلکه به خاطر جایگاه ژئوپلیتیکی آن در معادلات امنیت منطقهای و جهانی، بیبدیل است. در این میان، ایران و عمان، دو کشوری که سواحل آنها در دو سوی این آبراه قرار دارد، نقشی محوری در مدیریت و سرنوشت آن ایفا میکنند. با این حال، گزارشهای اخیر در رسانههای عربی مبنی بر ایجاد یک کریدور موقتی در آبهای عمان و همچنین اختلافات احتمالی بر سر دریافت عوارض عبور از تنگه، سؤالاتی جدی را درباره آینده روابط دو کشور و ماهیت کنترل تنگه هرمز مطرح کرده است. آیا این تحولات نشانهای از یک شکاف رو به رشد در روابط دیرینه و باثبات ایران و عمان است، یا صرفاً بازتابی از منافع ملی متفاوت در چارچوب یک رابطه استراتژیک؟ **اهمیت ژئوپلیتیک تنگه هرمز و جایگاه ایران و عمان** تنگه هرمز، به واسطه موقعیت منحصربهفرد خود، همواره یک رگ حیاتی برای اقتصاد جهانی و در عین حال، یک نقطه اشتعال بالقوه در منطقه خاورمیانه بوده است. حدود یک پنجم از کل نفت جهان و تقریباً یک سوم از تجارت جهانی LNG (گاز طبیعی مایع) از طریق این تنگه عبور میکند. این واقعیت، تنگه هرمز را به یک اهرم فشار قدرتمند برای کشوری که توانایی کنترل یا ایجاد اختلال در آن را داشته باشد، تبدیل کرده است. ایران، با طولانیترین خط ساحلی در شمال خلیج فارس و دریای عمان، همواره بر نقش محوری خود در امنیت این آبراه تأکید کرده و آن را جزئی جداییناپذیر از امنیت ملی خود میداند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بارها رزمایشهایی را در این منطقه برگزار کرده و مقامات ایرانی به کرات هشدار دادهاند که در صورت تهدید امنیت ملی یا تحریمهای شدید نفتی، ممکن است به بستن این تنگه اقدام کنند. این "اهرم فشار" بخش مهمی از استراتژی دفاعی و بازدارندگی ایران در برابر فشارهای خارجی، بهویژه تحریمهای آمریکا، محسوب میشود. در مقابل، سلطاننشین عمان، با موقعیتی استراتژیک در دهانه خلیج فارس و دریای عمان، رویکردی متفاوت را در پیش گرفته است. عمان به طور سنتی نقش میانجیگر بیطرف و باثبات را در منطقه ایفا کرده و روابط خوبی با همه طرفها، از جمله ایران و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، حفظ کرده است. این کشور، به دلیل موقعیت جغرافیایی و خط ساحلی وسیع خود در دریای عمان، تلاش کرده تا خود را به عنوان یک هاب تجاری و دریایی امن و بیطرف معرفی کند. ثبات در تنگه هرمز برای اقتصاد و امنیت عمان حیاتی است و این کشور همواره بر لزوم رعایت قوانین بینالمللی در این آبراه تأکید داشته است. **کریدور موقتی در آبهای عمان: جایگزین یا مکمل؟** اخبار مربوط به ایجاد یک "کریدور موقتی" برای تردد کشتیها در آبهای عمان، بازتاب گستردهای در رسانههای منطقهای و بینالمللی داشته است. این کریدور که گفته میشود در محدوده آبهای سرزمینی عمان قرار دارد، به کشتیها اجازه میدهد تا با عبور از مسیری کمی متفاوت، وارد یا خارج از تنگه هرمز شوند. سوال اصلی این است که آیا این کریدور، همانطور که برخی رسانهها مطرح کردهاند، "جایگزین" مسیر سنتی عبور از تنگه هرمز است، یا صرفاً یک گزینه "مکمل"؟ از منظر فنی و عملیاتی، مسیرهای کشتیرانی در تنگه هرمز بر اساس قوانین بینالمللی و با هماهنگی سازمان جهانی دریانوردی (IMO) و با رعایت کنوانسیون حقوق دریاها (UNCLOS) تعیین میشوند. این مسیرها به گونهای طراحی شدهاند که حداکثر ایمنی و کارایی را برای عبور و مرور کشتیهای غولپیکر فراهم کنند. یک کریدور "موقتی" در آبهای عمان، هرچند میتواند در شرایط خاص یا برای برخی انواع کشتیها مفید باشد، اما بعید به نظر میرسد که بتواند جایگزین کامل و دائمی مسیرهای بینالمللی موجود شود. ظرفیت، ایمنی، عمق آب و هماهنگیهای بینالمللی، مواردی هستند که یک کریدور موقتی احتمالاً در مقیاس وسیع قادر به رقابت با مسیرهای اصلی نخواهد بود. به همین دلیل، تحلیلگرانی که معتقدند این کریدور جایگزین مسیر سنتی نیست، به جنبههای فنی و محدودیتهای عملیاتی آن اشاره دارند. اما از منظر ژئوپلیتیک و روانشناختی، ایجاد چنین کریدوری میتواند پیامدهای مهمی داشته باشد. حتی اگر این کریدور حجم قابل توجهی از ترافیک را به خود اختصاص ندهد، نفس وجود یک "گزینه جایگزین" (هرچند جزئی و موقتی) در شرایط بحرانی، میتواند از قدرت "اهرم فشار" ایران بر تنگه هرمز بکاهد. زمانی که ایران با بستن احتمالی تنگه هرمز تهدید میکند، این تهدید تنها زمانی بیشترین وزن را دارد که هیچ گزینه جایگزینی برای ترانزیت نفت و گاز وجود نداشته باشد. هرگونه تلاشی برای ایجاد مسیرهای عبوری موازی، حتی در مقیاس کوچک، از ارزش استراتژیک این تهدید میکاهد و به نوعی به کشورهای منطقه و جهان این پیام را میدهد که "همه تخممرغها در یک سبد نیستند." بنابراین، دیدگاه دوم که معتقد است این کریدور ممکن است باعث شود ایران "یک اهرم فشار را از دست بدهد"، بیشتر به جنبههای روانشناختی و استراتژیک موضوع میپردازد. این به معنای از دست دادن کامل اهرم نیست، بلکه کاستن از شدت و حدت آن در محاسبات منطقهای است. برای عمان، ایجاد چنین کریدوری میتواند به معنای افزایش نقش این کشور در امنیت دریانوردی، ارائه خدمات لجستیکی بیشتر و تقویت جایگاه خود به عنوان یک بازیگر مسئول و ثباتآفرین باشد. **اختلاف بر سر عوارض عبور از تنگه هرمز: آیا این نقطه آغاز شکاف است؟** در کنار موضوع کریدور موقتی، گزارشهای مبنی بر "اختلاف مواضع عمان و ایران درباره دریافت عوارض عبور از تنگه هرمز" از اهمیت به مراتب بیشتری برخوردار است. این موضوع به هسته اصلی حاکمیت، قوانین بینالمللی و منافع اقتصادی مربوط میشود و میتواند به طور جدیتر روابط دو کشور را تحتالشعاع قرار دهد. بر اساس کنوانسیون حقوق دریاها (UNCLOS)، تنگههایی مانند هرمز که برای ناوبری بینالمللی حیاتی هستند، از رژیم "عبور بیضرر" یا "ترانزیت گذر" (transit passage) تبعیت میکنند. این بدان معناست که کشتیها و هواپیماها حق دارند آزادانه و بدون هیچگونه عوارض یا مجوزی از کشورهای ساحلی، از این تنگهها عبور کنند، مشروط بر اینکه عبور آنها مستمر، سریع و بیضرر باشد و قوانین بینالمللی را نقض نکنند. هدف این کنوانسیون، تضمین آزادی ناوبری و جلوگیری از ایجاد موانع غیرضروری برای تجارت جهانی است. ایران اما، به طور تاریخی، تفسیر متفاوتی از این کنوانسیون داشته است. در حالی که ایران UNCLOS را امضا کرده، اما آن را تصویب نکرده است. مقامات ایرانی بارها اعلام کردهاند که عبور از آبهای سرزمینی ایران در تنگه هرمز تنها با "اجازه" و تحت نظارت ایران امکانپذیر است، بهویژه برای کشتیهای جنگی. موضوع "دریافت عوارض" (transit fees) نیز در این چارچوب مطرح میشود. ایران ممکن است با استناد به هزینههای تأمین امنیت، نگهداری از علائم ناوبری، و یا صرفاً به دلیل نیازهای اقتصادی ناشی از تحریمها، به دنبال وضع چنین عوارضی باشد. اگر ایران بتواند از این طریق درآمدی کسب کند، در شرایط تحریمهای شدید، میتواند منبع مالی مهمی برای این کشور باشد. در مقابل، موضع عمان، همواره بر رعایت کامل قوانین بینالمللی و کنوانسیونهای دریایی تأکید داشته است. عمان به عنوان یک کشور باثبات و پیشرو در همکاریهای بینالمللی، هرگونه اقدامی که آزادی ناوبری را محدود کند یا عوارضی بر آن تحمیل کند، را مغایر با منافع خود و قوانین بینالمللی میداند. وضع عوارض نه تنها میتواند به اعتبار بینالمللی عمان به عنوان یک قطب تجاری ضربه بزند، بلکه میتواند به تنشها در منطقه دامن زده و امنیت دریانوردی را به خطر اندازد. برای عمان، حفظ وضعیت موجود و عدم ایجاد اختلال در جریان آزاد تجارت، یک اولویت حیاتی است. از این رو، اختلاف بر سر دریافت عوارض، ریشهای عمیقتر در تفاوت رویکردها به قوانین بینالمللی و منافع ملی دارد. در حالی که ایران ممکن است آن را حق حاکمیتی خود یا ضرورتی اقتصادی بداند، عمان آن را تهدیدی برای ثبات منطقه و نقض قوانین بینالمللی تلقی میکند. این اختلاف، برخلاف کریدور موقتی که بیشتر جنبه عملیاتی دارد، میتواند پیامدهای حقوقی و دیپلماتیک جدیتری در پی داشته باشد و در صورت عدم مدیریت صحیح، به یک شکاف واقعی در روابط دو کشور منجر شود. **پیامدهای احتمالی و آینده روابط ایران و عمان** چشمانداز شکاف در روابط ایران و عمان، سناریویی است که هیچ یک از طرفین یا کشورهای منطقه خواهان آن نیستند. رابطه ایران و عمان همواره بر پایه احترام متقابل، منافع مشترک در امنیت منطقه و نقش عمان به عنوان یک کانال ارتباطی مهم برای ایران با جهان غرب استوار بوده است. اگر ایران به طور جدی به دنبال وضع عوارض عبور از تنگه هرمز باشد و عمان در مقابل آن بایستد، این وضعیت میتواند پیامدهای متعددی داشته باشد: 1. **تنشهای دیپلماتیک:** این اختلاف میتواند به سطح بالایی از تنشهای دیپلماتیک بین دو کشور منجر شود، که در بلندمدت به نقش میانجیگری عمان و ثبات منطقه آسیب میرساند. 2. **پیچیدگیهای حقوقی و بینالمللی:** این اقدام ایران با اعتراض شدید جامعه بینالمللی و کشورهای بزرگ دریایی مواجه خواهد شد و میتواند به پروندههای حقوقی در دادگاههای بینالمللی منجر شود. 3. **تأثیر بر قیمت نفت و تجارت جهانی:** وضع عوارض میتواند به افزایش هزینههای حملونقل و در نتیجه افزایش قیمت کالاها و انرژی منجر شود که به نفع اقتصاد جهانی نخواهد بود. 4. **کاهش اعتماد منطقهای:** این اقدام میتواند بیاعتمادی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به ایران را افزایش داده و تلاشها برای کاهش تنشها را با مشکل مواجه کند. با این حال، با توجه به عمق و قدمت روابط ایران و عمان و نیز رویکرد پراگماتیستی هر دو کشور، احتمال اینکه این اختلافات به یک قطع کامل رابطه یا خصومت علنی منجر شود، پایین است. عمان احتمالاً تلاش خواهد کرد تا از طریق کانالهای دیپلماتیک و گفتوگوهای پشت پرده، ایران را از اتخاذ چنین تصمیمی منصرف کند یا حداقل به یک راهحل میانی دست یابد. ایران نیز به خوبی از پیامدهای بینالمللی چنین اقدامی آگاه است و ممکن است در نهایت از یک موضع سختگیرانه عقبنشینی کند یا به دنبال مکانیزمهای دیگری برای جبران نیازهای اقتصادی خود باشد. **نتیجهگیری** تحولات اخیر در مورد تنگه هرمز، چه کریدور موقتی در آبهای عمان و چه بحث دریافت عوارض، نشاندهنده پویاییهای پیچیده و چالشهای موجود در این آبراه حیاتی است. کریدور موقتی، هرچند از لحاظ عملیاتی یک "جایگزین" کامل نیست، اما از منظر ژئوپلیتیک میتواند بر "اهرم فشار" ایران اثرگذار باشد و نشاندهنده تمایل عمان برای تقویت امنیت دریانوردی و ارائه گزینههای بیشتر است. اما موضوع "دریافت عوارض عبور" از تنگه هرمز، از ابعاد حقوقی و سیاسی به مراتب حساستری برخوردار است. این موضوع میتواند نقطه واقعی اختلاف بین ایران و عمان باشد، زیرا مستقیماً با حاکمیت ملی، قوانین بینالمللی و منافع اقتصادی هر دو کشور در تضاد قرار میگیرد. در حالی که ایران ممکن است آن را حق مشروع خود بداند، عمان و جامعه بینالمللی آن را نقض صریح قوانین بینالمللی و تهدیدی برای آزادی ناوبری تلقی خواهند کرد. به نظر میرسد که رابطه ایران و عمان در حال ورود به مرحلهای از بازتعریف منافع است، اما این به معنای یک "شکاف" عمیق و غیرقابل ترمیم نیست. احتمالاً شاهد گفتوگوها و رایزنیهای فشردهای بین دو کشور خواهیم بود تا راهحلی برای این چالشها پیدا شود. آینده تنگه هرمز و روابط ایران و عمان، بیش از هر زمان دیگری نیازمند دیپلماسی هوشمندانه و تعهد به قوانین بینالمللی برای حفظ ثبات و امنیت در این آبراه حیاتی جهانی است. نادیده گرفتن این تحولات میتواند پیامدهای درازمدتی برای امنیت و اقتصاد منطقه و جهان به همراه داشته باشد.